پایان نامه ارشد درباره منابع معتبر، فرق و مذاهب، شیعه امامی، قضا و قدر

دانلود پایان نامه ارشد

إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِكَ وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ كُنْتَ سَالِكاً سَبِيلَهُ زَاهِداً فِي تَزْهِيدِهِ رَاغِباً فِي تَرْغِيبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِيفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّكَ مَا قِيلَ فِيكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُبَايِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِي يَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِك‏؛ تحف العقول: 284.
2. ر.ك: بروجردی، سید حسین، جامع احادیث الشیعة، قم، مطبعة العلمیة، 1399ق، ج1، ص 8 مقدمه؛ طارمی راد، حسن، «پیشینه مکتوب منابع معتبر حدیثی شیعه امامیه»، مجموعه مقالات کنگره بین المللی کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی، دفتر نخست، مشهد، آستان قدس رضوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1379ش، کل مقاله.
3. درباره خبر واحد و تفاوت امامیه و اهل‌سنت، در این موضوع ر.ک: طارمي راد، حسن، «خبر واحد»، دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، 1390: ص 163.
4. با این حال در برخی از موارد خاص، فهرست‌نگاران امامیه علی‌رغم تأیید یک کتاب، نویسنده آن را تضعیف می‌کنند و از او روایت نقل نمی‌کنند. برای مثال نجاشی در مدخل مربوط به جابر جعفی، علی‌رغم نقل کتب وی و بیان طریق خودش به آن کتاب‌ها، راویان کتب جابر را ضعیف و با تأیید سخن شیخ مفید، خود جابر را مختلط معرفی می‌کند (نجاشي، احمد بن‌علي ، فهرست اسماء مصنفي الشيعه (رجال)، چاپ پنجم، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1416ق، ص 128).
5. درباره فهرست‌نگاری در امامیه ر.ک: طارمی راد، «پیشینه مکتوب منابع معتبر حدیثی شیعه امامیه»: کل مقاله.
6 . برای مثال می‌توان به کتاب‌هایی که ذیل افرادی مانند هشام بن‌حکم (نجاشی، همان، ص 433)، مؤمن طاق (همان، ص 325- 326) و زراره (همان، ص 175) آمده است اشاره کرد. برخي کتب این افراد هر چند کلامی و عقلی است؛ ولی در کتب فهرست نقل شده و از طریق سلسله اسناد، به صاحبانش می‌رسد.
7 . البته ممكن است كه نجاشي خود همه اين آثار را نخوانده باشد؛ بلكه از استاد خود شنيده باشد كه چنين رساله‌هايي وجود داشته است.
8. مباحث اين بخش برگرفته از يك مقاله و نيز درس‌هاي استاد سبحاني در انجمن كلام حوزه است (سبحاني، محمدتقي و محمدجعفر رضايي، «ميراث كلامي شيعه در مرحله تأسيس»، هفت آسمان، شماره 52، زمستان 90، ص 25).
9. مسعودي، علي بن‌حسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، به كوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، چاپ دوم، 1409، ج2، ص 301؛ دينوري، ابن‌قتيبه، الامامة و السياسه، تحقيق علي شيري، قم، انتشارات شريف الرضي، 1371ش، ج 1، ص 12 به بعد؛ بلاذري، احمد بن‌يحيي، انساب الاشراف، تحقيق دكتر محمد حميدالله، مصر، معهد المخطوطات بجامعة الدول العربية بالاشتراك مع دار المعارف، 1959م، ج 1، ص 579 به بعد؛ يعقوبي، احمد بن‌ابي‌يعقوب (بي‌تا)، تاريخ يعقوبي، بيروت: دار صادر (افست قم: مؤسسه نشر فرهنگ اهل بيت عليهم‌السلام، ج 2، ص 123 به بعد.
10. معناي اين سخن آن نيست كه تشيع در اين زمان پديد آمده باشد بلكه همين اعتراضات و انتقادات ياران علي (عليه‌السلام) بيانگر آن است كه تشيع و پيروي از علي پيش از اين و در حيات پيامبر بوده است. سقيفه را مي‌توان نقطه ظهور و بروز اين اختلاف دانست.
11. طبري، محمد بن‌جرير، تاريخ الطبري، بيروت، مؤسسه اعلمي، بي‌تا، ج 2، ص 461 به بعد.
12. همان، ص 490 به بعد؛ ص 519 به بعد؛ ص 528 به بعد.
13. بلاذري، احمد بن‌يحيي، فتوح البلدان، تحقيق دكتر صلاح‌الدين المنجد، قاهره، مكتبة‌ النهضه، 1956م، ج 1، ص 131.
14. همان، 128 به بعد.
15. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 138-139.
16. همان، ص 139.
17. همان، ص 153.
18. طبري، تاريخ، ج 3، ص 263-265.
19. همان، 292 به بعد.
20. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 162 به بعد.
21. دينوري، الامامة و السياسه، ج 1، ص 43.
22. مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص343 به بعد.
23. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 184 به بعد.
24. مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص346.
25. يعقوبي، همان، ص 178 به بعد.
26. همان، ص 353.
27. طبري، تاريخ، ج 2، ص 457 به بعد؛ مسعودي، همان، ص352 به بعد.
28. يعقوبي، همان، 184 به بعد.
29. اين گروه هر كسي را كه از طرفداران علي (عليه‌السلام) مي‌يافتند مي‌كشتند؛ حتي جنين را از شكم زني آبستن بيرون آورده و سر بريدند (مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص404).
30. بلاذري، انساب الاشراف، ج 2، ص 359 به بعد؛ طبري، تاريخ، ج 4، ص 52 به بعد.
31. مسعودي، همان، ص411 به بعد.
32. طبري، همان، 121 به بعد؛ ابن‌اثير، عزالدين علي، اسد الغابه في معرفة الصحابه، بيروت، دار الكتاب العربي، [بي‌تا]، ج 2، ص 13.
33. اصفهاني، ابوالفرج، مقاتل الطالبيين، تحقيق كاظم مظفر، چاپ دوم، قم، دار الكتاب، 1385، ص 33 به بعد؛ ابن‌ابي‌الحديد، عزالدين عبدالحميد، شرح نهج‌البلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، [بي‌جا‍]، دار الكتب العربيه (قم، مؤسسه اسماعيليان)، 1962م، ج 16، ص 25 به بعد.
34. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 215.
35. ابن‌اثير، عزالدين علي، الكامل في التاريخ، بيروت،‌ دار صادر، 1386ق، ج 3، ص 405؛ اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص 45.
36. ابن‌ابي‌الحديد، همان، ج 16، ص 10 به بعد؛ ابن‌اثير، اسد الغابه، ج 2، ص 14-15؛ يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 225.
37. طبري، تاريخ، ج 4، ص 250-251؛ دينوري، الامامة و السياسه، ج 1، ص 224-226.
38. يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 250-251.
39. همان، ص 252.
40. مسعودي، علي بن‌حسين،‌ التنبيه و الاشراف، بيروت، دار صعب، [بي‌تا]، ص 264.
41. مسعودي، مروج الذهب، ج 3، 156 به بعد.
42. طبري، تاريخ، ج 4، ص 451 به بعد.
43. براي آگاهي بيشتر: يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 258 به بعد؛ طبري، همان، 487 به بعد؛ مسعودي، همان، 73 به بعد.
44. ذهبي، شمس‌الدين محمد بن‌احمد، سير اعلام النبلاء، تحقيق شعيب ارنؤوط، چاپ نهم، بيروت، مؤسسة الرساله، 1413ق، ج 5، ص 117.
45. همان، ص 128-129.
46. شهرستاني، محمد بن‌عبدالكريم، الملل والنحل، تحقيق محمد سيد كيلاني، بيروت: دار المعرفه، [بي‌تا]، ج 1، ص 24.
47. ر.ك: جعفري، محمدرضا، «الكلام عند الشيعة الاماميه»، مجله تراثنا، شماره 30، قم، مؤسسه آل البيت (عليهم‌السلام)، 1413ق، ص 146.
48. فرقه‌هاي زيادي از مسلمانان در كتب فرق و مذاهب نام برده شده و برخي از مؤلفان كتب ملل و نحل و فرق و مذاهب (مانند شهرستاني، همان، ص20 و بغدادي، عبدالقاهر، الفرق بين الفرق و بيان الفرقة الناجية منهم، بيروت، دار الجيل ـ دار الآفاق، 1408ق، ص 4-5) در تلاش بوده‌اند تعداد اين فرقه‌ها را طبق حديث افتراق به عدد 73 برسانند.
49. ر.ك: صابري، حسين، تاريخ فرق اسلامي، چاپ دوم، تهران، انتشارات سمت، 1384، ج 1، ص 22-40.
50. درباره شش عامل نخست در كتاب بحوث في الملل و النحل شيخ جعفر سبحاني به طور تفصيلي بحث و بررسي شده است (سبحاني، جعفر، بحوث في الملل و النحل، قم، نشر جامعه مدرسين، 1414ق، ج 1، ص 47-109)؛ برخي از اين عوامل را نيز ابوزهره در كتاب خود بررسي كرده است (ابوزهره، محمد، تاريخ مذاهب اسلامي، ترجمه عليرضا ايماني، قم، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، 1384، ص 22-31).
51. مانند فرقه‌هاي بسياز زيادي كه در كتب مذاهب اسلامي نام آن‌ها برجا مانده است مانند جاحظيه، شيطانيه، هذيليه، نظاميه.
52. مانند فرقه‌هاي اشعري و ماتريدي در جهان اهل سنت و يا تفكرات فرقه معتزله كه امروزه توسط فرقه زيديه استمرار دارد.
53. مسلم نيشابوري،‌ ابوالحسين بن‌حجاج، الجامع الصحيح، بيروت: دار الفكر، [بي‌تا]، ج 8، ص 52 (كتاب القدر)؛ ابن‌ماجه قزويني، محمد بن‌يزيد، سنن، تحقيق فؤاد عبدالباقي، بيروت، دار الفكر، [بي‌تا]، ج 1، ص 29 (باب في القدر).
54. النشار، علي سامي، نشأة الفكر الفلسفي في الاسلام، قاهره، دار السلام، 2008م، ج 1، ص 311.
55. قدريه در تاريخ به دو دسته اطلاق شده است: قائلان به قضا و قدر لازم، يعني مثبتان قدر، و معتقدان به استطاعت و قدرت مؤثر انسان، يعني نافيان قدر. از آنجا كه رواياتي از پيامبر اكرم (ص) در مذمت قدريه نقل شده است، دشمنان اين گروه ايشان را به نام قدريه خواندند.
56. ذهبي، سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 185-187.
57. همان؛‌ ابن‌نديم، محمد بن‌ابي‌يعقوب، فهرست ابن‌نديم، تحقيق رضا تجدد، [بي‌جا]، [بي‌نا]، [بي‌تا]، ص 201.
58. همان، ص 131.
59. شهرستاني، الملل و النحل، ج 1، ص 97.
60. ر.ك: اشعري، ابوالحسن، مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين، تصحيح هلموت ريتر، چاپ سوم، آلمان ـ ويسبادن: فرانتس شتاينر، 1400ق، ص 86-132؛ بغدادي، الفرق بين الفرق، ص 54-93.
61. اشعري، همان، ص 86.
62. البته ذهبي، برادر حسن، يعني عبدالله، را نخستين نويسنده مكتب ارجاء مي‌داند؛ (سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 130).
63. منظور از غاليان در اينجا كساني هستند كه قائل به الوهيت در ذات يا صفات ائمه شدند؛ نه كساني كه به دليل نقل مضاميني غريب ــ جز الوهيت ــ در رواياتشان به غلو متهم شدند.
64. پس از رحلت رسول خدا، عمر مرگ پيامبر را انكار كرد و معتقد بود پيامبر نمرده است، اما با دخالت ابوبكر دست از اين سخن كشيد (يعقوبي، تاريخ، ج 2، ص 114).
65. ر.ك: اشعري، مقالات الاسلاميين، ص 15؛ نوبختي، حسن بن‌موسي، فرق الشيعه، چاپ دوم، بيروت: دار الاضواء، 1404ق، ص 22-23.
66. ر.ك: بغدادي، الفرق بين الفرق، ص 227، 255؛ نوبختي، همان، ص 28-29، 34.
67. ر.ك: بغدادي، همان، ص 229؛ شهرستاني، الملل و النحل، ج 1، ص 207-209.
68. ر.ك: شهرستاني، همان، ص 210-212.
69. از آنجا كه منبعي مستقيم از عقايد اين گروه در اختيار نيست،‌ اين گزارش‌ها به نوشته‌هاي مخالفان كيسانيه استناد دارند؛ از اين رو شايد بتوان در برخي از آنها مناقشه كرد. براي آگاهي بيشتر درباره كيسانيه و انديشه‌هاي آن ر.ك: نوبختي، فرق الشيعه، ص‌ 23-28؛ اشعري،‌ مقالات الاسلاميين، ص 18-19؛ بغدادي،‌ الفرق بين الفرق، ص 27-38.
70. از اين دست قيام‌ها مي‌توان به قيام‌هاي يحيي بن‌زيد (اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص 103 به بعد)، نفس زكيه (همان، ص 122)، شهيد فخ (همان، ص 289)، ادريس بن‌عبدالله (همان، ص 324) و ابوالسرايا (همان، ص 344) اشاره كرد.
71. النشار، نشأة الفكر، ج 2، ص 187.
72. ر.ك: همان، 167-170.
73. سه فرقه از مهم‌ترين فرقه‌هاي زيديه عبارت‌اند از: جاروديه (نوبختي، فرق الشيعه، ص 21)، بتريه يا صالحيه (همان، ص 13 و 57)، سليمانيه يا جريريه (همان، ص 9 و 64-66).
74. عمده مباحث اين بخش نيز از سلسله درس‌هاي تاريخ كلام استاد محمدتقي سبحاني گرفته شده است.
75. مسئله امامت از اولین عوامل ایجاد اختلاف بین مسلمانان بوده است (شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 31).
76. درباره جدل و مجادلات کلامی در بین مسلمانان ر.ك: ابوزهره، تاريخ مذاهب اسلامي، کل کتاب.
77. محمد بن‌جریر طبری 61 مورد از مناشدات امام علی (عليه‌السلام) را بیان کرده است. (طبري شيعي، محمد بن‌جرير بن‌رستم، المسترشد في الامامه، تحقيق احمد محمودي، قم، مؤسسة الثقافة الاسلاميه، 1415ق، ص 331 به بعد)؛ درباره مناشده امام حسن (عليه‌السلام) با معاویه ر.ك: ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص288-290‌ و درباره مناشده ابن‌عباس با ابن‌زبیر ر.ك: همان، ج 9، ص 325.
78. نامه‌هایی که بین اميرالمومنين (عليه‌السلام) و معاویه رد و بدل شده، نمونه خوبي از اين نامه‌هاي کلامي است. ثقفی نمونه‌ای از این نامه‌ها را آورده است. امام علی (عليه‌السلام) در این نامه‌ها بر احقیت خودشان، مرجعیت دینی اهل‌بیت، نظریه امامت تاریخی و علم خاص اهل‌بیت تأکید کرده‌اند (ر.ك: ثقفی، ابراهيم بن‌محمد، الغارات، تحقيق محدث ارموي، [افست چاپخانه بهمن تهران]، [بی‌تا]: ج 1، ص 195- 204).
79. البته برخي از مباحث مانند نظريه عصمت و يا نصب امام در همان دوره اول نظريه‌پردازي شده است و در مرحله دوم به عنوان يك فعاليت كلامي متمايز به آن ادامه داده مي‌شود.
80. براي نمونه: اشعري، مقالات الاسلاميين، ص 32-33، 37، 38، 40، 43، 45، 51.
81. در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، منابع معتبر، آستان قدس رضوی، تمدن اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، جهان اسلام