پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، نفس اماره، طبیعت انسان، زبان ترکی

دانلود پایان نامه ارشد

به عمد توسط دولت و برای مقاصدی که ذکر شد در ایران جاری بود -،‌ گرایش به خرافات و مضامین پست و فاقد وجاهت علمی و مردمی، تا چه حد در میان مردم و دولتیون رخنه کرده بود. این مضمون، یکی از مضامینی است که توسط نمایشنامه نویسان متقدم، به کرات با زبانی آیرونیک مورد مذمت قرار گرفته است.

3-2- زندگینامه میرزا فتحعلی آخوند زاده
میرزا فتحعلی آخوند زاده(آخوندوف) نمایشنامه نویس آزادی خواه ایرانی اهل آذربایجان و در دوره قاجار بود. او را از پیشگامان جنبش ترقی خواهی و ناسیونالیسم ایرانی می دانند. اندیشه های او بر اندیشمندان جنبش مشروطیت ایران از جمله میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکم خان، طالبوف و میرزاآقا تبریزی و دیگران بسیار تاثیر گذاشت. نمایشنامه های اجتماعی و انتقادی او بیشتر به زبان ترکی آذربایجانی است که گاه به شعرهای فارسی مزین می شود. برخی از آثارش به روسی و فارسی ترجمه شدند. مجموعه نمایشنامه تمثیلات او با مهارت به انتقاد از اخلاق و عادات مردم قفقاز و آذربایجان می پردازد. وی مرثیه “شرق در رثای مرگ پوشکین” را در 1937 میلادی سروده است. او همچنین از طرفداران و مبلغان تغییر رسم الخط عربی به الفبای لاتین بود.
میرزا فتحعلی آخوند زاده فرزند میرزا محمد تقی کدخدای روستای خامنه تبریز در سال 1190 ه.ش. در شهر نوخه از ولایت شکی دیده به جهان گشود. یکسال قبل از تولد او پدرش از کدخدایی روستای خامنه برکنار گردید و این واقعه سبب شد تا او زن و فرزند خود را رها کرده و به نوخه که یکی از ولایات آذربایجان در آن سوی رود ارس است عزیمت نماید. در نوخه او همسر دیگری اختیار کرد که برادرزاده ملا علی اصغر از عالمان آن وادی بود، آنها پس از یک سال صاحب فرزندی شدند که نام فتحعلی را برای او انتخاب کردند. دو سال بعد، میرزا محد تقی زن و فرزند خود را با خود به خامنه آورد. جایی که روزگاری زن و فرزند خود را رها کرده بود. از آنجا که زن ها با یکدیگر سر سازگاری نداشتند، نعنا خانم یعنی مادر فتحعلی، از شوهر جدا شده و نزد عموی خود بازگشت و این آغاز جدایی همیشگی فتحعلی از پدر بود. فتحعلی از عموی خود که او را مانند فرزند گرامی می داشت مقدمه های فارسی و عربی و آگاهی هایی در مورد علوم اسلامی را فرا گرفت.
زمانی که جنگ ایران و روس در گرفت و پی آمد آن عهدنامه گلستان بسته شد، قره باغ به همراه باکو و شیروان و بخشی از طالش از ایران جدا شد و فتحعلی به همراه مادر و عموی خود به نوخه رفتند و سپس شهر گنجه را برای زندگی برگزیدند. آخوندزاده درحالی که عمویش معلم او بود و تمام هم و غم خود را در جهت اعتلای شخصیت فکری و به دست آوردن مقامی روحانی نهاده بود، دوران نوجوانی خود را در گنجه سپری نمود. در همین دوران جنگ دوم ایران و روس درگرفت و متعاقب آن شهر گنجه ویران شد، عهدنامه ترکمانچای امضا شد و گنجه، ایروان و نخجوان از ایران جدا شد و فتحعلی با خانواده آن سوی ارس ماندند.
زمانیکه آخوند یعنی عموی مادر فتحعلی به سفر حج می رفت او را نزد آخوند ملاحسین فقیه که از دوستانش بود و در گنجه زندگی می کرد برد تا فتحعلی نزد او علم فقه و صرف و نحو را فرا گیرد. در آنجا فتحعلی با میرزا شفیع نامی که از غزل سرایان بنام و مردی وارسته بود آشنا شد و نوشتن را نزد او فرا گرفت. این آشنایی سبب شکوفا شدن اندیشه فتحعلی شد و او را مصمم کرد تا جهت آشنایی با فرهنگ و تمدن جهان کمر همت بر بندد. فتحعلی به زودی به تفلیس رفت. در بیست و سه سالگی به عنوان مترجم زبانهای شرقی به خدمت دولت درآمد. در همین ایام با تئاترهای گرجستان آشنا شد. در این تئاترها عموماً آثار نیکلای گوگول، مولیر و آستروفسکی را به صحنه می رفت.
آخوند زاده شروع به نگارش آن چه که در کودکی در روستا و ایلات دیده بود کرد. از مولیر و گوگول الهام گرفت و زبان به انتقاد از زمان گشود. از منظر نگاه آخوند زاده، صحنه تئاتر میتوانست بازتاب زندگی مردم از اقشار مختلف در قالب کمدی باشد. با به کارگیری زبان ساده مردم، تئاتر دیگر تنها برای گروهی خاص نیست که جهت وقت گذراندن و سرگرمی به آن روی می آوردند.
از جمله آثار آخوند زاده که سبب شهرت وی در ادبیات نمایشی گردید کتاب “تمثیلات” مشتمل بر شش نمایشنامه است. این نمایشنامه ها به صورت کمدی های انتقادی نوشته شده و در آن از اوضاع اجتماعی و سیاسی ایرانِ زمان ِ نویسنده انتقاد گردیده است. آخوندزاده نمایشنامه “حکایت ملا ابراهیم خلیل کیمیاگر” را با به کار گیری اصول درام نویسی غربی در سال 1230 ه.ش. نوشت. هر چند این نمایشنامه نخست به زبان تاتاری، سپس به زبان روسی دست آخر به زبان ترکی آذری منتشر شد، اما به طور کلی آخوندزاده اولین نمایشنامه نویس آسیایی و ایرانی به حساب می آید که شیوه درام نویسی غربی را رواج داد. اندیشه ها و گفته ها و نوشته های آخوندزاده نمایشنامه های مجموعه “تمثیلات” به شیوه علمی با تیپ سازی اجتماعی و طبقاتی تصویر شده اند. اشخاص و عناصر و چاشنی هایی که به شکل اصلی و فرعی در این نمایشنامه ها مطرح شده و به کار رفته است، همگی دست به دست هم داده اند تا مقاومت مسلمانان قفقاز را که خواهان بازگشت به پیکره کشور ایران بودند، به سازش بکشند و آنان را به تبعیت از روسیه تزاری وادار کنند.
مرگ آخوندزاده در 1257 شمسی و در 67 سالگی رخ داد.

3-3- دیدگاه آخوندزاده نسبت به آیرونی
فتحعلی آخوند زاده در ابتدای کتاب “تمثیلات” خود در بخش “کتاب تهذیب اخلاق” چنین می نویسد:
“در طبیعت انسان دو خاصیت عمده نهاده شده؛ یکی غم و دیگری فرح، گریه علامت غم، خنده نمونه فرح است. گاهی وقوع مصائب و صدور مفرحات و گاهی تحریر آنها، این دو حالت را در مزاج انسان ظاهر می کند. در صورت تقریر و تحریر عمده، موثر برای غم و فرح، و گریه و خنده، وضع حکایتیست. اکثر اوقات از مصائبی که به وضع نامرغوب مذکور شده است آدم متاثر نمی شود، لیکن همان مصیبت را به وضع پسندیده علیحده که نقل می نمایند، کماینبغی تاثیر می بخشد. چنانچه در مجالس روضه خوانان ناقص و کامل، این هر دو کیفیت مکرر مشاهده شده است. اگر نقل مصیبت و یا بهجتی که از طبایع و اخلاق بشریه مذاکره می شود، کماهی و فی الواقع مذکور شده، به طبیعت مستمع مقبول و موثر بیفتد، واضع و مصنف همان نقل را حکیم روشن روان و عارف طبایع انسانی می گویند، و ناقل کامل آن را سخنگوی قابل . فائده نقل مصیبت و بهجت، بیان کردن اخلاق و خواص بنی نوع بشر است، که مستمع به خوبیهای آن خوشحال و عامل، و از بدهای آن متاذی و غافل گردد و هم نفس اماره از اشتغال این قسم حکایت متلذّذ شده و به جلب سرور معاصی و مناهی میل نکند.
در ممالک فرنگستان، ارباب عقول سلیمه به فوائد این امر برخورد شده، از عصرهای قدیم در شهرهای عظیم عمارات عالیه به اسم تیاتر برپا کرده، گاه کیفیت بهجت را به واسطه تشبیهات اظهار می نمایند.”
تا بدینجا از سخنان آخوند زاده چنین بر می آید که اولاً او تئاتر را – که آن را ازفرنگیان آموخته -، ‌ وسیله ای برای تهذیب اخلاق بشریت دانسته و هدفش از تنظیم نمایشنامه هایش نقل مصیبت و بهجت است که فایده نقل مصیبت و بهجت از نظر او، “بیان کردن اخلاق و خواص بنی نوع بشر است، که مستمع به خوبیهای آن خوشحال و عامل، و از بدهای آن متاذی و غافل گردد و هم نفس اماره از اشتغال این قسم حکایت متلذّذ شده و به جلب سرور معاصی و مناهی میل نکند.” می بینیم هدفی که آخوندزاده در تعقیب آن بوده است، ‌ همانا گوشزد کردن نکات اخلاقی به مخاطبان نمایشنامه هایش و دعوت غیر مستقیم آنها به انجام اعمال نیک و دوری از اعمال بد است.
ثانیاً‌ او معتقد است استفاده از “تشبیهات” در خلق “بهجت” – که نمونه هایش را در نمایشنامه های فرنگی ، ‌خصوصاً‌ کمدی های مولیر که از آنها متاثر بوده ، بسیار دیده است – کیفیت بهجت آفرینی اثر را افزایش می دهد. تشبیه به معنای فاصله انداختن بین مشبه و مشبه به و استفاده از هر کدام به جای دیگری است. می بینیم که منظور او از تشبیهات، چیزی جز آیرونی نیست. جالب است که آخوندزاده آیرونی را در نمایشنامه های فرنگی به وفور دیده است در حالیکه هم در متون ادبی کلاسیک ایران و هم در نمایش های ایرانی، نمونه های درخشانی ازآیرونی هایی که هدفشان تهذیب اخلاق جامعه است دیده می شود. او در ادامه، ‌ نمایش های ایرانی را به دلیل تمرکزشان روی نقل مصیبت و بی سوادی بانیانش مورد نقد قرار داده و می نویسد:
“در میان ملت اسلام تا این زمان همین نقل مصیبت متداول بوده، این هم به واسطه تشبیه و تقریر در کمال نقصان و قصور. یعنی اولاً وضع انشای مصائب موافق و مطابق طبع انسانی به عمل نیامده، ثانیاً ناقلان آن از روی بصیرت تربیت نشده، هر کس خودسر به این امر اقدام کرده، از لوازمات جاهل، و از شرایط آن غافل است، ثالثاً برای اجرای این امر عظیم در میان ملت اسلام هرگز تدارکاتی مهیا نیست، بنابراین، کیفیت تشبیهات، که یکی از الذ نعم دنیاست، در غایت رکاکت ظهور می کند. مثلاً به یک چیز جزئی هم که شبیه در حالت تکلم، قاری به نظر نیاید، چاره جو نشده اند. شبیه که باید از حفظ، موافق اصطلاح، مکالمه بکند، می بینی یک ورق کاغذ به دست گرفته، با عبارات غلیظه مراسله می خواند! با این حالت تقریر، شبیه چگونه به طبیعت انسان موثر خواهد افتاد؟”
آخوندزاده معتقد است تشبیهات – که با وجود لذت بخش بودنشان، ‌ در نمایش های ایرانی فقط در نقل مصیبت استفاده می شوند – ، باید به جا و با حالتی طبیعی اجرا شوند تا قابل باور بوده و اثر بخش باشند. او معتقد است زمانیکه “شبیه”، ‌ حتی دیالوگهایش را حفظ نیست و از روی ورقه میخواند، ‌ فقط یک “قاری” به نظر می آید نه یک “شبیه” و نمی تواند بر مخاطب خود اثر گذارد. می بینیم که آخوندزاده واقعاً‌ به دنبال “نمایش” به معنای “تئاتر” است و نقالی و مناقب خوانی را نمایش نمی داند. او تاکید دارد که تشبیهات، ‌ “یکی از الذ نعم دنیاست” و اگر درست استفاده شود می تواند بیشترین تاثیر را بر مخاطب داشته و لذت بخش باشد. آخوند زاده که ظاهراً از نمایش های ایرانی فقط تعزیه را به حساب آورده است، ‌ نمی تواند نمونه ای از به کارگیری درست یا نادرست تشبیهات را در میان نمایش های ایرانی پیدا کند. او مطلب خود را به این صورت ادامه می دهد:
“اما نقل بهجت بواسطه تشبیهات هرگز رسم نیست، و در این خصوص تا به حال به هیچ وجه تصنیفی نوشته نشده است. با وجود اینکه نقل بهجت متضمن مواعظ عجیبه و نصایح غریبه ایست که اگر به وضع بهجت فزا و طرب انگیز بیان نشود، هرگز طبیعت خاص و عام به استماع آنها راغب نخواهند گشت. مجالس نقل بهجت از قراری که در فرنگستان متعارف است اگر به کمال دقت ملاحظه بکنی، چیزی به خلاف ادب و حیا در آن مشاهده نمی شود.”
در اینجا آخوندزاده موضع خود را کاملا‌ً روشن می کند. دیدیم که آخوندزاده به دنبال “تئاتر” است و دلیل اینکه از بین نمایش های ایرانی فقط تعزیه را مورد بحث جدی خود قرار می دهد این است که از بین نمایش های ایرانی، ‌تنها تعزیه است که دارای متن است و این ویژگی، مهمترین تفاوت بین نمایش ایرانی و تئاتر فرنگی است. نمایش های شادی آور ایرانی که دارای متن مکتوب نبوده و عموماً‌ فی البداهه اجرا می شده اند، ‌از نظر آخوندزاده تئاتر نبوده و به همین دلیل آنها را به حساب نیاورده است. او در این قسمت از نوشته اش، ‌نقد جالبی بر روی همین ویژگی بداهه بودن نمایش های شادی آور ایرانی می نویسد که در جای خود جالب توجه است. او معتقد است در صورتی که برای نمایش های شادی آور متونی نوشته شود تا این نمایش ها هم بتوانند نقل خود را با استفاده از تشبیهات و به صورتی طرب انگیز و شادی آور – آیرونیک – ارائه دهند، ‌ بیشترین تاثیر را بر مخاطب خود خواهند داشت. همین امر، ‌انگیزه اصلی آخوندزاده برای نوشتن نمایشنامه های کمیک آیرونیکی شد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره فتحعلی شاه، عباس میرزا، خلیج فارس، نمایشنامه Next Entries پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، رابطه نامشروع، زبان فارسی، حالت طبیعی