پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، حقوق بشر، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

کارهاي سخت مانند، کار در مزارع و کارگاهها به بردگي ميکشاندند. امروز نيز افراد جوياي کار در کشورهاي صنعتي در کارخانهها و کارگاهها به کار گرفته شده و با انجام کارهاي سخت در اين مکانها حداقل دستمزد به آنها پرداخت ميشود.
در ارتباط بين قاچاق انسان و بردهداري از حيث حمل و نقل و انجام کارها بصورت اجباري و بدون تصميمگيري افراد قاچاق شده ميباشد که در هر دو مورد برده و فرد قاچاق شده هيچگونه اختياري نداشته و فقط بايد فرمانبردار ارباب خود بوده و شرايط سخت و طاقتفرسا را تحمل نمايند.
اساس بردگي مولود جنگ بوده است که تا امروز هم به آتش آن ميسوزد و گذشته از جنگ ،فقر و بيچارگي که مولود فساد نظامات اجتماعي است هم يکي از علل و موجبات رواج اصول بردگي بود. به رغم اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل متحد59در سال 1948 مبني بر اين که ” احدي را نميتوان در بردگي يا خدمت اجباري نگه داشت، بردهداري و داد و ستد بردگان به هر شکلي که باشد ممنوع است.”
ارتباط بردهداري و قاچاق انسان بدين دليل از اشکال معاصر بردگي دانسته شده است که قاچاقچيان انسان همان طور که بيان شده است قربانيان را با آدمربايي، تهديد واجبار ، فريفتن با وعدههاي فريبنده و دروغين ، به دام انداخته و سپس آنان را چون بردگان و اسيران قرون گذشته در انبار کشتيها پنهان نموده و به کشورهاي مقصد منتقل ميکردند. قربانيان اين نوع از قاچاق انسان به ويژه کودکان هستند که ميتوان گفت حتي برخي از اين کودکان به عنوان سرباز در مناقشات مسلحانه استفاده ميگردد که اين شيوه در آفريقا بيش از نقاط ديگر جهان رايج ميباشد.60
علاوه بر منع بردگي، مبارزه با جلوههاي ناخوشايندي مانند بيگاري ، نوکري، کارخانگي يا کلفتي اجباري و غلامي يا بندگي (ماده 712 ميثاق حقوق مدني و سياسي) 61 نيز درکنار آزادي انتخاب شغل، جزء ارزشهاي حقوق بشري هستند.62
با وجود آن که دوره بردهداري به پايان رسيده است ولي اين موضوع به آن معنا نيست که ديگر اين پديده اتفاق نخواهد افتاد. متأسفانه امروزه ديگر موضوع قاچاق مرتبط با کشورهاي استعماري اروپايي نيست و در تمامي نقاط جهان عدهاي از مردم توسط عدهاي ديگر مورد بهرهبرداري و سوء استفاده قرار ميگيرند. در اين مورد ميتوان به آمار تلخ و کنايه آميز اشاره کرد؛ 4 قرن بردهداري منجر به بردگي کشيده شدن 11 ميليون زن و کودک گرديد، در حالي که در کمتر از يک دهه گذشته فقط 30 ميليون زن و کودک از برخي از کشورهاي آسياي جنوب شرقي به کشورهاي غربي قاچاق شدهاند.63

4-مقايسه قاچاق انسان و قاچاق مهاجران
تشابههاي بين قاچاق انسان و قاچاق مهاجران منجر به اين شده است که در مواردي اين دو مفهوم با هم اشتباه گرفته شوند. در صورتي که اين دو جرم سازمان يافته عين شباهت ، تفاوتهاي بسياري با هم دارند. به طور کلي عوامل جريانهاي مهاجرتي و قاچاق با يکديگر متفاوتاند. مهاجرت چه به صورت متعارف و چه غير متعارف در يک فضاي مهاجرتي مشترک اتفاق ميافتد اما پيامدهاي متفاوت استثمارگرانه و غير استثمارگرانه دارد در صورتي که قاچاق انسان همواره استثمارگونه است.
عنوان مهاجر معمولاً به کسي اطلاق ميشود که به کشور ديگر ميرود و در آنجا اقامت ميگزيند. اما اين اصطلاح غالباً در مورد مهاجرت غير قانوني به کار ميرود و به همين دليل از مزايايي که معمولاً يک مهاجر قانوني از آن بهرهمند ميشود محروم است. قاچاق مهاجران مستلزم عبور غير مجاز از مرزهاي ملي يک کشور است بنابراين هم عمل قاچاقچي و هم شخصي که قاچاق ميشود جرم است اما قاچاق انسان به معناي بهرهکشي از ديگري در شرايط شبيه بردگي يا تجارت سکس است و در همه موارد مستلزم نقل و انتقال نيست.
در اسناد بينالمللي قاچاق مهاجر به معناي فراهم کردن موجبات ورود غير قانوني يک نفر به داخل کشوري که آن شخص تبعه يا مقيم دائم آن کشور نيست به منظور به دست آوردن مستقيم يا غير مستقيم مال يا انتفاع مادي تعريف شده است(ماده 2 پروتکل مبارزه با قاچاق مهاجران از طريق زمين، دريا و هوا)
قاچاق مهاجر يک جرم عليه دولت است بنابراين عمل مهاجر هم جرم است اما قاچاق انسان يک جرم عليه افراد است به همين دليل شخص قاچاق شده قرباني جرم است نه مرتکب آن. دلايل و قرائن معتبر نشان دهنده آن است که گروههاي جنايي سازمان يافته فراملي بيش از گذشته به قاچاق مهاجران اشتغال دارند براي نمونه در جولاي 2000 پليس هلند يک گروه سازمان يافته جنايتکار را رديابي و اعضاي اصلي آن را که 54 ايراني ، 3 عراقي و 1 الجزايري بودند دستگير نمودند.
از طرفي تشابه ميان قاچاق انسان و قاچاق مهاجر آن است که موضوع هر دو جرم افراد بشري هستند و هر دو از مصاديق جرايم سازمان يافته محسوب ميشوند.
عامل فشار و اجبار در همه مراحل يا بخشي از مراحل قاچاق انسان مشهود است. رضايت بزه ديده ميتواند در تميز اين دو مقوله کمک کند در حاليکه در قاچاق مهاجر بزه ديده از روي عمد و حتي گاه با پرداخت پول، خود را در اختيار قاچاقچيان قرار ميدهد تا وي را قاچاق کنند.
قاچاق مهاجران با ورود به مقصد پايان مييابد در حالي که در قاچاق انسان، ورود به مقصد يک کار ابتدايي است و پس از آن بزه ديده وادار به کار اجباري، بردگي، فحشاء يا مشابه آن مي شود. 64
در قاچاق انسان افراد مورد قاچاق، موضوع جرايم بعدي هستند و قاچاق آنان وسيلهاي براي درآمدهاي آتي محسوب ميگردد در حالي که در قاچاق مهاجران در مواردي صرف گذراندن غيرقانوني از مرزها هدف غايي محسوب ميشود و قاچاقچيان منفعت مورد نظر خود را از مهاجران دريافت ميکنند. در قاچاق اشخاص، بيشتر زنان و کودکان موضوع جرم هستند، در حالي که قاچاق مهاجران عموميت دارد و حتي ميتوان ادعا کرد که بيشتر پسران و مردان جواني که در آرزوي يک زندگي بهتر و يافتن شغل مناسبتر در خارج از کشور هستند موضوع قاچاق واقع ميشوند. 65 قاچاق مهاجران جنبه فراملي دارد در حالي که قاچاق انسان ميتواند در داخل يک کشور و به صورت قاچاق بزه ديده از يک نقطه به نقطه ديگر اتفاق بيفتد.66
به هر حال قاچاق مهاجران غير قانوني هم پديدهاي است که امروزه ابعاد نگران کنندهاي يافته است و حتي اشاره شده که تخمينها نشان دهندهي گرفتاري 200 ميليون نفر در آن است.
در قاچاق انسان و مهاجر سه عامل رضايت، استثمار و فراملي بودن نقش اساسي دارند و مورد توجه قرار ميگيرند.
در بحث رضايت 67در قاچاق مهاجر در عين حال که اغلب در شرايطي خطرناک و تحقير آميز صورت ميگيرد، با مهاجريني سرو کار دارند که به قاچاق خود و استفاده از يک مجراي غير متعارف براي جابه جا شدن رضايت دادهاند در حالي که قربانيان قاچاق انسان يا هرگز به اين امر رضايت نداده يا اگر در ابتدا راضي بودهاند، رضايت آنان به مفهوم رضايت در مقابل اعمال قهرآميز ، فريبکارانه و يا استثمارگرانه قاچاقچيان نبوده است.
در موضوع استثمار 68قاچاق مهاجر با ورود مهاجرين به مقصد خاتمه مييابد و عبور از مرز هدف غايي قاچاقچي به شمار ميآيد، در حالي که قاچاق انسان همراه با استثمار دائمي قربانيان است.
در مسئله فراملي بودن69ميتوان گفت که قاچاق مهاجر همواره فراملي است در حالي که قاچاق انسان ميتواند به اين صورت باشد که قربانيان به کشور ديگري برده شوند يا فقط در يک کشور از محلي به محل ديگر جابه جا شوند. سود سرشار ناشي از قاچاق انسان سبب شده است گروههايي که در امر قاچاق مواد مخدر و اسلحه فعاليت ميکنند نيز فعاليتهاي خود را تغيير داده، در کار قاچاق انسان وارد شوند و آن را هدف اصلي براي کسب درآمدهاي خود بدانند زيرا همان طور که در مباحث قبل ذکر شد قاچاق انسان سود سرشاري به دنبال خواهد داشت. اين امر از آن رو صورت ميگيرد که در قاچاق اسلحه و مواد مخدر، تنها يکبار ميتوان اسلحه و مواد مخدر را فروخت؛ حال آن که فرد قاچاق شده را ميتوان به طور مکرر فروخت. قاچاق انسان و قاچاق مهاجر متضمن نقل و انتقال افراد است اما تفاوت کليدي آنها هدف اين نقل و انتقال است. هدف قاچاقچيان انسان همان طور که گفته شد هدفشان از جابهجايي افراد از همان ابتدا، بهرهکشي از آنها در کشور مقصد و بدست آوردن منفعت است اما بايد گفت که در نقل و انتقال مهاجران، هدف مرتکب ايفاي قرارداد خود با متقاضي مهاجرت مبني بر عبور دادن وي از مرز است. بنابراين قصد اوليه وي اعمال کنترل و نظارت بر مهاجر يا اخاذي يا بهرهکشي از وي نيست.

فصل سوم: عوامل قاچاق انسان
عوامل متعددي در افزايش و گسترش قاچاق انسان در دهههاي اخير موثر بودهاند. يکي از ويژگيهاي اخير آسيبهاي اجتماعي از جمله قاچاق انسان در آن است که علل به طور مرتب جاي خود را با يکديگر عوض ميکنند. همان طور که گفته شده است آسيبهاي اجتماعي به صورت يک زنجيره درهم تنبيده عمل ميکنند و گاهي يک موضوع واحد ميتواند از علل متعدد سرچشمه گيرد براي مثال در مورد روسپيگري و فحشاء که يکي از عوامل اصلي قاچاق انسان به شمار ميآيد، در مطالعات فراوان دهها علت از زبان خود افراد قاچاق شده و افراد آسيب ديده بيان شده است.
تحقيقات سازمانهاي رسمي و بينالمللي نيز بسياري از اين مسائل را تأييد ميکند.
در تحقيقي که در اتحاديه اروپا بر روي مسائل قاچاق انسان صورت گرفته است، اين نتايج را ميتوان به طور علمي در مسائل و مشکلات ناشي از قاچاق در سراسر نقاط دنيا و ايران شاهد بود.
در قاچاق انسان فرد به منظور سوء استفاده و بهرهکشي از کشورش به کشور ديگري منتقل ميشود و در اغلب موارد دولت ميزبان آشکارا از اين نوع گردشگري جنسي حمايت ميکند. امروزه گردشگران و مشتريان از کشورهاي توسعه يافته يا در حال توسعه که خواستار دختران کمسن هستند، به کشورهايي که چنين خدماتي را ارائه ميدهند سفر ميکنند.
افرادي که قاچاق ميشوند به طور معمول در سنين نوجواني و جواني هستند. بنابراين بيتجربگي و غير منطقي برخورد کردن با اين پديدهها را ميتوان از جمله علل مهم به شمار آورد. به دليل پايين بودن سن اين قربانيان احتمال لو رفتن، زنداني شدن و يا ابتلا به بيمارهاي آميزشي کمتر است. 70
گردشگري جنسي به گسترش قاچاق انسان منجر ميشود. براساس برخي برآوردها حدود 20 هزار زن قزاق جهت کار در بخش روسپيگري که صنعت سکس خوانده شده، در کره جنوبي به بردگي کشيده شدهاند.
افزايش توريسم جنسي، فقر اقتصادي و فرهنگي، سود سرشار حاصل از فعاليتهاي قاچاق71،حاکميت فرهنگ خشونت، تبعيضهاي اجتماعي ناروا، فقدان مدارک هويت72،نبود امنيت چه در سطح خانواده و چه در سطح ملي، بحران در نظام ارزشها و اخلاقيات، عدم وجود قوانين مناسب و کارآمد براي برخورد با قاچاقچيان73،تسهيل رفت و آمد به ويژه پس از فروپاشي شوروي سابق74و تصويب معاهده شنگن75 از مهمترين عوامل افزايش قاچاق انسان هستند.

1- عوامل اقتصادي
از عوامل تعيين کننده قاچاق انسان تفاوتهايي است که به لحاظ اقتصادي در کشورهاي مبدأ و مقصد وجود دارد. شرايط بد اقتصادي توام با بيکاري ،فقر، درآمد پايين، وضعيت نامناسب و نابرابر زنان و مردان، نبود آينده شغلي، تفاوت اقتصادي از نظر ثروت و رفاه با کشورهاي مبدأ، تقاضا براي نيروي کار ارزان، اختلاف درآمد، کيفيت زندگي، رشوه و فساد، عدم آگاهي از حقوق، اغفال در مورد فرصتهاي کاري، سودآوري کلان، افزايش تقاضاهاي خدمات جنسي76، بستر مناسبي براي مهاجرت غيرقانوني به خارج از مرزها به وجود آورده است و از علتهاي اقتصادي به شمار ميآيد. فقر و بيکاري به گونهاي برخانوادهها فشار ميآورد که امکان دارد خود قرباني و خانواده وي به رغم اشراف به بلاهايي که بر سر اين افراد ميآيد، با قاچاق ايشان موافقت کنند. در گزارشي از يک سازمان غير دولتي حمايت از حقوق زنان در روماني آمده است:

“خانوادهها فهميدهاند اگر دخترانشان همراه قاچاقچيان بروند، در عرض سه سال ميتوانند براي خانواده درآمدزايي کنند. دختران نيز خود را ميفروختند چون ميخواستند وفاداري خود را به خانواده ثابت کنند.”
قربانيان قاچاق به دليل آن که خود و خانوادههايشان براي رفع حداقل نيازهاي مادي از کسب درآمد و داشتن شغل مناسب محروم ميباشند وارد عرصه تعاملات با قاچاقچيان ميشوند و تا جايي پيش ميروند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره کار کودک، حق تملک Next Entries پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، سپتامبر 2001، واقعه 11 سپتامبر