پایان نامه ارشد درباره معرفت نفس، شناخت انسان، انسان کامل، معرفت عرفانی

دانلود پایان نامه ارشد

او را کون جامع دانستهاند با این قصد که انسان جامع همه هستی است و عالم اصغری است که اوصاف عالم کبیر در او منطوی است.»671 هر چه در عالم کبیر است در این انسان و عالم صغیر هست.672 تمام حيثيات كماليه مراتب نازله را بوحدتها داراست. در عين حال كه اراده و حيات و علم و كمال جسميت در او به نحو اعلى هست كه مى‏توان گفت عالَم اشاره به اوست بلكه فهرست اوست؛ زيرا آنچه را كه موجودات طبيعت از حيوان و نبات و معدن و جسم دارند، به نحو اعلى و اتمّ در او هست.673
انسان مظهريت‏ اسم‏ اعظم الهى را داشته و اسم اعظم، جامع همه اسماء الهى مى‏باشد و تمام اسماء الهيه در او فعليت داشته؛ لذا آدم توانسته است خودش را به ملائكه عرضه بدارد تا بدانند كمالات آدم از آنان بيشتر است، هر چه همه دارند او تنها دارد. حرکتش از طبیعت آغاز میگردد تا به مافوق طبیعت ختم میشود و به مقام الوهی میرسد. مقام او در حد خوردن و خوابیدن نیست که در همین حد بخواهد احتیاجاتش را برآورده سازد .674
علامه نیز معتقدند که انسان بر اساس تعالیم قرآن از تمام جهات دارای قابلیت و استعداد بی نهایت است. در ذیل آیه امانت ( احزاب، 72) میفرماید: قابلیتی که خداوند به انسان افاضه نموده است نه آسمان و زمین و نه هیچ موجود دیگر آن را دارا نمیباشند. جامع و کامل بودن انسان مختص اوست و هیچ موجودی در این امر با او شریک نیست. در تفسیر واژه امانت اقوال متعددی مطرح گردید که تکلیف و عقل و معرفت و وفای به عهد از جمله آنهاست که به نظر می رسد هیچ یک از این اقوال تام نیست مگر قول به ولایت. آنچه موجب برتری مقام انسان میگردد و جامعیت او را به اثبات می رساند مقام ولایت است. بنابراین می توان گفت که مراد از امانت، ولایت الهی است که کمال وصف عبودیت است. و غیر از انسان احدی قدرت و قابلیت آن را دارا نیست.675 دستور سجده در قرآن بر نشئه انسانیت است نه بر فرد خاص.676 نوع انسانی دارای جایگاه ربوبی و جامع جمیع اوصاف الهی است.
نوع انسان‏ هم اگر مانند ساير انواع از مقتضاى فطرت اصليش منحرف نگردد، عالم بر طبق سعادت و نعمت او دور مى‏زند و جريان مى‏يابد، و اما اگر منحرف شد و فساد در ميان آن رايج گرديد، تعادل ميان اجزاى كون‏ بر هم خورده و همين خود باعث مى‏شود كه نعمت از او هجرت نموده نظام زندگيش مختل گردد، و در نتيجه فساد در دريا و خشكى عالم بخاطر اعمال نارواى آدمى ظاهر مى‏شود، و خدا كيفر بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به ايشان مى‏چشاند تا شايد برگردند. و پوشيده نيست كه اين معنا مربوط به نوع است نه شخص.677 شاید به همین جهت باشد که عرفا انسان را صاحب مقام جمعی دانسته و در صورت شهود حق برتر از فرشتگان و با اعراض از حق پست تر از درندگان به شمار آورده اند. پس روابط بین رفتار انسانی و نظام کیهانی حاکی از جامعیت ابنای بشری است و این جامع بودن انسان دال بر امتیاز معنوی است نه برتری مادی و فیزیکی که برخی از تفکرات مادی تصور نموده اند.678
جامعیت انسان در عرفان از وجوه مشترک اندیشه علامه و امام است که هر دو حکیم الهی بر این عقیده تاکید دارند.
4-1-8. ولایت
یکی از عناصر کلیدی مباحث امام و علامه در انسان شناسی موضوع ولایت است؛ تمام اهتمام علامه در این باب دراثر وزین« رسالۀ الولایه» متجلی است که آن را در پنج فصل تدوین نمودهاند. امام نیز در باب ولایت اندیشه بلند عرفانیاش را در رسالة قیم «مصباح الهدایۀ الی الخلافۀ و الولایۀ» نمایان ساخته که آن را با یک مقدمه و دو مشکات آغاز و با یک خاتمه به پایان بردهاند.
هر دو عارف ربانی بر این مهم تصریح و تاکید دارند که مقام ولایت، ثمره دیانت و عبادت است؛ جایگاهی است که عبد مطیع و صالح پروردگار با روح عبودیت بدان دست می یابد، هرگاه انسان از اسارت ابلیس و هوای نفس آزاد گردد و طهارت پیشه کند و روح ارادت و عبادت حق را در وجودش احیاء نماید، تحت ولایت خدای سبحان قرار گرفته، مجلای ولایت و ربوبیت حق قرار می گیرد.679 کسی که بتواند استعداد و قوای درونی خویش را شکوفا سازد و در مسیر عباد واقعی خدا قرار گیرد و انانیت خویش را زیر پا گذارد، هیچ قدرتی نمی تواند تصرف ولایت او را محدود سازد. چنین مقامی برای ذوات مقدسه معصومین( ثابت است اما منحصر به ایشان نیست بلکه طریقه نیل به آن برای دیگران همچنان مفتوح است. هرگاه سالکی در مقابل تعالیم الهی سر تسلیم فرود آورد و عبد محض او گردد خداوند به او قدرتی عنایت میکند که او بتواند افعالی مشابه فعل الهی را انجام دهد، تعبد در مقابل تعالیم آسمانی و تسلیم محض در برابر قدرت لایزال الهی موجب تشابه عبد به رب می شود. این نکته همان معرفت عرفانی است که در حدیث قدسی وارد شده است که: « و روى الحافظ البرسيّ قال: ورد في الحديث القدسيّ عن الربّ العليّ أنّه يقول: عبدي أطعني أجعلك مثلي، أنا حيّ لا اموت اجعلك حيّا لا تموت، أنا غنيّ لا أفتقر أجعلك غنيّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء يكون أجعلك مهما تشاء يكون.»680 حافظ برسى گفته: در روايت قدسى از قول خداوند بلند مرتبه آمده كه مى‏فرمايد: بنده‏ام، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم. همان طورى كه من زنده ام و نمى‏ميرم تو هم هميشه زنده باشى. همان طورى كه من غنى هستم فقير نمى‏شوم تو هم هميشه غنى باشى. همان طورى كه من هر چه را اراده كنم مى‏شود تو را هم همين طور سازم.
عرفا بر اساس همین مبانی در متون دینی معتقدند که هرگاه شخصى به كمال بندگى حق رسيد به مقام ربوبيت نائل شده و اراده او اراده حق و متصرف در عالم مى‏شود و عبوديت جنبه يلى الحقى و رسالت جنبه يلى الخلقى است»681 در اين صورت «افاضه» از جانب خداوند متعال به قدر طاقت بشرى و به حسب مقتضاى زمان و مقدار طاقت انسانى است كه براى غير معصوم به واسطه آن ذوات مقدسه( افاضه مى‏شود. و آن مظاهر توحيدى «خودشان بلا واسطه فيض مى‏گيرند»682 باید از همه حجب عالم علوی (مفارقات) و حجاب های عالم سفلی (مقارنات) بگذرد تا به این مقام نورانی دست یابد، تجلی ولایت در انسان کامل زمانی است که او در عالیترین سطح قرب واصل شود آنگونه که همه عرفا بر آن اتفاق دارند. کاشانی در اصطلاحات صوفیه، ولایت را قیام عبد به حق در مقام فنای از نفس میداند،683 و قونوی ابتدای ولایت را رؤیت اشیا بالله و شهود واحد حق میداند.684
امام خمینی عروج به مقام ولایت را برای سالک الی الله منوط به خروج از اصنام خود خواهی و اوثان خود پرستی می داند.685 علامه نیز همانند امام در اقتفای عرفای پیشین، ولایت را با همین نگاه تبیین و توصیف می نماید. او معتقد است که ولایت با انقطاع حاصل میشود؛ یعنی سالک باید از ماسوی الله و آن چه غیر خداست منقطع گردد و با معرفت بر حقایق باطنی به رؤیت حق نائل شود، مقصود اصلی در تعالیم الهی همین است که انسان به مقام ولایت بار یابد تا سعادت و کمال حقیقی خویش را در یابد، چرا که غایت اصلی در خلقت انسانی، نیل به سعادت و رستگاری است که این مقام در پرتو ولی الله شدن متجلی است، انسان در این مقام همه عالم را محاط ذات حق دانسته و قدرت لایزال الهی را محیط بر تمام هستی می شمارد. ( توحید در مالکیت).« الَّذي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِي الْمُلْكِ .»686 « با در نظر داشتن اينكه لام اختصاص را مى‏رساند اين معنا را افاده مى‏كند كه آسمانها و زمين مملوك خدايند، و به هيچ وجهى از وجوه از خود استقلال نداشته، و از خدا و تصرفات او با حكم و اذن خدا بىنياز نيستند، و حكم در آن و اداره و گرداندن آسياى آن مختص به خداى تعالى است، پس تنها خدا مليك و متصرف به حكم در آن است، آن هم متصرف على الاطلاق.»687
ولی خدا که سالک الی الله است فقط ذات حق را شایسته پرستش می داند. (توحید در الوهیت)« وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيم »688 و هیچ موجودی را مستقل ندانسته بلکه موجودات در بقای خویش همانند حدوث در ظل قدرت مطلقه ادامه حیات می دهند.( توحید در ربوبیت)« قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغي‏ رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ء»689 و او کسی است که غیر از خدا هیچ چیزی را نبیند و همه موجودات را ظل الله مشاهده نماید؛ یعنی توحید را در تمام ابعادش شهود کرده است، بهترین دلیل بر ادعا، بیان مصداق اتم ولی الله است که فرمود: «لم‏ اعْبُدْ رَبّاً لَمْ أرَهْ».690 خدايى را كه نبينم نمى‏پرستم‏. و نيز در بیانی دیگر فرموده‏اند: «ما رأيتُ شيئاً إلّاو رأيتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ َبعدَهُ وَ مَعهُ»691 هيچ چيزى را نديدم مگر اين‏كه پيش از آن خدا را ديدم‏. اخبار و روايات در اين زمينه آن‏ قدر فراوان است كه به حدّ استفاضه يا تواتر رسيده‏اند.692
وفاق اندیشه این دو عارف سترگ در آیه امانت، تجلی پیدا نموده است که عرضه امانت از جانب خدا به سوی انسان را ولایت معنا کرده اند. این که خدای سبحان می فرماید: ما به آسمان ها و زمین امانت را عرضه کردیم و آن ها از تحمل آن ابا نمودند ولی انسان آن را پذیرفت، مراد از امانت، مقام ولایت است که فقط انسان ظرفیت وجودی و قدرت نیل به آن را داراست؛ یعنی انسان لایق این مقام و امین خدا در زمین و مجلای ولاء در ارض و سماء است. چنان که امام در تعابیر خویش میفرماید: «امانت در مشرب اهل عرفان ولايت‏ مطلقه است كه غير از انسان‏ هيچ موجودى لايق آن نيست.»693 و علامه نیز در تفسیر آیه می فرماید:«فالمراد بالأمانة الولاية الإلهية.»694
این که مقصود از امانت، مقام ولایت است بدان معناست كه حقيقت خلافت و ولايت ظهور الوهيّت است، و آن اصل وجود و كمال آن است. و هر موجودى كه حظّى از وجود دارد، از حقيقت الوهيّت و ظهور آن كه حقيقت خلافت و ولايت است حظّى دارد، و لطيفه‏ الهيّه در سرتاسر كائنات از عوالم غيب تا منتهاى عالم شهادت بر ناصيه همه ثبت است. و آن لطيفه‏ الهيّه حقيقت «وجود منبسط» و «نفس الرحمن» و «حقّ مخلوق به» است كه بعينه باطن خلافت ختميّه و ولايت مطلقه علويّه است.695 حدود درک این مقام به میزان تجلی حقیقت ایمان و نور عرفان در قلوب اهل ایقان است و با این بیان، امانت در همه ی اخبار و روایات به معنای تکلیف، نماز، معرفت، عقل، امارت، خلافت ، امانت و ولایت علی بن ابی طالب قابل جمع است.696
بر مبنای عرفانی امام و علامه این تفسیر، لطیفه الهیه عرفانیه ای است که برای اصحاب قلوب و صاحبان کشف و شهود که اهل خلوت با خدا و عاشق بالله هستند قابل ادراک است، چه این که گوهر ولایت، محل امنی را طالب است که آماده خروج از حدود باشد و بتواند به عالم اطلاق برسد لذا کثیری از مخلوقات از آن معاف شدند و به این مقام نرسیده و هلاک شدند، بلکه فقط کمّل عباد با پذیرش آن از خاک بر افلاک شدند. «الله ولى الذين آمنوا» و قال: «هو الولى الحميد» و هذا الاسم باق جار على عباد الله دنيا و آخرة فلم يبق اسم يختص به العبد دون الحق.»697 پس شایسته است که ولی را انسان کامل خطاب کنند.
4-2. وجوه افتراق
با توجه به بیان نکات اشتراک که اکثر موارد و موضوعات انسانشناسی عرفانی امام و علامه را در بر میگیرد لازم است که این نکته را یاد آور شویم که در برخی از موارد بین این دو عارف ربانی اختلاف به ظاهر جدی وجود دارد که در حد گنجایش مقام بدان پرداخته می شود.
4-2-1. شناخت انسان و معرفت نفس
اهل عرفان در تعریف حقیقت انسان اجماع دارند که انسان به جسم تنها و بدن ترابی محدود نبوده بلکه دارای روح و نفحه الهی است. با توجه به تعریف حقیقت انسان که تقریبا میان عارفان امری مسلم و پذیرفته شدهای است که او را کون جامع و مظهر تام اسما و صفات حق دانستهاند، اما در شناخت این حقیقت به جهت اختلاف روایات اجماعی وجود ندارد. میان عارفان در شناخت حقیقت انسان دو دیدگاه مختلف بیان شده است. عدهای شناخت او را در حیطه تفکر و عقول انسان ندانسته و معرفت نفس انسانی را دور از دست رس ادراک بشری تصور کرده و برخی دیگر معرفت به او را ممکن دانسته اند.
امام از جمله اندیشمندانی است که شناخت انسان را ناممکن و حدیث معرفت نفس را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره جنبه معنوی، طبیعت گردی، کرامت انسان، ظهور و بطون Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، تفسیر عرفانی، علامه طباطبائى، علامه طباطبایی