پایان نامه ارشد درباره نهاد خانواده، حیات اجتماعی، ارتباط جمعی، سلامت روانی

دانلود پایان نامه ارشد

تأكيد كرده است(علوي تبار، 1380: 46).
2-11 نظريه ي انتظار
كلندرمن در خصوص مشاركت مدل ارزش انتظار را مطرح مي كند و آن را به دو مؤلفه ي بسيج آگاهي و بسيج كنش تقسيم مي كند. كلندرمن براي مشاركت در كنش جمعي به سه انگيزه اشاره مي كند:
1. انگيزه ي هدف؛ 2- انگيزه ي اجتماعي؛ 3- انگيزه ي پاداش.
وي انگيزه هاي اجتماعي را در چارچوب واكش ديگران در عمل مشاركت مهم مي بيند(كلي و برين لينگر، 1996: 3-34).
2-12 نظريه ي مبادله
از نظريات ديگر مي توان به نظريه ي پيتر بلاو اشاره كرد: پيتر بلاو به نظريه ي مبادله جنبه ي اجتماعي بيشتري داده است و اصل عقلانيت را با اقدام سودآور مرتبط دانسته و گفته است اقدام با فايده احتمال تكرار بيشتر ي دارد. اصل داد و ستد بدين معني كه هر اندازه پاداش هاي بيشتري رد و بدل شوند، احتمال داد و ستد هم بيشتر مي شود و اصل مجازات در راستاي اين است كه فردي كه به هنجار مبادله توجه نمي كند، مورد مجازات طرف مقابل قرار مي گيرد و اگر اصل عدالت در مبادله رعايت شود، طرفين از مبادله راضي بوده، آن را بر حق تلقي مي كنند و نظريه ي مبادله كل نظام اجتماعي را در قدرت، اقتصاد، نمادها و فرهنگ در بر مي گيرد (تورنر، 1998: 275-271). از نظر بلاو ، مشاركت اجتماعي بايد براساس سيستم روابط اجتماعي و قواعد رفتاري بررسي شود. وي به دنبال يافتن اين پرسش هاست كه ملاك هايي كه افراد به عنوان سودمند بودن همكاري و مشاركت در عرصه ي عمومي در نظر مي گيرند، چيست؟ چه رفتاري تجاوز به قواعد و آداب اجتماعي تصور مي شود؟ رعايت قوانين از طريق شهرداري و شوراها انجام مي شود يا نه؟ و آيا همكاري با شهرداري و شوراي شهر سودمند است يا خير؟
2-13 جایگاه خانواده در جامعه
خانواده، نهادی مقدس است که میتواند بهترین مکان برای آسایش و آرامش جسم و روان آدمی باشد. خانواده، سنگ بنای جامعه و سازمان نظام یافته اجتماعی است که در همه جوامع ارزش و اهمیت بسیار دارد. نخستین و پایدارترین نهاد انسانی و بخشی کوچک و مؤثر از جامعه است که عناصر آن بر یکدیگر اثرگذارند. هر بحرانی که اجتماع را فرا گیرد، خانواده نیز از آن تأثیر میگیرد و در مقابل، هرگاه خانواده گرفتار تزلزل و کاستی شود، آینده جامعه نیز به خطر میافتد. البته هر چه بنیان اخلاقی و معنوی خانواده محکم تر باشد، بحران های احتمالی جامعه، کمتر متوجه آن میشود. بنا براین، نقش خانواده در حیات اجتماعی انسانها، انکارناپذیر است.
استواری و تحکیم روابط خانوادگی، نقش مؤثر و مثبتی در بهبود روابط اجتماعی و کم شدن مشکلات جامعه دارد و اساسا برای تحقق یک جامعه پویا و معنوی، پیش از هر چیز باید خانواده ای سالم و معنوی داشته باشیم؛ زیرا اجتماع سالم، در گرو خانوادههای سالم است. نهاد خانواده، در حیات اجتماعی انسان ها و تکوین هویت جامعه، نقش محوری و بنیادی دارد.
2-13-1 خانواده سنتی
در جوامع سنتی، خانواده، نهادی اجتماعی با مرکزیت و محوریت مشخص است و هویت افراد، با توجه به خانوادههایشان شناخته میشود. اعضای خانواده سنتی را پدر و مادر، فرزندان، پدربزرگها و مادربزرگها تشکیل میدهند و جایگاه و احترام هر کدام مشخص و حفظ میشود.
سرپرست خانواده، رفتار و منش اعضای خود را کنترل میکند و اگر زمانی فرزندان با ازدواج یا ادامه تحصیل، از خانواده جدا بشوند، باز هم از کنترل و نظارت خارج نیستند و در مواقع لزوم نیز خانواده به یاری آنان همت میگمارد.
دین، باورها و آداب و رسوم مذهبی، در خانوادههای سنتی جایگاه ویژهای دارد و ارتباط مستقیمی میان دین و سلامت اخلاقی و رفتاری افراد خانواده وجود دارد. از این رو، در خانوادههای سنتی ناهنجاری های کمتری دیده میشود. معمولاً سرلوحه همه رفتارهای خانواده سنتی، محبت و فداکاری و از ویژگیهای آشکار این خانوادهها، رسیدن اعضای آن به احساس آرامش و سلامت روانی است. در مقابل، تأثیری که تمدن، تکنولوژی، ماهواره و اینترنت بر خانوادههای به اصطلاح مدرن امروزی گذاشته، آنها را با نوعی کاستی و سردی در روابط و مناسبات روبه رو کرده است. در نتیجه، دوام و پایداری آنها دست خوش تهدیدهای جدی قرار گرفته است.
در خانواده سنتی، محوریت با مذهب، محبت و فداکاری است و از ویژگیهای آن، سلامت روانی آن است.
خانواده امروزی و مدرن، به دلیل کم رنگ شدن ارزشهای اخلاقی در آن، با خطرها و گرفتاری های جدی روبه رو شده است.
آسیبهای خانواده، به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم میشوند. نادیده گرفتن مسائل اخلاقی و حقوقی و رعایت نکردن امور مربوط به روابط انسان ها، از آسیبهای درونی هستند که متوجه اعضای خانواده میشود.
عوامل آسیبزای بیرونی را نیز باید در خارج از محیط خانواده یافت. در عصر حاضر با ورود وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبکه های اینترنتی، نوع زندگی خانوادگی تغییر کرده و پی آمدهای گوناگون و دشواری را به همراه داشته است. مدرن و به روز بودن، اصل و هویت خانواده را با درگیری های جدی روبه رو ساخته است و تکنولوژی ها و اختراعات مختلف که برای رفاه بخشیدن به زندگی جوامع امروزی پدید آمده اند، خانواده را دچار سردرگمی کرده و مصرف گرایی را ترویج کرده اند. فعالیت های بیش از حد والدین نیز آسیب های عاطفی بسیاری را متوجه فرزندان کرده و خانواده را در به انجام رساندن مسئولیت هایش با مشکل روبه رو ساخته است.
2-13-2 دنیای مدرن و کم اثر شدن کارکردهای خانواده
ناهماهنگی و نبود تعادل در خانواده، شادابی و پویایی را نیز از جامعه می گیرد و بی توجهی به بهداشت روانی خانواده، از مشکلات مهم زندگی های امروزی است. پژوهشگران، بالا رفتن آمار افسردگی در مردم را از پی آمدهای نوع زندگی قرن بیستم می دانند؛ که در آن، خانواده ها از هم گسسته اند و بیشتر مردم در کنار خانواده و با ترتیب درست و اصولی آنان رشد نمیکنند. در این شرایط، والدین وقت کافی برای همراهی مؤثر فرزندان خود ندارند و در نتیجه، استرس های گوناگون، افراد را در معرض افسردگی و بیماری های روانی قرار میدهد.
افزایش زمینههای تحریک جنسی نیز در پی گسترش و تنوع وسایل جدید تکنولوژی، خانوادهها را با گرفتاریهای نگران کنندهای روبه رو کرده است. دنیای مدرن، عصر تنوع و هیجان و نوآوری است. تعدد مشاغل مردان و فشار بیش از حد ناشی از فعالیت زنان خانه و مشاغل رسمی آنان در جامعه، همراه با افزایش استرسها و ضعف مهارت زوجین در برقراری ارتباط سالم جنسی نیز کارکرد تربیت جنسی خانواده را ضعیف میکند.
امروزه مسئولیت خانواده ها در تربیت فرزندان بیش از گذشته است و پرورش فرزندانی که ثبات شخصیت و هویت اجتماعی داشته باشند، دشوارتر شده است. فرزندان نیز با وظایف سنگین حاضر و بحران های پیش آمده، بسیار ضعیف و شکننده عمل می کنند و فرزند سالاری، در بسیاری از خانواده ها، اقتدار و نظارت والدین را بر هم زده است. بر این اساس، هر کدام از کارکردهای خانواده، نقش مهمی در استحکام و تقویت بنیان خانواده ایفا می کند. با این حال، مسئله ناخوشایند این است که در بسیاری از خانواده های مدرن، وظایف خانواده، به درستی انجام نمیشود.
2-13-3 جایگاه رسانه در خانواده امروز
از آنجایی که یکی از فرضیه های اصلی تحقیق در رابطه با پیوند بین میزان مشارکت اجتماعی و میزان دسترسی خانواده به رسانه های جمعی است؛ لذا در این بحث به نقش رسانه در خانواده و کارکردهای آن پرداخته می شود. وسایل ارتباط جمعی در هر جامعه ای، فرهنگ ویژه ای را برای مردم آن به وجود می آورد که جای گزین فرهنگ، ایدئولوژی و ارزش های خانواده و جامعه آنها می شود. امروزه پیشرفت های بزرگ در زمینه اطلاع رسانی و ابزارهای رسانه ای و ارتباطی مانند، اینترنت و شبکه های رادیویی و تلویزیونی، روابط انسانی را بیش از هر زمان تحت تأثیر قرار داده است. وحدت و همدلی اعضای خانواده، بر اثر استفاده بیش از حد از تلویزیون، به سبب کاهش روابط و کم شدن زمان گفت وگو، کم رنگ و آسیب پذیر شده است. بدین ترتیب، تلویزیون، در شمار اعضای خانواده های امروزی درآمده است. در میان این رسانه ها، تلویزیون بیش از همه توجه مردم را به خود جلب کرده و جای گزین روابط و زندگی اجتماعی و خانوادگی شده است.
اعضای خانواده مدرن، غرق در انبوه اطلاعات است و رسانه ها با وارد کردن حجم وسیعی از اخبار و اطلاعات به خانه ها، افراد را گیچ و سردرگم می سازند.
بسیاری از خانواده ها آینده و هویت فرهنگی خود را به دست رسانه ها به ویژه تلویزیون سپرده اند و در این میان، قدرت خلاقیت و فرصت در کنار هم بودن ها را نادیده می گیرند. خانواده ای که در اندیشه استحکام و تقویت بنای خویش است و برای ایجاد صمیمیت و روابط عاطفی گرم میان اعضای خود می کوشد، باید در استفاده از رسانه ها به ویژه تلویزیون، کنترل و نظارت کامل داشته و در اثرپذیری از آنها، میانه رو باشد.
الوین تافلر در ابتدای دهه 1990 در کتاب مشهور خود با عنوان «موج سوم» وقوع یک تغییر و تحول گسترده در سطح مناسبات منطقه‌ای و جهانی را برای دهه بعدی پیش‌بینی کرد و برای تشریح و تبیین جنبه‌های گوناگون این تحولات در فصل‌های مختلف کتاب به تفصیل در مورد نهادها و نقش‌های تعیین‌کننده دست به پیش‌بینی و پیش‌گویی زد. اغلب برآوردهای او با تغییرات جزئی در محتوای تحول به وقوع پیوسته‌اند و امروزه یکی از چالش‌های جامعه‌شناسی مدرن پرداختن به جنبه‌هایی است که در نظریات پیشین بین مفاهیم مدرن و پسامدرن در نوسان بوده‌اند و نزاعی استدلالی و استنتاجی بین صاحبنطران طرفدارن نظریات معطوف به پایان عصر مدرنیسم و مخالفان آن در جریان است.
با توجه به ماهیت تکاملی جوامع در طول قرن‌ها و با توجه به اینکه کمون‌های اولیه متشکل از عنصری به نام «خانوده» بوده‌اند؛ این نهاد به صورت کلاسیک و پایه‌ای یک عنصر مهم و تعیین کننده در ساخت اجتماعی یک جامعه قرن بیستمی محسوب می‌شد. تافلر در کتاب خود مفصلا به تغییرات دائمی و تحولات پی در پی در ساختار و محتوای این نهاد در دهه 1990 پرداخته و جنبه‌ها و حوزه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده‌است. به باور او خانواده قرن بیست و یکمی از ساختار هسته‌ای (متشکل از اعضای اصلی پدر، مادر و فرزندان) تغییر ماهیت داده و به الگوهای جدیدتری نظیر خانواده با محوریت مادر (متشکل از مادر و فرزندان) یا خانواده با محوریت پدر (متشکل از پدر و فرزندان) تبدیل می‌شود. او همچنین استدلال می‌کند ممکن است با توجه به زیربنای فرهنگی جوامع، تغییرات به جای آنکه شکلی باشند معطوف به وظایف تعیین شده برای خانوده‌ها گردند. یعنی فرضا اگر تولیدمثل و حفظ بقای نسل وظیفه اصلی ارتباط بین زن و مرد در یک ساختار خانوادگی محسوب می‌شده ممکن است این مهم را بتوان از طریق دیگری مانند حمایت‌های دولت‌ها و بحث پذیرش فرزندان بی‌سرپرست و غیره و غیره محقق کرد. البته دیدگاه‌های وی در زمان طرح موضوع بسیار نپخته و غیرعملی به نظر می‌رسیدند اما امروزه در بسیاری از جهات این واقعیت که خانواده با کارکرد عصر کشاورزی و عصر صنعتی نمی‌تواند جوابگوی بسیاری از نیازهای اعضایش باشد به شکل دیگری مؤید صحت آن پیش‌بینی‌ها در بیست سال قبل بوده و اگر هم قرار باشد نقدی به نظرات تافلر وارد نمود بیشتر این انتقادات در حوزه فرم وقوع تحولات منصفانه هستند تا در ماهیت تحولات.
در آرای بسیاری از صاحبنظران علوم اجتماعی برخی از وظایف اصلی نهاد خانواده عبارت است از:
• ایجاد آرامش و ارضای نیازهای طبیعی و انسانی
• تولید مثل و حفظ بقای نسل
• حمایت و پرورش فرزندان بر اساس خرده‌فرهنگ‌ها و هنجارهای اجتماعی
البته کیفیت و کمیت این وظایف بسته به خاستگاه اجتماعی خانواده‌ها تغییر می‌نماید. قدر مسلم این است که تغییراتی پیش‌بینی شده توسط تافلر باید این بنیادهای اصلی را هدف قرار داده باشد و نه چگونگی انجام وظایف مورد انتظار از آنرا.

نمودار 2-2

با توجه به محدودیت حوزه عملکرد خانواده نسبت به نهادهای اجتماعی دیگر به باور نگارنده به دست آوردن معیاری جهت ارزیابی سنتی بودن و یا مدرن بودن خانواده باید معطوف به بررسی خرده‌فرهنگ‌ها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تنظیم خانواده، سلسله مراتب، مشارکت مردمی، مراکز فرهنگی Next Entries پایان نامه ارشد درباره مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، ساختار قدرت