پایان نامه ارشد درباره میزان استفاده، سطح تحصیلات، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

نظريه توسط دي فلور2 و بال روکيچ3 در سال 1976 وضع شد.
نظريه وابستگي به عنوان يک نظريه بوم شناختي 4 ، بر روابط بين نظام هاي بزرگ، متوسط و کوچک و اجزاي آن‌ها تمرکز مي‌کند. يک نظريه بوم شناختي، جامعه را به عنوان يک ساختار ارگانيک تلقي مي کند و درصدد فهم ارتباط بين بخش‌هاي خرد و کلان نظام هاي اجتماعي و تبيين رفتار هر يک از بخش‌ها اين روابط است. نظام رسانه يک بخش مهم از تار و پود اجتماعي جامعه مدرن و داراي روابطه با افراد، گروه‌ها، سازمان ها و ديگر نهادهاي اجتماعي است.( مهدي زاده،1391: 75)
اين نظريه حاکي از آن است که افراد وابستگي هاي متفاوتي به رسانه ها دارند و اين وابستگي ها از شخصي به شخص ديگر، از گروهي به گروه ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است. و مخاطبان وابستگي زيادي به اطلاعات رسانه هاي جمعي دارند. مک کوئيل و سون ويندال مهم‌ترين و اصلي ترين ايده نظريه وابستگي مخاطبان را وابسته بودن مخاطبان به منابع اطلاعاتي رسانه هاي جمعي براي دانستن و جهت گيري نسبت به رويدادهاي اجتماعي ذکر مي کنند.

1-Dependency Theory
2-M.Defleur
3-S.Ball-Rokeach
4-Ecological

عواملي باعث کاهش يا افزايش ميزان وابستگي مخاطبان به رسانه ها مي‌شود:

هر گاه در جامعه ميزان تغيير ، تضاد و بي نظمي افزايش يابد، مردم براي رفع ابهام و کسب اطمينان ، به اطلاعات رسانه ها وابستگي بيشتري پيدا مي کنند. چنان‌که به هنگام وقوع جنگ، انقلاب و ديگر بحران‌هاي اجتماعي نيازهاي خبري مردم بيشتر و لذا وابستگي شان به رسانه ها بيشتر مي‌شود.
2-هر چه قدر تعداد و محوريت کارکردهاي اطلاعات رسانه اي بيشتر و گسترده تر باشد، ميزان وابستگي مخاطبان افزايش مي‌يابد. براي مثال رسانه ها در جامعه جديد چندين کارکرد دارند کارکردهايي مانند تهيه اطلاعات راجع به دولت و سياست براي مردم به طوري که امکان انجام انتخابات دموکراتيک مهيا شود خدمت در حکم نظارت يا رکن چهارم قدرت، اعلام هشدار عمومي و گسترده در موارد اضطراري تهيه اطلاعات مورد نياز براي حفظ چرخش نظام اقتصادي و عرضه حجم بزرگي از محتواي تفريحي و سرگرم‌کننده براي کمک به ايجاد آرامش و پر کردن اوقات فراغت مردم. بنابراين هر چه قدر رسانه ها در يک جامعه اين کارکردها را بيشتر ارائه کنند، وابستگي مردم به آن‌ها بيشتر مي‌شود. (مهدي زاده،1391: 77)
3-هر چه قدر دامنه و ميزان نياز مخاطبان به اطلاعات رسانه اي بيشتر باشد، ميزان وابستگي شان به رسانه ها بيشتر است. چنان‌که فعالان اقتصادي افراد علاقمند به موضوعات و رويدادهاي سياسي و… جهت کسب اخبار و اطلاعات داراي وابستگي بيشتري به رسانه ها هستند.

دو شرط جامعه شناختي موثر بر ميزان وابستگي مخاطبان از ديدگاه بال روکيچ و دي فلور چنين است:
1-در وضعيت افزايش پيچيدگي جوامع، رسانه ها تمايل بيشتري به ايفاي نقش ها و کارکردهاي خاص و متمايز دارند.
2-ميزان بالاي تغيير و تضاد در جامعه، به طور نسبي بر ميزان وابستگي مخاطبان تاثير مي‌گذاردنظريه وابستگي مخاطبان اخيراً به وابستگي هاي مردم به رسانه ها به صورت فردي تاکيد مي کند تا به صورت مخاطبان انبوه و توده وار .مک کوئيل و سون ويندال ضعف نظريه وابستگي مخاطبان را بزرگ نشان دادن استقلال واقعي عناصر مختلف و خصوصاً عنصر نظام رسانه اي از نظام اجتماعي مي‌دانند. نظام رسانه اي مايل است طوري مطرح شود که گويي يک منبع غير سياسي خنثي است که براي برآوردن هر نيازي که پديد مي آيد در دسترس است در حالي که اين احتمال قوياً وجود دارد که يک نظام رسانه اي شديداً با نهادهاي غالب و مسلط اجتماعي مرتبط باشد يا حتي در آن‌ها ادغام شود.
پس برپايه اين تئوري هر چه رسانه ها کارکرد و سياست‌هاي خود را در راستاي برآوردن نيازهاي مخاطبان خود و با توجه به شرايط و نيازهاي جامعه طراحي کنند. وابستگي مخاطبان به خود را بيشتر مي کنند و گرنه مخاطبان خواهند کوشيد رسانه هاي ديگري بيابند.

9-4-2- نظريه رسانه هاي جديد1

رسانه هاي جديد مجموعه متمايزي از فناوري هاي ارتباطات و داراي ويژگي هاي مشترک ديجيتالي بودن و دسترسي گسترده شهروندان به آن براي استفاده شخصي است . مفهوم رسانه هاي جديد واجد معناي زير است:
-تجربيات متني جديد: انواع جديد ژانر، صور متني، سرگرمي ، لذت و الگوهاي مصرف رسانه‌اي‌
( بازي‌هاي کامپيوتري ، فرامتن‌ها و …)
-شيوه هاي جديد بازنمايي جهان: عرضه تجربيات و امکانات جديد بازنمايي (محيط هاي مجازي،
رسانه هاي تعاملي صفحه بنياد)
-روابط جديد بين کاربران و مصرف‌کنندگان و تکنولوژي هاي رسانه اي: تغير در استفاده و دريافت تصاوير و رسانه هاي ارتباطي در زندگي روزمره و معاني نهاده شده در تکنولوژي هاي رسانه اي.
-الگوهاي جديد سازماندهي و توليد: تجديد سازمان و يکپارچگي گسترده در فرهنگ، صنعت، اقتصاد، دسترسي، مالکيت ، کنترل و مقررات گذاري رسانه اي (مهدي زاده،1391: 302)

چهار مقوله اصلي رسانه هاي جديد را از ديد مک کوئيل:

رسانه ارتباطات ميان فردي2: اين مورد شامل تلفن ، موبايل و ايميل است در کل محتوا خصوصي و داراي تاريخ انقضاء کوتاه و روابط شکل گرفته مهم تر از اطلاعات انتقال يافته است.

رسانه نقش تعاملي3 : شامل بازي‌هاي کامپيوتري و ويدئويي، به علاوه وسايل و امکانات واقعيت مجازي است . مهم‌ترين نوآوري در اين مورد تعاملي بودن و غلبه فرآيند بر رضامندي‌هاي حاصل از استفاده آن مي‌باشد.
1-New Media
2-Interpersonal Communication Media
3-Interactive Play Media

رسانه جست‌و جوي اطلاعات1: اينترنت يا تارنماي جهان گستر مهم ‌ترين مورد از اين نوع رسانه است که منبع گسترده اي براي دسترسي تلقي مي‌شود .

رسانه مشارکت جمعي2:اين مقوله براي مشارکت و مبادله اطلاعات ، عقايد و تجربه و توسعه روابط شخصي فعال است. دامنه استفاده حتي به جنبه هاي احساسي و عاطفي نيز گسترش مي‌يابد.(همان ،303)

در يک جمع بندي کلي، ابعاد و ويژگي‌هاي رسانه هاي جديد را مي توان چنين برشمرد:

تعاملي بودن3: امکان پاسخگويي يا نوآوري و خلاقيت به وسيله کاربر براي عرضه ديدگاه‌هايش به منبع يا فرستنده
حضور اجتماعي4: احساس ارتباط شخصي با ديگران که با استفاده از رسانه ها ايجاد مي‌شود.
غناي رسانه اي5 : پيوند بين چارچوب هاي متفاوت ارجاع، تقليل ابهام، فراهم کردن علائم و نشانه‌ها بوسيله رسانه‌ها
استقلال6: کنترل کاربر بر محتوا و استفاده و نيز استقلال او از منبع
شخصي بودن7: شخصي و منحصر به فرد بودن محتوا و استفاده
خصوصي بودن8 : استفاده از رسانه يا محتواي خاص
بازيگوشي9 : استفاده براي سرگمي و لذت(مک کوئيل،1382: 143)

1-Information Search Media
2-Collective Participatory Media
3-Interactivity
4-Social Presence
5-Media Richness
6-Autonomy
7-Personalization
8-Privacy
9-Play Fulness

10-5-2- چارچوب نظري تحقيق:

همان‌طور که گفته شد رسانه ها کارکردهاي مختلفي از جمله انتقال اطلاعات و معلومات، سرگرمي و پرکردن اوقات فراغت مخاطبان را بر عهده دارند.
رسانه هاي جديد به دليل برخورداري از ويژگي هايي نظير: قابل دسترس بودن به طور همزمان، سرعت افزايش تبادل اطلاعات ، عدم محدوديت زماني و مکاني، داشتن پويايي و آزادي عمل کاربران در استفاده از آنها و…… توانسته اند روزبه‌روز مخاطبان بيشتري را جذب کنند و مخاطبان نيز متناسب با ويژگي‌هايي که دارا هستند(فردي و اجتماعي) استفاده هاي خاصي از اين رسانه ها مي‌کنند و تحت تاثير اين رسانه ها يا شبکه هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند.به نحوي که در جريان انقلاب‌هاي کشورهاي آفريقايي و خاورميانه اين شبکه‌ها (رسانه‌هاي جديد) به عنوان يکي از اهرم‌‌ها و وزنه‌هاي مهم و تاثيرگذار نقش اساسي به عهده داشتند.
در مقابل رسانه هاي سنتي ( مسجد،منبر ، سخنراني و….) با داشتن ويژگي‌هايي نظير ارتباط مستقيم و چهره‌به چهره و … قابليت تاثيرگذاري فراواني در جذب مخاطب دارا هستند. اما در عين حال بايد يک سري خطوط قرمز را رعايت کنند که اين مسئله کار ارتباط با مخاطب را بسيار سخت مي کند. لذا در اين فرآيند (عملکرد نقش رسانه‌هاي جديد در ارتقاء فرهنگ ديني) عوامل و فاکتورهاي مختلفي نقش دارند که از ميان نظريه هاي مطالعه و بيان شده در بخش هاي گذشته نظريات استفاده و رضامندي و نظريه برجسته سازي براي چارچوب نظري انتخاب شدند که در ذيل به رابطه آنها با موضوع تحقيق به اختصار اشاره مي‌‌شود.
براساس نظريه استفاده و رضامندي، مردم خودشان تصميم مي‌گيرند که چه برنامه هايي را از چه رسانه‌هايي انتخاب کنند. در اين تحقيق مشخص شد دانشجويان خود تصميم مي گيرند چه برنامه اي را از چه رسانه اي انتخاب کنند به طوري که در اين پژوهش اکثر دانشجويان تمايلي به دانلود برنامه هاي مذهبي ، مداحي و.. را نداشتند .کاربران طبق (نظريه استفاده و رضامندي ) براساس بافت اجتماعي خود، انگيزه ها و اهداف متفاوتي که دارند، از رسانه‌ها چه جديد و چه سنتي استفاده مي‌کنند و براين اساس بازخوردهاي متفاوتي دارند به عنوان مثال اکثر دانشجويان خود را ملزم به رعايت پوشش اسلامي نمي‌دانستند(73%) و اهميت چنداني براي اين مسلئه قائل نبودند.
براساس نظريه برجسته سازي، رسانه‌ها مي‌توانند بر ذهنيت و افکار ديني عامه تاثير بگذارند نگرش ديني آنها را تغيير دهند و موضوعات اساسي را که افکار عمومي راجع به آنها فکر مي‌کنند را تعيين نمايند و گرايش يا عدم گرايش آنها را به دين را امري عادي جلوه دهند . رسانه‌ها مي توانند نظريه هاي قالبي را تشويق و تقويت کنند و به مخاطب به طور ماهرانه تحميل کنند . رسانه ها در واقع براساس اين نظريه ( برجسته سازي ) مثل والدين افکار عمومي در بسياري از زمينه ها هستند و برجسته کردن پيام ‌ها و سمت سو دادن به موضوعات امکان رشد آن مسئله را بدهند .مصداق بارز استفاده از راهکنش برجسته سازي و برجسته نمايي را مي توان در اين پژوهش به عدم پايبندي دانشجويان نسبت به اصول دين اشاره کرد مثل(رفتن به اماکن مذهبي ، انجام فرايض ديني) به دليل اينکه رسانه هاي جديد با فراهم کردن مطالب و موضوعات به طور بسيار ماهرانه ذهن دانشجويان را تغيير مي دادند به نحوي که در شخص تمايل رفتن او را به اين امکان در او کمرنگ مي کرد وحتي در بسياري از موارد گرايش آنها را نسبت به اين موارد کاملاً تغيير مي داد.

مسجد

تصوير 7- چارچوب نظری پژوهش

6-2- فهرست متغیرها
1-6-2- متغیرهای مستقل
استفاده از رسانه ها در دو حوزه، میزان استفاده و مکان استفاده سنجیده می‌شود، زمینه ای مانند: جنسیت ، سن ،سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال و وضعيت تاهل به عنوان متغیرهای مستقل این پژوهش در نظر گرفته شده اند.

2-6-2- متغیر وابسته
فرهنگ دینی متغیر وابسته این پژوهش است که آن را با ابعاد ذیل می سنجیم:
پای بندی به اصول دین، حفظ پوشش اسلامی،رعایت حق الناس، شرکت در سخنرانی های مذهبی، تحقیق و تعمق در خصوص مطالعه کتب ارزشی، مذهبی ….

7-2- سوال ها وفرضیه های پژوهش

1-7-2- سوال های پژوهش

اطلاعات مربوط به فرضیه پردازی در این پژوهش شامل دو سطح اکتشافی وتوصیفی است.فرضیه پردازی در سطح اکتشافی به صورت سوال های تک متغیره ارائه می گرددودرسطح توصیفی به فرضیه پردازی پرداخته می شود.
2-7-2- سوال های تک متغیره در سطح اکتشافی
جایگاه متغیر جنسیت در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر سن در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر سطح تحصیلات در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر وضعیت اشتغال در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر نوع استفاده از رسانه در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر میزان استفاده از رسانه در جامعه مورد بررسی چگونه است؟
جایگاه متغیر مکان استفاده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره محدودیت ها، برجسته سازی Next Entries پایان نامه ارشد درباره فرهنگ دینی، میزان استفاده، سطح تحصیلات