پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، خرده فروشی، پیش بینی ورشکستگی، وجوه نقد

دانلود پایان نامه ارشد

م (زاوگين،1988 ).
2- نسبت متوسط حسابهاي دريافتني به متوسط موجودي‌ها:
اين نسبت نيز يكي از نسبت‌هاي فعاليت مي‌باشد. هدف آن سنجش كارايي دايره اعتبارات و وصول مطالبات در وصول سريع مطالبات شركت مي‌باشد و به سخن ديگر سنجش اين مطلب است كه چه مقدار از موجودي‌هاي شركت از مكانيزم فروش نسيه تبديل به مطالبات شده‌اند. هرچه اين نسبت پايين‌تر باشد، نمايانگر كارايي دايره اعتبارات و وصول مطالبات در وصول به موقع مطالبات شركت است و برعكس هرچه اين نسبت بالاتر باشد، بيانگر ضعف شركت در وصول مطالبات شركت است. براي محاسبه متوسط حسابهاي دريافتني، حسابهاي دريافتني اول و آخر دوره را با هم جمع و حاصل را بر 2 تقسيم مي‌كنيم (زاوگين،1988)
3ـ نسبت وجوه نقد بعلاوه سرمايه‌گذاري‌هاي كوتاه‌مدت به كل دارايي‌ها:
هدف اين نسبت سنجش وضعيت نقدينگي شركت است. به سخن ديگر چه مقدار از دارايي‌هاي شركت بصورت نقد يا معادل‌هاي نقدي براي پاسخگويي به پرداخت‌هاي پيش‌بيني شده و پيش‌بيني نشده نگهداري مي‌شود. حد مطلوب را خود شركت تعيين مي كند. هرچه اين نسبت كمتر باشد، ريسك عدم توانايي تأديه تعهدات شركت افزايش مي‌يابد و برعكس هرچه اين نسبت بالاتر باشد، ضمن كاهش ريسك مربوطه، هزينه فرصت و سرمايه شركت ناشي از معطلي سرمايه افزايش مي‌يابد(زاوگين،1988) .
4ـ نسبت دارايي‌هاي سريع به بدهي جاري:
اين نسبت كه گاهي آن را نسبت تسويه كوتاه‌مدت يا نسبت سريع نيز مي‌نامند، ازجمله نسبت‌هاي سنجش وضعيت نقدينگي و تسويه شركت است و هدف آن سنجش توانايي شركت براي پرداخت و پوشش تعهدات كوتاه‌مدت با دارايي‌هاي سريعاً قابل تبديل به وجه نقد مي‌باشد.
به سخن ديگر، هدفش سنجش توانايي شركت در كارسازي و آماده سازي سريع وجوه نقد براي بازپرداخت بدهي‌هاي كوتاه‌مدت است. براي محاسبه دارايي‌هاي سريع يا دارايي‌هاي آني مي‌بايست از دارايي‌هاي جاري ارزش موجودي‌هاي مواد و كالاها را كم كنيم (زاوگين،1988) .
5ـ نسبت سود عملياتي به كل دارايي‌ها به جز بدهي جاري:
هدف از كاربرداين نسبت كه از نسبت‌هاي سودآوري مي‌باشد در مدل زاوگين، سنجش بازدهي روي سرمايه‌گذاري است
به سخن ديگر هدفش محاسبه نرخ بازدهي بر روي سرمايه پايه كه از محل سرمايه‌گذاري مالكان و آورده اعتباردهندگان بلندمدت تأمين شده است، مي‌باشد. به سخن ديگر:
كلدارايي‌ها– بدهي جاري / سود عملياتي = حقوق صاحبان سهام + بدهي بلندمدت / سود عملياتي
هدف اين نسبت سنجش توانايي شركت در كسب بازدهي مطلوب براي پرداخت بهره وام دهندگان و اعتباردهندگان و پرداخت بازده مورد انتظار سهامداران است(همان منبع).
6ـ نسبت بدهي بلندمدت به كل دارايي‌ها به جز بدهي جاري:
اين نسبت از نسبت‌هاي اهرمي مي‌باشد و هدفش سنجش اهرم مالي شركت است كه چه مقدار از منابع شركت از محل آورده‌هاي اعتباردهندگان و وامادهندگان بلندمدت تأمين شده است. به سخن ديگر:
(كل داراييها – بدهي جاري)/ بدهي بلندمدت= (حقوق صاحبان سهام + بدهي بلندمدت) / بدهي بلندمدت
هرچه اين نسبت بالاتر باشد، بازتاب دهنده سهم بالاي اعتباردهندگان در تأمين سرمايه شركت است كه اصطلاحاً مي‌گويند شركت در حد بالاي اهرمي است. ولي هرچه اين نسبت كمتر باشد، داراي دو مزيت مي‌باشد:
نخست اينكه شركت كمتر اهرمي شده و ظرفيت وام‌گيري بالايي دارد.
دوم اينكه شركت التزام كمي براي كسب درآمد كافي حداقل براي پرداخت بهره وام‌هاي بلندمدت دارد(زاوگين،1988) .
7ـ نسبت خالص فروش بر روي خالص سرمايه‌گذاري در گردش بعلاوه دارايي ثابت:
اين نسبت از جمله نسبت‌هاي سنجش فعاليت است و هدف آن سنجش نحوه گردش سرمايه است. به سخن ديگر سنجش كارايي شركت در استفاده از سرمايه پايه در ايجاد فروش است. هرچه اين نسبت بالاتر باشد، بهتر و مطلوب‌تر است(زاوگين،1988).
در اين پژوهش براي ارزيابي و رتبه‌بندي توانمندي مالي شركت‌ها براساس تداوم فعاليت از مدل زاوگين استفاده شده است.
بدين مفهوم كه ابتدا شركت‌هاي نمونه با ضرايب اصلي مدل زاوگين آزمون سپس ضرايب متغيرهاي مدل زاوگين با استفاده از نمونه شركت هاي عادي و ورشكسته ايراني تبديل به ضرايبي سازگار با محيط فعاليت اقتصادي شركت‌هاي ايراني گرديده و پس از آن قابليت اتكاء به خروجي اين مدل با استفاده از برخي نمونه شركتهاي عادي آزمون گرديده است و اين پژوهش بدنبال اين مطلب است كه آيا تفاوت معني‌داري بين متوسط احتمال ورشكستگي شركت‌هاي ورشكسته ومتوسط احتمال ورشكستگي شركت‌هاي عادي وجود دارد يا خير؟ در صورتي كه تفاوت معني‌دار باشد، براي محاسبه احتمال تداوم فعاليت شركت‌ها در يك مجموعه شركت‌هاي نمونه بشرح زير مي‌شود(زاوگين،1988) .
ابتدا احتمال ورشكستگي هر يك از شركتهاي نمونه به تنهايي با استفاده از مدل زاوگين با ضرايب جديد محاسبه سپس با توجه به اينكه مجموع احتمال ورشكستگي و احتمال تداوم فعاليت را برابر يك است يعني:
1 = احتمال تداوم فعاليت + احتمال ورشكستگي
بنابراين براي محاسبه احتمال تداوم فعاليت خواهيم داشت:
احتمال ورشكستگي – 1 = احتمال تداوم فعاليت
• ارزيابي مدل زاوگين براي رتبه‌بندي مالي شركت‌ها
الف) ويژگيهاي يك الگوي خوب :
1- كمي بودن متغيرهاي بيان كننده الگو:
اين اصل مي گويد كه الگو زماني با ارزش و مهم خواهد بود كه مقدار زيادي از تغييرات را به وسيله مقدار كمي از متغيرها توضيح دهد به عبارت ديگر براي يافتن اساسي پديده تحت مطالعه تنها بايد متغيرهاي كليدي را در تحليل وارد نمود.
2- قابليت تشخيص:
اين اصل حكم مي كند كه براي مجموعه داده هاي معين پارامترهاي تخمين زده شده بايستي مقادير منحصر به فردي را به دست دهند . به عبارت ديگر تنها يك تخمين براي هر پارامتر مشخص به دست آيد.
3- خوبي برازش:
نظر به اينكه هدف اساسي تحليل رگرسيون، بيان تا حد امكان تغييرات در متغير وابسته به وسيله متغيرهاي توضيحي ملحوظ در الگو است بنابر اين الگو، زماني به عنوان يك الگوي خوب مد نظر قرار مي گيرد كه اين بوسيله 2R اندازه گيري مي شود حتي الامكان بالا باشد.
4- سازگار با تئوري:
ممكن است علي رغم داشتن2R بالا به علت اشتباه بودن علائم يك جند ضريب آن الگوي خوبي نباشد به عبارت ديگر علامت ضرايب الگو بايد با مفاهيم تئوري سازگار باشد.
5- توان تصميم دهي و پيشگيري:
تنها آزمون مناسب براي اعتنبار الگو مقايسه پيش بيني آن با تجربه و واقعيت است اما اين سئوال مطرح مي شود كه مگر 2 R بالا دلالت بر توان تعميم دهي الگو ندارد جواب اين سئوال مثبت است و بايد گفت كه اين سئوال مثبت است و بايد كفت كه اين توان بيان شده توسط 2R فقط در رابطه با يك نمونه براي آن نمونه معين مد نظر است و آنچه كه در اينجا مد نظر است توان پيش بيني تعميم دهي براي خارج از نمونه مد نظر است (منصفی ،1384).
ب)مناسب‌ترين مدل براي ارزيابي تداوم فعاليت
مدل‌هاي پيش‌بيني ورشكستگي از مشهورترين اندازه‌گيرنده‌هاي فشار مالي هستند. سه مرحله در توسعه اندازه‌گيرنده‌هاي فشار مالي وجود دارد.
1- تحليل‌هاي يكنواخت:
تحليل‌هاي خطي فرض مي‌كند “يك متغير ويژه اي مي‌تواند براي مقاصد پيش‌بيني استفاده شود” .
مدل‌هاي يكنواخت بوسيله ويليام بيور با توجه به يافته “سطح متوسط موفقيت پيش‌بيني” پيشنهاد شد. تحليل‌هاي خطي فاكتورهاي مرتبط با فشار مالي را مشخص مي‌كنند. بهرحال آنها اندازه‌گيري از ريسك مرتبط را ارائه نمي دهند (برايان گيبسون، 1998)
2- تحليل‌هاي چندگانه:
در مرحله بعدي اندازه‌گيري فشار مالي، تحليل‌هاي چندگانه (كه به عنوان تحليل‌هاي مميزي شناخته مي‌شود) براي خارج كردن اثرات مخالف شاخص‌هاي استفاده شده كوشش مي كند (كوك ونلسون 1998) مشهورترين و كاربردي‌ترين مدل تحليل مميزي بوسيله ادوارد آلتمن، پروفسور مالي مدرسه بازرگاني استرين در نيويورك پيشنهاد شد. آلتمن يا همان مدل “زتا” اندازه‌گيري‌هاي مختلف از سود و ريسك را با هم تركيب مي كند. نتيجه مدل در ارائه اندازه‌اي از ريسك ورشكستگي شركت بصورت استاندارد بازتاب شد. در آزموني كه از مدل آلتمن بعمل آمد، در 94%موارد به درستي ورشكستگي شركت را پيش‌بيني مي كند. با اين حال آلتمن در تدوين مدلش فرض كرده بود كه متغيرها از جامعه شركت‌هايي كه داراي توزيع نرمال هستند، انتخاب شده‌اند. ولي اگر همه متغيرها داراي توزيع نرمال نباشند، در آنصورت نتايج ناشي از كاربرد مدل ممكن است در علامت‌دهي يك مجموعه نامناسب از شركت‌هاي ورشكسته بازتاب پيدا مي كند.
كريستين زاوگين براي حل مشكل، يك مدل جديدي توسعه و پيشنهاد ميكند.وي در تدوين متغيرهاي مدلش از تحليل‌هاي آمار ناپارامتريك تحت عنوان تحليل لوجيت استفاده مي كند و ديگر مثل آلتمن براساس فرض نرمال بودن توزيع متغيرها در جامعه عمل نمي كند. اضافه بر آن مدل زاوگين برعكس مدل آلتمن و ساير مدل‌هاي پيشين بطور صرف به طبقه‌بندي شركت‌ها به دو دسته شركت‌هاي ورشكسته و شركت‌هاي عادي نپرداخت، بلكه وي خروجي مدلش را بصورت يك عددي در دامنه صفر تا يك ارائه مي كند كه نمايشگر احتمال ورشكستگي شركت مي‌باشد.
به همين دليل حتي براي شركت‌هاي عادي كه ورشكست نشده‌اند و سهامشان در بازار معامله مي‌شود، يك احتمال ورشكستگي ارائه مي كند كه از يك شركت به شركت ديگر فرق مي‌‌كند. در طول دهه‌هاي 1980و 1990 تمايل به استفاده از تحليل‌هاي لوجيت در تدوين مدل‌هاي ورشكستگي در مقايسه با تحليل‌هاي مميزي كه آلتمن بكار گرفت، افزايش يافته است.
مدل پيش‌بيني زاوگين بدليل اينكه در تدوين ضرايب متغيرهاي مدل، فرض نرمال بودن را بكار نگرفته و مستقيماً از آمار ناپارامتريك و تحليل لوجيت استفاده كرده، لذا دقت اندازه‌گيريش نسبت به مدل‌هاي پيشين بالاتر است و از طرف ديگر خروجي آن به دو حالت ورشكست مي‌شود و يا نمي‌شود، منجر نمي‌گردد بلكه براي تعيين وضعيت فشار مالي شركت از يك عدد احتمالي كه بين صفر و يك قرار دارد، استفاده كرده و احتمال ورشكستگي شركت را به ما مي‌دهد كه براي شركت‌هاي ورشكسته اين عدد بالاي 5/0و براي شركت‌هاي عادي كمتر از 5/0 مي‌باشد. لذا براي مقاصد ما كه مي‌خواهيم توانمندي مالي شركت‌هاي عادي موجود در بورس اوراق بهادار تهران را از لحاظ تداوم فعاليت و ورشكستگي درجه‌بندي كنيم كه ممكن است اين شركت‌ها نيز توزيعشان نرمال نباشد، مناسب بوده و از اين مدل استفاده مي نماييم.
• تحقیقات انجام شده خارجي و داخلي
• تحقیقات خارجی
سالهای زیادی است که بحث مدلهای پیش بینی ورشکستگی یا بحران مالی درحسابداری ومدیریت بسیارمورد توجه قرارگرفته است. ازسال 1960 هنگامی که بیور 1967 وآلتمن 1968برای نخستین بار مدلهای پیش بینی ورشکستگی خود را انتشار دادند، مطالعات زیادی درجستجوی بهترین مدل تجربی موثربرای پیش بینی ورشکستگی صورت گرفت. دربیشتر کشورها (نه تنها کشورهای توسعه یافته بلکه حتی در کشورهای درحال توسعه ) پژوهشگران بسیاری برای ایجاد یک مدل خوب تلاش نمودند. دراین مورد می توان از کو (ژاپن، 1982) فیشر(آلمان، 1981) تافلرولیش شو (انگلستان، 1977) ادمینر( 1972، آلتمن) وهمکاران(1974)، دی کین (1976)،نایت (کانادا،1979)، فرناندر (اسپانیا،1988)، سوانسون وتی بوت آرژانتین،(1988)، اوچه،جوزودوس (بلژیک،1991)، بلوم و آلتمن (1977)، اسپرینگیت (آمریکا،1978)، هناوری وموریس (1983)، زیمسکی و فولمر (1984)، اوچه و وربار (بلژیک، 1978 ) نام برد.
رنسدرسال1999، ازمدل چهارمتغیره آلتمن برای ارزیابی وضعیت مالی،تجاری شرکتهای خرده فروشی برای فرضیات خود استفاده کرد. وی در این تحقیق از دونمونه Bو A استفاده کرد.نمونه Aشامل 32 شرکت ورشکسته و32 شرکت غیرورشکسته بودند که از مشاغل خرده فروشی انتخاب شدند. دراین آزمون، دقت پیش بینی مدل 0/92برای یکسال قبل از ورشکستگی و0/69 برای دوسال قبل از ورشکستگی و 0/62 برای سه سال قبل از ورشکستگی بدست آمد. نهایتاً نتیجه این شد که تفاوت اساسی بین مدل آلتمن واندازه دارایی شرکتهای خرده فروشی وکاهش فروش آن شرکتها وجود ندارد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، سرمایه در گردش، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام Next Entries پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، بحران مالی، پیش بینی بحران مالی، شرکتهای پذیرفته شده