پایان نامه ارشد درباره نشانه شناسی، رولان بارت، قصه های عامیانه، هزار و یک شب

دانلود پایان نامه ارشد

ی دهد.
« قوت رمز در اینست که پژواک های عمیقی طنین انداز کند. علامت، چیزی جز قراری ساختگی نیست حال آنکه رمز، دارای مناسبات و انطباقاتی طبیعی است و تفریح محض و ساده نیست، بلکه رابطه ای ذاتی یا تخیلی است. نقاب نو مثال درخشان این معنی است، بدین اعتبار که نمونه ای عمومی از نوع بشر را بیان می کند، همانگونه که هر خلق واجد ارزشی جهان شمول، چنین است. » (ستاری، 1374: 188)

2-9 همنشین48 ها و جانشین49 ها

« نشانه ها، ازهرنوعی که باشند؛ امکان دارد به جای یکدیگر انتخاب شوند یا درکنار یکدیگر ترکیب شوند. مطالعۀ چگونگی جانشینی نشانه ها، به شاخۀ “معنی شناسی” دانش نشانه شناسی مربوط است و مطالعۀ هم نشینی نشانه ها، شاخۀ ” نحو” چنین دانشی را تشکیل می دهد. » ( سجودی،1383: 21 )

2-9-1 محور جانشینی
محوری است که عمودی است و تمایل به ” انتخاب50 ” دارد. جانشین ها مجموعه ای هستند از دال های متحد و یا مربوط به هم مثل متضادها و مترادف ها، کلماتی با پیشوندها یا پسوندهای مشابه کلماتی که هم ریتم هستند مثل ” هفت ” و ” شفت “، رابطۀ جانشینی نوعی رابطۀ پیوسته است. اگر زبان را یک سیستم در نظر بگیریم و واحدهایی مثل اسم و فعل را در آن بررسی کنیم، می بینیم که از نظر دستوری و نحوی، اسم مورد بررسی مثل بقیۀ اسمها و فعل جملۀ مورد بررسی، مثل بقیۀ افعال است.

2-9-2 محور همنیشینی
محور افقی یا محور همنشینی تمایل به ترکیب دارد. ترکیبی منظم و رسمی از دال هایی که با تعامل و تأثیر گذاری بر یکدیگر، یک معنی را ارائه می دهند که گاهی به آن ” زنجیره51 ” هم می گویند. « در زبان شناسی، چنین ترکیبی مستلزم بکار گیری قواعد و قراردادهای نحوی است و خارج از این چارچوب معنی، متن نمی تواند رسا باشد. تمایز بین ساختمان جانشین ها و ساختمان همنشین ها در تجزیه و تحلیل نشانه شناسی ساختگرا بسیار مهم و کلیدی است.» ( نرسیسیانس، 1387: 65 )
” تحلیل جانشینی52 “: تکنیکی ساختارگراست. این تکنیک به دنبال یافتن مجموعه های عناصر جانشینی مختلفی می باشد که تحت ساختار سطحی یک متن قرار دارند. این تحلیل شامل در نظر گرفتن دلالتهای ضمنی مثبت یا منفی انتخاب یک دال به جای دال دیگر می باشد.
” تحلیل همنشینی53 ” : این تحلیل نیز یک روش ساختارگراست که در پی بررسی ساختار سطحی یک متن و روابط میان اجزای آن است.
« در گسترۀ محورهای همنشینی و جانشینی است که نشانه ها به رمز تبدیل می شوند. » ( ضیمران،1383: 80 )

2-10 نشانه شناسی در حوزۀ داستان

یکی از کسانی که در حوزۀ داستان به نشانه شناسی پرداخته است ” ژیرداس گریماس ” است. سیر اندیشۀ گریماس را باید در تلاش او در تحلیل جنبه های گوناگون گفتمان جستجو کرد. به گفتۀ او علاوه بر گفتمان روایی، گفتمان های علوم اجتماعی و علوم انسانی نیز واجد اهمیت هستند. او با ارائۀ روش خود ” دستور زبان روایت ” را مطرح ساخت.
گریماس شش واحد را در عامل نحوی و معنایی خود مطرح نمود: « 1- فرستنده، 2- گیرندۀ پیام 3- موضوع پیام، 4- یاری دهنده، 5- مخالف، 6- قهرمان. معنا شناسی مورد نظر گریماس به ما می آموزد که هر داستان از تعدادی قاعده و دستور تشکیل شده و هر قاعده نیز از تعدادی الگو، که گریماس آنها را ” الگوی کنش54 ” می نامد؛ بوجود آمده است. گفتنی است که گریماس در طرح نظریۀ خویش، از ولادیمیر پراپ الهام پذیرفت. » ( ضیمران، 1383 : 20و19)
ولادیمیر پراپ با مطالعۀ یکصد قصۀ عامیانه و داستانهای کودکان، حوزۀ کنش ها را درافسانه ها به هفت دسته تقسیم نمود:

1- چهرۀ منفی داستان
2- تأمین کننده
3- مساعدت کننده
4- شخص گمشده و یا قربانی
5- اعزام کننده یا فرستاده
6- قهرمان
7- قهرمان دروغین
پراپ شخصیتهای این داستانها را نیز به هفت گروه تقسیم کرد:
1- قهرمان داستان که فراز و فرودهای زیادی در زندگی او وجود دارد، اما بالاخره پیروز خواهد شد.
2- زنی نیکوکار و نیک سیرت که قهرمان داستان، در پی او در تلاش است.
3- پیشگو، که در آغاز؛ قهرمان را مورد آزمایش قرار می دهد اما سرانجام یار و یاور او می شود.
4- یاران و پشتیبانان قهرمان
5- فرستندۀ قهرمان به مأموریت خاص
6- شخصیت بدسگال که دشمن کام است و می کوشد قهرمان را به نابودی بکشاند.
7- شخصیت فریبکار و شیاد که خود را قهرمان واقعی تلقی می کند.
« ” کلود لوی اشتراوس ” اسطوره شناس فرانسوی، مدعی است که اسطوره ها را باید حکایت و داستان های تخیلی دانست که سعی دارند در پرتوی منطقی خاص، تقابل میان فرهنگ و طبیعت را حل کنند. » ( همان منبع: 26 )
او معتقد است که اقوام بدوی، میان نام ها و اشیاء متعلق به آنها تفکیکی قائل نمی شدند یعنی آنها دال ها را جزو لاینفک مدلول ها قلمداد می کردند. حتی در پاره ای از مراسم جادویی نیز همین فراگرد ملاحظه گردیده که در جریان افسون، به دال ارزش مدلول بخشیده اند و با آن برخوردی عینی کرده و بطور مثال، طلسم را در مورد نام بکار برده اند و این باوری است که دلیل اصلی استفاده از طلسم و افسون می باشد.

2-11 نشانه شناسی امروز

بیشتر نشانه شناسان از این نکته آغازکرده اند که نشانه شناسی نظریه ای کلی در شناخت شناسی است اما در ادامۀ بررسی های خود، از آن همچون “روش بررسی” یاد کرده اند. نشانه شناسی، به میزانی برابر؛ با مراحل تولید معنی و ارتباطات گوناگون درانتقال معنی رابطۀ مستقیم دارد. به بیان دیگر، با امکاناتی که ازطریق آنها معنی ایجاد شده و انتقال می یابد، در ارتباط است.
بنابراین، تدوین اصول نشانه شناسی منجر شده است به اینکه نشانه شناسی به شاخه ای ازدانش بشری بدل شود که موضوعش نشانه ها و چگونگی کاربرد آنها برای ارتباط میان انسانها و برای انتقال معنا باشد. از این رو، نشانه شناسان ابتدا به بررسی نشانه پرداخته و سپس در دل سیستم، به ترسیم نظام نشانه ای حاکم بر اثر دست زده اند. تقسیم و تعریف نشانه ها، تعیین کدها و غیره، نتیجۀ برخی از این تلاشهاست.
دیدگاه پیرس را، که بی تردید می توان نگرشی ” کاربرد شناختی55 ” به نشانه دانست باید با نگرش بولر و طرح وی دربارۀ نشانه، همسو فرض کرد. بولر در ” الگوی ارغنون56 ” خود به این نکته اشاره می کند که یک نشانه باید در آن واحد از نقش ” نماد57 “، ” نشان 58 ” و ” علامت 59 ” برخوردار باشد و از این طریق، به ترتیب؛ به موضوعی در جهان خارج دلالت کند، اطلاعاتی درباره فرستنده به دست دهد و گیرنده را به تعبیر نشانه وادار سازد.
« به نظر ” رولان بارت60 “، نشانه خود می تواند به دلالت کنندۀ تازه ای برای نشانۀ دیگر تبدیل شود. او این دلالت را ” نشانۀ مرتبۀ دوم ” می داند. » ( ضیمران، 1383 : 16 )
یکی از پرنفوذترین نوشته های بعد از جنگ جهانی دوم در مورد نشانه شناسی، کتاب معروف ” عناصر نشانه شناسی ” رولان بارت است. بارت، با تکیه بر دستاوردهای زبان شناختی سوسور مهمترین نظریه در حوزۀ نشانه ها را تدوین نمود. به نظر او، نشانه بطور عمده عبارت است از شکلی از دلالت و ” معنای صریح61 “. درچنین صورتی بارت از آنها با نام دلالت ” استلزامی62 ” یاد نموده است که برای مثال واژۀ تبر، به دست افزاری برای شکستن چوب دلالت دارد. در نظر رولان بارت، نظام نشانه ها خود مبین ارزشهای فرهنگی و یا ایدئولوژی است و در اینجاست که نشانۀ مزبور، متضمن معنای ضمنی خواهد بود.
کی یر آلام می گوید: « بهترین تعریفی که می توان ارائه کرد این است که نشانه شناسی علمی است که به بررسی تولید معنی درجامعه می پردازد. » ( گلزاری، 1385: 8 )
در آخر، آنچه که در باب نشانه شناسی در این پژوهش دارای اهمیت است این است که نشانه شناسی به عنوان یک علم و یک روش بررسی و تحلیل شناخته شده و در این رساله سعی بر آن است تا با استفاده از آن، به تحلیل و بررسی افسون و جادو در هزار و یک شب پرداخته شود. البته در این بررسی، خود افسانه ها به مثابۀ یک کل در نظر گرفته شده و افسون و جادو به عنوان اجزای آن و ارتباطشان با هم و با کل مجموعه مورد بررسی قرارخواهند گرفت.

3-1 جادو و جایگاه آن در فرهنگ ایران

در باب جادو سخن های بسیاری گفته شده و تحقیقات بیشماری انجام گرفته است. دیدگاه های مختلفی در این باب وجود دارد که مهمترین آنها دیدگاه ادیان در این باره می باشد. اما جدا از نظریاتی که در مورد آن وجود دارد، جادو همواره وجود داشته و با زندگی انسان عجین است. این که شیطان خود را به شکل ماری در آورد و سیب ممنوعه را به خورد حوا داد نیز، نشان از این دارد که جادو حتی در بین ادیان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر نظر و هر دیدگاهی که در مورد آن باشد، این موضوع قابل انکار نیست که جایگاه مهمی در ادبیات شفاهی، فرهنگ ها و قصه های عامیانه داشته و دارد. بدلیل هدف این رساله، که بررسی جادو در یکی از غنی ترین قصه های عامیانه یعنی ” هزار و یک شب ” است؛ بررسی و دانستن اینکه جادو چه جایگاه و تعریفی در میان ایرانیان و فرهنگ آنان دارد، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در حقیقت باید گفت، جادوی قصه ها از دل همین باورهاست که برخاسته است.

3-2 معنی واژۀ جادو

در این قسمت به معنی واژۀ جادو در زبان های مختلف پرداخته می شود تا از طریق معنی واژه در ادبیات و فرهنگهای مختلف، بتوان به درک بهتر ماهیت آن نائل شد:

3-2-1 در زبان پهلوی
« واژۀ یاتو63 که اصولاً گروهی از دیوان را معنا می داد و واژۀ مشترک هند و ایرانیان بود، در میان ایرانیان به تدریج به آن کسان که می توانستند این نیروها را اداره کنند، یعنی افسونگران و ساحران و جادوگران اطلاق شد. واژۀ یاتو ( در فارسی امروزی جادو ) که در اوستای متأخر مصرف شده است! این معنا را می رساند: تعبیر تدریجی زرتشتیان از مفهوم ” دیو” که تمام نیروهای تاریکی و پلیدی شود. اما اندیشۀ اصیل جادو با آن معنا که در یسنای فراورنی (اعتراف) به کار رفته و مفهوم روح خبیث را در نهاد و ذات خویش نهفته داشته، با معنای طلسم ها و تعاویذ بازدارندۀ پریان بستگی دارد. » (دماوندی، 1388: 102و101)
جادو در زبان پهلوی ” جادوگ64 ” یا ” جاتوکیه ” بوده‌ است . در هند باستان نیز چون اوستا، خیال و سحر را یاتو نامند. در ارمنی ” دخیل چتوک ” اما در بسیاری از نوشته ها ” یاتو ” را برابر با ” جادو ” گرفته اند. جادو در اوستا به گروه شیادان، ساحران، گمراه کنندگان و فریبندگان اطلاق شده است. در ” یشتها ” جادو را به جای ” درَوَند” پهلوی و در ” پازند” به نام دروغ پرست و پیرو دیو آورده اند. همان طور که می بینیم جادوی امروز، با معنای سحر و جادوگر با معنای ساحر، ریشه ای کهن ندارد.
« در مزدیسنا آمده است : جادو در اوستا یاتو و در پهلوی یاتوک آمده و همان کتاب، هر نوع جادو را به شدت حرام می داند. به طور کلی، در آیین زرتشت جادو و جادوگری کاری سخت حرام و غیر مردمی است. هر جا که از جادوان سخن رانده شده، اراده از آن شیاطین گمراه کننده بوده است. در ادبیات زرتشتی، و در نوشته های پهلوی و پازند؛ جادو یا همان یاتو و یاتوک، به معنای دروغ پرست و پیرو دین یسنا آورده شده است. » ( گلسرخی، 1377 : 17)
کاربردهای جادو در ایران کهن نیز مانند تمامی تمدن های پیشین، گوناگون و متفاوت بوده و هر دو نوع جادوی سفید و سیاه نیز، در آن رواج داشته است.

3-2-2 در زبان انگلیسی
« معادل انگلیسی واژۀ جادو، ” مجیک 65 ” است. این واژه از “مجوس66 ” گرفته شده که در قدیم نام یکی از موبدان ستاره شناس زرتشتی بوده است. » (دماوندی: 1388، 82)
این واژه به معنای سحر، افسون، سحرآمیز، وابسته به جادو، شگفت انگیز، افسون گر و جادوگر نیز می باشد. واژگان بسیار دیگر با همین معانی آمده است. اصطلاح جادو دلالت دارد بر مجموعه ای از باورها و کردار که افراد و گروه ها ممکن است به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره نشانه شناسی، رمزگان ها، تحلیل متن، ارتباط جمعی Next Entries پایان نامه ارشد درباره روانشناسی، نظام اعتقادی، نیازهای روانی، ادیان توحیدی