پایان نامه ارشد درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، تاریخ ادبیات

دانلود پایان نامه ارشد

آگاهانه ی حوادث آینده بر اساس درک حس و تحلیل دریافت های گذشته. با گسترش دریافت های حسی و قدرت تمرکز می توان محرکی برای گسترش تخیل به وجود آورد.
تخیل قدرت در تجسم چیزهایی است که هرگز به آن فکر نشده است. تخیل در ایجاد فضای ذهنی و زنده کردن و استمرار بخشیدن به آن بسیار کارایی دارد. تخیل این اجازه را به ما می دهد که در فضای جدید و شرایطی نو، زندگی به غیر از زندگی واقعی خودمان را تجربه کنیم.
در حقیقت تخیل یکی از عوامل هم ذات پنداری است.
تخیل، آفریدن تصویری خیالی و تبدیل آن به عینیت است. تخیل ما را برای عکس العمل های سریع و خیالی آماده می کند و در باور پذیری ما مٶثر است. تخیل می تواند بر نا خود آگاه ما تأثیر بگذارد. تخیل پشتوانه ی مشاهدات ما در بداهه سازی است.تخیل به تقویت حافظه کمک می کند. خلاقیت سفرهای ذهنی ، بداهه سازی، تمرکز و … از طریق تخیل به وجود می آید. تخیل در ذهن انسان شامل حس و ادراک است؛ احساس مربوط به حواس و ادراک مربئط به حافظه. گنجینه ی عظیمی از دانش ها در ذهن انسان وجود دارد که هرگز از آن بهره مند نمی شود.(محامدی – ۱۳۸۶ – صفحه ۱۰۱)

اما در تعریف تخیل دوازده مورد در مفهوم آن آمده است که عبارتند از:

_آنچه ناظر به موجودات یا پدیده هایی است که ما به ازاء در عالم واقعی و عینی ندارند(موجودات خیالی)
_ناظر به قابلیت دیدن با چشم ذهن یا شنیدن با گوش ذهن، تصاویر یا اصواتی که گویی در زندگی ما حضور داشته ونقش ایفا می کنند( تخیل تهی)
_ ناظر به ویژگی اشتغال ذهنی چیز یا واقعه ای که با واقعیت تطابق ندارد ( خیال پردازی)
_ ناظر به تفسیر پدیده ها به شکلی بیمار گونه ( پارانویید)
_ ناظر به خطاهای دید و ادراک که نادرستی آن بر ادراک کننده آشکار است ( مفهوم “فانتزیا” در آثار ارسطو)
_ناظر به قابلیت روانی که تمام جاندارانی که قادر به انجام عمل هدفمند( کنش و نه صرفا کنش) می باشند از آن برخوردار می باشند( مفهوم ارسطویی دیگر)
_ ناظر به مجموعه ی متنوعی از ادراکات حسی در جریان ساختار بخشیدن به دانش خویشتن از جهان که با واقعیت بیرونی منطبق نیست
_ ناظر به جریان ارئه ی تبیین و فهم متفاوت و بدیل از نظم حاکم بر پدیده ها
_ ناظر به قابلیت تصور امور به گونه ای متفاوت با آنچه تجربه شده است.( تخیل به معنای ابداع و توان ارائه ی راه حل های غیر منتظره و سودمند برای انواع و اقسام مسائل)
_ ناظر به توان ایجاد حس حضور در موقعیتی که توصیف می شود( حضور یا تجربه ی غایبانه) منبعی که گویندگان (خطبا) و نویسندگان و شعرا به آن متکی هستند
_ ناظر به قابلیت ادراک آثار هنری که از آن با “ادراک توام با تخیل” نام برده می شود
_ناظر به تمام شناخت ها و دریافتهای بشر چرا که به زعم بسیاری از شناخت شناسان شناخت ما متکی به بنیاد های شخصی و نوعی برون فکنی درباره ی جهان هستی است ( ژان پل سارتر در اثر مشهور خود در زمینه ی پدیدار شناسی) (1389.محمود مهر محمدی)
نقش تاتر کودک، جز هدایت همین تخیلات و نزدیک کردنشان به امور عینی، چیز دیگری نیست. “کودکی که همیشه در تخیل بازی می کند و در مورد واقعیات به خیاپردازی می پردازد و افراد و اسباب بازی های خیالی را واقعی فرض می کند، در برخورد با واقعیتهای گوناگون پیرامون، برداشتی عجولانه و غالبا نادرست و عکس العملی غیر منطقی از خود نشان می دهد.چنین کودکی ممکن است به وسیله ی تجاربی که غیر مستقیم به دست می آورد، تئوری های نسبتا درستی از روابط محیط خود داشته باشد. و حتی احتمالا شناخت عمیق تری نسبت به همسالان خود از محیط اطرافش پیدا کند، اما عملا نمی تواند دانسته های خود را به طور منطقی به کار برد…”
تأتر کودک، برای اطفال ما تجاربی را تدارک می بیند که شریک ” دزد خیال” هستند و رفیق ” قافله ی واقعیت”. تأتر کودک، برخوردهای عملی و عینی کودک را با واقیت دنیای پیرامونش بیشتر و بیشتر می کند تا به وسیله آنها به بینش درستی از زندگی برسد. تخیلات کودک را باید با دستی مهربانتر از رویا، هدایت کرد.
مطلبی را که برخی از محققین در فوائدبازی به عنوان محرک خیال کودک ذکر می کنند، می توانیم بی هیچ دخل و تصرفی برای تأتر به عنوان یک بازی خیال برانگیز نقل کنیم:
“…آخرین سهمی که بازی می تواند در ارضای نیازهای روانی داشته باشد، فرصتی است که به او می دهد تا آزادانه از نیروی تخیل خود استفاده کند. کودک مشتاقانه کارهای پدر و مادر و خویشان خود یا دیگران را تقلید می کند و با بازی در نقش هر چیز یا هر کسی که در نظرش جالب است، ادراکی از طبیعت آنها به دست می آورد. او در طی بازیهای تخیلی، به وسیله تقلید اعمال اطرافیان خود از محیط پیچیده و گیج کننده، واقعیتی ساده تر برای خود می سازد و نیروی تخیلش به آسانی از واقعیت به خیالپردازی روی می آورد…”
نویسنده ی کتاب: «بازیگری»؛ در مقدمه ی کتاب خود، با تکیه بر وجود خیالپردازی در بچه ها، بازیگری تأتر را تا آنجا برای ایشان آشنا و مأنوس می یابد که می نویسد:
“…هیچ نیازی نیست از لذتی که یک نمایش می تواند در شما ایجاد کند، صحبت کنیم. شما در این باره همه چیز را می دانید، زیرا از زمانی که خیلی کوچک بودید، کار نمایش می کردید.گاه “مادر ” می شدید گاه پدر، و گاهی یک راننده ماشین…
گاهی با دوستانتان “رابین هود” یا کابوهایی در غرب وحشی می شدید و گاهی هم سربازانی در جبهه ی جنگ… و آنوقت داستانهای ساخته و پرداخته ی خیال خودتان را بازی میکردید و بی شک فکر می کردید که مشغول چه بازیهای جدی ای هستید…”
خلاقیت کشف هستی است. خلاقیت اتفاق نمی افتد مگر آنکه رٶیاهای خود را به وسیله ی احساسات و عواطف به شکلی مادی در آوریم. یعنی ادغام دنیای واقعی با رٶیاها که در اثر این دغام، خلاقیت شکوفا می شود.
خلاقیت مانند آینه است که هر لحظه در آن چیزی را می بینیم : نمای زیبا یا زشت، آشکار یا پنهان. گاه در این آینه خود را می توان دید و گاه می توان تزکیه های آن را معنی کرد. مجموع ذهن، احساس، ادراک، تصویر ذهنی، یاد آوری، عاطفه و مفهوم، ایجاد خلاقیت می کند.
(محامدی – ۱۳۸۶- صفحه ۱۰۰ و۱۰۱)

خیال‌پردازی (به عنوان یک گونۀ هنری)

خیال‌پردازی ؛ گونه‌ای هنری است که جادو و دیگر اَشکال فراطبیعی را به عنوان عنصر اولیهٔ طرح و توطئه، درون‌مایه یا فضای داستان استفاده می‌کند. این گونه معمولاً توسط نگاه، حس و درون‌مایهٔ وسیع از کار اشخاص از گونه‌های علمی‌تخیلی و وحشت متمایز می‌شود، هر چند که این سه گونه نقاط مشترک بسیاری با هم دارند و مجموعاً ادبیات گمانه‌زن شناخته می‌شوند. در خیال‌پردازی قواعد و قوانین فیزیکی و طبیعی زیر پا گذاشته می‌شود و موجودات ناموجود تصویر می‌شوند. این نوع ادبی معمولاً شامل سحر و جادو، حوادث خارق‌العاده، و موجودات خیالی است.
واژهٔ فانتزی تنها به شکل اسم به کار نمی‌رود و در زبان فارسی به صورت صفت نیز به کار می‌رود.
مراد فرهادپور در مقدمه‌ای که بر برگردان فارسی درخت و برگ نوشته‌است عبارت ادبیات تخیلی مدرن را به عنوان برگردان واژهٔ «فانتزی» به کار می‌برد و آن را شیوهٔ جدیدی شمرده‌است که با اثر موریس آغاز شده‌است.

ویژگی گونه های خیال پردازی
ویژگی اصلی خیال‌پردازی، دارا بودن عناصر خیالی در فضایی خود-منسجم است، فضایی که منطق و قوانین خاص خود را دارد که متفاوت با منطق عادی است و داستان آن قوانین را نمی‌شکند. در این ساختار هر مکانی برای عناصر خیال‌پردازی ممکن است: شاید این مکان مخفی باشد یا در جهان ظاهراً واقعی ما رخنه کرده باشد یا شاید کاملاً در دنیایی خیالی رخ بدهد. در هر اثری عناصر نه فقط باید از قوانین پیروی کنند بلکه به دلیل انسجام طرح و توطئهٔ داستان باید شامل محدودیت‌هایی باشد تا به قهرمانان و تبهکاران داستان اجازه بدهد با هم بجنگند. عناصر جادویی باید بی قید و بند استفاده نشوند وگرنه ساختار داستان از بین می‌رود.

تاریخچۀ خیال پردازی
با این که گونه خیال‌پردازی به شکل مدرن کمتر از دو قرن عمر دارد، شکل‌های سابق آن تاریخی برجسته و طولانی دارند. عناصر گونه خیال‌پردازی و اسطوره‌ای که سرانجام گونه خیال‌پردازی و زیرگونه‌های خیال‌پردازی را ساختند احتمالاً با حماسهٔ گیلگمش و اولین نوشته‌های بشر آغاز شوند که در دوران بعد بخشی از بزرگ‌ترین و مشهورترین ادبیات بشر را شکل دادند. ماجراجویی‌های خیالی، از اودیسهٔ هومر تا بئوولف، از مهابهاراتا تا کتاب هزار و یک شب، از شاهنامه تا افسانه‌های شاه آرتور که پهلوانان شجاع، هیولاهای مرگبار و سرزمین‌های پنهان بسیاری از خوانندگان را در دنیای خیال فرو برده‌است. اگر این طور به تاریخ گونه خیال‌پردازی نگاه کنیم، تاریخ ادبیات و تاریخ خیال‌پردازی آن قدر در هم آمیخته‌اند که نمی‌توان از هم جدا کرد.
تاریخ ادبیات خیال‌پردازی مدرن با جورج مک‌دونالد ، نویسندهٔ اسکاتلندی رمان‌هایی مثل شاهدخت و گوبلین و فانتاستس ، آغاز می‌شود که دومین رمان را بسیاری نخستین رمان خیال‌پردازی بزرگسالان می‌دانند. مک‌دونالد تأثیری بسیار زیاد بر جی. آر. آر. تالکین و سی. اس. لوییس داشت. دیگر نویسندهٔ بزرگ این عصر ویلیام موریس نام داشت، شاعری بزرگ که چند رمان نیز در اواخر قرن نوزدهم نوشت، از جمله مشهورترین آن رمان‌ها: چاهی در انتهای جهان.
به رغم تأثیر مک‌دونالد در آینده و محبوبیت موریس در عصر خود تا قرن بعد ادبیات داستانی خیال‌پردازی به مخاطب وسیع دست نیافت. ادوارد پلانکت، که بیشتر به نام لرد دانسنی شناخته می‌شود، نقطهٔ آغازی بر محبوبیت این گونه هم به شکل رمان و هم به شکل داستان کوتاه بود. بسیاری از نویسندگان جریان معمول ادبیات هم به خیال‌پردازی‌نویسی روی آوردند، از جمله اچ. رایدر هاگارد ، رودیارد کیپلینگ و ادگار رایس بروز. این نویسندگان همراه با آبراهام مریت بنیانگذار چیزی بودند که بعدها به نام زیرگونهٔ «دنیای گمشده» مشهور شد و در اوایل قرن بیستم پرطرفدارترین شکل خیال‌پردازی بود. در این زمان چندین خیال‌پردازی کودک کلاسیک نیز منتشر شد، از جمله پیتر پَن و جادوگر شگفت‌انگیز اُز.

در واقع، خیال‌پردازی کودکان و نوجوانان خیلی بیشتر از خیال‌پردازی بزرگسالان مطلوب است و این موضوع، نویسندگانی را که تمایل داشتند خیال‌پردازی بنویسند وادار کرده بود اثرشان را با خیال‌پردازی کودکان تطبیق بدهند. ناتانیل هاوثورن کتاب‌های بسیاری نوشت که به خیال‌پردازی تمایل داشتند، اما در کتاب شگفت‌انگیز برای پسرها و دخترها که برای کودکان و نوجوانان بود خیال‌پردازی نوشت. تا چند سال، این باعث شده بود که بسیاری از کارهای خیال‌پردازی، حتی ارباب حلقه‌ها در ادبیات کودکان طبقه‌بندی شود.
در ۱۹۲۳ اولین مجلهٔ کاملاً مخصوص خیال‌پردازی، قصه‌های عجیب یا وایرد تیلز، ایجاد شد. مجلات شبیه به این بی‌درنگ چاپ شدند که از همه مشهورتر مجلهٔ خیال‌پردازی و علمی‌تخیلی (به انگلیسی: Magazine of Fantasy and Science fiction) بود. مجلات عامیانه و ارزان در اوج محبوبیت خود بودند و در آوردن ادبیات خیال‌پردازی به مخاطبان بسیار هم در آمریکا و هم در انگلیس مهم بودند. این مجلات در موفقیت علمی‌تخیلی هم مهم بودند و در این زمان این دو گونه با یکدیگر ارتباط خود را آغاز کردند.
در ۱۹۵۰ ادبیات «شمشیر و جادوگری» خوانندگان زیادی یافته بود، زیرا کتاب‌های کنان بربر نوشتهٔ رابرت ای. هووارد و ال. اسپراگ دی کمپ و فافرد و موش‌گیر خاکستری نوشتهٔ فریتز لایبر به موفقیت بسیاری دست یافته بود. اما ظهور خیال‌پردازی والا و بیشتر از همه محبوبیت هابیت و ارباب حلقه‌ها اثر جی. آر.آر تالکین در دههٔ شصت میلادی، خیال‌پردازی را وارد ادبیات اصلی کرد. مجموعه‌های دیگر مثل سرگذشت نارنیا نوشتهٔ سی اس لوئیس و دریا-زمین نوشتهٔ اورسلا لوگویین به محبوبیت این گونه استحکام بخشید.
کودک در تقلید از محیط زندگی و نقش هایی که از دیده ها و شنیده های خود می پذیرد دقیقاً آنچه را دیده است در خود به باور رسانیده و اجرا می کند . در تمام لحظات که نقش مادر را می گیرد سعی می کند درست شبیه مادرش عمل کند یا د

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد ترک فعل Next Entries منبع تحقیق درمورد دادگاه صالح، اصل استقلال، استقلال قوا