پایان نامه ارشد درباره هزار و یک شب، زبان فرانسه، قرن نوزدهم، ادبیات شفاهی

دانلود پایان نامه ارشد

ندارند. راه‌ و رمـــز به‌ قـدرت‌ رسيـدن‌ ضعيفـان‌، در كلمه‌هـا نهفته‌ است‌. » ( فلچر، سوزان 1378 : 18 )

5-4-3 دنیازاد
شخصیت دیگری که در قصۀ محوری هزار و یک شب شایان ذکر است ” دنیازاد “، خواهر شهرزاد؛ می باشد. شهرزاد از همان آغاز امید دارد که با نقل قصه های پریان بتواند شاه را به ترک عادت خود وا دارد اما برای این کار به کمک خواهر کوچک خود نیاز دارد. شهرزاد به او یاد می دهد چه کند: ” وقتی نزد سلطان می روم دنبال تو می فرستم. وقتی آمدی بگو: خواهر اگر نخفته ای حکایتی برای ما بگو تا شب سپری گردد ” . به این ترتیب به نظر می آید شهرزاد و شهریار، زن و شوهرند و دنیازاد فرزند آنان.
« شهرزاد، در فرهنگ ایران؛ ” هما ” دختر ” بهمن ” ملقب به ” چهرآزاد ” است و به سهولت می توان تشخیص داد که لقب چهرآزاد، مرکب از دو جزء چهر (چهرۀ انسان) و آزاد (رهایی یافته) در نام مرکب دنیازاد نیز، ریشۀ دنیا (جهان، عالم) و پسوند زاد (آفرید، زائید) را تشخیص می توان داد. پس دنیازاد، که از قصه گو درخواست می کند قصه ای دلپذیر بگوید؛ در واقع عامل اصلی آفرینش جهان جادویی قصه هاست و بدین گونه نامش با نقشش درهزار و یک شب، تناسب دارد. اما نام سومین شخصیت، یعنی شهریار؛ به شفافیت نام های همسرش و خواهر همسرش نیست. شاید باید واژۀ “شهریار” را به معنای اصلی کلمه یعنی «پادشاهی که از همه پادشاهان عصر خود بزرگتر باشد» فهم کرد. » ( شدل…، 1388: 64-65 )
قصه‌گـوها، تـوي‌ قصه‌هاي خود حــرف‌هايي‌ مي‌زننـد كه‌ اگــر خارج‌ از قصه‌هـا بـود به‌ درد سر مي‌افتـادنــد. قصه‌گــو اگـــر قصه‌اش‌ را در دل‌قصۀ‌ ديگري‌ بگنجاند، حرف‌هاي‌ بيشتري‌ هم‌ مي‌تواند بزند و شهــرزاد هم‌ همين‌ كـار را مي‌كــرد. او می دانست که حقیقت تلخ است، بنابر این هــر شب‌ جـــرعه‌هــايي‌ از آن‌ را در شهــد شيــــريــن‌ قصه‌هــا مي‌ريخت‌ و به ‌شهـريار مي‌نوشاند. او اميدوار بود تا اين‌ حقايق‌، به‌ هنگام‌ خود؛ ديگــر فتنه‌انگيز جلوه‌ نكنند و هيچ‌ چيز جز حقيقت‌ نباشند.

5-5 هزار و یک شب در خارج از مرزهای ایران

” آنتوان گالان140 ” که به خاطر کشف و ابداع هزار و یک شب، نام کاشف بر او گذاشته بودند و شهرت فراوانی پیدا کرده بود، اولین جلد هزار و یک شب را تحت عنوان ” شبهای عربی141 ” به فرانسه ترجمه و درسال 1704 در پاریس به چاپ رساند. ایروین در باب اهمیت ترجمۀ گالان معتقد است:
« هزار و یک شب چون پر از افسانه های دروغ (خرافه) و بیشتر بخش های آن به نثری ساده نوشته شده که به زبان و اصطلاحات عوامانه آلوده شده بود، در ادبیات سده های میانۀ عرب مقام والائی نداشت. این تقریباً یقینی است که تنها این امر که تصادفاً ترجمۀ نخستین آن به زبان فرانسه، مطلوب و مقبول طبع اروپائیان قرن هجده واقع شد، باعث نجات این مجموعۀ داستان از گمنامی و افتادن به محاق فراموشی شد. » ( ایروین، 1383: 90 )
” جوزف فون هامر142 ” اتریشی، که ید طولانی در خاورشناسی میدانی داشت ؛در فاصلۀ بین سالهای 1804 و 1806 و به هنگام اقامت در قسطنطنیه، ” الف الیله و لیله ” ( نسخۀ عربی هزار و یک شب ) را از روی یک نسخۀ خطی که در قاهره خریده بود، به فرانسه ترجمه کرد که ترجمۀ وی در سال 1825 به چاپ رسید. ” ژول تئودور تسنکر143 ” در ” کتابخانۀ شرقی144 ” خود اطلاعات کتابشناسی مفیدی به دست می دهد و از جمله، همین ترجمۀ هامر را معرفی میکند.
در همین ایام، نسخۀ چاپ الف الیله و لیله، در کلکته ( 1818-1814 ) منتشر می شود و در پی آن چاپ برسلاو( 1843-1824 )، چاپ بولاق( 1835 ) و چاپ دوم کلکته ( 1842-1839 ) به بازار کتاب می آید. هشت جلد اول چاپ کلکته به همت ” ماکسیمیلیان هابیشت145 ” و چاپ مجلدات نه تا دوازده به همت ” هاینریش فلایشر146 ” انجام می گیرد.
ترجمه هایی هم از روی نسخ بولاق، برسلاو و کلکته انجام شد. در طول قرن نوزدهم، سه ترجمۀ مهم از کتاب انجام گرفت که یکی از آنها ترجمۀ ” ادوارد ویلیام لین147 ” انگلیسی است. او بر آن بود که داستانهای هزار و یک شب، آشکارا معرف زندگی مردم است و آن را از روی چاپ بولاق، در سه جلد؛ ترجمه کرد. نسخه ای به زبان آلمانی نیز ترجمه شد که ساجدی در مورد آن چنین نظر می دهد: « گوستاو وایل آلمانی، که به قاهره سفر کرده بود؛ در سالهای ( 1841-1837 ) ترجمۀ ناقصی از الف الیله و لیله را بر اساس چاپ های بولاق و برسلاو منتشر کرد که چندان هم مقبولیت نیافت…… سالها بعد ” لیتمان148 “، خاورشناس آلمانی که به هنگام تأسیس دانشگاه قاهره در آنجا مشغول تدریس شد؛ از روی چاپ دوم کلکته ترجمۀ کاملی از هزارو یک شب، در بین سالهای ( 1928-1921 ) پدید آورد. » ( ساجدی،1387: 84 – 79 )
ترجمۀ دیگری که در اروپا توجه همگان را به خود جلب کرد از ” ریچارد فرانسیس برتن149 “، کنسول سابق انگلیس در دمشق؛ بود که با لباس مبدل در شهرهای مکه و مدینه سفر کرده و سفرنامه اش باعث اشتهار او شده بود. برتن، ترجمه اش را بر اساس چاپ دوم کلکته انجام داد. وی نژاد پرست بود و ظاهراً احساسات ضد زن داشت، در عین حال که متخصص امور جنسی بود و در این باره دایره المعارفی تهیه کرده بود. برتن با این خصوصیات و سابقه و در کمال وقاحت، داستانهای مستهجن اروپایی را وارد ترجمۀ خود کرد. اوایل قرن نوزدهم، برادران گریم در تحقیقاتشان سرچشمۀ چندین قصۀ اروپایی را در کتابهای ترجمه شده، باز شناختند.
در قرن بیستم ترجمه های دیگری از الف الیله و لیله پدید آمد، از جمله ترجمۀ ” جوزف شارل ماردرو150 ” ( 1904-1899 ). ایروین در مورد ترجمۀ او چنین می گوید: « البته کسانی که به بازار آمدن چنین ترجمه ای را تحسین کردند ادیبان بودند نه محققان. ترجمۀ ماردرو – که در حقیقت کم و بیش نوعی اقتباس آزاد بود – حال و هوای ادبی آن زمان را داشت……روایت ماردرو از داستان های هزار و یک شب، تصویری از شرق افسانه ای و ترکیب و آمیزه ای از خیالات و اوهام افیونی خوش گذرانیهای گونه گون، بهشت های گمشده، ثروتهای مالیخولیایی و ندیمه های زیبای محبوس در قفس های مطلا بود. » ( ایروین، 1383: 29 )
سخن آخر در باب هزار و یک شب اینکه، از نخستین ترجمه اش به زبان فرانسه به قلم آنتوان گالان در قرن 18 میلادی تا آخرین ترجمه اش به همان زبان به قلم ” آندره میکل151 ” در سال 2005 مقالات و کتاب های محققانه ای نوشته شده و به چاپ رسیده است که بهترین و محققانه ترین نوشته ها دربارۀ آن، به قلم بیگانگان است و آنچه به زبان فارسی در این باره به چاپ رسیده است در مقایسه با پژوهش هایی که دیگران کرده اند، بسیار اندک است. کامیابی مسک در این رابطه می گوید:
« هزار و یک شب در زمان ما بهترین نماد گفتگوی تمدن هاست و ما مدیون گالان، این شرق شناس بزرگ هستیم که با ترجمه اش، آن را به اروپا و بعد سایر قاره ها شناساند و تاثیر غیرقابل انکاری بر تمدن ها و ادبیات جهان گذاشت. » (کامیابی مسک، 1383: 18)
براستی در مورد این هزار توی شرقی باید گفت هزار و یک شب کتابی است که از هند برآمده درایران رشد کرده، درعرب به انرژی و توانایی جوانی رسیده و سرانجام، اروپا و غرب را تسخیرکرده است. دنیای هزار و یک شب سرشار از مظاهر طلسم و افسونی است که در پس سحر کلام و ادبیات آن نهفته اند و به همان اندازه از ارزش برخوردارند.

5-6 طلسم و افسون در هزار و یک شب

در فصل قبل اشاره گشت که ادبیات، بخصوص ادبیات شفاهی و قصه های عامیانه؛ محلی مناسب برای به تصویرکشیده شدن سحر و افسون پنهان شده در باورهای انسان است. هزار و یک شب نیز مستثنی از این اصل نیست. با نگاهی به داستان های هزار و یک شب می توان دریافت که افسون یکی از عناصر مهم سازندۀ آن می باشد. به ویژه در میان حکایات ابتدایی، وجود این عناصر بسیار به چشم می خورد اما رفته رفته، به دلیل دخالت اعراب در روایات؛ از بار طلسم و افسون، به معنایی که در فصل سوم و چهارم ذکر آن رفت؛ کاسته شده و گونه های افسون جای خود را به اذکار، ادعیه و آیات قرآنی می دهند که از ملحقات دوران اسلامی است.

” سهیل سلیمیان “، تحقیقاتی را دربارۀ طلسم و افسون از نگاه مردم شناسانه انجام داده است که بررسی این عناصر در حکایات هزار و یک شب، همراه با ارائۀ گزارشی آماری از باب حوزه و قلمروی وجود انواع طلسم و افسون در چهار مرکز ایران، هند، بغداد و مصر می باشد. او پس از بررسی بر روی حکایات هزار و یک شب و در مورد حکایاتی که دارای جنبه هایی از افسون می باشند به این نتیجه می رسد: « کل داستان های هزار و یک شب دارای دویست و دو داستان است که تنها بیست و هشت داستان آن دارای ویژگی جادویی است. » ( سلیمیان، 1384: 223 )

پژوهشگر این رساله، پس از بررسی حکایاتی چند از هزار و یک شب؛ به درستی این تحقیق باور داشته اما ذکر چند نکته را ضروری می داند: نخست اینکه داستان ” گدای سوم ” از حکایات فرعی ” حمال و دختران ” نیز دارای جنبه هایی از افسون بوده و در این مبحث می گنجد که در آمار ایشان به حساب نیامده است. دوم، این مطلب که در بررسی های ایشان، و در برخی از مواقع؛ استفاده از نام خدا و ادعیۀ قرآنی نیز جزو افسون به حساب آمده که پژوهشگر، آنها را از قاعدۀ سحر و افسون در تحقیق خود مجزا نموده و طلسم و افسون به معنایی مورد بررسی قرار گرفته می گیرد که در فصل سوم به آن اشاره گشت. سوم، از ذکر حکایاتی که افسونها و کارکردشان در قصه مشابه است تا حد ممکن و جهت جلوگیری از تکرار مکررات، خودداری شده است.

5-6-1 انواع طلسم و افسون و کارکرد آنها در هزار و یک شب

اولین دسته بندی که در مورد افسون های هزار و یک شب می توان در نظر گرفت، که عمده ترین آن نیز می باشد؛ تقسیم بندی آنها به دو گونۀ ” سفید ” و ” سیاه ” است.
5-6-1-1 جادوی سفید:
افسونی است که در راستای اهداف خیر به کار می رود، بویژه افسون هایی که برای درمان بیماری و شفا در افسانه ها بکار می برند یا اکثر باطل السحرها از این دسته اند. در افسانه ها، انجام دهندۀ جادوی سفید، نیروهای خیر یا در اصطلاح اوستایی، نیروهای ” اهورایی ” می باشند. « هدف آن، دور کردن ارواح خبیث یا شفای اشخاصی است که قربانی آن بودند. بنابراین، به عنوان عملی ضد اجتماعی نبوده است و جهت عکس جادوی سیاه عمل می کند.» ( پانوف- پرن، 1368: 233)
5-6-1-2 جادوی سیاه:
همانطور که از نامش پیداست، آنچه در راستای اعمال شرارت آمیز انجام می شود و برای مقاصد شر به کار می رود جزو آن به حساب می آید. این نوع جادو و افسون، در تملک نیروهای اهریمنی بوده و حوزه ای از جادوست که باعث به وجود آمدن تفکر ” ثنویت ” یا دو خدایی می گردد، چرا که برای شیطان نیز قدرتی بالا و نیروهای سحر و افسونی برابر، اما در جهت دیگر قائل است. «این جادو مدعی رام کردن ارواح خبیثه و نیروهای ماوراء الطبیعۀ بدیمن، برای تهیۀ وسایل بنگاههای آدم کشی است. همۀ جوامع، این جادو را از جادوی سفید تفکیک کرده و محکوم می کنند.» ( پانوف- پرن، 1368: 233)
افسون های موجود در هزار و یک شب از باب ” لفظی ” یا” عملی ” بودن آنها نیز تقسیم بندی می شوند، لازم به ذکر است هرکدام از آنها گونه ای دارند که هنوز در جامعه استفاده می شود و به شکل دعا و عبارات قرآنی می باشد که منظور نظر نیست مگر آنکه بوضوح، جنبه هایی ملموس از سحر و افسون داشته باشند:
5-6-1-3 لفظی ( اوراد ):
عبارت از دعا ها و نفرین های کتاب می باشد که جنبۀ داستانی دارد. دعاها و نفرین ها، بخش عظیمی ازکتاب هزار و یک شب را به خود اختصاص داده اند که گاهی تعداد آنها به بیش از سه تا چهاردعا و نفرین در یک صفحه است. در این بخش، به هیچوجه اعمالی مبنی بر سحر و افسون انجام نمی گیرد و فقط از طریق کلام و به کار بردن کلمات، افسون انجام می شود.
5-6-1-4 عملی:
الف- طلسمات وگونه های آن ب- اعمال سحر آمیزکه باعث تغییر واقعیت می شود.
افسونهایی که در هزارویک شب به عنوان عملی در نظرگرفته شده است صرفاً به وسیلۀ انجام عملی خاص صورت گرفته است که شامل اعمالی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره هزار و یک شب، داستان گویی، مرگ و زندگی، فرمانبرداری Next Entries پایان نامه ارشد درباره هزار و یک شب، حکومت شهری