پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، توحید افعالی، انسان کامل، منازل السائرین

دانلود پایان نامه ارشد

زیاد ایشان آنان را از پیشرفت و ارتقای نفس باز میدارد و حالت ایستایی و رکود به نفس دست میدهد به حدی که عقاید درست آنان به فعلیت نمی رسد. نماز میخوانند ولی توجه به روح آن ندارند عبادت میکنند اما حالت خشوع و خضوع از عبادت را در باطن خویش مشاهده نمیکنند. میدانند که خدا عالم است و از رگ گردن به انسان نزدیکتر است در حالی که این حقایق را جدی نمیگیرند. اعتقاد ما این است که تمام امور در دست قدرت اوست. «ازمه الامور طرا بیده » و هرگونه که بخواهد حکم میراند.« یحکم ما یشاء بقدرته» ولی آنگونه که به اسباب مادی اعتماد داریم به وعدههای خدا اعتماد نداریم. گرایش نفس به امور دنیویه موجب موجب ضعف به معارف الهیه شده است. این سه طایفه با هم فرق دارند.زیرا:
ويژگى اصلى دسته اول و بنياد كار ايشان بر محبت الهى است نه نفس پرستى، و نيز تفاوت اين دسته با دو دسته ديگر در نحوه علم و ادراك است نه قدرت يا ضعف علم و ادراك. براى هر يك از معاشرت و صداقت و خلّت (دوستى و رفاقت) احكامى است و براى محبت، عشق، وجد، وله، شيدايى و آنچه كه «فنا» ناميده مى‏شود، احكامى ديگر است كه حكم هر يك نيز مخصوص و ويژه خود اوست و به غير آن سرايت نمى‏كند.495
بنابراین مردم در کمالات نفسانی در مرتبه واحدی نمیباشند بلکه چون میزان استعداد و قابلیت و نیز حیطه همت افراد مختلف است به تناسب این اختلافات، کمالات معنوی مختلف خواهد بود. آن چه در شرع بیان گردیده همان چیزی است که در ملکات و نفوس انسان منطوی است.
3-5-5. قرآن و کمال مظهریت انسان
یکی از نکات بسیار زیبا و ظریفی که علامه آن را بیان میدارد تلقی از قرآن کریم در باب مظهریت انسان است، وی بر خلاف بسیاری از مفسرین در تفسیر کلمه «وجه» در قرآن کریم که آن را به معنای ذات گرفته اند میفرماید به نظر ما «وجه» همان اسما و صفات و کمالات حق سبحانه میباشد و مظاهر به مظهریت شان آن را نشان میدهند. و خداوند خود را به مظاهر آشکار ساخته و میسازد و وجه اتم آن جز انسان کامل نیست. لذا انسان کامل باقی به بقاء الله میباشد.496 این نکتهای است که قرآن کریم در آیاتی به آن اشاره میکند.« كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ.»497 و« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرام.»498 وجه هر چیزی عبارتست از سطح بیرونی آن. و چون خداوند منزه از داشتن جسمانیت و حجم و سطح است ناگزیر این کلمه در مورد خدا به معنای نمود خداوند یعنی صفات کریمه اوست که بین او و خلقش واسطه اند و برکات و فیوضات او به واسطه آن صفات بر خلقش نازل می شود.499 البته این استفاده ای است که ما از قرآن نموده ایم و اصراری بر آن نداریم زیرا عدهای «وجه» را به معنای ذات گرفتهاند.500
3-5-6. مراحل سلوک انسان
برای کمال انسان درجات و مراتبی است تا این که بتواند به منتهی و غایت آن که مقام قرب است راه یابد. عرفا برای نیل به این غایت القصوای انسانی، مراحلی را با اندیشههای عرفانی بیان داشتهاند. برخی چهار مرحله را برای سالک بیان داشتهاند.501 عطار آن را در قالب هفت وادی502 و خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین آن را در طی منازل صد گانه تعیین نمودهاند.503 علامه بر مبنای آیات و روایات معتقدند که انسان ابتدا باید از دام خودکامگی و خود بینی بیرون آید و گام در مسیر توحید گذارد تا فتح باب کمالات نموده و قدرت راهیابی به مقامات کمالات عالی را پیدا نماید. چرا که تنها ره رستگاری، رهایی از خودخواهی و خودکامگی است. باید از انانیت خارج شد تا به مقام الوهیت بار یافت. پس از گام نهادن در مسیر، سه مرحله را باید طی نماید که آن سه مرحله عبارتند از: توحید افعالی، صفاتی و ذاتی. که نتیجه این سه نوع توحید، سه نوع فنا و در آخرین مرحله از فنا، کمال غایی یعنی مقام جاودانگی است. این نکته را علامه در بسیاری از آثار خود تصریح فرمودهاند. چنان که در مجموعه رسائل خود میفرمایند: «توحيد، بر سه قسم است: ذاتى، اسمى و فعلى و گفتيم: توحيد ذاتى‏ از محدوده وصف و كلام، بيرون است.»504 بیان اجمالی توحید سهگانه که نزد عرفا به معنای فنای ثلاثه شهرت دارد این است.
1. توحید افعالی: نخستین مرحله از مراحل سلوک در مسیر صعود، شهود صدور افعال از ناحیه خدای متعال است، به این معنا که همه افعال از طریق اسباب خاص تحقق مییابد و سالک باید هیچ شأنی برای فاعلیت غیر حق تعالی قائل نباشد و هیچ موثری را غیر از او نشناسد« لا موثرٌ فی الوجود الا الله.»505 سالک برای نیل به این مرحله از توحید لازم است ارادهاش را تابع اراده خدا قرار داده هرگز اظهار انانیت نکند و اگر رشحهای از منیّت در او ظهور یابد آن را ریشه کن نماید. هرگاه آدمی در مسیرتکامل، اراده خدا را حاکم بر افعال خویش قرار دهد آن گاه بصیرت باطنی پیدا کرده و دست خدا را در همهی امور مییابد.
2. توحید صفاتی: دومین مرتبه از مراتب کمال برای سالک این است که صفات و کمالاتش را از خود نفی نموده آنها را به خداوند اسناد دهد و در حقیقت این مطلب را شهود نماید که تمام کمالات از آن ذات پروردگار است همان گونه که تمام افعال را از جانب خدا میبیند همهی اوصاف جمال و کمال را نیز از خدا ببیند و هیچ وصفی از اوصاف را با انقطاع از خداوند تصور ننماید. چنین انسانی در این مقام از کمال همهی علوم و معارف ، جمال، عزت و قدرت را پرتوی از اوصاف بینهایت خدای متعال مشاهده میکند. او هیچ حسن و جمالی را مستقل از خداوند مشاهده نمیکند« اللهم إني أَسألك من جمالك بأَجْمله، و كلُ‏ جمالِك جميل‏. اللهم إني أسألك بجمالك كلِّه. اللهم إني أسألك من جلالك باجلِّه، و كلُّ جلالِك جليل. اللهم إني أسألك بجلالِك كلِّه»506
3. توحید ذاتی: آخرین مرحله از مراحل کمال که سالک بدان دست مییابد شهود همه ی هستی از ذات باری است. در این مرحله سالک نه تنها افعال و صفات را از جانب خدا میداند، بلکه همه موجودات را رشحهای از رشحات حق به شمار میآورد. این آخرین مرحله از مراحل کمال است. «سالک در این مرحله سرافرازى و شادمانى محض را مشاهده مى‏كند و تا آن‏جا پيش مى‏رود كه به اسماء و صفات مى‏پيوندد، آن‏گاه در ذات والاى خداوند فانى مى‏شود و سپس به تبع غيب حق، غايب مى‏گردد، و به فناى ذاتش فانى شده و با بقاى خداوند سبحان كه از هر نقص و زشتى پاك است، باقى مى‏گردد. «وَ أَنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‏».507«إِنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الرُّجْعى‏».508 اين البته در صورتى است كه ملكات و خوى‏هاى پاك نفس، سازگار با عالم قدس و پاكى باشد، اما اگر ملكاتى كه نفس كسب كرده است، سازگار با عالم ماده بوده و با عالم قدس و پاكى ناسازگار باشد، امر برعكس مى‏شود و هر چه كه بخواهد از اين وضع كه با دست خويش براى خويش آماده ساخته است، خارج شود، به واسطه ملكات و رذائلى كه در ذات خويش فراهم آورده است، باز به آن وضعيت برمىگردد و به او گفته مى‏شود: درد و سوزش آتش را بچش.»509
از اين‏جا آشكار مى‏شود كه آخرين درجه توحيد، همان «توحيد ذاتى‏» است زيرا كمال توحيد، متناسب با حدود و قيودى است كه از ذات اقدس اله، نفى مى‏گردد و در توحيد ذاتى‏، هر نوع تعيّن و تميّزى، اعمّ ازواقعى واعتبارى وحتى‏خود توحيد، سلب مى‏شود.510 البته این نکته شایان یادآوری است که انسان در مسیر تکامل به هر مقامی که دست یابد شناخت ذات حق برای او مقدور نخواهد بود زیرا که شناخت خود ذات امری محال است و معرفت عارف به ذات خداوند نسبی است و در واقع هر نوع معرفتی که به او تعلق گیرد به اسم او متعلق است نه به ذات او. عقل و علم در مقابل او هم چون کاسهای است در مقابل دریا. کاسه به اندازه ظرفیتش از آب دریا پر میگردد. قابل محدود است نه این که فاعل در فاعلیتش حدی داشته باشد.
مطالب مذکور همهی گفتار علامه نیست بلکه او از جهات دیگر همین موضوع را مورد بررسی قرار داده و در زمینه مراتب قرب و بعد و مراحل سلوک تفسیر دیگری را ارائه کردند. وی افراد انسانی را در مراتب نیل به مقام کمال، دارای درجاتی می دانند که هر کدام تحت آن قرار گرفتهاند.
ایشان با توجه به آیات الهی در قرآن کریم، اصناف بندگان را در مراتب قرب و بعد با توجه به دارا بودن علم و عمل چنین تبیین می کند.
1. مخلصین: کسانی که علم واقعى به اوصاف پروردگارشان مختص آنان است و ایشان از اوصاف حق مطلعند چنان که مى‏فرمايد:« سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ.»511
2. موقنین: طايفه‏اى که خداوند مشاهده ملكوت آسمانها و زمين را خاص آنان دانسته، مى‏فرمايد:« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ.»512
3. منیبین: گروهی که خدای سبحان تذكر را مخصوص آنان دانسته مى‏فرمايد: « وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ.»513
4.عالمین: جماعتی که خداوند تعقل مثلهاى قرآن را به آنان مختص كرده، مى‏فرمايد: « وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ.»514
5.مطهرين: کسانی كه خداى تعالى علم تاويل كتاب را مخصوص ایشان كرده و فرموده:« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»515. چون كه آن قرآنى است محترم، در كتاب مكنون، كه كسى جز مطهران با آن مساس ندارد.
6. اولياى خدا: كسانى كه واله و شيدا در عشق خدايند، و از خصايص ايشان اين موهبت است كه به هيچ چيزى جز خداى سبحان توجهى ندارند و به همين جهت جز از خدا نمى‏ترسند و به خاطر هيچ چيز اندوهگين نمى‏گردند، در باره‏ آنان فرموده:« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.»516
7. متقربين، مجتبين، صديقين، صالحين و مؤمنين گروههای دیگری هستند که قرآن کریم از آنها نام برده و براى هر طايفه‏اى مرتبه‏اى از علم و ادراك را قائل شده است. پس آنان که در مسیر صعودند و مسیر قرب را سلوک میکنند دارای مراتب و درجات متعددند که علامه مراتب برخی از آنان را بیان نموده است. و اما در مراتب بعد و ابتعاد انسان از یاد و ذکر خدای سبحان، قرآن مجید نیز طوایفی را بیان فرموده که کفار، منافقین، فاسقین، ظالمین بخشی از آنان هستند. این گروهها با سوء ادراک و کجفهمی خود از معارف حقه فاصله گرفته و اسباب ضلالت و هلاکت خود را فراهم میسازند.517
علامه با بیان مراتب مذکور به این نکته تصریح دارند که همه این طوایف و گروهها از باب جری و تطبیق است و نمی توان گفت که آیات قرآن کریم اختصاص به زمان نزولش داشته و عمومیتی برای آن وجود ندارد. اگر در آیه ای ملاک و معیاری بیان شده باشد قطعا آن ملاک برای تمام زمانهاست نه زمان خاصی که هنگام نزول باشد. با قرائت قرآن هر کسی باید خود را مخاطب قرار دهد تا ببیند که در چه و در کدام مرتبه از مراتب است. چنان که از امام باقر( روایت است که فرمود: «إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه‏.»518 کسی به عظمت قرآن پی میبرد و آن را میشناسد که خود را مورد خطاب قرآن ببیند، چه این که قرآن کتاب هدایت است.
3-5-7. انسان و شرط اصلی وصول به کمال
پذیرش اصل ولایت در نیل به کمال زمانی حاصل میشود که انسان تمهیداتی را برای خود فراهم سازد چرا که درک مقام ولایت بدون مقدمه حاصل نمیشود. به عبارت روشنتر ولایت معلول علتی است که تا آن علت حاصل نشود این معلول محقق نمیگردد. شاید بتوان گفت که همه فصول پنج گانه رسالة الولایه حول همین محور است که علامه کوشیده تا این نکته کلیدی را به اثبات رسانده به مخاطبان القاء نماید که تمام معضلات در همین نقصان نهفته است که انسان خود را نیافته است.
تمام اهتمام ایشان در شرح و بیان این کلام خدای سبحان است که فرمود: «وَ في‏ أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُون»519 مطلب در خودت هست. بزرگترین معرفت شناخت خود انسان است. انسان یک موجود ملکوتی و بزرگترین گنج الهی است. اگر خودش را آنچنان که هست بشناسد با ملکوت آشنا میشود. همانگونه که در داستان ابراهیم خداوند فرموده است.« وَ كَذلِكَ نُري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، انسان کامل، کمال مطلق، عالم ماده Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، توحید افعالی، رفق و مدارا، حقوق اجتماعی