پایان نامه ارشد درباره مجسمه سازی، نقاشی دیواری، زیبایی شناسی، زندگی روزمره

دانلود پایان نامه ارشد

آمریکا تعلق دارد.
جلوه و کیفیت و قلم پردازی آن طوری است که انگار از نئو اکسپرسونیسم نشات گرفته است.تاثیر عمیقی که این نقاشی ها بر بیننده می گذارند، انعکاس نیروی فراوان توام با پیام رسانی موجود در تابلو می باشد.تفاوتی که نقاشی رئالیسم را از کلاسی سیزم متمایز می کند دور شدن از جهت شباهت به واقعیت برای یورش به تجربه گرایی بی حد است. به طوری که اگر یک نقاش بیش از حد درگیر قلم گیری در طرح و رنگ باشد او هدف اصلی را گم خواهد کرد. پس او باید راهش را تغییر دهد تا بتواند انتخاب خود را رهبری کند.
از این نظر رئالیسم یکی از سلاح های مقابل کلاسی سیزم است. هنرمندانی چون آندرو وایت68 ، جک بیل69، جیمز والریو70، اریک فیشل71 در این سبک اهمیت دارند. در آلمان و ایتالیا به این سبک توجه چندانی نشد، ولی در انگلیس و فرانسه مورد استقبال قرار گرفت و هنرمندانی از جمله لوسین فروید و ژان روستین به این سبک آثارشان را ارائه دادند.

شکل 3-15 جیمز والریو، خود هنرمند در آینه،رنگ روغن روی بوم، 2009، 84×96 اینچ
باید توجه داشت که این رویکرد برضد مدرنیسم در کشمکش سالهای غلبه پست مدرنیسم صورت می گیرد و این نهضت البته درزمره گرایشات پست مدرن قلمداد می شود .

شکل 3-16 لوسین فروید، لی روی کاناپه سبز72، رنگ روغن روی بوم، 1993، 22×17 سانتی متر
همچنین نوعی رئالیسم زنده نیز به عنوان یک شیوه نوظهور در آثار هنرمندانی چون گیلبرت و جرج73 انگلیسی دیده میشود . آنها از جسم خود بصورت زنده بعنوان اثر هنری استفاده می کنند. این نوع رئالیسم همچنین به صورت توهم زدایی در آثار پیستولو هم دیده میشود . او عکس های تمام قد از افرد را در اندازه واقعی که توهم نمایی فوق العاده ای را ایجاد می کند به معرض نمایش می گذارد. (بزرگی،1390،ص115)

شکل 3-17 گیلبرت و جرج 12 فوریه در سیدنی، سال 2010

فصل چهارم:

4-1 تاریخچه موضوعیت انسان در آثار هنری
از نظر زیبایی شناسی، فیگور انسان یا فرم انسان ، در مجسمه سازی و هنرهای دیگر مورد مطالعه و ستایش قرار گرفته است. مطالعه فیگور انسان که همانا ارج نهادن به شکل بدن انسان است که شامل حالتهای مختلف (پوز) ایستادن، نشستن یا حتی خوابیدن، و حرکت کردن، راه رفتن، دویدن، رقصیدن و غیره است. کانت از بدن انسان به عنوان زیبایی ایده آل نام می برد. (Oliver, 2002)
فیگور انسان به خوبی از این اصل تبعیت می کند که شکل آن در حال حاضر نتیجه تکامل بیش از هزاران نسل از انسان است. فیگور انسان یکی از پابرجا ترین و دائمی ترین موضوعات در هنرهای تجسمی است. هنرهایی هستند که با فیگور انسان رابطه ای ندارند مثل موسیقی، هرچند که فیگور و بدن انسان در ترانه و شعر کاربرد دارد. مطالعه فیگور انسان به موارد جزئی تر زیر دسته بندی می شود:
• مجسمه سازی، که مشابه طراحی از فیگور است.
• طراحی، که شامل ترسیم هایی از حالت های مختلف بدن در حالت سکون ، در حال حرکت و یا انجام کاری است.
• ادبیات، که شامل توصیف بدن انسان است که بیشتر مفاهیمی از قبیل جاذبه جنسی، توانایی های فیزیکی و ذهنی را بیان می کند.
• رقص، یکی از صورت های هنر است که شامل حرکت بدن ، معمولاً به صورت ریتمیک و به همراه موسیقی است، که به منظور بیان هیجانات درونی ، تعامل اجتماعی یا ایجاد یک حالت معنوی و یا درهنر اجرا74 استفاده می شود.
• زبان بدن75 که شامل حالت بدن ، حرکات، حالت صورت و حرکات چشم است.
• مد و وابسته های به آن.
• طراحی خودرو76، در خودروهای سواری و صندلی ها، که این کار با در نظر گرفتن فیگور دو جنسیت مختلف زن و مرد در طراحی ایمن و مناسب صندلی خودرو صورت میگرد.
• انیمیشن سه بعدی
در مطالعه بدن انسان، توجه به تناسبات برای توصیف شکل کلی آن بسیار ضروری و حیاتی است.(Oliver, 2002)

4-2 نقاشی رئالیستی و فیگور انسان
نقاشی از فیگور، یک اثر هنری است که با تمامی مدیاهای نقاشی قابل اجراست. موضوع اصلی این نقاشی ها فیگور انسان است که برهنه است و یا لباس به تن دارد. فیگور انسان به یکی از موضوعات ثابت در هنر تبدیل شده است ،از زمانی که اولین نقاشی ها در عصر سنگ به دیواره غارها حک شد و بعدها در طول تاریخ ، فیگور انسان به سبک های مختلف هنری به اجرا درآمد.
برخلاف طراحی از فیگور انسان که معمولا” برهنه بوده است، فیگور انسان در نقاشی ها در اغلب موارد پیشینه تاریخی ، اساطیری، تمثیلی یا تصویری خیالی دارد که برای آنها لباس در نظر گرفته شده است. نقاشی پرتره نوعی نقاشی از فیگور است روی شباهت به فرد یا گروه خاصی تاکید دارد.
تم اصلی آثار در نقاشی غرب ، در دوره کلاسیک فیگورهای برهنه بوده است و همچنین در دوره رنساس نیز. ولی در دوره قرون وسطی بسیار کم به چشم می خورد. در طول تاریخ هنر ، رنگ روغن بهترین مدیا برای به تصویر کشیدن فیگور انسان بوده است. با ترکیب رنگ و لایه گذاری مناسب رنگ ، سطوح بسیار به پوست انسان نزدیک می شوند. زمان بیشتری که برای خشک شدن زنگ روغن مورد نیاز است و درجه های مختلف چسبندگی آن، به هنرمند توانایی دستیابی به ترکیب غنی و ترکیب ماهرانه رنگ ها و ایجاد بافت های مناسب را می دهد که می توان تغییرات و تحولات را از نمایش یک انسان به انسانهای دیگر را به خوبی نمایش دهد. هرچند که نقاشی از مدل های زنده ترجیح داده می شود، مدت زمان زیاد برای تکمیل نقاشی باعث شده است نقاشان مدرن در زمانهایی که فرصت انجام کل کار از روی مدل زنده محیا نیست، به سمت استفاده از عکسها به عنوان بخشی از منابع بروند. (Sorabella, 2008)

شکل 4-1 شکل 4-2
شکل 4-1 نقاشی دیواری قرن 5 از غارهای آجانتا، هند 77
شکل 4-2 نوازندگان و رقصندگان در نقاشی دیواری در آرامگاه نبامون78

شکل 4-3 شکل 4-4
شکل 4-3 ژان اگوست دومینیک79 ، ادیپ و مجسمه ابوالهول (1808)
شکل 4-4 توسط آلبرشت دورر80، آدم و حوا (1507)

شکل 4-5 شکل 4-6
شکل 4-5 ادوار مانه ، المپیا81 (1863)
شکل 4-6 جیمز ابوت مک نیل ویسلر82مادر هنرمند83 (1871)

شکل 4-7 شکل 4-8
شکل 4-7 فیگور بالدار (1889) توسط آبوت اندرسون تایر
شکل 4-8 فیگور(1908)توسط توماس ایکینس84

فصل پنجم:

5-1 رئالیسم در ایران
بین گرایشات متنوعی که پس از اعمال سیاست هاي اصلاحی دوران اصلاحات در هنرهاي تجسمی ایران پدید آمد، رویکرد رئالیستی در نقاشی به چشم می خورد که موضوع پژوهش ماست. جنبش اپیزودیک هنري مجموعه آثاري هنري است که داراي ارزش زیباشناختی یکسان و ترکیبی از مجموعه معانی همگرا و مضامین مشترك و موقتی (محدود به دوره و زمان خاص) است. (نیل قاز، 1390، ص48)
بنابراین، می توانیم گرایش به بازنمایی و استفاده از شیو ه ي رئالیستی در فرم هنري و نمایش مهارت هاي تکنیکی را نشان هم گرایی در ارزش هاي زیباشناختی این گروه از هنرمندان بدانیم.
همچنین، مضمون این آثار از دل «زندگی روزمره» ، «واقعیت هاي اجتماعی»،« دغدغه ها و مشکلات زندگی فردی»، « مسائل روان شناختی انسان ها به مثابه افراد جامعه » انتخاب می شود و مفهوم « تجربه ي زیسته » از اصلی ترین مفاهیمی است که در این آثار و همچنین در ادبیات مربوط به این جنبش مورد اشاره و استفاده قرارمی گیرد. بدین نحو هم گرایی در مضمون در این آثار نیز توضیح داده می شود.
این آثار همچنین مشروط به زمانی خاص اند زیرا می توانیم ظهور، حضور در مجامع و نمایشگا ه هاي رسمی و شیوع آن را در چارچوب فرمی و محتوای ی مذکور پس از دوره ي اصلاحات تا کنون مشاهده کنیم. بدین ترتیب، جنبش هنري نقاشی رئالیستی معاصر ایران را می توانیم به مثابه یک «اپیزود هنري » مفهوم سازي و به لحاظ محتواي گفتمانی که به بازنمایی آن می پردازد بررسی کنیم. هر جنبش هنري ابعاد و جنبه هاي مختلفی از جمله تولیدکنندگان آثار ، اثر هنري، مخاطب، زمینۀ تولید، ارتباط با جنبش هاي رقیب و … دارد که ما بر طبق نیاز پژوهشمان به هر سه وجه از این ویژگی ها می پردازیم. (نیل قاز، 1390، ص48)
1. تولیدکنندگان این نوع نقاشی چه کسانیاند؟
2. چرا به تولید این نوع نقاشی پرداختند؟
3. در آثار خود درباره چه سخن می گویند؟
در پاسخ به سوال اول شاید نتوان جنبش نقاشی رئالیستی و تولیدکنندگان آن را تحت مجموعه اي بسته با حد و مرزي مشخص تعیین کرد، اما هسته ي مرکزي این نقاشان مجموعه اي است از نقاشان شناخته شده و گروهی از نسل جوا ن تر نقاشانند. حضور این نقاشان در این دوره زمانی- در تقابل با دو گروه کاملاً متمایز و قابل تشخیص است : یکی کهنه مدرنیستهایی که به واسطه ي کسب موفقیت در سال هاي قبل در عرصه ي بینال ها و مسابقات داخلی و بینال بین المللی بر فضاي هنري کشور مسلط بودند و دیگري گروهی دیگر از نقاشان که تمایل به استفاده از جدیدترین دستاوردهاي هنري بین المللی و رسانه هاي جدید هنري داشتند . رئالیست ها چهره هاي شناخته شده اي دارند ، چون واحد خاکدان، مهرداد محب علی و معصومه مظفري که در این سال ها بیشتر به سمت این نوع نقاشی گراییده اند و کسانی چون ایمان افسریان، امین نورانی، احمد مرشدلو ، شهره مهران، مسعود سعدالدین، ساغر پزشکیان و امید مشکسار که در تمام این سالها و شاید بهتر بتوان گفت تقریباً در انزوا مسیر خود را با جدیت دنبال کرده اند و کسانی چون امیر راد، حسین علی عسگري، بهرنگ صمدزادگان، امیرحسین زنجانی، بابک روشنی نژاد، رضا عظیمیان و جوانانی که در سالهاي اخیر به این نوع نقاشی پرداختند. (همان، ص49)
براي بررسی جایگاه این هنرمندان در میدان نقاشی ایران اگر این هنرمندان را به دو نسل تقسیم کنیم، نقاشان نسل اول هنرمندانی اند که در سال هاي اول انقلاب نقاشی می کردند واکثراً به دلیل این که نه در زمرۀ هنرمندان انقلابی به شمار می رفتند و نه در گروه نقاشان متجدد مدرنیست، جایگاهی رسمی در هیچ نهادي نداشتند و غالباً براي کسب سرمایه ي فرهنگی و تحصیل به کشورهاي دیگر مهاجرت کردند یا براي مدتی در داخل کشور فعالیت هنري کمی داشتند . این نقاشان بیشتر دانش آموختگان رشته هاي هنري اند و غالباً مشغول تدریس در دانشگاه ها یا آموزشگا هها و آتلیه هاي خصوصی خود. واحد خاکدان و ساغر پزشکیان از این جمله اند. نسل دوم هنرمندان بیشتر در دوران پس از جنگ و پس از شروع فعالیت گالري ها در سال 68 به کار و فعا لیت پرداخته اند؛ چون شهره مهران، امید مشکسار، معصومه مظفري، ایمان افسریان، نورانی، فریدون غفاري، مانی غلامی، امیر راد و علاوه بر اینها بسیاري از نقاشان جوانی که به تازگی از رشته هاي هنري فارغ التحصیل شده اند و فعالیت شان را در زمینه ي نقاشی آغاز کرده اند، اما بسیار پرکارند، چون بهرنگ صمدزادگان، بابک روشنی نژاد و … (نیل قاز، 1390، ص50)
چرا به تولید این نوع نقاشی پرداختند؟ گرایش فیگوراتیو(پیکرنما) در هنر ایران هرچند با اوج و فرودهایی همراه بوده است و گه گاه در قالب هاي محتوایی و سبکی و مفهومی متفاوت نمود یافته است ، ولی همواره به حیات خود ادا مه داده است .
در پاسخ به این پرسش که این نقاشان چرا به این شیوه نقاشی می کنند، افسریان معتقد است خویشتن هنرمند و وضعیت کنونی اوست که اهمیت دارد . در نظر وي ، نقاشی تجربه اي است که با زبانی آشنا زیست و درونی شده و در قالب اثر هنري بیان می شود. هنرمند آن چه را تجربه می کند که زبانش را آموخته؛ به عبارتی دیگر ، نقاش با زبانی که می داند تجربه می کند، می بیند، فکر می کند و درك می کند. او می گوید: ”امروزه تمامی نظریات و زبان ها به سنت بدل گشته اند. به غیر از آوانگاردهایی که دائماً به دنبال سنتی می گردند تا با در هم شکستن آن نوآوري کرده باشند، به غیر از عده اي از تجدد طلبان جهان جنوب که تب به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره رئالیسم جادویی، زیبایی شناختی، بازآفرینی، تعبیر و تفسیر Next Entries پایان نامه ارشد درباره نگارگری ایران، کارشناسی ارشد، نگارگری ایرانی، دانشگاه آزاد اسلامی