پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس، حقوق زنان، سرچشمه ها

دانلود پایان نامه ارشد

نيستيد؟”
اين آيه نيز مي تواند حاکي از هم سرشتي زن و مرد باشد.
3- اما در تفسير ديگر آدم نخستين حامل دو صفت جنسي بوده است. اين سخن بدين معناست که آدم نخستين در آن واحد هم مذکر بوده و هم مؤنث چرا که در آي? 27 فصل اول سفر پيدايش از ضمير جمع خطاب به آدم استفاده شده است و در ادامه نيز، افعال جمع هم چون حکومت کنيد و تسلط يابيد به کار رفته است .
درکتاب تاريخ تمدن (جلد مشرق زمين) ضمن اشاره به شباهت داستان آفرينش اديان سامي و سومري آمده است:
“داستانهاي لذت بخش آفرينش ، فريب خودن آدم و طوفان نوح از سرچشمه هاي افسانه هاي بين النهرين گرفته شده که ريشه آنها به 300 سال ق.م و بيشتر از آن مي رسد…احتمال دا رد که بعضي از اين داستانها را يهوديان در زمان اسارت خود در بابل از مردم آن سرزمين اخذ کرده باشند…و يا از منابع سومري و سامي قديمي که مشترک ميان تمام مردم خاور نزديک بوده است به ايشان رسيده. در داستانهاي آفرينش پارسي و تلمودي هر دو چنان آمده است که خدا در آغاز آفرينش موجودي دو جنسيتي يعني زن و مردي که از پشت مانند دو قلوهاي سيامي به يکديگر چسبيده بودند آفريد. سپس آن دو را از يکديگر جدا کرد. مناسب است در اينجا آيه دوم از باب 5 سفر پيدايش را نقل کنيم:
“نر وماده‌ي ايشان را آفريد و ايشان را برکت داد و ايشان را آدم نام نهاد در روز آفرينش انسان.”
معني اين جمله آن است که پدر نخستين ما در آن واحد نر و ماده هردو بوده و ظاهرأ هيچ يک از علماي دين جز آويستوفان به اين نکته توجه نکرده (به کتاب مهماني افلاطون مراجعه شود) “79.
در کتاب ربّا جنسز نيز به اين نظريه اشاره مي شود. در قسمت 1:8 اين کتاب مفهوم موجود اوليه دو جنسيتي مطرح مي گردد که در آن واحد داراي ويژگيهاي جسماني زن و مرد بود و سرانجام به خواست خدا به دو موجود مجزاي زن و مرد تقسيم شد. در اين کتاب به نظريات مختلف در اين زمينه اشاره مي شود، مثلا ربّي ارميا80 معتقد است وقتي خداوند تبارک و تعالي نخستين آدم را خلق مي نمايد او را با هر دو اندام جنسي زن و مرد مي آفريند همانگونه که در سفر پيدايش 5:2 آمده است “او زن و مرد را آفريد و آنان را آدم ناميد.” ربّي شموئل81 نيز از تعبير ديگري استفاده مي نمايد به اين ترتيب که خداوند تبارک و تعالي بشر نخستين را با دو صورت آفريد يک طرف زن و يک طرف مرد، سپس او را دو نيم کرد. اين دو نقل مکمل بر اساس فصل 139 آيه 5 کتاب مزامير بيان شده است که در آنجا مي خوانيم: “تو آفريدي مرا از پشت و جلو” . در هر دو نقل علت ازدواج زن و مرد نيز خلق همزمان آنها مي باشد. البته اين نظريه در مقابل نظريه خلق حوا از دنده ي آدم رنگ باخته و در هيچ قسمت ديگري از اين کتاب تقويت و تاييد نمي شود. در اين کتاب در يک دسته بندي، تفاسير مختلف راجع به خلق زن در تلمود را به سه بخش تقسيم مي نمايد که عبارت است از براکوت 61 الف، اروبين 18 الف و کتوبوت 8الف. در دو مورد اول بر خلق همزمان زن و مرد و موجودي دو جنسيتي اشاره مي شود در حاليکه در بخش سوم بر نظريه ي خلق مجزاي زن و مرد تاکيد شده و در نهايت زن را آفريده از دنده ي مرد مي داند و نتيجه مي گيرد که تنها مرد شبيه خدا آفريده شده است82. از نظر نويسنده کتاب Judaism Since Geder قوام و رونق نظرياتي که از اين ديدگاه دفاع مي کنند نشان مي دهد که بيشتر ربّي ها در صدد بناي سياست هاي کلي جامعه بودند که بر اساس آن با شيوه هاي مختلفي زنان و مردان را از هم جدا کرده و زنان را تابع مردان گرداند.83

4- ديدگاه تفسيري ديگري نيز وجود دارد که بنابر آن جنس زن را برتر از مرد و حتي هر آفريده ي ديگر معرفي مي نمايد. در اين نوع تفسير که ناظر به ديدگاه طرفداران حقوق زنان مي باشد، برداشتي کاملا متفاوت از روايت آفرينش ارائه مي شود. تا آنجا که با استناد به واژگان و روابط موجود بين آنها در روايت آفرينش برتري جنس زن استنتاج مي‌شود. طرفداران حقوق زنان ادعا مي‌کنند خلقت زن از مرد دليل برتري مرد نيست زيرا اگر چنين بود بايد خاک را از مرد برتر دانست. زيرا مرد از خاک آفريده شده است! درحقيقت اگر باب اول کتاب مقدس را با دقت مورد مطالعه قرار دهيم، ملاحظه مي کنيم که خلقت با آفرينش موجودات پست تر آغاز و به موجودات برتر و عالي يعني “زن ” ختم مي گردد، بنابراين “زن ” برترين موجود و مخلوقي الهي است84.

1-3 هدف از خلقت زن
براساس روايت خلقت علت آفرينش زن، رهايي آدم از تنهايي بوده و چون هيچ يک از مخلوقات الهي شايست? همدمي با آدم نبودند لذا خداوند زن را مي آفريند. لذا براساس متن عبري هدف و غايت آفرينش زن، کمال و سعادت مرد است در واقع او موجودي است برتر از ساير موجودات و پست تر از آدم چرا که هيچ کس جز او لياقت همدمي آدم را نداشت. از نظر متن عبري زن در سلسه آفرينش در مرتب? پايين تري نسبت به مرد قرار مي گيرد چرا که خلقت او از مرد و براي مرد انجام پذيرفته است. ديدگاه هاي متفاوتي راجع به علت و غايت خلقت زن نقل مي شود چنانکه در کتاب IDIot, s آمده است هر چند آدم در باغ عدن زندگي مي کرد اما بهشت بدون وجود انسان ديگري براي او جهنم بوده پس خدا بارديگر دست به خلقت زد و آنچنان که برخي مي گويند “کار نيکوکردن از پر کردن است “، خداوند اين بار به دليل کسب تجربه خلقت بهتري انجام مي دهد! اگر تصورکنيم که خداوند براي تناسل و بقاي نوع بشر حوا را آفريد به باطل رفته ايم. براساس تلمود خداوند حوا را آفريد چرا که مرد بدون زن ناقص و نيمه بود. (البته اين خود بحثي سوال برانگيزاست که مگر خدا به خلق ناقص دست مي زند؟)
از نظر نويسنده‌ي اين کتاب، ربي بنيامين بلک، در سفر پيدايش 85کلمه‌ي “عزرنگدولا” آمده که معناي واقعي آن در عبري “مخالف و در برابر” مي باشد نه “براي” . اختلاف و تفاوت زن و مرد باعث برقراري توازن در آن دو مي شود. ماهيت غير متشابه زن نواقص مرد را پوشش مي دهد. آنان مکمل يکديگرند و خداوند از روي عمد و قصد قبلي اين تفاوت را در آنها طراحي نموده است. وي در ادامه مي افزايد در ميدراش تفاوت زن ومرد اين گونه تبيين مي شود که مرد از خاک آفريده شد اما زن از استخوان و استخوان از خاک محکم تر است. يک ظرف سفالي با افتادن بروي زمين به چند تکه تبديل مي شود و از هم مي پاشد اما يک گلدان استخواني مستحکم و شکست ناپذير است. ميدراش از اين مثال نتيجه مي گيرد که زنان صاحب قدرت دروني مستحکم تري نسبت به مردان هستند. خداوند هنگام خلقت زن از واژه عبري “Vayiven” استفاده مي نمايد که به معناي “درک عميق ، مطلق و کامل” است. تلمود نيز با اشاره با اين نکته نتيجه مي گيرد که “خداوند بزرگ زن را با هوش دروني و شعوري بيشتري از مرد آفريده” و در تائيد اين نظريه به زمان انتخاب و برگزيدگي موسي اشاره مي کند که خدا به موسي فرمود ابتدا با “دختران اسرائيل سخن بگو” زيرا که مردان راه خود را براساس نظريات زنان انتخاب مي کنند86.

2-رابطه‌ي شر و زن در کتاب مقدس عبري
بحث شر، فساد و گناه در کتاب مقدس عبري در پي داستان آفرينش مي‌آيد. آنجا که انسان براي نخستين بار از فرمان الهي سرپيچي کرده و رأي خود را برامر الهي ترجيح مي دهد. در پي اين ماجرا انسان خطاکار مجازات شده و به دنياي مادي گرفتار مي شود. عامل اصلي اين گرفتاري در کتاب مقدس عبري زن شناخته شده و از اين پس در ضمن مثال ها و تشبيهات فراواني زن به عنوان نماينده ي فعال شيطان در زمين معرفي مي گردد. در بخش پيش رو به نمونه هايي از موارد مذکور اشاره خواهيم کرد. اما پيش از هر چيز ابتدا لازم است که به مفهوم شر در سنت يهود اشاره اي نماييم.

2-1 تبيين مفهوم شر در سنت يهود
ابن ميمون بزرگترين متکلم و عالم يهودي (م1204-1135) در مهم ترين اثر فلسفي -کلامي خود، دلالة الحائرين، ضمن تائيد وجود شر آنرا به سه نوع تقسيم مي نمايد:
1- شرور طبيعي : آن است که از جهت طبيعت کون و فساد ، يعني از اين جهت که داراي ماده است به انسان مي رسد مثل انواع بلاياي طبيعي هم چون سيل ، زلزله و يا انواع بيماري ها و نقصان در اعضاي بدن .
2- شرور اجتماعي : شروري است که از برخي مردم به مردم ديگر مي رسد مانند تسلط بعضي بر بعضي ديگر.
3- شرور اخلاقي : شروري که در اثر فعل خودمان به ما مي رسد.
وي شرور اجتماعي را زياد و و شرور اخلاقي را بيش از همه مي داند. اما آنچه که به بحث ما بيشتر نزديک است همانا شرور اخلاقي است که ابن ميمون مي گويد اين نوع شر تابع رذايل هستند، يعني حرص در خوردن و آشاميدن ، زناشويي و زياده روي و کمي در آن ، خرابي ترتيب يا کيفيت غذاها، که باعث تمامي بيماري ها و آفت جسماني و نفساني مي شوند. در اين نوع شر فرد به چيزهايي که نه براي بقاي شخصي فرد ضروري است و نه براي بقاي نوع ، اشتياق پيدا مي کند و…اين شوق هم چيزي است که پاياني ندارد. از نظر متکلمان يهود برخي شرور عدمي محض و برخي اعدام مضاف به ملکات و منشا آن ها خود انسان است. گويا آن ها را لازمه اختيار آدمي مي گرفتند هرچند تصريحي بر اين مطلب نداشتند و آن هايي را هم که در اختيار انسان نيستند مثل شرور طبيعي، لازمه خلق عالم ماده مي دانستند87.
ويل دورانت نيز در اين باره مي‌گويد:
“قصه‌ي بهشت در اکثر فولکلورهاي جهان (مصر،هند،تبت ، بابل ، پارس و يونان و…) آمده. در بيشتر اين بهشت ها سخن از درختاني است که نزديک شدن به آنها حرام است يا سخن از مارها و ادژه‌هايي است که نعمت جاودان بودن را از آدمي ربوده وبه عبارت ديگر بهشت را مسموم ساخته اند. گمان بيشتر آن است که مار و انجير رمز و نشان? شهوت جنسي بوده باشد. اين داستان اشاره به آن است که شهوت جنس و معرفت، سبب از بين رفتن پاکي و بي گناهي و خوشبختي مي شود و سرچشم? همه‌ي شرور است . همين تفکر که در آغاز عهد قديم ديده مي شود در پايان آن يعني “در سفر جامعه” نيز به نظر مي رسد. در بيشتر اين داستانها “زن” وسيله اي است که مار يا شيطان به وسيله‌ي آن آدمي را به طرف شر مي‌کشد و آن را محبوب وي قرار مي دهد. اين زن در يک جا “حوا” است و در جاي ديگر به صورت “پاندورا” (در اساطير يونان ) يا به صورت “پوسي” در اساطير چنين ديده مي شود. “شي-چينگ” مي گويد: “همه چيز در آغاز کار در فرمان مرد بود ولي زني او را به بندگي واداشت . بدبختي ما از آسمان نيست بلکه از زن است ، هموست سبب تباهي نژاد آدمي …”88

2-2 نسبت شر با زن در کتاب مقدس عبري
در فصل پيش براساس آيات متن عبري نشان داديم که زن و مرد هردو آفريده‌ي الهي و داراي سرشت يکساني هستند. 89در ادامه زمانيکه بحث خطاي انسان به ميان مي آيد “زن ” به طور اخص عامل و نماد گناه اوليه جلوه مي نمايد. در سفر پيدايش، پس از توصيف و چگونگي خلقت آدم و همسر او، فصل نافرماني انسان که فصل سوم از اين کتاب مي باشد، تبيين مي شود. در اين فصل آمده است :
مار که از تمام حيواناتي که خداوند ساخته بود حيله گرتربود،از زن پرسيد: “آيا واقعا خدا به شما گفته است که از هيچ يک از ميوه هاي درختهاي باغ نخوريد؟” زن جواب داد: “ما اجازه داريم از ميوه‌ي تمام درختهاي باغ بخوريم به غير از ميوه‌ي درختي که در وسط باغ است . خدا به ما گفته است که از ميوه‌ي آن درخت نخوريد و حتي آن را لمس نکنيد مبادا بميريد”.
مار جواب داد: “اين درست نيست .شما نخواهيد مرد. خدا اين را گفت زيرا مي داند وقتي از آن بخوريد شما هم مثل او خواهيد شد و خواهيد دانست چه چيز خوب و چه چيز بد است “.
زن نگاه کرد و ديد آن درخت بسيار زيبا و ميوه‌ي آن براي خوردن خوب است. هم چنين فکر کرد چقدر خوب است او دانا بشود. بنابراين از ميوه‌ي آن درخت کند و خورد. هم چنين به شوهر خود نيز داد و او هم خورد . همين که آن را خوردند به آنها دانشي داده شد و فهميدند که برهنه هستند پس برگهاي درخت انجير را به هم دوخته خود را با آن پوشاندند.
…خدا پرسيد: “آيا از ميوه‌ي درختي که به تو گفتم نبايد از آن بخوري خوردي ؟” آدم گفت : “اين زني که تو اينجا نزد من گذاشتي آن ميوه را به من داد و من خوردم “.
خداوند از زن پرسيد : “چرا اين کار را کردي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس Next Entries پایان نامه ارشد درباره کتاب مقدس، عالم ماده