پایان نامه ارشد درباره فناوری اطلاعات، شبیه سازی، جمع آوری اطلاعات، فن آوری اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مهمی را در ارتباط با این که چطور معلمان و دانش آموزان از منابع تکنولوژی و فناوری اطلاعات استفاده کنند و چگونگی هماهنگ سازی تکنولوژی و فناوری اطلاعات با دستورالعمل هایی که احتمالا در یادگیری دانش آموزان موثر هستند را بررسی کردند. یک هدف از آماده کردن کامپیوترها در مدارس توسعه ی دانش کامپیوتر دانش آموزان است که به آن در دانشگاه و مشاغل مختلف احتیاج پیدا می کنند و هدف دوم استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات به عنوان یک ابزار دستورالعملی است برای ارتقای یاد گیری در موضوعات دیگری که رسیدن به آن مشکل تر است. روش های زیادی برای پیاده کردن این ابزار وجود دارد. یک بخش مهم از پژوهش های نشان می دهد که خود آموزی اتوماتیک و دیگر دستورالعمل های مبتنی بر کامپیوتر در زمینه ی مهارت های اولیه می تواند عملکرد های دانش آموزان را در تست های استاندارد ریاضی و علوم بهبود ببخشد (بکر، 1994؛ کولیک، 2003؛ وندوسن و ورتر، 1994).
بخش غالب این پژوهش های نشان میدهد که خود آموزی اتوماتیک خوب طراحی شده میتواند راهنمایی معلم را تکمیل کند، این امر با واکنش های سریع تر به تلاش های دانش آموزان و اجازه دادن به آن ها که با توان خودشان کار کنند صورت می گیرد. اما دو مطالعه اخیر نشان داده اند که استفاده ی دانش آموزان از کامپیوتر لزوما مفید نیست و دسترسی به پیشرفت بهتر در ریاضی را عقب می اندازد (انگریست و لاوی، 2004؛ فوش و وسمن، 2004).
شواهد کمی برای موثر بودن تکنولوژی و فناوری اطلاعات وجود دارد غیر از خود آموزی های اتوماتیک مثل شبیه سازی و آزمایش های مبتنی بر کامپیوتر در علوم (کولیک، 2003). متخصصین متوجه شده اند که تکنولوژی و فناوری اطلاعات می تواند برای دستورالعمل های مبتنی بر پژوهش کاربرد داشته باشد. برای مثال کمک می کند تا دانش آموزان یاد بگیرند چطور از موقعیت، ارزیابی اجزا و اطلاعات ترکیبی برای حل مشکلات خود استفاده کنند (سندهولتز و دیگران، 1997؛ رینگاستاف و کلی، 2002).
کامپیوتر های چند رسانه ای50 با ظرفیت بالا و ارتباط اینترنتی سریع می تواند پژوهش های و فعالیت های مشترک دانش آموزان را افزایش دهد، مثلا می تواند دسترسی آن ها را به اطلاعات جدید افزایش می دهد و اجازه ی ارتباط سریع با متخصصین خارج از مدرسه را به آن ها می دهد. باید توجه داشت که نتایج به دست آمده تا حدودی به چگونگی اندازه گیری محقق توجه و اتکا دارد.
مقیاس ها در این قسمت نشان دهنده ی افزایش دسترسی دانش آموزان به تکنولوژی و فناوری اطلاعات، شامل تمایل به تقسیم اعداد، گزارشاتی در باره ی در آمد خانواده، نژاد و موقعیت جغرافیایی است. به علاوه داده ها توصیف می کنند که چطور دانش آموزان از کامپیوتر و اینترنت برای یک مجموعه از فعالیت ها در خانه و مدرسه استفاده می کنند.
در کشور های توسعه یافته سیستم مدارس سرمایه سنگینی را در تکنولوژی و فناوری اطلاعات به کار انداخته اند. از سال ۱۹۹۰ فرصت های یاد گیری را افزایش دادند تا شکاف ها و فاصله هایی که بین دانش آموزان در خانه برای دسترسی به تکنولوژی و فناوری اطلاعات وجود دارد را بر طرف کنند (دونلی و دیگران، 2002).
سرمایه های حکومت و بعضی اوقات شخصیت های حقوقی جامعه در ایالات متحده هدایت شده است برای کمک به این تلاش ها برای رسیدن به موفقیت. ابتدا منابع و وسایل تکنولوژی و فناوری اطلاعات هر چه بیشتر در دسترس دانش آموزان در مدرسه قرار گرفت و در درجه دوم، مدارس کمک کردند تا این وسایل به طور مساوی در دسترس دانش آموزان ضعیف هم قرار بگیرد. برای تعدادی از دانش آموزان مدارس دولتی کامپیوترها به طور مشخصی افزایش یافت و مدارس پیشرفت شایانی در تدارک دسترسی به اینترنت پیدا نمودند. در ۱۹۹۴، ۳۰% کلاس های آموزشی یک ارتباط برخط51 داشتند و این ارتباط در ۲۰۰۳ به ۹۳% افزایش یافت (پارساد و جونز، 2005).
شکاف موجود در مدارس فقیر در طی این ۵ سال کم شده است زیرا هم چنان مدارس مناطق فقیر نشین در حال افزایش تدارک ماشین های ارتباطی اینترنت بودند. اما نسبت دانش آموزان به کامپیوتر در مدارس فقیر نشین هنوز در یک حالت ضعیف تر در ۲۰۰۳ باقی ماندند با نسبت ۱/ ۵ در برابر ۲/۴ دانش آموز در مناطق مرفه.
در این کشورها کامپیوتر های شخصی و دسترسی به اینترنت در دهه ی ۱۹۹۰ در همه ی گروه های جمعیتی به سرعت رشد کرده است. از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ نابرابری کامپیوتر های شخصی به خاطر در آمد خانواده کاهش پیدا کرده است به خصوص در چند سال گذشته (انتیا، 2002).
دسترسی به کامپیوترهای خانگی و ارتباطات اینترنتی به رشد خود از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ ادامه داد و بیشترین تغییر مربوط می شود به نسبت ساکنین با ارتباط اینترنت پر سرعت، که بیشتر از دوبرابر شده است از ۹% به ۲۰% در طول دو سال. مردم با دسترسی به ارتباط سریعتر، تمایل به استفاده از اینترنت به طور همیشگی و در طیف وسیعی از فعالیت ها دارند مخصوصا مقاصد آموزشی. سرعت بیشتر و ارتباط مداوم اینترنتی راندمان پژوهش های اینترنتی را افزایش میدهد (انتیا، 2004).
کامپیوتر ها می توانند برای فعالیت های آموزشی استفاده شوند مثلا زمانی که در خود آموزی در درس ریاضیات و دیگر کلاس ها مثل شبیه سازی و آزمایشگاه های تخصصی که در بعضی از کلاس های علوم استفاده می شود.
دسترسی به اینترنت فعالیت یاد گیری را آسان می کند مثل پژوهش روی وب و شرکت در جمع آوری اطلاعات و تحلیل پروژه های خارج از مدرسه و ارتباط با کارشناسان و دانش آموزان دیگر در ارتباط با پروژه. این پتانسیل برای رشد درک دانش آموزان و علاقمندی آن ها برای یاد گیری ایجاب می کند تا مردم پشتیبانی کرده و این منابع را داخل مدرسه آورده و مشوقی باشند برای این که این منابع بخشی از درس شوند.
اما تکنولوژی و فناوری اطلاعات لزوما موثرتر از سایر ابزارهای یاد گیری نیست. نتایج به طور گسترده ای به این وابسته اند که آیا کامپیوتر ها درست استفاده شده اند و آیا به صورت موثری اهداف آموزشی معلمان را پشتیبانی می کنند. درگیر کردن کادر آموزشی و مدیریتی مدارس با امکانات ایجاد شده فن آوری اطلاعات در مراکز آموزشی و استفاده بهتر از امکانات از راهکارهایی است که می تواند به استفاده ی بیشتر از امکانات تکنولوژی و فناوری اطلاعات در تدریس معلمان بیانجامد. معلمان باید استفاده درست از اینترنت و اصول پژوهش اینترنتی را به دانش آموزان بیاموزند و کتاب های راهنما در اختیار آنان قرار دهند. تا بتوانیم بر هر چه کم کردن فاصله بین نظر و عمل در مسایل آموزشی فائق آییم .
علاوه بر گسترش دسترسی، مدارس هم سعی می کنند که استفاده دانش آموزان از منابع تکنولوژی و فناوری اطلاعات یکسان باشد. نه تنها نرخ استفاده در مدارس بیشتر از خانه است بلکه این اختلاف در مورد دانش آموزان کم بضاعت بیشتر است (یعنی در مدرسه بیشتر استفاده می کنند). برای مثال دانش آموزان کم بضاعت دو برابر بیشتر از بقیه از کامپیوتر در مدرسه استفاده می کردند. در ۲۰۰۳، ۸۴% در برابر ۳۰% .حتی دانش آموزان با در آمد متوسط هم بیشتر از کامپیوتر در مدرسه استفاده می کردند تا در خانه. اختلاف بین کاربرد کامپیوتر در مدرسه و در خانه بین گروه های نژادی مختلف و بر حسب خانواده ناچیز بوده است.
با این که اینترنت در همه ی مدارس وجود داشته تقریبا نزدیک به نصف (۴۷%) دانش آموزان از اینترنت در مدرسه در ۲۰۰۳ استفاده کرده اند. مشابه کاربرد کامپیوتر در مدرسه کاربرد اینترنت در مدرسه هم به نژاد، در آمد خانواده و تحصیلات والدین بستگی دارد. دانش آموزان بزرگتر از کامپیوتر بیشتر استفاده می کردند شاید به این خاطر که اغلب آن ها از اینترنت برای مقاصد پژوهشی استفاده می کردند که مناسب دانش آموزان بزرگتر است. تفاوت معنی داری از نظر استفاده از کامپیوتر و اینترنت بین دانش آموزان دختر و پسر مشاهده نشده است.
برای این که وضعیت آموزشی برای دانش آموزانی که امکانات کمتری دارند با دیگران هم سطح شود تقریبا همه ی مدارس امریکا در ۲۰۰۳ به اینترنت وصل بودند و همه هم اتصالات سریع داشتند. فاصله ی بین درآمد و نژاد در بین دانش آموزان از نظر کاربرد کامپیوتر و اینترنت شدیدا کاهش یافته است. اما علی رغم کاهش یافتن در سال های اخیر هنوز فاصله ی بزرگی در دسترسی خانگی در سال ۲۰۰۳ وجود داشت. به عنوان یک ضعف ویژه دانش آموزان از خانواده های کم درآمد یعنی حدود یک سوم از خانواده های فعلی دارای دسترسی به کامپیوتر های خانگی در سال ۲۰۰۳ بودند. تقریبا همه ی دانش آموزان از کامپیوتر در مدرسه استفاده کردند. در حالی که فقط کمتر از نصف آن ها در مدرسه به اینترنت وصل شدند. کاربرد کامپیوتر برای مقاصد غیر اینترنتی برای دانش آموزان پایه سوم کاملا متداول بوده ۵۶% حداقل ۳ بار در هفته از کامپیوتر برای آموزش استفاده کرده اند.
دانش آموزان پایه دوم دختران، دانش آموزان سیاه پوست و آن هایی که والدینشان تحصیلات عالیه داشتند بیشترین کسانی بودند که از کامپیوتر در خانه برای کار مدرسه استفاده کرده اند.۸۰% از دانش آموزان از اینترنت برای تکالیف مدرسه استفاده کرده اند. نسبت دانش آموزان به کامپیوتر های برخط از ۱۲:۹ در ۱۹۹۸ به۴:۱ در ۲۰۰۳ افزایش یافته است (پارساد و جونز، 2005).
توسعه ی حرفه ای معلمان در زمینه ی تکنولوژی و فناوری اطلاعات در حال جهت دهی به سمت استفاده از کامپیوتر ها به منظور پشتیبانی موثر از اهداف آموزشی و به دور از مهارت های پایه ای کامپیوتر است. برای مثال تقریبا نیمی از معلمان مدارس دولتی امریکا در سال ۲۰۰۰-۲۰۰۱ در سال قبل آن در یک تا سه مبحث زیر تعلیم دیده اند:
1- مکانیک کاربرد تکنولوژی و فناوری اطلاعات
2- یکپارچه سازی کامپیوتر ها با فعالیت های آموزشی در موضوع مرتبط.
3- کار برد اینترنت.
اما این گونه آموزش ها به صورت اختصار و نه مشروح برگزار شده است. معلمان پایه سوم با خصوصیات متفاوت و در مدارس مختلف تفاوت ناچیزی در زمینه ی اعتماد به نفسشان در کاربرد کامپیوتر ها برای آموزش داشته اند. در حالی که در گذشته معلمان با سابقه اغلب دانش کامپیوتری شان را در مقایسه با همکاران جوانترشان ناچیز تلقی می کردند. معلمان پایه سومی که از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار بودند بسیار بیشتر از سایر معلمین به دانش آموزانشان تکالیف کامپیوتری اینترنتی داده اند.

2-15- روش دلفی
یكی از روش های كسب دانش گروهی مورد استفاده، تكنیك دلفی است (موهاپاترا، 1984) كه فرایندی است که دارای ساختار پیش بینی و كمك به تصمیم گیری در طی راندهای پیمایشی، جمع آوری اطلاعات و در نهایت، اجماع گروهی است (بوشا و استفن، 1980) و  در حالی كه اكثر پیمایش ها سعی در پاسخ به سؤال چه هست؟ دارند، دلفی به سؤال چه می تواند، چه باید باشد؟ پاسخ می دهد(کلاین، 2011).  با توجه به اینكه امروزه تكنیك دلفی در پژوهش های آینده پژوهی به شدت مورد توجه و استفاده قرار می گیرد، این پژوهش، به تفصیل این تكنیك را از نظر تاریخچه، تعریف، انواع، اهداف و كاربردها، شرایط كاربرد، اجزای اصلی، فرایند، مزایا و محدودیت ها و پیشنهاداتی برای بكار گیری بهتر روش، شرح می دهد.
2-16-  اهداف دلفی
همان طور که گفته شد، این روش ابزاری است برای تحقق هدف های زیر:
الف: هدف های عام:
استخراج، استنتاج و تجمع دانسته های آکادمیک و اجرایی، و تحلیل آن، آن  چنان که راهنمای عمل برای مجریان گردد و امکان حراست از آن در حوزه های آکادمیک فراهم آید.
ب: هدف های خاص:
شناخت نظرات و عقاید کارشناسان در هر رشته از دانش بشری
شناخت تحرک اندیشه و جا به جایی آن با توجه به برخورد اندیشه ها و  دلایل
شناخت محورها با خطوط اصلی هر مبحث
تعیین اولویت ها با توجه به توزیع چندگانه محورهای مورد بحث (چولز و کوهارا، 1994)
موهاپاترا، بورا و ساهو پیشنهاد می کنند: یک دلفی کیفی، باید معطوف به 4 طبقه موضوعی وسیع باشد:
    موضوعات هنجاری
    موضوعات روایتی
    موضوعات پیش بینی
   پیش بینی رخداد رویدادهای جدید
        پیش بینی مسائل ارزشی و روند تحول شاخص های اصلی
    مسائل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره فن آوری اطلاعات، نیاز سنجی، محدودیت ها، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه ارشد درباره پرسش نامه، روش پژوهش، بین رشته ای، مهارت های ارتباطی