پایان نامه ارشد درباره نیازسنجی، فناوری اطلاعات، نیازهای آموزشی، نیاز سنجی

دانلود پایان نامه ارشد

2008). البته شاید موارد بالا به همه پژوهش های كیفی وارد بوده و نباید دلفی را با رویكرد كمی (پوزیتویست) مورد قضاوت قرار داد و استفاده از معیارهای انتقال پذیری، اعتبارپذیری، كاربردپذیری و تأئید پذیری برای اعتبار و اعتماد نتایج صحیح تر باشد (پاول، 2003).
2-22- ملاحظات اخلاقی
 دلفی از نظر ملاحظات اخلاقی مشابه پژوهش های پیمایشی یا پرسش نامه ای است. گمنامی شركت كنندگان تا حد امكان باید حفظ شده و پاسخ های آنان بطور خاص و قابل شناسایی برای سایرین ارسال نگردد. اما تعیین اینكه چه افرادی پرسش نامه را تكمیل نموده، تمایل به بحث با سایرین داشته و آیا پانلیست ها به درستی یا بر  اساس نظر محقق پاسخ داده اند، غیر ممكن است (مک کنا، 1994 و ویندل، 2004).

2-3- بخش دوم (پیشینه ی پژوهش)
2-3-1- نتایج پژوهش های انجام شده در داخل کشور:
فتحی و آجارگاه در پژوهشی در رابطه با نیازسنجی آموزشی، به بررسی الگوها و فنون نیازسنجی پرداختند. به نظر آنها، اولین و اساسی ترین گام در تدوین و اجرای برنامه ی آموزشی اجرای صحیح و مبتنی بر واقعیت فرایند نیازسنجی است. نیازسنجی در واقع سنگ زیر بنای ساختمان آموزش است و هر چه این سنگ بنیانی تر و مستحکم تر باشد، بنای روی آن مستحکم تر و آسیب ناپذیر تر خواهد بود. آنها در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که در قلمرو آموزش نیازسنجی به عنوان یکی از مولفه های اساسی و ضروری فرآیند برنامه ریزی در نظر گرفته می شود و هر جا که مساله ی تدوین طرح ها و اتخاذ مجموعه ای از تدابیر آموزشی مطرح باشد از نیازسنجی به طور مکرر یاد می شود (فتحی و آجارگاه، 1383).
عبدی و مبینی در پژوهشی تحت عنوان تحلیل های سه گانه در نیازسنجی آموزشی، وجود و تشخیص نیازهای آموزشی دانش آموزان گامی اساسی در طراحی برنامه های آموزشی دانستند. فرضیه ی پژوهشی آنها این بود که نیازهای آموزشی، کمبود و نقص در توانایی ها، دانش ها و گرایش های افراد تحت آموزش است. به نظر آنها، از یک دیدگاه نیاز آموزشی عبارت است از مهارت، دانش و توانایی که افراد واجد آن نیستند و برای آنکه کار خود را به صورت موفقیت آمیزی انجام دهند ضروری است (عبدی و مبینی، 1388).
عباس زادگان و ترک زاده، در مطالعه ی خود با عنوان ” نیاز سنجی آموزشی در سازمان ها ” به بررسی نیازهای آموزشی برای استفاده از تکنولوژی در سازمانها پرداختند. به عقیده ی آنها، آموزش و بهسازی منابع انسانی به عنوان یکی از استراتژیهای اصلی دست یابی به سرمایه انسانی، و سازگاری مثبت با شرایط تغییر به عنوان دو مزیت رقابتی سازمانها قلمداد می شود و از این رو جایگاه و اهمیت راهبردی آن در بقاء و توسعه سازمان نمایان شده است. فرض آنها این بود که این فعالیت نیز مانند هر فعالیت سازمانی دیگر مستلزم برنامه ریزی صحیح و اصولی است. در نتیجه، در این راستا تعیین نیازهای آموزشی به عنوان اولین گام در برنامه ریزی آموزشی ضمن خدمت مطرح می شود که اگر به درستی طرح ریزی و اجرا گردد تمهیدی اساسی و مهم برای اثربخشی کارکرد آموزش های ضمن خدمت و طبعاً بهره وری شاغلین خواهد بود. همچنین آنها بیان می کنند که نیازسنجی با شناسایی نیازهای مهم مبنایی برای دست یابی به اهداف است و بستر مناسبی را برای سازمان دهی سایر عناصر مهم حول محور نیازهای اولویت یافته فراهم می سازد. در واقع کیفیت این داده ها، اثر بخشی دوره های آموزشی و در نهایت کارکرد آموزش را تعیین خواهد کرد. در این میان، نحوه ی تعریف و تعیین نیازهای آموزشی اثر مهمی در کیفیت و موفقیت کار دارد. چراکه آموزش گران است و تنها باید موقعی ارائه شود که هم پاسخی به یک نیاز شناخته شده باشد و هم بهترین راه حل برای مشکلاتی باشد که از آن طریق قابل حل اند. فعالیتهای آموزشی که بدون توجه به این شرایط طراحی و اجرا شوند در واقع نوعی اتلاف منابع ارزشمند خواهند بود (عباس زادگان و ترک زاده، 1379).
شعبانی در مطالعه ای تحت عنوان ” مهارت های آموزشی، روش ها و فنون تدریس” ضمن بحث در مورد فنون تدریس با استفاده از مهارت های آموزشی و میزان اثر گذاری این مهارت ها بر کیفیت تدریس، بیان می کند که شناخت و تحلیل اثر بخش نیازهای آموزشی، پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق است. به عقیده ی وی، طرح ریزی و اجرای پروژه های نیاز سنجی آموزشی در هر سطحی مستلزم پیروی از یک طرح و مدل مشخص است. انتخاب یا طراحی و تدوین مدل نیازسنجی می تواند باعث تسهیل و افزایش دقت و اعتبار فرایند نیازسنجی شود. یک مدل مناسب باید هدف، قلمرو، روش ها و رویه های اجرایی و سایر ابعاد لازم جهت انجام یک پروژه ی نیاز سنجی آموزشی را مشخص و معین کند (شعبانی، 1384).
اسمائیلی در مقاله ای با عنوان ” نیازسنجی آموزش کارکنان با الگوی دلفای” هدف از نیاز سنجی را فراهم سازی اطلاعات برای برنامه ریزی، ارزیابی و سنجش، پاسخگو و مسئول کردن موسسات و نظام های آموزشی، تشخیص یا شناسایی ضعف ها و مسایل و مشکلات اساسی سازمان یا نظام آموزشی، رشد و توسعه سازمان و دانش آموزان و استفاده ی بهینه از منابع و امکانات بیان کرده است (اسمائیلی، 1386).
امروزه نیاز به همگام شدن با تحولات و دستاورد های فن آوری و علوم بشری یک نیاز ضروری برای آموزش و پرورش ماست تا بیش از این از عرصه علوم بشری جا نمانده و بتواند همگام با کشورهای دیگر حرکت نماید.
عطاران در نوشته ای تحت عنوان “دغدغه های فن آوری” بیان می کند که استفاده از کامپیوتر می تواند به درک کودک از خود و جامعه پذیری وی کمک نماید. او در این نوشته به بررسی تاثیر فن آوری بر ارتباط کودکان و دانش آموزان با جامعه می پردازد. برای مثال به این موضوع می پردازد که استفاده از شبکه کامپیوتری در مدارس منجر به تسهیل تعاملات گروهی، همکاری و شکل گیری دوستی ها شده است. در مکان هایی مانند کلوپ های کامپیوتری نیز کودکان به مبادله افکار و ایجاد روابط می پردازند که باعث ایجاد موقعیت اجتماعی برای آنان و به دست آمدن عزت نفس می شود (عطاران، ۱۳۸۲).
در مدرسه ای که مبتنی بر تکنولوژی و فناوری اطلاعات است اساسا نگاه تعلیم و تربیت در آن تغییر می یابد و دیگر معلم به عنوان آموزش دهنده و دانش آموزان به عنوان یاد گیرنده ی صرف نخواهند بود، بنابراین محتوای آموزشی هم باید منطبق با نقش معلمان و دانش آموزان به طور خاصی طراحی و تدوین شود. برای هر دانش آموز باید به یک شکل و شیوه ی یاد گیری خاص آموزش داده شود به این معنا که وقتی معلم در کلاس با ۳۰ سلیقه ی مختلف و تفاوت های فردی مواجه می شود، طبیعی است که در این جا فقط فناوری اطلاعات می تواند پاسخگو باشد و هر کسی با توجه به توانمندی که دارد می تواند از محتوای آموزشی بهره مند شود. برای افزایش کارایی تکنولوژی و فناوری اطلاعات در دروس مختلف باید محتوای برنامه هایی که در شبکه ها در دسترس دانش آموزان و معلمان قرار می گیرد با هدف های آموزشی ساز گار بوده و از نظر یاد دهی و یاد گیری کارا و موثر باشند. برای این کار باید اولویت را به تربیت طراحان نرم افزاری رایانه ای درباره ی عموم موضوعات درسی و نیز تربیت برنامه ریزان درسی متخصص در فن آوری اطلاعات و ارتباطات داد.
شبکه های اینترنتی محلی53 ابزار مناسب و موثری برای توسعه و تسهیل و تسریع در امر آموزش و تبادل آخرین اطلاعات تلقی می شوند. امروزه در بسیاری از کشورها، نهاد ها و موسسات آموزشی با راه اندازی شبکه های اینترنتی محلی54 با موضوع آموزش، تعداد زیادی از مدارس به یکدیگر متصل می شوند تا انبوهی از دانش آموزان که در یک ناحیه پراکنده هستند با دسترسی آسان به این شبکه ها، مسایل آموزشی خود را با کمک یکدیگر و معلمان حل نمایند.

2-3-2- نتایج پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
آموزش و پرورشی که می خواهد با شبکه های اطلاعاتی پیوند بخورد نیازمند نیروی کاری است که بفهمد چگونه از فن آوری به عنوان ابزاری برای افزایش بهره وری و خلاقیت استفاده کند. چنین مهارتی، ”مهارت استدلال کردن بر مبنای اطلاعات” است. فرآیندی که در آن منابع معتبر شناسایی شده، دسترسی به آن به طور موثر فراهم آمده، اطلاعات به شکل کامل درک و هضم شده و به دیگران انتقال داده شود.
می توان گفت که نیاز سنجی حداکثر استفاده از منابع موجود در جهت تحقق هدف های مهم و با ارزش را امکان پذیر می سازد (برون، 2002). یک معلم باید ضمن علاقمند بودن، درک کاملی از موضوع به عنوان یک مجموعه اطلاعاتی در ارتباط با موضوعات دیگر داشته باشد و قادر به سهیم شدن در فرآیند هایی باشد که در آن مشارکت دارد.
یکی از مباحثی که مدافعان توسعه فن آوری اطلاعات در آموزش و پرورش مطرح می کنند آن است که از این طریق می توان فرصت های برابر آموزشی برای طبقات مختلف جامعه به خصوص طبقات محروم فرا هم آورد. تجربه کشورها نشان داده که همواره این اتفاق نمی افتد و اگر دولت سرمایه گذاری برای دسترسی طبقات محروم به منابع فن آوری اطلاعات نکند شکافی که اصطلاحا به آن شکاف دیجیتال گفته می شود روز به روز افزایش می آید. مثلا دسترسی به اینترنت در مدارس امریکا از ۴% در سال ۱۹۹۴ به ۹۹% در سال ۲۰۰۳ ارتقا یافت. ولی گزارش آموزش و پرورش امریکا حاکی از آن است که شکاف دیجیتال همچنان رو به گسترش است به نحوی که ۴۱% از سیاهان و اسپانیایی زبان ها در خانه از یک کامپیوتر استفاده می کنند و این در صد در مورد سفید پوستان ۷۷% است. گزارش دیگری حاکی از آن است که ۳۱%دانش آموزان خانواده هایی که در آمد سالیانه شان کمتر از بیست هزار دلار است از کامپیوتر در منزل استفاده می کنند، حال آن که ۸۰%دانش آموزانی که درآمد خانواده شان بیش از هفتاد و پنج هزار دلار در سال است از کامپیوتر بهره می برند.
در کشور های توسعه یافته که از امکانات خوبی برای استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات بهره می برند نیز ایجاد مهارت برای استفاده از منابع تکنولوژی و فناوری اطلاعات در اولویت قرار داشته و با وجود گذراندن دوره های مختلف هنوز در استفاده از آن مشکل داشته اند. مثلا در امریکا بسیاری از معلمان مدارس دولتی در ۱۹۹۹ اعتقاد داشتند که تدارکات استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات در آموزش نا کافی بوده است. ۵۳% آن ها گفتند که احساس می کنند فقط تا حدی آماده شده اند و ۱۳% آنها گفتند که آن ها اصلا احساس آمادگی نمی کنند (اسمردون و دیگران، 2000). در بیشتر قسمت ها معلمان کمی در تعلیمات تکنولوژی و فناوری اطلاعات اخیرا شرکت کرده اند. در حدود نیمی یک روز یا کمتر در سه سال گذشته و فقط ۱۲% بیش از چهار روز شرکت داشته اند. مطالعه متذکر می شود که معلمانی که احساس آمادگی بهتری دارند بیشتر کسانی هستند که از منابع تکنولوژی و فناوری اطلاعات برای طیف وسیعتری از فعالیت ها، شامل ”تولید مواد آموزشی، فراهم کردن مدل طرح های درس و پژوهش کردن در مورد روش های موثر و ارتباط پیدا کردن با همکاران و والدین” بیشتر استفاده کرده اند. معلمان ریاضی و علوم مدارس راهنمایی و متوسطه در ۲۰۰۰-۱۹۹۹ اغلب استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات را در آموزش در اولویت قرار داده اند (ان اس بی، 2006).
بر خلاف مشاهدات اولیه، ۶۳% از دانش آموزان پایه سوم دبستان در سال ۲۰۰۲ معلمانی داشتند که فکر می کردند آماده ی استفاده از کامپیوتر برای تدریس در کلاسشان هستند. فقط ۲۰% اظهار کردند از آمادگی کافی برای استفاده از کامپیوتر برای تدریس برخوردار نیستند. این بهبود ظاهری در آمادگی را می توانیم در تفاوت در سطوح پایه ها توجیه کنیم. داده های اولیه در مورد همه ی معلمان بود، در حالی که داده های۲۰۰۲ در مورد معلمان پایه سوم ابتدایی بود. یکپارچه سازی تکنولوژی و فناوری اطلاعات همراه با آموزش در پایه های اولیه محتمل تر است زیرا معلمین بر توسعه ی مهارت های اولیه تاکید دارند (هیدز و دیگران، 2003).
مطالعه ی دیگری داده های تکمیلی دیگری را ارائه می دهد. اکثر معلمان ابتدایی و راهنمایی در آمریکا اعلام کردند که تقریبا مشکلی برای استفاده از کامپیوتر ندارند. معلمین ریاضی و علوم بسیار بیشتر از بقیه معلمان موافق این نظر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره پرسش نامه، روش پژوهش، بین رشته ای، مهارت های ارتباطی Next Entries پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، نیازسنجی، نیازهای آموزشی، نیاز سنجی