پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، سرمایه در گردش، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

مدلش را روی یک نمونه شامل 105 شرکت ورشکسته و 2058 شرکت غیر ورشکسته امتحان کرد که نرخ دقیقی حدود 85% برای یک سال قبل از ورشکستگی حاصل شد.
Y3= کل دارایی / سرمایه در گردش
Y4=دارایی جاری / بدهی جاری
Y5=عدد یک اگر بدهی کل بیشتر از ک دارایی شود و گرنه عدد صفر
Y6=کل دارایی/ درآمد خالص
Y7= کل بدهی / وجوه حاصل از فعالیت
Y8=عدد یک اگر در آمد خالص منفی برای دو سال گذشته باشد وگرنه عدد صفر
Y9=میزان تغییر در درآمد خالص
در این مدل: وقتی Y0 شود، شرکت ورشکسته خواهد شد.

6-7-2-2-مدل تافلر
تافلر در سال 1983 در اینگلیس تحقیقاتی در زمینه ورشکستگی انجام داد. وی اطلاعات 46 شرکت ورشکسته در بین سالهای 1976-1969 را جمع آوری کرد و با اطلاعات شرکتهای موفق مطابقت داد و مدلی برای پیش بینی ارائه نمود که به صورت زیر است:
R= نرخ بازده سرمایه گذاری
W=سرمایه در گردش
FR=ریسک مالی، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام
L=نقدینگی
تافلر سهم هر یک از متغیرها را در مدل به ترتیب 53، 13، 18و 16 درصد ارزیابی کرد.
این مدل مشکلاتی را بری استفاده کنندگان آن به وجود آورد.
7-7-2-2-مدل فالمر
فالمر در سال 1984 با استفاده از تجریه و تحلیل چند متغیره اطلاعات مربوط به 40 نسبت مالی را برای 60 شرکت شامل 30 شرکت ورشکسته و 30 شرکت فعال جمع آوری نمود. مدل به شرح زیر است:
X1=کل دارایی / سود انباشته
X2=کل دارایی/ فروش
X3=حقوق صاحبان سهام / سود قبل از مالیات
X4=کل بدهی / جریانات نقدی
X5=کل داراییها / بدهی
X6=کل دارایی / بدهی های جاری
X7= لگاریتم کل دارایی مشهود
X8=کل بدهی / سرمایه در گردش
X9=بهره / لگاریتم سود قبل از بهره و مالیات
اگر H0 باشد شرکت ورشکسته است.
دقت مدل فالمر در طبقه بندی شرکتها یک سال قبل از ورشکستگی 98% و بیش از یک سال قبل از ورشکستگی 81% بود.
8-7-2-2- مدل CA-Score
این مدل توسط دانشمندان دانشگاه کبک در مونترال کانادا ایجاد شد. آنها از تجزیه و تحلیل چند متغیره برای ایجاد مدل استفاده کردند.
X1=کل دارایی (1) / حقوق صاحبان سهام(1)
X2=کل دارایی (1) / هزینه های مالی + اقلام فوق العاده و درآمد قبل از مالیات (1)
X3=کل دارایی (2)/ فروش (2)
(1):رقمهای باقیمانده از یک دوره قبل
(2):رقمهای باقیمانده از دو دوره قبل
وقتی CA-Score -0.3 باشد، شرکتها ورشکسته خواهند شد.
دقت مدل 83% بوده ( که توسط بیلانسه در سال 1987 مورد آزمون قرار گرفته است).
9-7-2-2-مدل فيلوسوفو
فیلوسوفو پیش بینی ورشکستگی شرکتها را با ارزیابی همزمان فاصله مدتی که ورشکستگی اتفاق میافتد بررسی کرد. سپس با آنالیزهای مقایس های آماری، 4 فاکتور نسبتاً وابسته که پتانسیل قابل توجه در پیش بینی ورشکستگی دارند را استخراج کرد. دو تا از این فاکتورها کمیت و کیفیت بدهی شرکت (F1 , F4) هستند در حالی که دو فاکتور دیگر توانایی پرداخت بدهی (F2 , F3) هستند.
F1= کل دارایی / تعهدات جاری
ارزش این عامل با نزدیک شدن به ورشکستگی افزایش مییابد. این عامل میتواند به عنوان پیشگویی کننده ورشکستگی؛ یک یا دو سال پیش از ورشکستگی به کار رود.
F2= کل دارایی/ سود انباشته
ارزش این عامل در حالیکه شرکت به ورشکستگی نزدیک میشود، کاهش مییابد.
F3= کل دارایی / سود قبل از بهره مالیات
یکی از نشانهههای طبیعی رسیدن به ورشکستگی تقلیل سود شرکت و تغییرات آن به سود زیان است. سودهای شرکت در این مواقع به دلیل زیانهای غیر طبیعی و بعضی مواقع سودهای غیر طبیعی بسیار ناپایدار هستند. ارزش این عامل زمانی که شرکت به ورشکستگی نزدیک میشود، کاهش مییابد.
F4= کل دارایی / بهره
یارزش این عامل زمانی که شرکت به ورشکستگی نزدیک میشود، افزایش مییابد. پرداختهای بهره در 2 تا 3 سال قبل از ورشکستگی افزایش پیدا میکند.
هدف فاکتورهای پیش بینی کننده ورشکستگی محاسبه درست آخرین احتمال ورشکستگی است.
• مدل گرايس (1998)
گرايس مجموعه‌اي از مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي را براي ارزيابي حساسيت ساختار آنها نسبت به تركيبات متعدد نسبت‌هاي مالي، مورد مطالعه قرار داد. او مخصوصاً به مدل‌ها و ضرايب مورد استفاده كه شامل تركيبات متعدد نسبت‌هاي مالي مي باشد، توجه ويژه ايي داشت.
(2-6)
مدل پيش‌بيني ورشكستگي كه توسط گرايس ارائه گرديد بر اساس مدل احتمال شرط لوجيت مي‌باشد. در مدل‌هاي لوجيت، نسبت‌هاي مالي شركت‌ها در ضرايب مدل ضرب شده تا يك شاخص لوجيت (LCI) ايجاد شود (امير سليماني،1381).
احتمال ورشكستگي= 1.1 + e-LCI
مجموعه جواب‌هاي اين فرمول در حدود صفر تا يك مي‌باشد. احتمال ميان برد دقت پيش‌بيني اين فرمول عدد 5/0 مي‌باشد. انتخاب ميان برد، بر اساس نقطه بي‌تفاوتي بين خطاهاي نوع نخست و دوم مي‌باشد. وزن‌هاي خطاهاي نوع نخست و دوم به خاطر اين توسط گرايس مساوي درنظر گرفته شده بود كه غير قابل اجتناب بودن هر دو نوع خطا را پذيرفته است. بنابراين شركت‌هايي كه احتمال ورشكستگي بزرگتر از 5/0 دارند به عنوان ورشكسته و شركت‌هايي كه احتمال كوچكتر از 5/0 دارند به عنوان شركتهاي غيرورشكسته طبقه‌بندي مي‌شوند.
گرايس براي اندازه‌گيري دقت پيش‌بيني مدل خود نمونه‌اي شامل شركت‌هايي كه در يك گروه 5 ساله از سال 1988 تا 1993 تقاضاي ورشكستگي كرده‌اند و همچنين تعدادي شركت فعال در همان دوره استفاده مي كند. اين حجم نمونه از 24 شركت ورشكسته و 24 شركت غيرورشكسته تشكيل شده بود. در اين آزمايش كه از نسبت‌هاي درآمد خالص به كل دارايي و كل بدهي به كل دارايي استفاده مي‌مي كند، دقت پيش‌بيني حدود 79%براي سال قبل از ورشكستگي و 78% براي دو سال قبل از ورشكستگي بدست آمد.
اغلب مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي، نسبت‌هايي كه نشان دهنده نسبت‌هاي نقد، عملكرد و اهرم مالي شركت‌ها است را براي ارزيابي خود بكار مي‌برند. مدل گرايس و تمام مدل‌هاي استفاده كننده از تركيبات مناسب نسبت‌ها، از نسبت‌هاي درآمد خالص به كل دارايي، سرمايه در گردش به كل دارايي، كل بدهي به كل دارايي و تفاوت درآمد خالص و جريان نقدي عملياتي به كل دارايي به عنوان شاخص لوجيت استفاده مي‌كنند.
در ايران پژوهش هایي در زمينه ورشكستگي انجام شده است كه در طي مطالعات براي اين پژوهش به مطالعه رساله دكتري غلامرضا امير سليماني پرداختيم كه مدلي را براي ايران بشرح زير طراحي كرده بودند(امير سليماني،1381).
(2-7)
Y=0.545(-0.27×1)+0.103×2+0.3397×3+(-0.86×4)+0.414×5+0.52×6+(-0.129×7)+ (-0.888×8)+0.403×9+(-0.52×10)+(0.109×11)-(0.767×12)+(-0.484×13)+0.279×14+ 0.542×15.
متغيرها به شرح زير مي باشد:
X1 : نسبت دارايي جاري به بدهي حاري * X2 : نسبت نقدينگي به بدهي جاري* X3: نسبت دارايي سريه به بدهي جاري*X4 : نسبت جمع بدهي يه جمع دارايي *X5: نسبت سود خالص به فروش*X6: نسبت سود قبل از ماليات و هزينه هاي مالي*X7: نسبت سود خالص به كل دارايي ها *X8: تناسب يا عدم تناسب ساختار نيروي انساني*X9: وجود يا عدم وجود كنترل سهامداران و طلبكاران*X10: عمر ماشن آلات به سال *X11: سرعت يا عدم سرخت تغيير تكنولوژي صنعت *X12: نسبت (درصد) وابستگي كارخانجات به مواد اوليه وارداتي و نياز ارزي *X13:وجود يا عدم وجود تغيير در قوانين *X14 : وجود يا عدم وجود رقابت* ( :X15مدت مديريت به سال) تغيير مديران شركت در كوتاه مدت
موارد x8 وx9 و x10 و x14 و x15 را ميتوان از گزارشات حسابرس يا گزارش نامه مديريت يا گزارش فعاليت هيات مديره استخراج گرديده است.
• مدل پيش‌بيني ورشكستگي و ارزيابي تداوم فعاليت زاوگين
مدل تدوين شده توسط كريستين زاوگين كه از تحليل آماري لوجيت استفاده مي كند، بطور چكيده بشرح زير است:
y = 0.23883 – 0.108×1 – 1.583×2 – 10.78×3 + 3.074×4 + 0.486×5 – 4.35×6 – 0.11×7
= x1 فروش / متوسط موجودي‌ها
= x2 متوسط موجودي‌ها / متوسط حسابهاي دريافتني
= x3 كل دارايي‌ها / موجودي نقد + سرمايه‌گذاري كوتاه مدت
= x4 بدهي‌هاي جاري / دارايي‌هاي آني
= x5 بدهي جاري / سود عملياتي– كل دارايي
= x6 بدهي جاري/ بدهي بلند مدت – كل دارايي
= x7 دارايي‌هاي ثابت + خالص سرمايه در گردش / فروش
احتمال ورشكستگي= 1/ (1 + e-y )
كاربرد مدل لوجيت نيازمند 4 مرحله است:
مرحله نخست: يكسري نسبت‌هاي مالي محاسبه مي‌شود كه در مدل پيش‌بيني زاوگين 7 نسبت مي‌بايست محاسبه شود.
مرحله دوم: حاصل هر يك از اين نسبت ها در ضرايب آنها ضرب مي‌شود. ضرايب هر كشور مختص به آن كشور است و براي محاسبه ضرايب آن در هر كشور از تحليل آماري لوجيت كه شبيه به تحليل رگرسيون است، استفاده مي‌شود.
مرحله سوم: حاصل ضرب نسبت‌ها در ضرايبشان را با هم جمع كرده وy را به دست آمده اند.
مرحله چهارم: براي محاسبه احتمال ورشكستگي شركت، y را درفرمول (e-y+1/1) قرار داده و احتمال ورشكستگي هر شركت را كه يك عدد منحصر بفردي است، به دست آمده است.
در مدل مربوطه، متغيرهايي با ضراب منفي احتمال ورشكستگي را افزايش مي‌دهند چون e-y را كاهش مي‌دهند. متغيرهايي با ضرايب مثبت نيز احتمال ورشكستگي را كاهش مي‌دهند چرا كه e-y را بطرف “يك” سوق مي‌دهد.
خروجي مدل كه احتمال ورشكستگي شركت مربوطه است، يك عددي در دامنه بين صفر تا يك قرار دارد. هر چه اين عدد بزرگتر بوده و به يك نزديكتر باشد، احتمال ورشكستگي شركت بيشتر است و برعكس هر چه اين عدد كوچكتر باشد و به صفر نزديكتر باشد، احتمال ورشكستگي پايين‌تري را براي شركت نشان خواهد داد.
زاوگين با استفاده از صورتهاي مالي شركت‌هاي عادي و ورشكسته ضرايب متغيرهاي مدلش را براي 5 سال محاسبه مي كند. وي شركت‌هاي ورشكسته سال 1980را درنظر گرفته و ضرايب متغيرهاي مدلش را براي 5 سال متوالي 1975 تا 1979 حساب مي كند. سپس براساس ضرايب مربوطه، احتمال ورشكستگي يك شركت ورشكسته را براي نمونه بررسي مي كند. وي مشاهده مي كند كه در دوره سال‌هاي 1975 تا 1979 احتمال ورشكستگي شركت مذكور روند صعودي داشته است. سپس تغييرات روند احتمال ورشكستگي شركت مذكور را با روند قيمت سهام آن شركت در طول آن سال‌ها بررسي مي كند و مشاهده ميكند كه همزمان با روند صعودي احتمال ورشكستگي شركت، قيمت سهام شركت تغييرات نزولي داشته وسال به سال همراه با افزايش احتمال ورشكستگي، كاهش يافته و تنزل پيدا كرده است.
مدل زاوگين به دليل عدم اتكاء به فرض نرمال بودن توزيع جامعه متغيرهاي مورد استفاده در مدل پيش‌بيني ورشكستگي، به واقعيت نزديك مي‌باشد، لكن مدل آلتمن به استناد فرضي كه بر اساس آن مدل را تدوين كرده‌اند، قابليت كاربرد در بسياري از جوامع با شرايط مختلف رادارد. با اين حال يكي از ايرادات وارد بر آن اين مطلب است كه در مدل زاوگين به دليل عدم اتكاء به فرض نرمال بودن توزيع متغيرها و نسبت‌هاي مدل و استفاده مستقيم از تحليل‌هاي آمار ناپارامتريك و مدل لوجيت براي پيدا كردن ضرايب نسبت ها و متغيرهاي مدل پيش‌بيني، در مقايسه با مدل‌هاي تحليل مميزي مثل مدل آلتمن، ضرايب محاسبه شده متغيرها با هم همبستگي كمتري دارند.
• مفهوم متغيرها و نسبت‌هاي مالي مورد استفاده در مدل زاوگين
1- نسبت متوسط موجودي‌ها به فروش خالص:
اين نسبت يكي از نسبت‌هاي فعاليت مي‌باشد. هدف اين نسبت سنجش كارايي مديريت در استفاده بهينه از سرمايه شركت و ميزان موجودي نگهداري شده در شركت در مقايسه با مبلغ فروش شركت مي‌باشد. هرچه اين نسبت كمتر باشد، نمايانگر وضعيت مطلوب براي شركت و عدم معطلي سرمايه در موجودي‌ها است و هرچه اين نسبت بزرگتر باشد، بيانگر معطلي سرمايه شركت بيش از اندازه در موجودي‌ها مي‌باشد. براي محاسبه متوسط موجودي‌ها، ميزان موجودي‌ها در نخست دوره را با ارزش پايان دوره جمع و بر 2 تقسيم مي‌كنيم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، اعتماد عمومی، وجوه نقد، اندازه شركت Next Entries پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، خرده فروشی، پیش بینی ورشکستگی، وجوه نقد