پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، کمال انسانی، فضایل اخلاقی، شناخت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

دلالت نمودن بر خدای قادر متعال، آدمی را به ایمان و تقوا و اصلاح نفس وا میدارد و موجب میشود تا او به اهداف متعالی انسانی دست یابد. چرا که شناخت انسان نمیتواند بدون اطلاع به ویژگیها و اوصاف او باشد. وقتی نوع انسان با توجه به جایگاهش شناخته شود آن گاه تمام تلاش برای جمع فضایل اخلاقی و اجتناب از رذائل را به کار خواهد بست و زمینههای تعالی را برای خود فراهم خواهد نمود. این نکتهای است که عرفا و فلاسفه در علمالنفس تبیین نموده و علامه در آثار خویش آوردهاند.406
شبستری در گلشن راز گوید:
تویی تو، نسخه ی نقش الهی بجو از خویش هر چیزی که خواهی
علامه در شرح این بیت میفرماید: ای انسان تو به جهت نوری که در تو پنهان است نسخهی نقش الهی و مظهر همهی کمالات حضرت حق میباشی. پس هر چه میخواهی از خود بخواه چرا که همه چیز در تو موجود است.407 انسان نه تنها همانند همه مخلوقات از آیات الهی است بلکه او از اعظم آیات الهی است و به همین جهت قابلیت آن را پیدا نمود که خداوند به او خطاب کند: «عبدی خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی.»408
2ـ2ـ3. رابطه انسان با عوالم هستی
اسلام که اساس آن بر فطرت انسان استوار است تمام تاکید آن بر روابط و پیوند او با نظام آفرینش است. اقتضای خلقت انسان این است که بدون ارتباط با عوالم هستی نمیتواند به سعادت و رستگاری برسد. از نگاه عقلی نیز این نکته قابل اثبات است که کمال انسان بدون ارتباط او با عوالم دیگر غیر قابل امکان است. لذا انسان نخست باید بپذیرد که عوالم دیگری غیر از عالم مادی موجود است و دیگر این که او را برای اهداف متعالی اخروی آفریدند نه برای جهان مادی. زمانی که حجب مادی، فطرت الهی او را نپوشاند و آن را دستخوش غواشی هواهای نفسانی قرار ندهد و بتواند به توحید فطری ارتقاء یافته به مقام ولایت که توحید عینی است بار یابد آنگاه در جایگاه کمال انسانی استقرار مییابد. انسان ملصَّق به خود و مفرَّغ از عوالم غیب، وجودش مشحون از عیب است و اَقدام او برای نیل به کمال و سعادت در قید است. این طایفه از انسانها به تدریج واقعبینی و هویت اصلی خود را از دست میدهند و در دام شیطانی با حیات حیوانی، تبانی میکنند.
«مقتضاى آفرينش انسان‏ و جهان‏، اين است كه انسان كه يك نوع اجتماعى است و با تعقّل و تفكّر از ساير حيوانات امتياز دارد، انسان بايد يك سلسله موادّ اعتقادى و عملى را برنامه زندگى خود قرار دهد كه آفرينش جهان و ساختمان ويژه انسانى، آنها را از انسان واقع‏بين مى‏خواهد و البتّه براى اين مى‏خواهد كه سعادت زندگى اين جهانى و آن جهانى و حيات صورى و معنوى انسان، بدون آنها تأمين نمى‏شود.»409
این نگاه برگرفته از تعالیم نورانی اهل بیت( است که به پیروان خویش زندگی انسانی و حیات طیبه و معنوی را تعلیم دادهاند که نمونه آشکار آن را در کلام گوهر بار امام سجاد( مییابیم که فرمود: «و عمّرني ما كان عمري بذلة في طاعتك! فإذا كان عمري مرتعا للشّيطان، فاقبضني اليك قبل. أن يسبق مقتك إليّ، أو يستحكم غضبك عليّ.»410 و این زیباترین تعبیر بر زوال حیات واقعی در منقطع شدن از عوالم هستی و توجه به عالم مادی است.
هویت حقیقی و زندگی واقعی در اندیشه علامه در صقع ربوبی متجلی است که در پرتو آن اعتقاد به ذات باری و عدم حصر به عالم محسوس مادی و ارتباط با عوالم هستی منطوی است و این حیات به دور از ضلالت و تاریکی و یک زندگی الهی است.«هستى ناچيز و پر نياز انسان، محدود به اين زندگى آلوده دنيوى و مستغنى از حيات معنوى و سعادت روحانى نیست و براى تأمين سعادت دنيوى و به‏دست آوردن سعادت معنوى خويش، بايد راه بندگى را پيموده، به دستورات تكوينى و تشريعى آفريدگار خود عمل‏ نمايد، البتّه چنين انسانى براى اخذ معارف اعتقادى و عملى دين، كوشش خستگى‏ناپذير خواهد نمود.»411
همه این حقایق که در وراى عالم مادّه و طبيعت و پس پرده غيب، وجود دارد دير يا زود و بالاخره در دم مرگ و روز رستاخيز، براى وى مشهود و مكشوف خواهد شد.412
3ـ2ـ3. هماهنگی کتاب تکوین و تدوین
در فصل گذشته به این نکته اشاره شد که مراد از کتاب تکوین، مجموعه عوالم هستی و انسان به عنوان کون جامع یا کتاب تکوین از باب استعمال جزء در کل نامیده شده که در مقابل کتاب تدوین یعنی قرآن کریم است. این که بین کتاب خدا با انسان چه نسبتی وجود دارد یکی از موضوعات مورد بحث عرفا است. غالب و شاید جمیع اهل عرفان معتقدند که كتاب تدوين و تكوين در جميع مراتب، مشابه يكديگرند بلکه با هم صعوداً و نزولًا متحدند. ظاهر قرآن همان مفهوم و معناى مستفاد از الفاظ آن است مطابق آن چه كه عموم مخاطبان از عامه از اين الفاظ درك مى‏كنند، كما اين كه ظاهر انسان همان قوا و مبادى آثار موجود در بدن انسان است و مراتب و درجات باطن انسان از حس مشترك و خيال و عقل و مراتب و درجات مقام تجرُّد انسان، مراتبِ باطنِ اوست.413
علامه در موارد متعدد به این مطلب اشاره دارد که کتاب تکوین (عوالم هستی و انسان) با کتاب تدوین(قرآن کریم) کاملا منطبق است، نظام هستی از ابتدای آفرینش با نظم خاص و سنت قطعی الهی به سیر خود ادامه میدهد و کمترین تخلفی در آن مشاهده نمیشود. کمال اولیه اشیاء در عالم به سیر طبیعی آنها و کمال ثانوی در نیل آنها به غایتشان است، اما انسان که دارای عقل و اراده میباشد دو راه در پیش دارد که یکی سعادت او را به دنبال دارد و دیگری شقاوت اوست که غیر غایت حقیقی او است. اگر با کتاب تکوین طبیعت و در مسیر هدایت کتاب تدوین حرکت خود را ادامه دهد به رفیع درجات می رسد ولی اگر مطابق با آن دو رفتارش را تنظیم نکند به اسفلالسافلین میرسد. آن چه را مربوط به هدایت و ضلالت وسعادت و شقاوت او میشود در کتاب تدوین بیان شده است. 414
علامه معتقدند که این پیوند و رابطه میان کتاب تکوین و تدوین به حدی است که انسان با تطبیق این دو قادر به عروج و کمال است و هرگونه انحراف و اعوجاج از کتاب تدوین مساوی با هلاکت و حیات ننگین است، البته انسان خود باید بخواهد چه این که خداوند راه را به همه نشان داده است و هدایت به معنای «ارائه طریق» برای عموم مردم وجود دارد: «هذا بَيانٌ لِلنَّاس»415 اما هدایت به معنای «ایصال الی المطلوب» برای کسانی است که خودشان خواسته باشند و در مقام تحصیل آن بر آیند و از این موهبت الهی بهرهمند گردند، با اراده خویش به فسق و فجور و کفر و عناد مسیر خود را منحرف نسازند. « ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين»416 این نظمی است که در عالم تکوین و تدوین حاکم است و هیچ خطا و انحرافی درآن نمی باشد.417
ایشان با این اندیشه، میزان و معیار زیبایی را ترسیم میکند که قابل تامل است. ملاک او این است که انسانها بر این اساس به دو دسته فطری و وحشی تقسیم میشوند؛ کسانی که با تلاش و اهتمام سعی دارند تا خود را جزئی از طبیعت دانسته و با تعقل و تدبیر در زندگی هماهنگ با نظام تکوین که در واقع نوعی هماهنگی با کتاب تدوین است به حیات خویش ادامه دهند این دسته از انسان ها را انسان فطری گویند. اما آنان که بر خلاف قوانین هستی از اجتماع بریده و بدون توجه به تدبیر اجتماعی و بهرهگیری از عقل ادامه حیات می دهند، این دسته از انسان ها را وحشی نامند.
انسان وحشى، انسانى است كه به واسطه دورى از جامعه‏هاى بزرگ، از مزاياى تعقل اجتماعى و فكر دسته‏جمعى محروم بوده و به زندگى ساده يك حيوان وحشى قناعت نمايد. و انسان طبيعى و فطرى انسانى است كه خود را جزو آفرينش تصور نموده، و آنچه را دستگاه آفرينش در وجودش وديعه گذارده، به فعليت برساند. عقل خود را به کار گرفته و با واقع‏بينى، عالم‏ آفرينش و خود را، كه جزئى از آن است مشاهده نماید. اين انسان متمایز از ساير انواع حيوان است و از پيروى افكار خرافى و پندارهاى پوچ اجتناب دارد.418 لذا باید پیوند بین کتاب تکوین و تدوین استحکام یابد تا چنین نتیجهای حاصل آید. جدایی انسان از قوانین اسلام که در قرآن تدوین یافته است مساوی با انحطاط و توحش است و پیوند و ارتباط با آن عامل تعالی و تکامل است. چرا که اسلام هرگز ميان زندگى صورى و حيات معنوى جدايى قائل نيست، دين همان کتاب تدوین است که انسان را به پیروی از قانون دعوت نموده و اعتدال را توصیه میکند.419
انسان با توجه به موهبت الهی عقل و اراده میتواند دو نوع طریق را در زندگیاش اختیار نماید. « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»420 راهی که با تدبیر انتخاب شده و هماهنگ با نظام تکوین و تدوین است و تخلف و تمرد در آن وجود ندارد، حیاتی است که توجه به ساحت روحانی و جنبه جسمانی در آن لحاظ شده است، به امور معنوی که رکن رکین حیات انسانی است اهتمام میشود در عین حال از امور مادی بیبهره نیست، حیات این نوع از انسانها به سمت کمال و تعالی است و تمام تمهیدات برای سعادت فراهم است چرا که این طایفه از فطرت و طبیعت خود دور نگشته و فاصله نگرفتهاند. اما آنان که هیچ توجهی به نظام تکوین و کتاب تدوین ندارند و در تمام امور زندگی تابع شهوات و هواهای نفسانی و به دنبال لذائذ مادی هستند در حیات حیوانی به سر میبرند.
غفلت از یک واقعیت
این که انسان بریده از قانون الهی یک انسان وحشی است و انسان تابع کتاب تدوین یک انسان فطری و طبیعی است و به تبع آن جامعه نیز همین حکم را دارد یک واقعیت انکار ناپذیر است. نمونه آشکار آن را ما شاهدیم. ایشان میفرمایند: در حكم به اينكه فلان جامعه صالح است يا طالح، ظالم است يا عادل، سعادتمند است يا شقى، بايد ملاک ما همین باشد كه متاسفانه فضلاى غربزده ما همانطور كه گفتيم از اين معنا غفلت ورزيده‏اند، و در نتيجه دچار خلط و اشتباه شده‏اند، و چون ديده‏اند كه فلان شخص انگليسى در لندن پولى كه در زمين افتاده بود بر نداشت و يا فلان عمل صحيح را انجام داد و مردم فلان كشور شرقى اينطور نيستند، آن چنان شيفته غربى و منزجر از شرقى شدند كه به طور يك كاسه حكم كردند به اينكه تمدن غرب چنين و چنان است و در مقابل، شرقى‏ها اينطور نيستند، و پا را از اين هم فراتر نهاده و گفتند اسلام در اين عصر نمى‏تواند انسانها را به صلاح لايقشان هدايت كند.
در حالى كه اگر جامعه غرب‏ را يك شخصيت مى‏گرفتند، آن وقت رفتار آن شخصيت را با ساير شخصيت‏هاى ديگر جهان مى‏سنجيدند، معلوم مى‏شد كه از تمدن غربى‏ها به شگفت درمى‏آيند و يا از توحش آنان.421
اگر نوع زندگی آنان مورد مطالعه قرار گیرد حكم به توحش آنان خواهد شد چرا كه تمام ادعاهايى كه مى‏كنند و خود را مردمى بشر دوست و خير خواه و فداكار بشر معرفى نموده و وانمود مى‏كنند كه در راه خدمت به بشريت از جان و مال خود مايه مى‏گذارند، تا به بشر حريت داده، ستمديدگان را از ظلم و بردگان را از بردگى و اسيرى نجات بخشند، همه‏اش دروغ و نيرنگ است و جز به بند كشيدن ملل ضعيف هدفى ندارند، و تمام همت شان اين است كه از هر راه كه بتوانند بر آنها حكومت كنند، يك روز از راه قشون‏كشى و مداخله نظامى، روز ديگر از راه استعمار، روزى با ادعاى مالكيت نسبت به سرزمين آنان، روزى با دعوى قيمومت، روزى به عنوان حفظ منافع مشترك، روزى به عنوان كمك در حفظ استقلال آنان، هيچ انسانى كه سلامت فطرتش را از دست نداده، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد كه چنين جوامعى را صالح بخواند و يا آن را سعادتمند بپندارد، هر چند كه دين نداشته باشد و به‏ حكم وحى و نبوت و بدانچه از نظر دين سعادت شمرده شده، آشنا نباشند.
سند ما در همه اين مطالب، تاريخ زندگى اين امت‏ها و مقايسه آن با جناياتى است كه ملتهاى ضعيف امروز از دست اين به اصطلاح متمدنها مى‏بينند، و از همه جناياتشان شرم‏آورتر اين جنايات است كه با منطق زورگويى و افسار گسيختگى، جنايات خود را اصلاح ناميده، به عنوان«سعادت» بخورد ملل ضعيف مى‏دهند.422
وجه ارتباط مطلب فوق از علامه با اندیشه عرفانی ایشان در این است که بینش عرفانی به انسان نگاه واقع بینانه ای اعطا می کند که ثمره آن کمال و سعادت و نیل به مقام ولایت است که خدای سبحان او را در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره معرفت نفس، شناخت انسان، عالم ماده، تعریف انسان Next Entries پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، آیات و روایات، علامه طباطبایی، سعادت و کمال