پایان نامه ارشد درباره مطالعات فرهنگی، استفاده و رضامندی، ارتباط جمعی، عامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ا به متن زندگی در پی داشته است. با وجود این، مسئله در نزد همه متفکرانی که به زندگی و امر زندگی روزمره پرداختهاند، از جنبههای مشترکی برخوردار بوده است ( کاظمی، 1384: 98).
– مطالعات فرهنگی: عبارت مطالعات فرهنگی به دو معنای عام و خاص به کار میرود؛ اما در نظریه و نقد ادبی مدرن صرفا معنای خاص آن اراده میشود. در معنای عام، مطالعات فرهنگی به هرگونه مطالعه درباره فرهنگ جامعه اطلاق میشود که به طور متعارف از منظر علوم اجتماعی انجام میشده است. اما در معنای خاص، این اصطلاح برای اشاره به روششناسی معینی در تحقیقات میان رشتهای فرهنگی به کار میرود که ریموند ویلیامز و ریچارد هوگارت در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 پیشگامان نظری آن بودند (پاینده، 1385: 42).
– فرهنگ: این اصطلاح در اصل به معنای کشت و پرورش گیاهان بود، اما بعدها بسط یافت و به معنای رشد و شکوفایی موجودات انسانی نیز استفاده شد. در علوم انسانی به هنرها و فنون اشاره دارد؛ و در علوم اجتماعی به سبک زندگی افراد. تلفیق این دو معنا امکانپذیر است، زیرا اولی بیانگر دومی است. به معنایی کلیتر، فرهنگ به طیف وسیع نهادها، مصنوعات و عملکردهایی اشاره دارد که دنیای نمادین ما را بر میسازند. لذا هنر و دین، علم و ورزش، آموزش و رفاه را شامل میشود، اما معمولا اقتصاد و سیاست را دربر نمیگیرد (میلنر، براویت، 1390: 319).

1-7-تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
تعریف عملیاتی راه و روشهای تجربه کردن یا سنجش یک مفهوم را مشخص میکند (دی ویمر؛ آر دومینیک، 1384: 83). در حقیقت تعریف عملیاتی یک متغیر، پژوهشگر را وادار میکند تا مفاهیم انتزاعی را به شکل مشخص بیان کند (دی ویمر؛ آر دومینیک، 1384: 83- 84).

– انگیزههای تماشای برنامههای ماهوارهای
انگیزه تماشای برنامههای تلویزیونی طیف بسیار متنوعی را شامل میشود که یکی از آنها انگیزههای تماشای برنامههای ماهوارهای بر مبنای پژوهشی است که شهابی و جهانگردی (1387) انجام دادهاند. انگیزههای ذکر شده در این پژوهش شامل: 1- انگیزه نارضایتی از تلویزیون ملی، 2- انگیزه کسب اطلاعات سیاسی، 3- انگیزه آموزشی، 4- انگیزه فرار از واقعیات زندگی روزمره، 5- انگیزه الگو گرفتن برای سبک زندگی، 6- انگیزه تسهیل تعامل اجتماعی، 7- انگیزه آشنایی و لذت بردن از فرهنگ عامه ایرانی و خارجی، 8- انگیزههای مسافرتی- مهاجرتی، 9- انگیزه کسب پرستیژ اجتماعی و 10- انگیزه دریافت اطلاعات ورزشی میباشد که در 60 گویه تهیه شده است. هر یک از این گویهها در یک طیف 6 درجهای (که در آن به اصلا نمره 1، خیلی کم نمره2، کم نمره 3، متوسط نمره 4، زیاد نمره 5 و خیلی زیاد نمره 6 داده شد) تنظیم شدهاند. در پژوهش حاضر، با توجه به اهداف پژوهش از چهار انگیزه (انگیزه آموزشی، انگیز تسهیل تعامل اجتماعی، انگیزه کسب پرستیژ اجتماعی و انگیزه فرار از واقعیات روزمره) ذکر شده در اسن پرسشنامه استفاده شد تا بدین ترتیب انگیزههای استفاده از برنامههای شبکه جم (GEM TV) در میان مخاطبان این برنامهها روشن شود.
این پرسشنامه شامل 24 جمله است که برای هریک از آنها 6 پاسخ پیشنهاد شده است. پاسخهای پیشنهادی به ترتیب نمراتی از (اصلا نمره 1، خیلی کم نمره2، کم نمره 3، متوسط نمره 4، زیاد نمره 5 و خیلی زیاد نمره 6) داده خواهد شد.
در این پژوهش همچنین نحوه قرائت زنان از طریق مصاحبه ساخت نیافته با آنان عملیاتی خواهد شد. به این ترتیب که در جریان مصاحبه با زنان، نحوه قرائت آنان در باب سریالهای شبکه جم (GEM TV) واکاوی خواهد شد.

فصل دوم

مرور ادبیات پژوهش

در انجام هر کار تحقیقاتی ادبیات موضوع در هر دو حوزه نظری و تجربی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در واقع اولین گام و بند اصلی هر فعالیت پژوهشی را بررسی ادبیات موضوع تشکیل می دهد و باعث کسب شناخت نسبت به نظریه ها و یا پارادایمهای نظری راجع به مسئله میشود. ادبیات جامع و کامل و در ادامه تدوین چارچوب نظری، بنیان مراحل بعدی هر کار تحقیقی را تشکیل میدهد و اگر این مرحله به درستی انجام بگیرد فعالیت پژوهشی به صورت دقیق، علمی و هدفمند انجام شده و منجر به تکمیل و غنای پژوهشهای پیشین در زمینه مربوطه و هموار کردن را برای انجام پژوهشهای بعدی میشود (خلیلبیگی، 1391: 11).
با توجه به موضوع پژوهش حاضر، از نظریه استفاده و رضامندی و رویکرد مطالعات فرهنگی به منظور تکمیل ادبیات پژوهش استفاده شده است. این دو مورد با توجه به در تضاد بودن با الگوی تاثیر رسانهها مورد توجه قرار گرفتهاند. نظریه استفاده و رضامندی و رویکرد مطالعات فرهنگی (و نظریهپردازان آن) برخلاف الگوی تاثیر رسانهها بر افراد معتقد به استفاده افراد از رسانهها و به نوعی کاری است که افراد با رسانهها میکنند. مطابق این دو الگو این افراد مخاطب رسانهها هستند که تعیین میکنند چه چیزی را ببینند و یا چگونه آن را ببینند. بر اساس این نظریات مخاطبان با توجه به جایگاه، طبقه و نحوه اجتماعی شدن واکنش متفاوتی به رسانهها دارند و در حقیقت این آنها هستند که بر رسانهها تاثیر میگذارند و نه رسانه بر آنها. در این دو دیدگاه مخاطبان آزادی زیادی در استفاده از رسانهها و حتی دستکاری پیامهای آنها مطابق با جایگاه (اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) خود دارند.
نظریه پردازان رویکرد مطالعات فرهنگی، مطابق با این رویکرد معتقدند که بین مخاطب و متن روبروی او نوعی مذاکره وجود دارد. مذاکرهای که در جریان آن مخاطبان بر اساس جایگاه خود قرائت متفاوتی از متن ارائه شده دارند. تاثیر بعضی از نظریه پردازان همچون گرامشی در این رابطه بیشتر به صورت غیر مستقیم و به نوعی جهت دهنده است و برخی دیگر از این نظریه پردازان همچون هال و بوردیو و حتی گادامر مستقیمتر است. نظریات فیسک و دوسرتو نیز در این رابطه هم مستقیم و هم غیر مستقیم است.
بر همین اساس در پژوهش حاضر سعی شده است با توجه به طرح مسئله و اهداف پژوهش، ابتدا نظریه استفاده و رضامندی بررسی شود، سپس در بخش دوم مطالبی درباره مکتب مطالعات فرهنگی، گرامشی و نظریه هژمونی او آورده شود و درادامه در بخش سوم آرای چند تن از نظریهپردازان مکتب مطالعات فرهنگی (استوارت هال، میشلدوسرتو، جان فیسک و بوردیو) مورد بررسی قرار گیرد و در نهایت بخش پایانی این فصل نیز به پژوهشهای داخلی و خارجی صورت گرفته در زمینه پژوهش مورد نظر اختصاص دارد.

2-1-بخش اول: مرور نظری نظریه استفاده و رضامندی
بسیاری از پژوهشگران، هم در رسانهها و هم در خارج از رسانهها میل دارند درباره کاری که رسانهها بر روی بینندگان، شنوندگان و خوانندگان خود انجام میدهند، صحبت کنند. این طرز فکر ناخودآگاه مدل رسانهها را در حکم سوزن تزریق یا گلولهای سحرآمیز که به سمت هدفی منفعل جهتگیری شده است، میپذیرد. اما مخاطبان همیشه منفعل نیستند؛ در واقع، در مطالعهای کلاسیک به اسم «مخاطب سرسخت» یادآوری میشود که مخاطب در بیشتر مواقع، کاملا فعال است (سورین، تانکارد، 1390: 419).
مخاطب ارتباطگر، گیرندهای منفعل نیست؛ نمیتوان او را مثل توده گلی محسوب کرد که تبلیغاتگر ماهر به هر شکلی در آورد. مخاطبان افرادی هستند که از ارتباطاتی که در برابرشان قرار گرفته است، چیزی طلب و چیزی را انتخاب میکنند که احتمال دارد برایشان مفید باشد. به بیان دیگر آنها باید از نفوذگر چیزی بگیرند، اگر قرار باشد نفوذگر از آنها چیزی بگیرد. داد و ستدی در کار است. این درست است که گاهی، نفوذگر توانایی این را دارد که با تاکید بر یک نیاز به قیمت نادیده گرفتن نیاز دیگر یا با نشان دادن تغییر در محیط، بیشتر از آنچه که در واقع وجود دارد، مخاطب را به داد و ستد بدی سوق دهد، اما مخاطبان نیز به آسانی کنار نمی روند. بسیاری از ارتباطگران که به طرز گستردهای مورد بیاعتنایی قرار گرفتهاند یا پیام آنها نادرست درک شده است، هزینه آن را میدانند (سورین، تانکارد، 1390: 420). رویکرد استفاده و خشنودی متضمن تغییر کانون توجه از مقاصد ارتباطگر به مقاصد دریافت کننده است. این رویکرد میکوشد معلوم نماید ارتباط جمعی چه کارکردهایی برای افراد مخاطب عرضه میکند (سورین، تانکارد، 1390: 420).
رویکرد استفاده و خشنودی نخستین بار در مقالهای از الهیو کاتز (1959) توصیف شد. در آن مقاله کاتز به این ادعای برنارد برلسون (1959) که حوزه پژوهش ارتباطات به نظر مرده میآید، پاسخ داد.کاتز استدلال کرد که حوزهای که مشرف به موت است، مطالعه ارتباط جمعی تحت عنوان متقاعدسازی است. وی متذکر شد که بیشتر پژوهشهای ارتباطی تا آن زمان معطوف به تحقیق در مورد آثار پیکارهای اقناعی بر روی مخاطبان بوده است. به گفته کاتز هدف این نوع پژوهش، پاسخ به این پرسش بوده که رسانهها با افراد چه میکنند (سورین، تانکارد، 1390: 420). نظر کاتز این بود که حوزه ارتباط جمعی میتواند با روی آوردن به پرسش «مردم با رسانه چه میکنند؟ » خود را نجات دهد (سورین، تانکارد، 1390: 420).
نظریه استفاده و رضامندی ضمن فعال انگاشتن مخاطب، بر نیازها و انگیزههای وی در استفاده از رسانهها تاکید میکند و بر آن است که ارزشها، علایق و نقش اجتماعی مخاطبان مهم است و مردم بر اساس این این عوامل آن چه را میخواهند ببینند و بشنوند، انتخاب میکنند (مهدیزاده، 1391: 71). سوال اساسی رویکرد استفاده و خشنودی چنین است: چرا مردم از رسانهها استفاده میکنند؟ و آنها را برای چه منظوری به کار میبرند؟ (مک کوایل، 1387: 104).
پژوهشها[ی این نظریه] روی انتخاب، پذیرش و نحوه پاسخدهی به مخاطبان رسانه متمرکز شدهاند. میزان فعال انگاشته شدن مخاطب در درجه اول بستگی دارد به این که تا چه حد آگاهانه و با انگیزه دست به انتخاب میزند، اما به همین جا ختم نمیشود و به موضوعاتی مثل تامل آگاهانه در رسانه و بهرهبرداری از آنچه از رسانه در سایر عرصههای زندگی به دست میآورد نیز میکشد (مک کوایل، 1388: 331). جوهره کلام این است که رفتار مربوط به استفاده از رسانه تابعی است از این عقیده که هر رسانه خاصی دارای ویژگیهای معینی است که باعث میشود انتخاب هر رسانه توسط مخاطب به معنای شان مثبت یا منفی خاصی برای او باشد (مک کوایل، 1388: 334).
اهمیت میراث پژوهشی «استفاده و رضامندی» بر این واقعیت استوار است که پیروان آن مخالف نظریه «مخاطب منفعل» هستند و به همین جهت فرضهایی را مبنای کار خود قرار میدهند که مهمترین آن، عبارت است از این که مخاطب، از میان مجاری ارتباطی و محتواهایی که به او عرضه میشود، دست به انتخابی آگاهانه و انگیزهدار میزند، برداشتهای گوناگونی از این نظریه در دست است، اما برداشت نخست و حاکم، کارکردگرایانه است.
پس، علت استفاده از رسانه، تجربه کردن مسائلی است که از شرایط اجتماعی و روانی ناشی میشود، (مسائلی از قبیل جست و جوی اطلاعات، تماس اجتماعی- انحراف توجه، فراگیری اجتماعی و رشد) و برای حل آنها (برآوردن نیازها) است که مخاطب دست به دامن زسانهها میشود. اگر استفاده از رسانه انتخابی نیود، نمیشد آن را ابزاری شایسته برای حل مساله به شمار آورد، یا حتی آن را واجد معنایی خاص برای استفاده کننده دانست. پژوهشهای انجام شده ظرف چهل سال گذشته، نشان میدهد که مخاطبان تجربه استفاده از رسانه خود را در قالب اصطلاحات کارکردگرایانه (یعنی حل مساله و برآورده ساختن نیاز) بیان میکنند. نظراتی که مردم درباره فایده رفتارشان در قبال رسانه ابراز میکنند از الگوی تکرار شونده پیروی میکند که عناصر اصلی آن عبارتاند از یادگیری و اطلاعات، ادراک نفس و هویت شخصی، تماس اجتماعی، انحراف توجه، سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت. [در این الگو] پاسخها نیز بر حسب نوع محتوای رسانه بسیار متفاوت است (مک کوایل، 1388: 332- 333).
در اثر نظریه استفاده و خشنودی تغییر کاملا قاطعی در کیفیت توجه به مخاطب روی داد. فرض اصلی الگوی استفاده و خشنودی این است که افراد مخاطب، کم و بیش به صورت فعال به دنبال محتوایی هستند که بیشترین خشنودی را فراهم کند. درجه این خشنودی بستگی به نیازها و علائق فرد دارد. افراد هرقدر بیشتر احساس کنند که محتوای واقعی نیاز آنان را برآورده میکند، احتمال اینکه آن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، خارج از خانه، علوم اجتماعی، عامل اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد درباره مطالعات فرهنگی، استفاده و رضامندی، مطالعات ادبی، سرمایه فرهنگی