پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس، زنان و دختران، فرهنگ و سنت

دانلود پایان نامه ارشد

وعد? تولد پسري را مي دهد.

3-2 اهميت اولاد ذکور و تاکيد بر نخست زادگي
متن عبري را مي‌توان آيينه‌اي از فرهنگ و سنت قوم يهود دانست. در مقابل نگاه ضد ارزشي به جنس زن در بخشهاي بسياري از متن عبري به وضوح مي توان نشانه هاي از اهميت و ارجحيت اولاد ذکور يافت. در کتاب مقدس از تولد دختر ابداً ذکري به ميان نيامده است اما تولد فرزند پسر باعث شادي وسرافرازي والدين و بويژه مادر بوده و گويا بر شرف و عزت او مي افزوده همانگونه که در سفر پيدايش 111 سارا همسر ابراهيم پس از تولد اسحاق مي گويد:
“خدا براي من شادي و خنده آورده است و هر که اين را بشنود با من خواهد خنديد “.
در فصل 29 و30 پيدايش نيز که درباره‌ي يعقوب و همسران اوست به اين نکته اشاره مي شود.
اهميت پسر تا داشتن نوه پسر هم ادامه پيدا مي کند چنانکه در در کتاب روت فصل 4 آيات 13 تا 16 مي بينيم.
در کتاب اول سموئيل112 نيز القانه شوهر حنا خطاب به او که فرزندي نداشت و هويش او را مسخره مي کرد مي گفت :
“…آيا من براي تو از دهها فرزند پسر بهتر نيستم “.
در سفر خروج نيز به اهميت تولد اولاد ذکور و نخست زادگي توجه ويژه اي شده است. در اين کتاب از مرگ نخست زادگان مصري و حتي نخست زادگان چارپايان آنان به عنوان مجازات خداوند ياد مي شود.113
آيات ديگر عبارتند از لاويان 40:3؛ يوشع 26:6؛ پيدايش فصل 22و مزامير 4:127.
در گنجينه اي از تلمود نيز در باب اهميت و فوايد اولاد ذکور و ترجيح آن بر دختر چنين آمده :
“پسر را بدين جهت بر دختر ترجيح مي دادند که پسر عصاي پيري والدين است و مي تواند عالم معروفي شود و آرزوي ديرينه‌ي پدر و مادر خود را برآورد. اما دختر براي پدر گنجينه اي نگراني آور است …”114

3-3 تاثير جنسيت در احکام مختلف متن
مذکر گرايي و نگاه ارزشي به فرزند پسر در احکام مختلف نيز راه پيدا کرده و همين مسئله نيز زمينه ي برداشت هاي جنسيتي را فراهم آورده. اين احکام شامل :
1- احکام مربوط به طهارت زايمان از مواردي است که جنسيت در آن نقش اصلي را بازي مي‌کند و در فصل 12 کتاب لاويان ارايه گرديده است.
2- حکم مربوط به حق ارث که در سفر تثنيه 115 به آن اشاره مي شود.
براساس اين حکم تنها پسران و بيش تر از همه پسر ارشد سزاوار دريافت ارث از پدر خويش مي‌باشند؛ البته اين قانون در فصل 27 از کتاب اعداد کمي تعديل شده وبراساس آن اگر مرد پسري نداشت دختران او ارث مي برند.
با اين وجود در کتاب ايوب 116مي خوانيم :
“در تمام آن سرزمين هيچ زني، زيبايي دختران ايوب را نداشت و پدرشان به آنها هم مانند برادرانشان ارث داد”.
در واقع براساس اين حکم، ايوب گرچه داراي فرزندان پسر زيادي بود با اين وجود به دختران خود نيز ارث بخشيد و اين امري غير عرف قلمداد مي شد.
3- قوانين هداياي نذري نيز ميان زن و مرد متفاوت است و معيار رسمي آن در فصل 27 سفر لاويان بدين صورت شرح داده شده است :
“مرد بيست تا شصت ساله ،پنجاه تکه نقره و زن بيست تا شصت ساله ، 30 تکه نقره …”
همانطور که ديده مي شود جنسيت معيار پرداخت هداياي نذري قرار مي گيرد و در تمام مقاطع سني اين ميزان بين زن و مرد متفاوت مي باشد.
4- در کتاب تثنيه117 نيز قانوني مطرح مي شود که مربوط به ازدواج برادر متوفي با بيوه‌ي اوست . در اين قانون بدون هرگونه توجه به خواست و ميل زن، چنانچه شوهر متوفي و بدون داشتن فرزند پسر ي از دنيا برود بر برادر او واجب است تا با همسر او ازدواج کند و اولين فرزند پسري که از اين ازدواج به دنيا مي آيد فرزند برادر متوفي محسوب مي شود تا نام او در ميان قوم فراموش نشود.

3-4 ديدگاه ابزاري به زن
علاوه بر مباحث فوق، استفاده ابزاري از زن نيز که مصاديق آن در متن عبري به وفور يافت مي شود به جنسيت گرايي متن عبري دامن زده است . از جمله آنکه در بسياري از روايات و آيات متن عبري، زن موضوع معامله و خريد و فروش118 قرار مي گيرد و يا زن به عنوان پاداش119 در برابر کاري بزرگ و خطير عرضه مي شود. زنان و دختران به عنوان کنيز وغنيمت جنگي120 به يغما برده شده و متن عبري اين اجازه را مي دهد که دختران طرف مقابل جنگ جهت بهره برداري جنسي121 مورد تمتع قرار گيرند. ويل دو رانت نيز بر اين مطلب صحه گذاشته و مي گويد:
“…(پدر) اگر فقير بود مي توانست دختران خود را پيش از بلوغ به عنوان کنيز بفروشد و با آنکه در امر شوهر دادن دختران گاهي خرسندي ايشان را نيز جلب مي کرد معمولاً حق داشت بدون جلب رضاي آنان به هر کس که بخواهد شوهرشان بدهد”122. وي در ادامه مي افزايد:
“پيش از اسارت امر زناشويي جنبه‌ي عرفي و مدني صرف داشت که به وسيله‌ي والدين عروس و داماد صورت مي گرفت …اما سنت متعارف آن بود که زناشويي از طريق خريد و فروش صورت گيرد.
يعقوب راحيل وليه را با کار خودش خريداري کرد و بوعز نيز با دسترنج خود روت زيبا را به چنگ آورد. هوشع نبي سخت از آن پشيمان بود که چرا همسر خود را 50 شکل خريده است . نامي که عبرانيان به همسرمي دادند “بلهه” بود يعني “مملوک” پدر عروس در مقابل مهري که به عنوان بهاي دختر خود دريافت مي داشت او را به داماد واگذار مي کرد…”123.

اين موارد مي تواند به خوبي حاکي از اين مسئله باشد که گويا جنسيت زن گره گشاي بسياري از مشکلات در سطح کلان و يا حتي در حد يک خانواد? فقير راهي براي فرار از فقر و بدهکاري باشد.

3-5 عدم احتساب زنان در سرشماريها
در سفر اعداد آمار دقيقي از اموال، چارپايان، تعداد فرزندان پسر هر طايفه و …مطرح مي شود. در فصول مختلف اين کتاب از جمله فصل 2و3و4 تعداد مردان در سنين مختلف محاسبه مي شوند. در فصل 31 در آيات مربوط به تقسيم غنايم، تعداد احشام و چارپايان بيان مي شود و نکت? جالب توجه آنکه در اين ميان 16 هزار دختر نيز به عنوان غنيمت جنگي هم رديف و در کنار تعداد چارپايان ذکر مي شود. حتي گفته مي شود در ميان دختران مديني که به عنوان غنيمت جنگي نصيب موسي و العازر شده بود،32 دختر به معبد خداوند داده شد. هداياي سرکردگان نظامي نيز با جزئيات کامل توصيف مي شود و وزن دقيق آنها نيز بيان مي شود اما هرگز به تعداد زنان و دختران طوايف و وضعيت آنها اشاره اي نمي شود. در کتاب داوران124 نيز تنها به تعداد اولاد ذکور از پسر و نوه اشاره مي شود وتنها در مورد “ابصان بيت لحمي” است که دختران او نيز به شمارش مي آيند. در کتاب پيدايش نيز تنها نام پسران نوح و خاندان او ذکر شده است .
در بسياري از حد نصاب هاي ديني و شرعي نيز زنان محاسبه نمي شوند. مثلاً برپايي مراسم عبادي و يا هر مراسم ديگري در کنسيه نيازمند حضور حداقل 10 نفر مرد مي باشد و حضور يا عدم حضور و تعداد زنان اصلاً مهم نيست .
شهادت يک صد زن نيز به پاي شهادت يک مرد نمي رسد. بطور مثال اجراي مراسم عقد يا طلاق در يهوديت منوط بر حضور حداقل 2 مرد است و برگزاري مراسم عروسي نيز تنها با حضور حداقل 10 مرد قابل اجراست و زن ها در اين حدنصاب ها شمرده نمي شوند.
حتي زنان از استفاده از قرباني هاي مختلف و اغذيه هاي آييني محروم بوده و حق خوردن آنرا ندارند. تنها اولاد ذکور کاهنان مي توانند از گوشت قرباني جبران خطا تناول کنند.
با وجود تمام موارد نامبرده عجب آنکه در کتاب تثنيه125مي خوانيم :
“خدا تبعيض را نمي پسندد و رشوه نمي گيرد . او به داد يتيمان و بيوه زنان مي رسد…”

4-نتيجه گيري
در بخش حاضر با بررسي آيات و شواهد موجود در متن مقدس عبري به تبيين ديدگاه اين کتاب در زمينه‌ي منزلت انساني زن در سه محور روايت آفرينش، ‌رابطه زن و شر و خطابات متن پرداختيم.
زن علي رغم اينکه هم چون مرد شبيه خدا آفريده شده و صاحب عقل و روح و اختيار مي‌باشد اما با توجه به تقدم آفرينش مرد، خلق زن از دنده‌ي مرد و آفريدن زن بخاطر مرد که در روايت آفرينش کتاب پيدايش بدان اشاره مي‌شود به لحاظ منزلت و جايگاه انساني در رتبه‌ي پائين‌تري نسبت به مرد قرار مي‌گيرد. در ادامه روايت نافرماني انساني مطرح مي شود که اين مسئله نيز بر فرودستي زن دامن مي‌زند. در اين داستان گفته مي‌شود که مار( نماد شيطان) با تحريک حس کنجکاوي و دانايي زن،‌او را اغوا کرده و سپس، مرد توسط زن وسوسه مي‌شود. گرچه در اين ماجرا زن و مرد هر دو مجازات مي‌شوند اما ظاهراً پيامدهاي اين عمل براي زندگي آينده‌ي زن سنگين تر مي‌باشد. مرد تنها محکوم به تلاشي بيشتر و تحمل سختي براي کسب معاش مي‌گردد و جايگاه انساني و شخصيت وي هرگز زير سوال نمي‌رود، حال آنکه زن نه تنها به تحمل مشقت زندگي (بارداري، زايمان و …) مجازات مي‌گردد که جايگاه و منزلت انساني او نيز تحت الشعاع قرار مي‌گيرد چرا که :
1- هميشه تمايل او به شوهرش خواهد بود و اين زماني حاصل مي‌شود که رتبه‌بندي در کار باشد يعني يکي برتر و بالاتر و ديگري پست‌تر و پائين‌تر قرار گيرد. در اين صورت همواره آنکه در مرتبت پائين‌تري قرار دارد تمايل و کشش بيشتري به سمت جانب بالاتر دارد.
2- زن دروازه‌ي ورود شيطان معرفي مي‌شود.
3- زن عامل سقوط بشر به دنيا و در نتيجه گرفتاري انساني به بلايا و شرور که از پيامدهاي اجتناب ناپذير ماديت مي‌باشند، معرفي مي‌شود. لذا علاوه بر ميتولوژي خلقت، بحث نافرماني زن و سقوط انسان به زمين نيز باعث مي‌شود که از مرتبت و منزلت انساني کاسته شده و به موجودي فرودست، اهريمني و پليد تبديل گردد. لذا در سراسر متن ضمن اشاره به صفات منفي زنانه، زني که به شوق دانستن با شجاعت هر چه تمام از ميوه‌ي ممنوعه مي‌خورد به سمبلي از ضعف، حماقت، ترس و شرارت تبديل مي‌شود که تنها به امور خرافي و دنيا پرستي تمايل دارد. تولد او هرگز موجب شادي و سرافرازي نمي‌باشد. از بسياري از اعياد و اجتماعات بزرگ شريعت موسي محروم مي‌گردد. در بسياري از سرشماريهاي و احتسابات ناديده انگاشته مي‌شود و تنها به عنوان ابزاري براي رسيدن به مقاصد مختلف به کار گرفته مي شود.
انساني با چنين جايگاه و منزلتي، موجودي است درجه دومي، طفيلي و فرومايه که تنها براي کام‌جويي انساني ديگر پا به عرصه‌ وجود گذاشته و نقش اصيل و ماندگاري در اين جهان بازي نمي‌کند. اما اين تمام ماجرا نيست، روي ديگر سکه زماني ظاهر مي‌شود که به بررسي ديدگاه کتاب مقدس عبري در باب منزلت اجتماعي زن بپردازيم پس نتيجه‌گيري نهايي را به بخش آينده مي‌سپاريم.

بخش دوم: بررسي منزلت اجتماعي زن در متن مقدس عبري
در بخش گذشته منزلت انساني زن در کتاب مقدس عبري مورد مداقه قرار گرفت. بخش حاضر با بررسي نقش هاي تعريف شده براي زن در اين کتاب، منزلت اجتماعي زن را به بحث خواهد گذاشت. نقش را ميتوان عامل تعيين کننده جايگاه اجتماعي دانست. نقش هاي اجتماعي تعريف شده در متون عبري بر گرفته از هويت هاي جنسيتي مي باشند و در چگونگي شکل گيري جايگاه اجتماعي نقش اساسي بازي مي کنند.
از آنجا که نقش فرهنگي و تربيتي زنان در کتاب مقدس عبري از خانه شروع شده ودر جامعه به منصه ظهور ميرسد، لذا بررسي نقش زنان در اين کتاب ابعاد فردي و اجتماعي را در برخواهد گرفت که ذيل عناوين “جايگاه زن در خانواده” و “جايگاه زن در جامعه” تبيين مي گردد.
“زن” در کتاب مقدس عبري نوعي ابزار اجرايي در يک طرح الهي به حساب مي‌آيد که گاه در نقش يک مادر و گاه يک همسر، نبيه و يا داور به انجام وظيفه مي‌ پردازد. ارائه نقش‌ها و جايگاه‌هاي تاثير گذار و مثبت فردي و اجتماعي، اين شائبه را در ذهن مي‌پروراند که بين “منزلت انساني” و “منزلت اجتماعي زن” در کتاب مقدس عبري نوعي تناقض وجود دارد. اما آيه‌ي 16 از فصل 11 کتاب امثال که مي فرمايد:” زن شريف محترم شمره مي‌شود، اما زن بي عفت باعث شرمساري است”، علت اين موضوع را مبرهن مي نمايد.
در اين جمله “زن شريف” محترم بوده و صاحب منزلت انساني برابر با مردان است. در واقع متن عبري براي زني که خود به گوهر دروني خويش پي برده و براي منزلت انساني خود ارزش قائل بوده و ديدي ابزاري نسبت به جنسيت خويش ندارد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس، عالم ماده Next Entries پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس، انتخاب همسر