پایان نامه ارشد درباره فرهنگ و سنت، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

فشرده و متنوع، حفظ سنت‌هاي شهري، سازگاري با طبيعت، تعادل بهينه بين جمعيت و منابع، حداكثر تنوع از نظر كاربري زمين و فعاليت ها، حداقل دخالت در محيط طبيعي، آينده نگري در تصميمات، جلوگيري از آلودگي‌هاي زيست محيطي و اطمينان از اينكه توسعه، سلامتي محيط زيست را ارتقاء مي‌بخشد و بطور خلاصه ايجاد مظاهر پويا، فعال و پايدار در تمام بخشهاي شهري از جمله بافت قديم مدنظر مي‌باشد. از نظريه پردازان و بزرگان اين مكتب مي‌توان به برانت لند، حسين بحريني، سلمن، دونلامنا دور اشاره كرد (بحريني، 1376: ص28 و صرافي 1375، ص:39).

– ديدگاه سنت گرايان31
نگاه به گذشته، آموختن از آن و اين كه ارزش‌هاي پايدار معماري و شهرسازي گذشته
مي‌توانند كماكان زبان معماري و شهرسازي بومي امروز ايران را بسازند، نكات پايه‌اي اين گرايش اند. اين ديدگاه معتقد است سنت‌هاي پايدار سنت‌هايي هستند كه با نظرات انسان درهم آميخته‌اند و فرهنگ و هنر مبتني بر اين سنت‌ها هميشه تازه و نو هستند، خلاقيت را بيدار نگه مي‌دارند و راه را به سوي كمال مي‌گشايند. از اين ديدگاه موزه ها، معماري يادماني و بافت‌هاي كهن شهري مكاني خلاق و زنده براي درك موقعيت انسان در جهان و پيوند او با گذشته اند، مكاني براي دگرگوني محيط و تغيير نگاه به زندگي حال و آينده. اين ديدگاه در نگاه به تاريخ، محتوا و نه صورت را مدنظر قرار مي‌دهد، در نگاه به سنت، خلاقيت حال با حفظ دستاوردهاي گذشته را براي افزودن به ارزش‌هاي بومي تاكيد ميكند. همچنين بر اين باور است كه معماري و شهر سازي در هر عصري، هم عناصر و نمادهاي گذشته را در خود دارد و هم از خلاقيت هنرمندانه زمانه بهره مي‌گيرد و بدين اعتبار بر سنت‌هاي گذشته و موجود، ارزش‌هاي نويي مي‌افزايد و خود به سنت جاري تبديل مي‌شود.
در كشورمان متخصصيني از جمله مهدي حجت، محمدرضا حائري از جمله نمايندگان ديدگاه سنت گرايي هستند. (حبيبي 1385، صص 56-55).

– ديدگاه ساختار گرايان
اين ديدگاه نيز با نقد معماري و شهرسازي نوآور قرن اخير كشور، اصل را بر اين
مي‌گذارد كه نوآوري دهه‌هاي اخير جزم گرا و انعطاف ناپذير بوده و با توجه صرف به مفهوم عملكردي معماري و شهرسازي، از پرداختن و تدوين ساختار اصلي شهر و تعريف استخوان بندي آن بازمانده است. به گمان اين ديدگاه عدم توجه به ساختار اصلي شهر و نگاه جزم گرايانه به عملكردهاي شهري در دهه‌هاي اخير سبب شده است كه استخوان بندي شهر از هم گسسته و مراكز شهري به ناچار مورد بي توجهي واقع شود. امري كه به تهي شدن مراكز شهري منجر شده و بافت‌هاي درون شهري را با مسائل اجتماعي – اقتصادي و فضايي – كالبدي بي شماري مواجه كرده است تعريف مجدد استخوان بندي شهري، تعيين عناصر اصلي و پايدار آن، تدوين عناصر تبعي و دگرگون شونده آن و به يك معنا تدوين ساختار اصلي شهر، چه كهن و چه جديد در دستور كار اين ديدگاه قرار دارد.(حبيبي، 1385، ص :58). قاسم گرانطبع، بهروز پاكدامن و سهراب مشهودي و اميل دوركيم، رابرت مورتون، تاكنوت پارسونز، آلفرد رادكليف براون نمايندگان اين ديدگاه هستند (شكويي 1382، ص 154).

– مكتب مدرنيسم32
مكتب مدرنيسم در اوايل قرن بيستم به وجود آمد. توني گارنير، والترگروپيوس، لوكوربوزيه، استروملين، ميس وان درروهه، الوار آلتو و اور از بزرگان اين مكتب هستند. اين مكتب بر به كارگيري هنرهاي تجسمي و معماري يا هنر و فن استوار است.
اين مكتب به شهر حول محور مدرنيسم و قطع با گذشته و تاريخ و زمان نگاه مي‌كند و فقط و فقط به مسائل معماري مي‌پردازد. انسان در اين مكتب عنصري بيولوژيك و داراي عملكردهاي سكونت، كار، رفت و آمد و اوقات فراغت در يك ناحيه خاص است. در مكتب مدرنيسم، موقعيت، مكان، فرهنگ و سنت جايگاهي ندارد. بزرگترين نقاد مكتب مدرنيسم چارلز جنكس است. جنكس، مدرنيسم را به دليل تك ظرفيتي و تهي بودن از سطوح معنايي يا مفاهيم ماوراي طبيعي سرزنش مي‌كرد وي به جاي مدرنيسم تركيبي از عناصر جديد و سنتي را با مفاهيم هنر بومي و هنر متعالي در ساخت و سازهاي شهر پيشنهاد كرد : نوخردگرايان در دهه‌هاي 1960 و 1970 از مكتب مدرنيسم به دليل نابودي بافت تاريخي شهرهاي اروپايي انتقاد مي‌كردند (زياري، 1378،
صص13- 12).

– ديدگاه خردگرايان33
تاندنزا يا خردگرايي كه با معماري اروپا عجين شده است در اواسط دهه 60 شروع به رشد
مي‌نمايد. چون بافت قديمي شهرها بوسيله اتومبيل و ساختمان‌هاي بزرگ در طول قرن بيستم فرسوده شده است يكي از كارهاي اوليه خردگرايان اين بود كه ساختمانهاي موجود در مركز شهرها را مرمت كنند. خردگرايان معتقد بودند كه طراحان بايد براي خلق فرم‌هاي جديد بناهاي موجود در شهرها را مورد مطالعه قرار داده، گونه اصلي آنها را تعيين نموده سپس با استفاده از اين اطلاعات، اقدام به ايجاد شكل‌هاي جديد بنمايند. از نظر خردگرايان، عملكرد دقيق يك ساختمان كمتر از شكل آن اهميت دارد زيرا كاربري‌ها در طول زمان دستخوش تغيير و تحول مي‌گردند ليكن گونة اصلي ساختمان همچنان ثابت مي‌نمايد. خردگرايان متجددين را به خاطر تخريب بافت منسجم شهرهاي صنعتي توسط منطقه بندي، آسمان خراش‌ها و اتوبانها مورد سرزنش قرار
مي‌دهند. راب كراير و آلدو راسي از نمايندگان اين ديدگاه به شمار مي‌آيند( بحريني، 1378،
صص: 225- 224).

– مكتب تجزيه گرايي يا نگرش سلولي34
مكتب اتميسم يا تجزيه گرايي از قديمي ترين شيوه‌هاي جهان بيني است. اصل مسلم رويكرد تجزيه گرايانه به جهان اين بوده است كه يك موجوديت را هر قدر كه پيچيده باشد مي‌توان به اجزايي تقسيم كرد و از راه تدفيق در وجود و رفتار آن اجزا به شناخت موجوديت اصلي آن نائل آمد.
در مكتب تجزيه گرايي خواص موجوديت‌ها از روي خواص عناصر تشكيل دهنده شان تعيين مي‌شود و خود موجوديت نيز بر اساس تعاريف و مشخصات مربوط به اجزايش تعريف مي‌گردد. رنسانس كه در قرن چهاردهم و پانزدهم رخ داد بيداري مجدد يا به عبارتي نوزايي بود .
فرايند تجزيه و تحليل مبتني بر مراحل زير است :
1-از هم گشودن چيزي كه بايد شناخته شود
2-مطالعه رفتار اجزاي گشوده شده
3-سعي در جمع بندي رفتار اجزا براي درك كل
نگرش اتميستي در عصر رنسانس با مفاهيمي چون تقليل پذيري و جبرگرايي آغاز گرديد و با تصورات مكانيكي و انقلاب صنعتي به اوج خود رسيد (خاني، 1383، صص : 36-35).

2-1-2- ديدگاههاي نظري پيرامون بهسازي و نوسازي بافت قديم
– ارتباط بناهاي يادواره‌اي با محيط اطراف (نظريه كاميلوسيت)
در اين نظريه شهر كليتي از اجزاست و براي نيازهاي فرهنگي، اعتباري ويژه وجود دارد.
ميدان‌ها و خيابان‌هاي شهر به عنوان عناصر اصلي حيات شهر است و خيابانها و ميدان‌ها بايد در ارتباط با گذشته و به شكلي طراحي شوند كه حس كنجكاوي شهروند را برانگيزند.
افزون بر اين، فضا بايد غيرقابل پيش بيني و متنوع باشد و بدين منظور است كه هر گونه وابستگي به اين يا آن اصل تقارن مردود شمرده مي‌شود. (شواي، 1375، ص39). اين فضا بايد از چم و خم‌هاي طبيعي و جهات خورشيد تبعيت كرده و خود را در معرض بادهاي غالب قرار دهد. شهر چنان به زندگي بشر پيوسته است كه نمي توان آن را همين كه قديمي شد مانند قطعات كهنه ماشين به دور انداخت. امروز آثار تعرضي كه به زندگي در شهر صورت گرفته آشكار است و بايد هر چه زودتر اين دستگاه ناپايدار و كسالت زده را به سوي سلامت هدايت نمود و چاره ي كار بازگشت به شيوه‌هاي هنري قرون وسطي است. تنها با بررسي آثار پيشينيان است كه قادر خواهيم بود نظم مبتذل شهرهاي بزرگ را اصلاح كنيم (مزيني، 1350، ص: 162).

– اصل مرمت دائم (نظريه جان راسكين)
بر اساس اين ديدگاه هنر و آثار هنري به مقدار قابل توجهي از عوامل اقتصادي و اجتماعي تأثير مي‌پذيرد علت انحطاط هنر زمان روابط و مناسبات توليد صنعتي است. بر اساس اين نظريه انسان زوال پذير است و بناهاي ساخت انسان نيز همانند ساير مصنوعات فناپذيرند و نبايد جلوي مرگ تدريجي اين بناها را گرفت زيرا انسان و ساخته وي محكوم به مرگ هستند و حذف و اضافه كردن، هويت تاريخي بنا را سلب مي‌كند. بنابراين طبق اين نظريه بايد كمترين دخالت و حداقل تغيير در موجوديت كالبدي بناهاي تاريخي اعمال شود35.

– دادن روح و حيات به بناي تاريخي (نظريه كاميلو بويي تو)
اين نظريه معتقد است كه بايد به جاي مرمت كالبدي، روح حيات و فعاليت را به بناهاي تاريخي بازگرداند. به عبارتي اين نظريه مي‌گويد بناي تاريخي بايد نقش فعالي در زندگي شهري داشته باشد و بايد به مجموعه‌هاي تاريخي روح و حيات بخشيد و براي آنها نقش قائل شد و در زندگي جديد دخالت داده شوند (مقصودي، 1376، ص 27).

– تعلق بنا به محيط شهري (نظريه لوكابلترامي)
در اين نظريه اصل تعلق بنا به محيط شهري مطرح و بيان مي‌شود كه بايد با مطالعه و سير تحول تاريخي به مرمت بناها پرداخت اعتقاد به روش مرمت تاريخي شهر و مرمت به استناد مدارك و شواهد تاريخي به منظور دست يافتن به شكل اوليه بنا پايه اين نظريه است. با وجود اختلاف در روش مرمتي بين اين نظريه و نظريه پيشين و با وجود دقت بيش از حد نسبت به مدارك و شواهد تاريخي در اين نظريه برخي از طرح‌هاي مرمتي كه به اجرا درآمده در عمل منجر به تخريب بعضي از نقاط حساس شهري شده است (كلانتري و پوراحمد، 1384، ص 101).

– پويايي مراكز شهري (نظريه جين جاكبز)
بر اساس اين نظريه پويايي و احساس زنده بودن يك شهر در گرو مراكز شهري پيچيده، متراكم و پر ازدحام است. تراكم و اختلافي از كاربردها و ساختمان‌هاي گوناگون به اضافه شلوغي و جنب و جوش مردم، تصوير يك مركز شهري ايده آل را فراهم مي‌آورد. با ايجاد نظم و سازمان دهي بايد از آثار مثبت پيچيدگي‌ها و تراكم‌ها بهره گرفت. مراكز شهري از يك سو همواره فعال بوده از سوي ديگر توسط مردمي كه در آنها كار و زندگي مي‌كنند تحت نظارت و كنترل دائمي باشد (اكرمي، 1380، ص27).

– نگرش موزه‌اي به بافت شهر
اين ديدگاه بر شالوده حفاظت از ميراث فرهنگي استوار است و مداخله در بافت‌هاي تاريخي يا قديمي شهر را جز به منظور حفاظت از آنها نمي پذيرد نگرش موزه‌اي معتقد است بافت قديم را همانند اشياي موجود در موزه حفاظت و نگهداري كنيم اين ديدگاه تأكيد صرف بر اين دارد كه با كمترين دخل و تصرف در بناها و عناصر شهري صرفاً بناها و عناصر شهري حفاظت شود. در اين نگرش حفظ هويت و ميراث نياكان بر مقتضيات زندگي معاصر ترجيح داده مي‌شود در نتيجه ساكنان اين گونه بافت‌ها به دليل عدم اعمال تغييرات مقتضي زندگي روزمرة معاصر و نيز كاستي‌ها و نارسايي‌هاي زير ساخت‌هاي شهري كه ريشه در چنين بينشي دارد ناگزير به ترك بافت مي‌شوند به دنبال فروپاشي بافت اجتماعي، بافت كالبدي نيز تخريب مي‌شود (شماعي و پوراحمد، 1384، ص227).

– نظرية اصالت بخشي
يكي از عمده ترين نظريه‌ها در خصوص احياي مراكز شهري نظريه اصالت بخشي است اين نظريه را اولين بار در سال 1964 گلس36 مطرح كرده است. محلات مسكوني زير سيستم‌هايي از سيستم شهري متشكل از عناصر كالبدي، موقعيتي، اجتماعي، اقتصادي و محيطي با كاركردهاي مشخص هستند كه از تعامل بين آنها هويت محله‌اي شكل مي‌گيرد اين محلات به رغم مجاورت با بخش مركزي شهر (CBD) كمتر از آن بهره برده و دچار تحول مي‌شوند بنابراين شناخت علل ركود و عقب ماندگي اين محلات توجه بسياري از متخصصان را جلب كرده است.
اصالت بخشي مجموعه فعاليت‌هايي است كه به منظور اصلاح و بهبود مسكن و محيط مسكوني و تغيير در تركيب واحدهاي همسايگي و جايگزيني گروههاي كم درآمد بوسيلة ساكنان با درآمد متوسط و بالا در بخش مركزي شهرها انجام مي‌گيرد (پاپلي يزدي و رجبي سناجردي، 1382، ص101). اين فعاليت‌هاي مبتني بر مراحل زير است :
الف)كنترل حومه نشيني
ب)سرمايه گذاري در زمينه‌هاي اقتصادي بافت‌هاي فرسوده و ناكارآمد.
ج)جلوگيري از ترك مردم از بخش مركزي
د)كنترل و نظارت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره تحمل ابهام، رفتار کارکنان، عملکرد شرکت Next Entries پایان نامه درباره عوامل بازدارنده، صومعه سرا، حقوق و دستمزد