پایان نامه ارشد درباره محدودیت ها، ناتورالیسم، روان شناختی، جامعه شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

ی نسبت به هنر رئالیستی دارند.
– عکاسی نقش مهمی در به وجود آمدن رئالیسم همچنین رئالیسم نوین داشته و دارد.
– فیگور انسانی در آثار نقاشان رئالیست نو به خوبی برجسته و نمایان است.
سوالات:
– رویکرد فرهنگهای ایرانی و امریکایی نسبت به رئالیسم چگونه است؟
– عوامل موثر در رویکرد هنر نو به رئالیسم چیست؟
– نگرش و بکاربستن فیگور انسانی درآثار رئالیستی امروز نقاشان ایرانی و امریکایی چگونه است؟

روش تحقیق:
با توجه به اینکه در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر پرسشنامه از اسناد، مدارک، کتب، مقالات، پایانامه ها و همچنین پایگاه های اطلاعاتی اینترنتی جهت جع آوری اطلاعات در خصوص تاریخچه و ادبیات موضوع پژوهش استفاده شده است، لذا پژوهش حاضر از نظر ماهیت کتابخانه ای و میدانی بوده و روش تحقیق تاریخی، تطبیقی می باشد.

محدودیت ها و مشکلات :
مطالعه آثار هنرمندان معاصر همیشه با مشکلات و محدودیت هایی همراه است. در مورد هنرمندان داخلی تعداد کتابهای به طبع رسیده بسیار محدود است و بیشتر باید به مصاحبه ها و مقالاتی که در نشریات به چاپ رسیده است استناد کرد و یا به مصاحبه حضوری با هنرمندان پرداخت. درمورد هنرمندان رئالیست امریکایی بیشتر به مشکل دسترسی به منابع و مراجع برخوردم و در این میان فقط سایت های اینترنتی بودند که می توانستند به کمک من بیایند. تقریباً هیچ کتابی در مورد آنها در کتابخانه های ایران یافت نمی شود. از این رو یافتن کتابهای الکترونیکی و مقالاتی که از اعتبار لازم برای استناد به آنها وجود داشته باشد مشکل بود.
یکی دیگر از محدودیت ها استفاده از تصاویر نقاشی های هنرمندان (خصوصاً امریکایی) بود. به این دلیل که بیشتر از مدل های برهنه استفاده شده بود و از آنجایی که در نقد آثار هنرمند به آثاری از این دست نیز اشاره شده بود من سعی کردم با پوشاندن قسمتی هایی از آثار امکان چاپ آنها را محیا کنم.

پیشینه تحقیق:
– مطالبی مختصردرنشریات و مجلات تخصصی هنری
– پایانامه کارشناسی ارشد با موضوع “نقاشی رئالیستی در ایران و شرایط اجتماعی ظهور آن (1388- 1376) ” توسط نسیم نیل قاز ، دانشکده هنر- دانشگاه علم و فرهنگ، سال 1389.
– پایانامه کارشناسی ارشد با موضوع “سير تحول واقع گرايي (رئاليسم) در هنر نقاشي معاصر ايران” توسط فریما مرادی، دانشکده هنر و معماری تهران مرکز، سال 1390.

کلید واژه ها:
نئورئاليسم ، فوتورئاليسم ، هايپررئاليسم ، رئاليسم ، فيگوراتيو ، انسان.

فصل دوم:

مقدمه:
در سال هاي اخیر رویکرد رئالیستی در نقاشی فیگوراتیو ایران در میان آثار دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته هاي هنري به چشم میخورد که با نقاشی فتورئالیسم، که تا حدودي مبالغه آمیز و کنایه دار و در ذات خود مفهومی است، تفاوت دارد . در بسیاري از نمونه ها، این رویکرد گرایش به بازنمایی و استفاده از مهارت هاي استادکارانه دارد . رویکردي که از یک سو نمیتواند بی تأثیر از گرایش هاي معاصر هنر غرب به این نوع نقاشی باشد ، ولی از سوي دیگر به نظر می رسد گه گاه این نوع نقاشی با استفاده از زبانی آش نا (شیوه ي بازنمایی )، که می تواند برقراري ارتباط با مخاطب را آسان سازد، در خدمت بیان مفاهیمی اجتماعی، فردي و درونی قرار گرفته است . همچنین به نظر می رسد این جریان حرکتی است در تقابل با نظام رایج آموزش هنر و مدرنیسم حاکم در میان دانشگاهیان و روشنفکران محافل هنري . این گروه از نقاشان هرچند کاملا با هنر مدرن و مفاهیم آن آشنایند ، ترجیح میدهند به روشی متفاوت کار کنند. به نظر می رسد آنان نقاشی را در ارتباطی نزدیک با اف کار و عادات و روش هاي زندگی خود و به نوعی تجربه اي از زندگی دانسته و همچنان می کوشند هنر نقاشی را در پیوند با اندیشه هاي فلسفی، روان شناختی، جامعه شناختی ،… قرار دهند و از این طریق ، به طرح اندیشه هاي جدید در جامعه کمک کنند. بنابراین این آثار به لحاظ مضمون و اندیشه هاي فلسفی – روان شناختی و جامعه شناختی از نقاشی ناتورالیستی کمال الملک و پیروانش فاصله گرفته و خود را متمایز میسازند و همچنین تفاوت بارز خود با نقاشی هاي رئالیستی عامه پسند را نشان میدهند.
بدین ترتیب شاید عمده ترین ویژگی این رویکرد هنري زمینه مندي اش باشد و اینکه به شکلی واضح و آشکار در ارتباط با جامعه و زمینه هاي اجتماعی تولیدش قرار می گیرد . در این مقاله در پی تبیین شرایط اجتماعی ظهور این نوع نقاشی در دههي اخیر در ایران بودهایم.

1-1 تعریف رئالیسم1
برخی از واژگان و اصطلاحاتی که در مطالعات ادبی و فرهنگی به کار برده می شود ، یا به آن ها استناد می شود، شکلی پیچیده، مساله ساز و در عین حال فریبنده دارند. به جرات می توان گفت که یکی از پیچیده ترین و فریبنده ترین این اصطلاحات، «رئالیسم» و بعد از آن «ناتورالیسم» است که از بطن رئالیسم سربرآورده است . پیچیدگی این دو اصطلاح که گاه در ترادف با یکدیگر نیز می آیند و مورد استفاده قرار می گیرند از آن جهت است که در وهلۀ نخست ارتباط با واقعیت و طبیعت را به ذهن متبادر می کنند و خواننده، تماشاگر و یا شنونده را در این گمان می اندازند که محدوده ارجاعات آن را می شناسند اما به تدریج که ابعاد گوناگون این مفاهیم چهرۀ خود را نشان می دهد، گستردگی طیف و پیچیدگی تنش ها و تعرض های نهفته در لایه های زیرین آن نیز نمایان می شود. بسیاری از منتقدان امروز بر این باورند که رئالیسم، انعطاف پذیرترین، بی ثبات ترین و در عین حال تعصب آمیزترین اصطلاح در نقد ادبی و هنری است و به تعبیری، «هیولای هزار و یک سری را می ماند که به بند شرایط و خودکامگی ها کشیده شده و در هر سر آرزوی رهایی می پرورد.(قره باغی، 1382، ص 29)
واژه «رئالیسم» به معنای «واقع گرایی»، از لغت «real» لاتین مشتق است که به معنای «شیء» است، و «reality» از همین کلمه مشتق شده است که معنای اشیای واقعی یا واقعیت است.(Niinluotoal,1999,P2)
«رئالیسم» معنای اصطلاحی گوناگونی دارد. رئالیسم در هنر و ادبیات در اخلاق، حقوق و سیاست فرق دارد. و رئالیسم در فلسفه یا رئالیسم هنری، حقوقی، اخلاقی و سیاسی متفاوت است. رئالیسم در هنر به معنای التزام به انعکاس واقعیت بیرونی در صحنه تصویر و نمایشی هنری است خواه واقعیت نمایش داده شده زشت باشد یا زیبا، خوب باشد یا بد. بنابراین رئالیسم در هنر به معنای تخیلی نبودن در هنر و عمل هنری است. هنرمند رئالیست کسی است که واقعیت را در هنر به تصویر می کشد، و در پی تغییر واقعیت بیرونی در آینۀ هنری نیست. رئالیسم هنری در مقابل ایدئالیسم هنری قرار دارد. هنرمند ایدئالیست در پی آرمان ها، اهداف ، و احیانا ًاحساسات و تخیلات در هنر است. (عارفی، 1388)
رئالیسم از مفاهیمی است که هیچگاه معنای منسجم و تعریف معینی نداشته و همیشه در پیوند با شرایط و موارد استفاده رنگ عوض کرده و پذیرای معانی گوناگون و گاه متضاد شده است. اگرچه این واژه از منظر تاریخی در پیوند با قرن نوزدهم تصور میشود. اما پیشینه یی دراز دارد و ریشه های آن از یونان کهن و دوران رنسانس و اندام شناسی و سنت های آکادمیک بعد از رنسانس آب می خورد. رئالیسم، آن جا که به بازنمایی مستقیم اشاره می کند آشکارا در پیوند با اندیشه های افلاطون و ارسطو درباره تقلید و محاکات است که این پیوند مستقیم نیست و بیشتر ناظر برنگرش ارسطوگونه است و تا اندازه ای هم به همان مفهوم آشنای آینۀ زندگی پیوند دارد. به هر حال، اصطلاح رئالیسم نخستین بار در 1830 در فرانسه به شکلی رسمی به کاربرده شده و از 1850 در انگلستان بر سر زبان ها افتاد. رئالیسم از همان آغاز پیدایش چهار معنای متفاوت داشت:
1. واژه یی بود برای توصیف تاریخی اصول و عقاید رئالیست هایی که در ضدیت با طرفداران فلسفۀ صوری و معتقدان به اصالت تحویل مفاهیم کلی به کلمۀ محض و انکار مجردات فعالیت می کردند. (قره باغی، 1382، ص 31)
2. اصطلاحی بود برای توصیف عقاید معتقدان به جهان مادی، مستقل از ذهن و روح و به همین سبب هم بود که گه گاه مترادف مفاهیم «ناتورالیسم» و «ماتریالیسم» به کاربرده می شد.
3. روشی بود برای رویارویی با اشیا و رویدادها و پذیرش آن ها به همان گونه که بودند، نه آن طور که تصور، فرض یا خواسته می شدند.
4. اصطلاحی بود برای یک روش یا طرز تلقی در هنر و ادبیات که در آغاز به مداقه در بازنمایی محدود می شد، اما بعد به عنوان مسئولیت و تعهد در نمایش شخصیتها، رویدادها و چیزها به صورت واقعی مطرح شد. . (همان، ص31)
از این چهار معنا، سه معنای اولی تقریبا” از ذهن ما محو شده و جای آن را مفاهیم دیگر گرفته است اما معنای چهارم با وجود مسائل فراوان که پدید آورده همچنان در عرصۀ هنر و ادبیات تاخت و تاز می کند. نگاه این بحث هم معطوف به همان معنای چهارم است ولی در همین آغاز باید گفت که رئالیسم پدیده ای نیست که بتوان آن را تعریف و توصیف کرد و یا هویتی برای آن تراشید، رئالیسم راه و روش توصیف برخی نگرش ها و روشهاست و توصیف هم طبیعتا” می تواند شکل های گوناگون داشته باشد. برای همین هم هست که ریموند ویلیامز، رئالیسم را یک «اصطلاح توصیفی»2 می داند. برخی از منتقدان دیگر هم آن را اصطلاحی ارزش گزارانه توصیف کرده اند. (قره باغی، 1382، ص 32)
با ذهنی معطوف به آن چه دربارۀ رئالیسم گفته شده، ممکن است در نگاه نخست چنین تصور شود که هنر رئالیستی (واقع گرایانه) در پیوند با توصیف دقیق و صادقانۀ واقعیت است. اما بلافاصله پای این پرسش به میان می آید که آیا طرحی که یک کودک و یک روستایی و یک نقاش حرفه یی از چندتا سیب و یک کوزۀ آب می کشند با هم تفاوتی ندارد؟ مگر نه این است که هر کدام تصویر صادقانۀ خود از طبیعت را به دست داده اند؟ پیچیدگی هایی که میان نحوۀ نگرش و نقاشی کردن وجود دارد و تجربیاتی که در این امر مداخله می کند، سرنوشت نهایی تصویر به دست داده شده، یا بگوییم رئالیسم ارائه شده را معین می کند، واقعیتی که گوستاو کوربه3 می دید و نشان می داد با آن چه پل سزان4 می دید و نقاشی می کرد یک جان فاصله داشت تنها عاملی که آن چه پل سزان می دید و نقاشی می کرد یک جهان فاصله داشت و تنها عاملی که آن دو را به هم ربط می داد، مفهوم «دریافت» بود. هرگز نمی توان، حتی با مسامحه، آثار این دو نقاش را «عینی» نامید، چرا که هر یک واقعیتی را تصویر می کرد که احساس و زندگی شده بود. در آثار سزان آن چه عناصر پردۀ نقاشی را به هم ربط می دهد و منسجم می کند، فقط کنار هم نهادن درست و سنجیدۀ فرم ها و رنگ ها به منظور بازنمایی جهان بیرون نیست، بلکه مبتنی براحساس و دریافت آن چیزی است که سزان «انگیزه» می نامید. اصولا” باید این واقعیت را پذیرفت که نبض هر چیز با احساس انسان می تپد و در عین حال فراموش هم نباید کرد که در کنار هر واقعیت عینی، مقوله یی به نام «واقعیت ذهنی» نیز وجود دارد. و بعد این که آیا باید پذیرفت که مراد از رئالیسم، تصویری است که نویسنده و نقاش به دست می دهد؟ اگر چنین پذیرشی در میان باشد، آن وقت اولین شرط و بیعت ها و اما و اگر ها هم چهره خود را نمایانند. باز اگر نمایش واقعیت را در انحصار هنرمند بدانیم، آیا می توان هنرمندی را تصور کرد که اندیشۀ آرمانی کردن مضمون را یک سره کنار بگذارد و آیا اگر هم چنین هدفی داشته باشد، ذهن عادت زده اش اجازه چنین کاری را به او خواهد داد؟ اگر هم بر فرض محال از چنین توانایی برخوردار باشد، تکلیف نگرش تماشاگر و تعبیر و تفسیرهای او چه می شود؟ هنرمندی که انسانی تنها را در برابر چشم انداز غروب آفتاب و انعکاس نور بر سطح دریا به صادقانه ترین وجه ممکن نقاشی کند خود را رئالیست می داند، اما همه از سر عادت و تجربیات خود در کارش به عنوان یک اثر رمانتیک نگاه می کنند. اگر وفاداری به طبیعت و واقعیت و بازنمایی آن ملاک و معیار رئالیست بودن باشد، پس باید ویلیام آدلف بوگرو5 را رئالیست ترین نقاش جهان دانست. وقتی که پای آمیختن رئالیست با تعهدات اجتماعی به میان می آید و شکل محکوم کردن شرایط حاکم بر زمان و مکانی خاص را به خود می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره نقاشی دیواری، صادق هدایت، مطالعه تطبیقی، هنر ایران Next Entries پایان نامه ارشد درباره واقع گرایی، قرن نوزدهم، ایدئولوژی، زندگی روزمره