پایان نامه ارشد درباره نماز جماعت، مبانی فکری، علمای شیعه، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

تكاپو انداختن مباحثات و مناظرات كلامي، شاهد پيدايش تأليفات كلامي و پرورش دانشمنداني با رويكردهاي كلامي هستيم.
جريان‌شناسي كلامي كوفه
هويت كلام شيعه را مسئله امامت شكل مي‌دهد؛ مسئله‌اي كه تأثيري فراگير بر مجموعه مباحث كلامي و دانش كلام مي‌گذارد. به اين معنا كه وقتي گروهي مرجعيت فكري را به امامان معصوم (عليهم‌السلام) مي‌دهند و گروه ديگري تفسير و رأي خويش را از قرآن، منبع و مرجع قرار مي‌دهند، بي‌گمان در حوزه اعتقادات تفاوت‌هاي زيادي پيدا مي‌كنند. به بيان دقيق‌تر، براي متكلمان سني، عقل و استدلال عقلاني مرجع تصميم‌گيري نهايي بود و نتيجه آن هرچه بود بايد پيروي مي‌شد، اما براي متكلمان شيعه عقل ابزار بود و منبع حقيقي و برتر دانش و مرجع نهايي آگاهي، امام بود. از اين رو، برخلاف ساير خطوط فكري اسلامي، در جامعه شيعي، به‌ويژه امامي، خط فقهي و خط كلامي كاملا از هم جدا نيستند و نقطه اشتراك‌شان تعاليم امام است. در جامعه سني جريان حديثي، مبتني بر نص و متن است و عقل و مباحث كلامي را خُرد مي‌نگرد و هرگونه رأي را بدعت و اتهام مي‌داند؛ جريان كلامي نيز با واگرايي از نص و حديث به عقل پناه مي‌برند. اما در جامعه شيعي به دليل نصي كه رواج داشت اين اتفاق نيفتاد؛ شيعه مسير درست دريافت قرآن و حتي سنت رسول را اهل‌بيت مي‌دانستند و بر اين اساس اصرار داشتند كه احاديث آنان را بنويسند. در واقع هم متكلمان شيعه و هم فقهاي شيعه به روايات اهل‌بيت استناد مي‌كردند.
جريان متكلمان اماميه را مي‌توان از حيث روش‌شناسي به دو گروه تقسيم كرد: متكلمان و محدثان كلامي. دسته نخست کسانی هستند که فراتر از اعتماد به نصوص دینی تلاش می‌کنند در وهله نخست این اندیشه‌ها را در قالب‌های نظری و عقلی نظم‌دهي و ارائه کنند؛ به تعبیر ديگر توجیهات عقلی مبانی فکری امامیه را تبيين کنند. در وهله دوم نيز در رويارويي با جریان‌های رقیب، خودشان را مسئول دفاع از این اندیشه‌ها می‌دانند. محدّثان کلامی نيز کسانی هستند که با آن دو وصف نظریه‌پردازی، و دفاع و درگیری با جریان‌های مقابل تشیع، متکلم نیستند، اما حدیث امامیه را با محتوای کلامی، با محتوای اعتقادی نقل می‌کنند. احیاناً در مواجهه با امام پرسش می‌کنند، نقد می‌کنند و تلاش دارند که درون‌مایه‌های اندیشه‎های امامیه را بشناسند، اما هیچ‌گاه از درِ نظریه‌پردازی یا دفاع در مقابل جریان‌های رقیب در‌نمی‌آيند. در ميان گروه محدثان كلامي مي‌توان به سه جريان يا گرايش اشاره کرد که هر کدام سهمی در مجموعه اندیشه کلامی اماميه دارد:
الف) متّهمان به تقصیر: گفته مي‌شود كساني هستند كه نسبت به مبانی اصیل امامیه اندکی تقصیر و فروگذاری کردند و اعتقادات اصیل و بنیادی امامیه را قبول نداشتند و مطرح نکردند. يكي از اتهام‌هاي اين گروه اين است كه ائمه را در حد عالمان و مجتهدان پایین می‌آوردند و اتهام دومشان بحث برائت است؛ اينان متهم‌اند به اينکه برائتی که تشیع کوفه دارد و به‌صراحت با اهل سنت درگیر می‌شود اينان ندارند و در بحث خلافت، خلیفه اول و دوم را به صراحت طرد نمی‌کنند. به نظر مي‌رسد يكي از دلايل اتهام به تقصیر اين گروه، ارتباط‌شان با جریان مرجئه شیعه، افرادي چون حسن بن‌صالح بن‌حی و علی بن‌صالح بن‌حی، است. براي نمونه متهمان به تقصير مي‌توان به عبدالله بن‌ابي‌يعفور اشاره كرد.
ب) جريان اعتدالي: روات و محدثان امامیه در کوفه هستند که بسیاری از روایات اعتقادی اماميه از طریق اینان منتقل می‌شود. این گروه یکی از شاخص‌های تعیین‌کننده اندیشه امامیه یا شاخص‌های محک سایر جریانات هستند. این گروه متکلم، به‌معناي نظریه‌پرداز نیستند و فقط رواياتي با مضامين اعتقادي را از ائمه (عليهم‌السلام) نقل مي‌كنند؛ همچنين از سوی هیچ جریانی در درون کوفه نيز اتهامی به غلو ندارند. اینان شخصیت‌های بنامي در کوفه هستند و راویان احادیث اهل‌بیت شناخته می‌شوند. تقریباً مقبول همه اطراف هستند و کسی نتوانسته ‌است اتهامي به آنان وارد كند؛ از اين رو هم براي به دست‌ آوردن انديشه‌هاي موجود در كوفه كه منسوب به اهل‌بيت (عليهم‌السلام) است،‌ و هم براي محك ديگر جريان‌هاي موجود مي‌توان به روایات اين گروه مراجعه كرد. روایاتی که اين گروه نقل می‌کنند به لحاظ تفاوت‌ها و اشتراک‌هاي مضموني با گروه‌هاي ديگر بسيار راه‌گشا هستند. از اين گروه ــ كه از بزرگان حديث اماميه هستند ــ مي‌توان ابان بن‌تغلب، برید بن‌معاویه، محمد بن مسلم و خاندان اعين ــ زراره، حمران و بکیر و دیگران ــ را نام برد.
ج) متّهمان به غلو: در جامعه شيعي جمعي هستند که ــ اگرچه متهم به غلو هستند، اما ــ به لحاظ اجتماعی و به لحاظ معرفتی از غاليان متمایز هستند. گرچه بعدها در طبقه‌های بعد بین راویان این گروه و طرفداران غلات به‌گونه‌ای ارتباط ایجاد شده است،‌ اما در زمان خود آنان هیچ شاهدی بر وجود ارتباط میان این گروه با غلات وجود ندارد. اینان در درون جامعه شیعی هستند، برخلاف غاليان كه یک گروه مستقل، زیرزمینی و منزوی از جامعه عمومی شیعه هستند؛ به علاوه روایات و كتاب‌هاي متهمان به غلو در بین علمای امامیه رواج پیدا می‌کند برخلاف غاليان كه نه آثارشان در بین علمای شیعه روایت شده، نه نام آنان در رجال شیعه وجود دارد و نه کتاب‌های فهرست شیعه از آنان یاد می‌کنند. مهم‌ترین گروه جریان متهم به غلو کسانی هستند که سرشاخه‌ی آنان جابر بن‌یزید جــعفی است. ویژگی اين گروه این است که بيشترين افراد حلقه‌ اول جعفی هستند؛ یعنی از اعراب اصیل و قديم. مفضل بن‌عمر، محمد بن‌سنان و معلی بن‌خنیس نيز نمونه‌هايي ديگر از متهمان به غلو هستند.

سه
شخصيت‌شناسي جابر

اين فصل به دنبال روشن كردن ابعاد مختلف شخصيت جابر بن‌يزيد است. شناخت خاندان، اتفاقات دوران زندگي، جايگاه و ارتباطات هر شخص كمك بسزايي در شناخت خود آن شخص دارد. اين فصل براي دستيابي به شناخت جابر بن‌يزيد از گزارش‌هاي منابع تاريخي، رجالي و حديثي بهره برده است. در انتهاي فصل نيز نگاهي كوتاه به اتهام غلو وي شده است.
اسم و نسب
جابر بن‌يزيد از نژاد عرب و از خانواده جعفي113‌ است.114 شيخ طوسي بر اساس نقلي از ابن‌قتيبه، جابر را ازدي مي‌داند،115 اما تستري معتقد است طوسي بين جابر بن‌يزيد و جابر بن‌زيد خلط كرده است.116 نجاشي و طوسي كنيه وي را ابوعبدالله117 ذكر كرده‌اند، اما تستري، بر اساس خبري كه در كشي آمده است، ابومحمد را صحيح‌تر مي‌داند و معتقد است مستندي براي انتساب ابوعبدالله به جابر نداريم.118 برخي نيز كنيه ابويزيد را براي جابر ذكر كرده‌اند.119 مشهورترين عنوان وي را، با توجه به عناويني كه در سلسله روايات قرار گرفته است، شايد بتوان «جابر الجعفي» دانست.120 درباره لقب جابر نيز ابن‌اثير وي را با لقب «الفقيه الوائلي»121 معرفي كرده است.
تولد تا وفات
منابع موجود سخني از تولد جابر به ميان نياورده‌اند،‌ اما به احتمال زياد تولد وي در حدود سال 50ق122 و در شهر كوفه123 بوده است. دوران زندگي وي را شايد بتوان به سه بخش تقسيم كرد. بخش نخست، دوران تولد تا زماني كه به مدينه سفر كرده است. از اين دوره كه به احتمال فراوان در كوفه گذرانده است اطلاع زيادي در دست نيست.124 بخش دوم سفر به مدينه و اقامت هجده‌ساله جابر (بين سال‌هاي 96 تا 114 هـ.ق)125 در اين شهر است. وي در تمام مدت اين هجده سال به كسب علم و معرفت از محضر امام باقر (عليه‌السلام) مشغول بوده است. جابر پس از بازگشت از مدينه ارتباط خود با امام را قطع نكرده بود؛ از برخي روايات برداشت مي‌شود كه در ايام حج به حضور امام شرفياب مي‌شده است.126 وي در زمان امام صادق (عليه‌السلام) ساكن كوفه بوده است، از اين رو به احتمال فراوان براي شنيدن حديث از آن حضرت، برخي اوقات (مثل ايام حج) به مدينه مسافرت مي‌كرده است.127
بخش سوم نيز بازگشت به كوفه تا مرگ وي را شامل مي‌شود.128 به نظر مي‌رسد جابر جعفي، پس از هجده سال تحصيل در مدينه و بازگشت به كوفه، مدرسه‌اي علمي در اين شهر تأسيس نموده و به اشاعه و تبليغ معارف اهل‌بيت (عليهم‌السلام) مشغول بوده است.129 او در مجالس درس خود در ضمن علومي چون فقه، حديث و تفسير، آموزه‌هاي شيعي را به شاگردان خود انتقال مي‌داد و در بيان برخي مطالب، مانند ويژگي‌هاي امامان، رجعت و مسائلي از اين دست، چنان بي‌پروا بود كه برخي از شاگردان وي تاب نمي‌آوردند و مجلس درس وي را ترك مي‌كردند.130 سال وفات جابر در گزارش‌هايي مختلف 127، 128 و 132 بيان شده است؛131 به نظر مي‌رسد سال 128 مشهورتر و دقيق‌تر از ديگر نقل‌ها باشد.132 ذهبي در ميزان الاعتدال سال 167 را بيان كرده133 كه به‌احتمال فراوان اشتباه است134 و ممكن است تصحيف 127 باشد. جابر در شهر كوفه درگذشته است.135 در هيچ يك از منابع گزارش خاصي از مرگ وي وارد نشده است، بنابراين به نظر مي‌رسد وي با مرگ طبيعي و در اثر كهولت سن از دنيا رفته باشد.
جايگاه اجتماعي
جابر از فقهاي اواخر دوره اموي است.136 وي در كوفه محافل علمي برگزار مي‌كرد و شاگردان بسياري،‌ از شيعه و سني، در اين محافل شركت مي‌كردند.137 شخصيت علمي جابر به‌گونه‌اي بود كه مخالفان انديشه‌هاي او نيز از او روايت مي‌كردند. برخي از بزرگان اهل تسنن او را از بزرگ‌ترين علما و رؤساي شيعه و با عنوان «از خزانه‌هاي علم»138 و «مأخذ علم»139 معرفي کرده‌اند. جابر علاوه بر اقامه نماز جماعت ــ اهل سنت نيز در نمازهاي جماعت وي حاضر مي‌شدند140 ــ گاه حديث قرائت مي‌كرد.141 ابن‌سعد گزارش كرده است هنگامي كه عيسي بن‌مسيب بجلي، در كوفه به قضاوت مي‌پرداخت، جابر جعفي در كنار او مي‌نشست.142 كتاب اخبار القضاة جابر بن‌يزيد را مفتي بصره معرفي كرده است،143 اما به نظر مي‌رسد بين جابر بن‌زيد ازدي144 و جابر بن‌يزيد جعفي خلط شده باشد.
نوع ارتباط با حکومت
به نظر مي‌رسد جابر بن‌يزيد رودرروي حكومت وقت قرار داشته است. يكي از نشانه‌هاي اين سخن نقل‌هايي است كه از او درباره انديشه مهدويت وجود دارد.145 اشاعه آموزه مهدويت را مي‌توان نوعي اميدبخشي و مبارزه با فروانروايي بني‌اميه و اوضاع حاكم بر آن زمان دانست. بسياري از طعن‌ها و نسبت‌هاي ناروايي كه جابر را بدان منسوب كرده‌اند به سبب مواضعي بوده كه وي در برابر حكومت اتخاذ مي‌كرده است. اين مواضع هم شامل حمايت از علويان مي‌شد و هم شامل غيرعلوياني كه در برابر وضعيت حاكم بر شرايط اجتماعي، عقايدي و فقهي آن زمان قد علم مي‌كردند. در منابع آمده است كه هشام بن‌عبدالملك اموي فرمان قتل جابر جعفي را صادر كرد، اما جابر با تظاهر به ديوانگي، جان خود را نجات داد؛146 اين اتفاق خود نشان‌دهنده اين است كه جابر در مقابل حكومت بني‌اميه قرار داشته و برضد آنان فعاليت مي‌كرده است. بنابراين مي‌توان احتمال داد نيت جابر از حضور در هنگام قضاوت قاضي كوفه،147 نظارت بر روند كار وي و جلوگيري از ظلم دستگاه اموي به شيعيان كوفه بوده است.148
آثار
در منابع بيش از ده اثر به جابر نسبت داده شده است. نجاشي فقط هشت كتاب را نام برده است. مجموع اين كتاب‌ها، به ترتيبي كه نجاشي در معرفي جابر آورده است،149 عبارت‌اند از:
1. تفسير:150 نجاشي151 اين كتاب را از طريقي غير از طريق طوسي152 به دست آورده و با پنج واسطه از جابر نقل كرده است.153 اگرچه طرق اين تفسير ضعيف است، اما به نظر مي‌رسد تفسيري ارزشمند و مورد تأييد ائمه (عليهم‌السلام) بوده است.154 مدرسي در ميراث مكتوب شيعه با ارائه شاهدي احتمال مي‌دهد كه تفسير جابر به نام «تفسير اهل البيت» شناخته مي‌شده است.155
2. كتاب النوادر: به‌احتمال شامل رواياتي از قبيل داستاني طولاني از توطئه‌اي عليه پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله)، روايتي از كوشش‌هاي حضرت زهرا (سلام‌الله‌عليها) براي حفظ فدك و شبيه اين بوده است.156
3. كتاب الفضائل: محتواي اين كتاب نقل‌هاي غيرتفسيري جابر درباره فضائل خاندان پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله) و شيعيان، و ذم و محكوميت دشمنان علي (عليه‌السلام) و پيروانش است.157
4.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، امام صادق، انتقال دانش، فرهنگ دانش Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، امام سجاد