پایان نامه ارشد درباره نشانه شناسی، رمزگان ها، تحلیل متن، ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه ارشد

دال، تصوّری است که از صوت در ذهن ما پدید آمده و مدلول، تصورّی است که از مصداق خارجی آن در ذهن ما جا گرفته است.» ( سجودی،1383: 15 )
سوسور برای نخستین بار ارتباط میان نشانه ها را درکتاب ” دورۀ زبانشناسی عمومی ” مطرح نمود و یادآورشد که تنها بکارگیری نشانه ها و یا واژه ها برای انتقال مفاهیم و مقصود مخاطب کافی نیست، بلکه باید گروهی از واژه ها کنار هم قرار گرفته و معنایی را تداعی کنند. بدیهی است که تک تک واژه ها، مصداق اولیۀ نشانه محسوب می شوند اما آن چه میان واژه ها ربط منطقی برقرار می کند، نظام حاکم بر زبان است.
گاهی تمایز میان دال و مدلول با دوگانگی آشنای ” شکل ” و ” محتوا ” برابر تلقی می شود. در چنین چارچوبی، دال به عنوان شکل نشانه در نظر گرفته می شود و مدلول به عنوان محتوای آن. لویی یلمزلف، زبان شناس؛ تصدیق کرده است که « هیچ محتوایی بدون صورت و همینطور هیچ صورتی بدون محتوا وجود ندارد. » ( چندلر، 1387 : 89)
سوسور برای نشان دادن مفهوم ارزش واژه، آن را با بازی شطرنج مقایسه می کند. او می گوید که ارزش هر مهره در شطرنج وابسته است به جایگاهی که آن مهره در بازی شطرنج در تقابل با مهره های دیگر اشغال می کند و جنس و شکل مهره ها، تأثیری بر ارزشی که مهره درنظام انتزاعی بازی شطرنج دارد، نمی گذارد.
تحول نشانه شناسی بدیع سوسور از زمانی آغاز شد که دیگر، زبان فقط در حکم ارتباط اجتمایی تلقی نشد بلکه به مثابۀ محور ارتباطی که دارای معنا است، مورد توجه قرارگرفت. سوسور آن را به مثابۀ علمی تلقی می کرد که به بررسی نشانه ها در دل زندگی اجتماعی می پرداخت. « سوسور به مفهومی تحت عنوان ارزش نشانه اشاره می کند. ارزش هر نشانه به رابطۀ آن نشانه با دیگر نشانه های درون نظام، وابسته است. » (کلر، 1388: 17 )

2-6-2 الگوی پیرسی
پیرس نشانه شناسی را ” سمیوتیک 26 ” می نامد و الگویی سه وجهی را معرفی می نماید: نمود27 تفسیر28 و موضوع29.
“نمود” صورتی است که نشانه به خود می گیرد و الزاماً مادی نیست. “تفسیر” به حوزۀ ذهنی فرد باز می گردد که یک پدیده را چگونه تفسیر می کند و معنایی که از نشانه حاصل می شود و بالاخره “موضوع” چیزی است که نشانه به آن ارجاع می دهد. در مقام مقایسه “نمود” پیرسی مشابه “دال” و ” تفسیر” آن مشابه “مدلول” است، با این توضیح که تفسیر پیرس، خود نشانه ای است در ذهن تفسیرگر.
براساس الگوی پیرس از نشانه ، چراغ قرمز راهنمایی که سر چهارراه قرار دارد “نمود” است توقف خودروها “موضوع” و این فکر که چراغ قرمز به معنی آن است که خودروها باید متوقف شوند، “تفسیر” آن می باشد. « به اعتقاد پیرس، نشانه شناسی ازسه حوزۀ عمدۀ “نحو30 ” یعنی مطالعۀ رابطۀ نشانه ها در یک نظام نشانه ای، ” معنی شناسی31 ” مطالعۀ رابطۀ نشانه ها و مفهوم آنها و ” کاربرد شناسی32 ” مطالعۀ رابطۀ نشانه ها و افرادی که آن نشانه ها را به کارمی برند، تشکیل شده است. این که مفهوم یک نشانه چه می تواند باشد، به نوع کاربرد نشانه وابسته است. » ( سجودی،1383: 23 )

« پیرس نشانه ها را به سه دسته تقسیم می کند:
1- ” شمایل33 ” : نشانه ای که میان صورت و مفهوم آن مشابهت عینی وجود دارد: مثل عکس.
2- ” نمایه34 ” : نشانه ای که در آن صورت به مفهوم خود اشاره دارد و یا با آن مرتبط است: مثل دود به نشانۀ آتش.
3- ” نماد35 ” : نشانه ای که در آن، ارتباط بین صورت و مفهوم، توافقی و قراردادی است و هیچ شباهتی بین صورت و مفهوم وجود ندارد: مثل کبوتر به نماد صلح. » (آلام، 1382: 26)
نشانه شناسی از باب شمایل تعریفی روشن و تک وجهی دارد و قابل تفسیر نیست. نشانه شناسی نمایه ای هم، گسترۀ بسیار وسیعی را در بر می گیرد که می تواند از علوم پزشکی تا علم هواشناسی باشد چرا که از روی علائم بیماری می توان یک بیماری را تشخیص داد یا با بررسی وجود ابرهای خاص، هواشناسی کرد. بنابراین، آنچه در هنر به عنوان نشانه شناسی مورد بررسی و اهمیت قرار می گیرد، نشانه شناسی نمادین است که در واقع دستۀ سوم در الگوی پیرس می باشد.
در آخر این بحث باید به چند عنوان که در تفسیر و نشانه شناسی هنر، اعم از ادبیات، شعر نقاشی و غیره؛ توجه به آنها مهم است و تفاوت این الفاظ، که گاه با هم اشتباه شده و به جای هم گرفته می شوند؛ پرداخت.

2-6-3 نشان36
تصویری ملموس و مرئی است که به طور قراردادی برای بازنمایی یک فکر یا عنصر مادی و یا موضوعی اخلاقی در نظر گرفته می شود: پرچم، نشانۀ یک کشور است، نشان افتخار، جلال و بزرگی است.

2-6-4 خاصه37
واقعیت یا تصویری است برای دادن علامتی مشخص از یک شخصیت، از یک کلیت یا از یک وجود ذهنی: مثل بال که مشخصۀ نیروی هوایی است یا چرخ که نشان دهندۀ سازمانهای حمل و نقل است.

2-6-5 تمثیل38
تصویری است اغلب به قالب انسانی و گاهی حیوانی یا نباتی یا نمایشی از یک وضعیت، از یک فضیلت یا یک موجود: بطور مثال زن بالدار تمثیل پیروزی است و یا شاخ را تمثیل نعمت فراوانی و سعادت می دانند.

2-6-6 استعاره39
قیاس بین دو موجود یا دو وضعیت به وجود می آورد مثل این جمله: ” فصاحت این خطیب طوفان نوح است درکلام. “

2-6 -7 قیاس40
رابطه ای است میان موجودات و مفاهیمی که در اساس متفاوتند و فقط از جنبۀ خاصی مشابه اند: خشم خداوند فقط ارتباطی قیاسی با خشم بشری دارد و در اساس متفاوت است.

2-6-8 علامت41
تغییری است در ظاهر و یا درکاربرد معمول چیزی که ممکن است نوعی اغتشاش یا درگیری را آشکارکند.

2-6-9 مثل42
حکایتی است که دو مفهوم دارد و منظور از آن، جدا از مفهوم ظاهری اش؛ درسی اخلاقی نیز می باشد: ” بذرخوب روی زمین خوب می افتد.”

2-6-10 حکایت43
داستانی است آموزنده، افسانه ای اخلاقی که ازخلال داستانی تخیلی تعلیم می دهد.
« تمامی این اشکال استعاری درعلم بیان، دارای وجهی مشترک هستند وآن علامت است.» ( خزانه داری، 1385: 3 )

2-7 نشانه شناسی و قابلیت تحلیل متن

« متن ، حاصل همنشینی لایه های متفاوتی است که به واسطۀ عملکرد رمزگان های متعدد ممکن شده است. رمزگان ها، متن را ممکن می کنند و متن، پیوسته فرو ریزنده و سازندۀ رمزگان هاست. بارت دراین زمینه مفهوم “لنگر44 ” را مطرح می کند. به عبارت دیگر، به نظر او برخی عناصر متن می توانند حکم لنگری تثبیت کننده را بازی کنند و جلوی شناوری نشانه های متنی (لایه های متنی) را بگیرند. عناصر زبانی ممکن است خوانش های ممکن را از یک تصویر به خوانش های ترجیح داده شدۀ بخصوصی محدود کنند یا به عبارتی دیگر، زنجیرۀ شناور مدلول ها را به ثبات بکشانند. » ( سجودی،1383: 62 )
به نظر می رسد تحلیل های نشانه شناختی ازهمان گام اول ازنوع تحلیل متن هستند و نشانه شناس هرگز نمی تواند نشانه ای را در انزوا، یعنی در فضایی منفک از رمزگانی که آن را ممکن کرده یا از متنی که درآن تحقق عینی یافته و به لایه ای از آن تبدیل شده است؛ بررسی کند. نشانه شناس پیوسته با متن سر وکار دارد و ورود او به عرصۀ مطالعۀ ساز وکارهای رمزگان نیز از مجرای متن است .
« نشانه شناسی، زمینۀ مطالعاتی است که امکان جست و جو را برای روشن کردن رمز و نشانه در متن میسر می سازد. هر متنی، هر چند ساده؛ دارای رمزگان زیادی است که بوسیلۀ علم نشانه شناسی می توان کلید رمزهای آن را بازکرده و درک مفهوم را برای خواننده ملموس تر کرد.» ( بحرینی فر، 1384: 3 )
هر متن، فقط به واسطۀ متونی که از قبل وجود داشته اند و هر یک حاصل عملکرد تعامل رمزگان و متون ماقبل خود بوده اند، دریافت می شود و امکان تولید معنا می یابد. ازاین دیدگاه متن فرآورده ای بسته نیست که حدود خود را پیوسته بازتعریف کند.
در بررسی معنا شناسی، چهار عامل فراگیر بر خواندن یک متن، تفسیر، تأویل و معنا کردن آن تأثیر می گذارند: 1- خود متن، 2- مؤلف، 3- بافت ” زمانی – مکانی45 ” ، که به عبارتی فرهنگ را نیز در بر می گیرد 4- خوانندۀ متن.
« هنگام آفرینش متون، ما نشانه ها را در ارتباط با رمزگانی که با آن مأنوس هستیم انتخاب و ترکیب میکنیم. رمزگان، پدیده ها را به منظور آسانترکردن تجربیات ارتباطی در اختیارمان قرارمی دهند. » ( چندلر، 1387 : 234 )

2- 8 رمزگان46

« زمانی که نیما، سبک و سیاق تازه ای در شعر فارسی ابداع کرد، شعر او را هزار بند آشکار و ناآشکار به قراردادها (رمزگان) شعرفارسی پیوند می زد و از همین جهت، کلام او در حکم شعرخوانده می شد و ازسوی دیگر، رمزگان شعرفارسی روزگار وی را فرو ریخت. آن روز متولیان شعرفارسی بدعت های نیمایی را برنمی تافتند و رمزگان شعر روزگار خود را قطعی و تغییرناپذیر می پنداشتند اما چندی نمی گذرد که این بدعت ها، خود به بخشی از رمزگان پذیرفته شده شعرفارسی تبدیل می شوند( و به اصطلاح “کلاسیک” می شوند ) و متون بدعت گذار تازه ای از راه می رسند و این دیالکتیک مستمر بین رمزگان و متن تداوم می یابد. » ( سجودی،1383: 65 )
این واژه برای نخستین بار توسط فردینان دو سوسور در دانشگاه ژنو در سال 1911 به کار رفت. او این واژه را مترادف زبان بکار برد. رمز، در معنا و مفهوم کلی در زمرۀ نشانه ها قرار می گیرد. به اعتقاد یاکوبسن رمزگان عبارت است از مجموعه ای از نشانه هایی که بین ارسال کنندۀ پیام و دریافت کنندۀ آن پیوند برقرار می کند. وی رمز را در تقابل با ” پیام 47 ” بکار برد. « رمزگان، عبارتند از مجموعه نشانه هایی که میان ارسال کنندۀ پیام و دریافت کنندۀ آن ارتباط برقرار می کند. » ( ضیمران، 1383: 132 )
رمزهای زبانی به دو روش امکان بیان فیزیکی می یابند: گفتار و نوشتار. بنابر این، یکی ازحوزه های گونه شناسی رمزگان را می توان در ” ادبیات نشانه شناسی ” یافت که در بافت رسانه ها، ارتباطات و مطالعات فرهنگی وجود دارند و شامل چهار دسته می شوند: رمزگان اجتماعی، رمزگان متنی، رمزگان تفسیری و رمزگان ادراکی. در این میان آنچه که به حوزۀ ادبیات مربوط است، رمزگان متنی می باشد که خود دارای تقسیم بندی زیر است:
1- رمزگان علمی ( شامل ریاضیات )
2- رمزگان زیبا شناختی در محدودۀ هنرهای مختلف ( شعر، نمایش، نقاشی، پیکر تراشی، موسیقی و غیره ) شامل کلاسیسیم، رمانتیسیسم و رئالیسم.
3- رمزگان ژانری، بلاغی و سبکی، تفسیر، استدلال، توصیف، روایت و غیره.
4- رمزگان رسانه های ارتباط جمعی شامل رمزگان عکاسی، تلویزیونی، فیلمی، رادیویی و مطبوعاتی که هم فنی و هم قراردادی هستند.
رابطۀ رمزگان و متن، رابطه ای دو سویه است. رمزگان نه مفهومی قطعی و ایستا، بلکه نظامی نسبی و دگرگون شونده است که رابطه ای نسبی با رمزگان های دیگر و با متن و لایه های متنی دارد. درخلق و ادراک یک متن، پیوسته رمزگان های متعددی دخالت دارند. به عبارت دیگر، هر متن محصول عملکرد تعاملی شبکه ای از رمزگان است که البته بسته به نوع متن، برخی ازآنها ممکن است ازاهمیت بیشتری برخوردار باشند.
« رمزگان، امکان تحقق متن را به وجود می آورد و متن ازسوی دیگر رمزگان را متحول و دگرگون می کند. » ( سجودی،1383: 64 )
رومن یاکوبسن تأکید داشت تولید و تفسیر متون به وجود رمزگان یا قرار دادهایی ارتباطی بستگی دارد بنابر این، معنای نشانه به رمزی که در آن قرار گرفته، بسته است. رمزگان چارچوبی را به وجود می آورد که در آن نشانه ها معنا یابند. یاکوبسن در جایی دیگر ذکر کرد: « اثر بخشی یک ارتباط گفتاری، وابسته به استفاده از یک رمز مشترک توسط افراد سهیم در این ارتباط است.» ( چندلر، 1387 : 259)
هر متن، نظامی از نشانه های سازمان یافته بر طبق رمزگان و زیر رمزگانی است که بازتابی از ارزش ها، گرایش ها، باورها، فرض ها و کنش های معین می باشند. رمزگانی که حوزۀ آنها فراتر از چند متن خاص باشد این متون را در یک چارچوب تفسیری، که نیازمند تولید کننده ها و مفسران است؛ قرار م

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره نشانه شناسی، زبان شناسی، نظام های نشانه ای، راهنمایی و رانندگی Next Entries پایان نامه ارشد درباره نشانه شناسی، رولان بارت، قصه های عامیانه، هزار و یک شب