پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، بحران مالی، پیش بینی بحران مالی، شرکتهای پذیرفته شده

دانلود پایان نامه ارشد

آلتمن (1968) در مدل مجذور Z از داده های مالی دوره های قبل از بحران مالی به عنوان متغیر مستقل استفاده کرده و وضعیت شرکت به عنوان موفق یا ناموفق را به عنوان متغی وابسته مدنظر قرار داد. نتایج تحقیق او نشان داد که مدل مورد استفاده از 95 درصد دقت در پیش بینی بحران مالی برخوردار است. وی در سال 1983 اصلاحیه ای را روی مدل به انجام رسانیده و مدل جدیدی به نام Z ارائه کرد.
اسپرینگیت (1978) نیز همانند آلتمن از تجزیه و تحلیل ممیزی برای انتخاب چهار نسبت مالی از میان 19 نسبت که بهترین نسبت ها در تشخیص موفق یا ناموفق بودن شرکت ها می باشند، استفاده کرد. وی با استفاده از 40 شرکت تولیدی مدل خویش را آزمون کرده و با نرخ اطمینان 5/92 درصد دقت مدل را بیان کرد.
اهلسون (1980) از نسبت های مالی و تجزیه و تحلیل رگرسیون لوجستیک چند بعدی برای ایجاد مدل خود استفاده کرد. مدل وی متشکل از 9 متغیر مستقل بود که با استفاده از نمونه ای از 105 شرکت مواجه با بحران مالی و 2058 شرکت فاقد بحران مالی به اجرا در آورد. نتایج پیش بینی او از دقتی معادل 85 درصد برای یک سال پیش از بحران مالی برخوردار بود.
فولمر (1984) از تجزیه و تحلیل چند متغیره برای ارزیابی کاربرد 40 نسبت مالی برای نمونه 60 تایی مشتمل بر 30 شرکت ورشکسته و 30 شرکت موفق استفاده کرد. مدل وی توانست وضعیت شرکت های ناموفق را با 96 درصد و شرکت های موفق را با 100 درصد دقت پیش بینی نماید.
زمیسکی (1984) با بکارگیری روش تجزیه و تحلیل احتمالی و مبتنی بر نمونه ای تصادفی از چهل شرکت ناموفق و هشتاد شرکت موفق به پیش بینی بحران مالی پرداخت. نتایج تحقیق او با دقتی معادل 78 درصد یک سال قبل از بحران وضعیت شرکت ها را پیش بینی کرد.
کااسکوئر (1987)با استفاده از روش تجزیه و تحلیل چند متغیره و بکارگیری 30 نسبت مالی به پیش بینی بحران مالی پرداخت. وی نمونه تصادفی از 173 شرکت با فروش بین یک تا بیست میلیون دلار در سال به پیش بینی بحران مالی با دقت 83 درصد دست یافت.
تاگیل ریوولاری لومیارد2000درمقاله ای دقت حسابرسان را در پیش بینی ورشکستگی شرکتها به وسیله مقایسه(SAS NO.59) مدل پیش بینی ورشکستگی (مدل آلتمن ومدل اهلسون) واستاندارد جدید حسابرسی محاسبه کردند. دراین مطالعه، آنها خطای نوع اول (زمانی که شرکتها ورشکسته هستند آنها را غیرورشکسته پیش بینی می کنند) خطای نوع دوم (زمانی که شرکتها ورشکسته نیستند مدلها آنها را ورشکسته پیش بینی می کنند) را برای نمونه خود مورد بررسی قرار دادند. آنها درنمونه خود از 99 شرکت ورشکسته طی سالهای 1990 تا 1995 و265 شرکت فعال طی سالهای 1959 تا 1994 استفاده کردند. آنها پس از بررسی خطای نوع اول و دوم در نمونه به این نتیجه رسیدند که حسابرسان حدوداً 0/53شرکتهای ورشکسته را یکسال قبل از ورشکستگی درست پیش بینی کرده اند واین درحالی است که مدل آلتمن 0/78/7ومدل اهلسون 0/84 شرکتهای ورشکسته را یکسال قبل ازورشکستگی درست پیش بینی کرده اند (خطای نوع اول). همچنین نتایج نشان داد که در رابطه با خطای نوع دوم، حسابرسان نرخ دقتی درحدود 0/9/1در رابطه باپیش بینی شرکتهای فعال یکسال قبل از ورشکستگی دارند واین درحالی بود که مدل آلتمن حدود 0/41/1ومدل اهلسون نرخ خطای 0/36/2 رانشان میداد. ریوولومبارد دراتمام تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که مدلهای پبش بینی ورشکستگی، نرخ دقت بالاتری در پیش بینی ورشکستگی شرکت نسبت به پیش بینی حسابرسان را دارا می باشند. درعوض نرخ دقت پیش بینی حسابرسان درمورد شرکتهای فعال بسیاربالاتر ازنرخ دقت پیش بینی مدلهای ورشکستگی می باشند(عسگری،1387).
فرج زاده دهکردی(2007)با استفاده از الگوریتم ژنتیک نسبت به پیش بینی بحران مالی در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران اقدام نمود. وی نمونه ای از 72 شرکت ناموفق و 72 شرکت موفق توانست با دقت 94 درصد وضعیت شرکت ها را پیش بینی نماید.
ایوان و دوربک (2008) در تحقیقی تحت عنوان «شوک های اقتصاد کلان و اعتبارات بانکی در اندونزی» اثر شوک های وارد بر آسیا جنوب شرقی بر روند سرمایه گذاری و اعتبارات را از سال 1993 تا 2002 اندونزی بررسی کردند. آنها با استفاده از مدل برنانک گرتلر دریافتند شوک های اقتصادی وارد بر آسیای جنوب شرقی باعث کاهش روند سرمایه گذاری و روند اعتباری بانک ها گردیده است، و لیکن این اثر بر بانک های داخلی بسیار بیشتر از بانک های خارجی بوده است.
سوکورب (2009) به بررسی چگونگی تاثير ويژگیهاي شرکتهاي کوچك بر ساختار سرمايه ي آنان در اسپانيا پرداخت. ايشان با استفاده از داده هاي 6482 شرکت در 8 طبقه ي صنعت طی دوره ي زمانی 1994 تا 1998 مطالعه ای با هدف بررسی چگونگی تاثير و يژگیهاي شرکتهاي کوچك بر ساختار سرمايه ي آنان انجام داد. نتايج تحقيق نشان داد که سپرهاي مالياتی و سودآوري اين شرکتها با ساختار سرمايه رابطه ي منفی دارد و اين در حالی است که اندازه، فرصتهاي رشد و ساختار دارايیها در اين شرکتها رابطه ي مثبت موثري بر ساختار سرمايه دارند.
قدرتی و معنوی مقدم (2011)با استفاده از مدل های آلتمن، شیراتا، اهلسون، زمیسکی، اسپرینگیت، سی ای اسکوئر، فولمر، ژنتیک فرج زاده و ژنتیک مک کی به پیش بینی بحران مالی در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران پرداخت. آن ها با استفاده از نمونه ای در دو گروه موفق و ناموفق که هریک به حجم سی شرکت بود به پیش بینی بحران مالی پرداختند. ملاک تشخیص موفقیت نسبت کیو توبین ساده قرار داده و نتایج تحقیق آن ها نشان داد که مدل هایی که با استفاده از الگوریتم ژنتیک مدل سازی شده اند نسبت به روش های آماری نظیر رگرسیون از دقت بیشتری برقرار بوده اند.
ريچاردسون و همکاران(2011)در تحقيقی با عنوان بررسی رابطه ورشکستگی بانك ها و تاثير آن بر ورشکستگی شرکت ها اذعان دارند که بانك ها به عنوان محوري ترين عامل جهت اتخاذ يك سيستم بهينه کاري براي شرکت ها به حساب می روند. آنها معتقدند که سرمايه گذاري مستقيم بانك ها در شرکت هاي زودبازده عاملی مهم در زمينه سودآوري و فرار از بحران هاي مالی می باشد. ضمنا آنها اشاره می کنند که با ورشکستگی بانك ها نه تنها شرکت هاي زودبازده رو به زوال خواهند رفت، بلکه تمام ساختار اقتصادي جامعه به هم می ريزد.
برتولد وهمکاران(2013)درتحقيقی باعنوان رابطه ميان عدم وصول مطالبات وورشکستگی شرکتها اذعان دارند که بانکها میتوانند از طريق واسطه گريهايی که در زمينه دريافت پرداخت مطالبات و باز پرداختها دارند، بر کارايی عملکردي شرکت ها موثر باشند.
باوم، كاگلايان و اوزكان(2013)ميلادي در تحقيقي تحت عنوان «رفتار اعتباري بانكها به نا اطميناني اقتصاد در سطح كلان» اين موضوع را كه آيا نااطميناني در سطح كلان اقتصادي باعث انحراف در تخصيص وام بانكي مي شود را بررسي كردند. اين محققين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي(GDP)، سطح نرخ هاي بهره و سطح نرخ تورم را به عنوان نا اطميناني و نسبت وام هاي اعطايي به مجموع دارايي ها را به عنوان رفتار اعتباري بانكها در نظر گرفتند و وام هاي بانكي را به سه تر كيب اصلي؛ پرداخت وام به اموال غير منقول، خانوارها و پرداخت وام به بخشهاي بازرگاني و صنعت تقسيم بندي كردند و تغييرات هر سه بخش را در شرايط نااطميناني بررسي نمودند.
بابات و نگاله(2014) نسبت های مالی اساسی را به عنوان عومل موثر در پیش بینی بحران مالی در شرکت های بورس هند به کار گرفت. وی با استفاده از یک تحلیل عاملی به انتخاب عوامل نسبت های مهم تر مبادرت کرده و با استفاده از سه روش رگرسیون خطی مرکب، رگرسیون لجستیک و شبکه عصبی نسبت به پیش بینی بحران مالی و مقایسه دقت این روش ها پرداختند. آن ها نشان دادند که روش شبکه عصبی از سایر روش ها دقت بیشتری دارد.

2-3-2-تحقیقات داخلی
مهدی فغانی نرم(1381) در تحقیق خود ارتباط بین نسبتهای مالی وپیش بینی ورشکستگی شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران درطی سالهای 1369تا 1378 براساس مدل آلتمن رامورد مطالعه قرار داده است و به این نتیجه رسید که بین نسبتهای بکار گرفته شده در مدل آلتمن وپیش بینی ورشکستگی شرکتها رابطه معنی داری وجود دارد.
غلامرضا سلیمانی امیری(1381) در پایان نامه دکتری خود به بررسی شاخص های پیش بینی کننده در شرایط محیطی ایران پرداخت و با استفاده از روش دلفی جهت دستیابی به شاخص ها وعوامل پیش بینی کننده برمبنای متون تخصصی وبراساس نظرات تخصصی دست اندرکاران به شناسایی این شاخص ها پرداخت ولیست جامعی ازشاخص ها را به منظورارزیابی اعتبارآنان در شرایط محیطی ایران ازطریق پرسشنامه با متخصصان، مدیران شرکتهای تولیدی، مدیران شرکتهای سرمایه گذاری وتحلیلگران مالی تهیه نمود. سلیمانی براساس روش دلفی 25 فرضیه شامل شاخص های مالی، صنعت وغیره را جهت پیش بینی به ترتیب اولویت بندی کرده ومورد مطالعه قرار داده است و درنهایت به این نتیجه رسید که با استفاده ازشاخص های مذکور می توان ورشکستگی شرکتها را پیش بینی نمود (سلیمانی امیری، 1381)
سليماني اميري (1382)، در مطالعهاي به ارزيابي قدرت نسبتهای مالی جهت پیش‌بینی بحران مالی شرکتها پرداخت. برای این منظور در اين مطالعه از مدل رگرسیون چندگانه استفاده شده و مدلی جهت پیش‌بینی‌ بحران مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارائه شده است. برآورد مدل با استفاده از اطلاعات دو گروه از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران‌ صورت گرفته است. گروه اول متشکل از 30 شرکت فاقد بحران مالی بوده و گروه دوم نیز مشابه گروه اول متشکل از 30 شرکت دارای بحران مالی بوده‌اند. مدل ارائه شده با توجه به‌ پنج نسبت بوده که نسبتهای مذکور نشاندهنده نقدینگی، سودآوری، مدیریت بدهی و مدیریت‌ دارائی می‌باشند. نتایج آماری مدل حاکی از معتبر بودن مدل و نسبتهای انتخاب شده بوده است.نتایج‌ آزمون توانایی پیش‌بینی مدل نشان‌دهنده این واقعیت است که مدل قادر است تا 3 سال‌ قبل از بحران مالی در شرکتها، پیش‌بینی صحیحی در خصوص بحران مالی ارائه دهد.
قرنی حمامیان(1384)در تحقیق خود قابلیت نسبت های مالی در پیش بینی توقف فعالیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را براساس مدل اهلسون در فاصله زمانی 1375 تا 1381 را مورد مطالعه قرار داده است. که در نتیجه فرضیه آن مبنی بر اینکه “بین نسبتهای مالی وپیش بینی توقف فعالیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق رابطه معنی داری وجود داد”. مورد تایید قرارگرفت (قرنی حمامیان، 1384).
هارونکلایی(1384)درپایان نامه خود رابطه شاخص های ورشکستگی وتداوم فعالیت درشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1376 تا 1379 براساس مدل آلتمن را مورد بررسی قرار داده است. فرضیه تحقیق عبارت است از اینکه “شرکتهایی که تداوم فعالیت آنها دارای ابهام اساسی است شاخص های ورشکستگی آنها درسطح پایین تری ازسایرشرکتها قرار دارد”. نتیجه آن با توجه به تایید شدن فرضیه تحقیق مبنی بر وجود رابطه بین شاخص های ورشکستگی وتداوم فعالیت، این بود که می توان از شاخص های ورشکستگی برای پی بردن به ابهام در خصوص تداوم فعالیت شرکت ها استفاده کرد(هارونکلایی، 1384).
احمدی کاشانی(1384)درتحقیق خود به بررسی تعدیل ضرایب الگوی آلتمن درصنعت تجهیزات ولوازم خانگی پرداخت که طبق نتیجه تحقیق وی الگوی تعدیل شده آلتمن درصنعت یادشده با دقت 90/7درصد شرکتهای ورشکسته وغیرورشکسته را تفکیک می کرد (احمدی کاشانی،1384)
امینی(1384) درپایان نامه خود مدلهای ارزیابی ورشکستگی درشرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران درطی سالهای 1379 تا 1382 مورد بررسی قرارداده است. فرضیه تحقیق عبارت است از اینکه “از طریق مدل آلتمن می توان ورشکستگی شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهاداررا پیش بینی کرد”. نتیجه آن فرض تحقیق را 89 درصد ضریب اطمینان قبول کرده است وفرض آماری یا پوچ را رد کرده است (امینی، 1384).
شیخی(1386) در تحقیق خود به مقایسه توانایی مدلهای اهلسون، آلتمن و زاوگین درپیش بینی توقف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ورشکستگی، خرده فروشی، پیش بینی ورشکستگی، وجوه نقد Next Entries پایان نامه ارشد درباره بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار، بحران مالی، شرکتهای پذیرفته شده