پایان نامه ارشد درباره فارسی زبان، غزلیات حافظ، دم غنیمت شمری، معانی عاشقانه

دانلود پایان نامه ارشد

گذشته به صورتى مطرح شده كه بتوان از آن رها شد و به آينده پيوست .از اینرو خوانندۀ اين نوع شعر همواره در آينده قراردارد. براى آنچه میگذرد نمیتوان معنايى يافت. بنا به گفتۀ لارنس:« شعر عالي شعری است كه صرفاً در جست وجوی سرگرم كردن خواننده نيست بلكه او را به همراه لذتِ صِرف و ديدی تازه و پرمعنی و حتی تغيير يافته به سوی ماهيت تجربۀ انسانی سوق میدهد». این ویژگی ها كاملاً درغزلیات حافظ مشاهده میشود. در واقع غزل حافظ به خوانندگان خود،آگاهی وسیعتر و عمیقتری نسبت به خود و همنوعان میدهد، ادبيات آگاهی است و حافظ آ نرا اثبات كرده است (دشتی، 1390 :21 ،به نقل از، عبد الحسین،1376 : 202 ).
با بررسی غزلیات حافظ به اين نتيجه میرسيم كه « شعرحافظ شعری است پيراسته، اصلاح شده، ترا ش خورده ازآ ن گونه كه اعراب قديم حوليات میخواندهاند يا شعرمنقح. به هر حال شعر او تهذيب شده، حك و اصلاح يافته، بارها قلم خورده و بارها مضمونش عوض شده، بارها قافیه اش پس و پيش گرديده و شايد از همين رو شعری است آكنده از عمق و دقت »( زرینکوب،1383 :203 ).
اشعار حافظ آميزهایی است از معانی عاشقانه و اجتماعی و عرفانی و در هر يك از غزليا ت خود در كنار عبارات معمولی مقاصد عالی خود را نيز در باب هستی و محبت و مدارا وگذشت و خشونتها و رياكاریها و مردم فريبیها و لطایف خلقت و جمال طبيعت و اراده عارفانه و انديشه نيرومند به نمايش می گذارد كه هريك از این مضامين بسيار آموزنده وحیرت انگيز است و را ه و رسم زندگی را به انسانها میآموزد.
مشخصات و خصایص شعر حافظ
1 ـ رموز و اصطلاحات خاص، که بدون آشنایی با آنها درک منظور اصلی شاعرو مفهوم حقیقی شعر ممکن نیست. 2 ـ ایهام که بزرگترین هنر حافظ و نمک دائم اشعار او و آن افیون هوشربایی است که بادۀ غزل حافظ را چنین مستی بخش و دلکش و مرد افکن کرده است. 3 ـ تشبیهات مضمر وغیر مستقیم یا عالی، که بدیعترین هنرهای بیانی حافظ است. 4 ـ لحن عنادی و استزهاء آمیز خواجه که بدون توجه بآن درک لطافت و حل بسیاری از اشعار او ممکن نیست. 5 ـ یار حافظ نیز چون خود او ظریف و نکتهدان و شوخ است. 6 ـ گوشنوازی کلمات و موسیقی کلام که از رعایت استادانۀ تناسب و توافق صوتی حروف و هماهنگی کلمات وجود آمده است. 7 ـ اعجاز در انتخاب و ترکیب کلمات و ایجاد کلام عالی تا جاییکه هر گونه تعویض یا تقدیم یا تأخیری مخّل واقع میشود. 8 ـ استفاده از کلمات غیر فصیح و نامأنوس و ثقیل برای خلق کلام فصیح به کمک هماهنگی کلمات و موزونی کلام .9 ـ ایجاد و استعمال وصفها و ترکیبهای تازه و بدیع. (مرتضوی،1370ص 3 ـ 9 )
وی زيباترين و نغزترين اشعار فارسی را در طول تاريخ ادبيات ايران زمين سروده است حافظ در میدانِ محدودِ قالبِ غزل، چرب دستیهای اعجاز گونه ای به کار برده است که به آسان نمی توان آنها را دریافت. بلکه برای فهمیدن هنرهای ادبی حافظ، باید علاوه بر دقّت در واژههای شعر او و ارتباط ظاهری واژگان، به ارتباط نهانی آنها و مفاهیم و تصاویر پنهان آن ها نیزتوجّه کرد. بعد از این ژرف اندیشی است که بخشی از هنرنماییها و رندیهای هوش ربای کلامی حافظ چهره مینماید(بامدادی، بی تا، ص2 ).
حافظ به خاطر معانی تودرتوی شعر وبه جهت شبکهی مفهومی بسیار وسیع کلامش ناچار شده است که تصاویر متعدد وچهره های گونا گونی را با کلماتی اندک ترسیم کند . این کار خواجه ، تابلوهای شگفت انگیزی از زیباییهای کلامی و تصویری در شعر پدید آورده است که خواننده ی شعر وی باید مثل صیّادی ماهر در کمین آن زیبایی ها بنشیند، وبا حوصله و باریک بینی این جواهرات تراش خوردهی شعر حافظ را استخراج کند. التذاذِ ادبیِ این لحظهها گفتنی نیست بلکه چشیدنی است. اشعار حافظ به دليل نو بودن وتفكر عميقی كه در پس ذهن حافظ بوده و در اشعارش هم نمود پيدا كرده، هنوز هم كه هنوزاست، هر وقت ديوانش را ميخوانيم به معنای جديد میرسيم انگار اشعار حافظ هر روز متولد میشود (همان).
پس از گذشت قرنها فارسی زبانان از شیرینی سخن حافظ سرخوش هستند بر اثر گذشت زمان نه معانی و اشارات سخنش کهنه شده و نه تغییر پذیرفته است. حافظ با لحنی طنز آلوده دشواری زنده بودن را حقیر جلوه میدهد، و زندگی را آسان میکند. مردم فارسی زبان، هرچه بیشتر در فشار تألمات قرار میگیرند به حافظ روی میآورند، در واقع حافظ سخنگوی ناخود آگاه قومی ماست. شعر حافظ درذهن و زبان و فرهنگ ماست، با شعر حافظ سختیهای زندگی آسان میشود. چه چیز باعث شده است که حافظ این چنین نفوذی در فارسی زبانان داشته باشد که به جرأت میتوان گفت: که بعد از قرآن مجید بیشترین کتابی که به فارسی منتشر شده است دیوان خواجۀ شیراز است. چرا او را لسان الغیب لقب داده اند و به دیوان او تفأل میزنند؟ وجوه امتیاز و اهمیّت حافظ در چیست؟ در پانصد غزل او چه چیز نهفته است که بیش از صدو بیست شعر او به شکل ضرب المثل در آمده است.
دیو چو بیرون رود فرشته در آید، یارب مبادا که گدا معتبر شود، در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست، هر کس چند روزه نوبت اوست.
دلیل اصلی جاذبۀ شعر او این است که شعر او سرشار از روح زندگی است و امید به زندگی در اشعار او موج می زند . به قول دکتر مرتضوی کیست که « آمال » و « آلام » خود و زخم و مرهم دل خود را دراین غزل ها منعکس نبیند ؟( مرتضوی،1370 :30 ):
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
(1 ،179 )
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
(1 ، 164 )
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبۀ احزان شود روزی گلستان غم مخور
(1 ، 255 )
کیست که نقش حسرتها و گلهها و خاطرهها و آرزوهای خاموش خود را در این غزلها نیابد و از احساس وجود همدرد و غمگسار بزرگی چون حافظ احساس تسلّی نکند ؟(همان ):
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
(1 ، 241 )
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
(1 ، 207 )
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
(1 ، 226 )
مازیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
(1 ، 369 )
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

(1 ، 161 )
سخن وری و صنعت گری حافظ
هرچند در این پژوهش تنها از دریچۀ واقعیات اجتماعی، فرهنگی و محیطی نگریسته می شود، اما ذکر چند نکته در مورد حافظ و اضلاع سخنوری او خالی از فایده نیست. خرمشاهی در این باره میگوید: « یکی از اضلاع سخنوری حافظ اعتنای تام وتمام او به بیان ملیح محاورهای است». به عنوان مثال به کار بردن مواردی از قبیل: بهتر از این، یعنی چه، جان من و جان شما، قربان شما و غیره را میتوان نام برد. دیگر از اضلاع سخنوری حافظ سلامت نحو جملات در شعر اوست . اجزای جملات تا آنجا که مقدور است، از جای خود جابه جا نمیشوند، ردیف اسمی در دیوان او کم است و اغلب ردیف ها فعلی است و علت استفادۀ او از ردیف فعلی این است که قانوناً فعل در آخر جمله میآید. دانش ادبی حافظ نیز جای خود دارد. کمتر هنرمندی قواعد و مباحث پیچاپیچ و غالباً تصنّعی بلاغی و بدیعی را این قدر طبیعی ونامحسوس و شیرین در شعر خویش آورده است. حافظ دستور العمل عبدالقاهر جرجانی، و سکاکی، و تفتازانی را به کار نمیبندد تا فصاحت بیاموزد، به طبع فصیح است و فصاحت آفرین. آثار بلاغت نویسان سرمشق او نیست، آثار او سرمشق بلاغت نویسان است(خرمشاهی، 1374 ،56 ).
انقلاب حافظ در غزل
غزل فارسي تا زمان حافظ تك مضمون بوده است و آن مضمون سراسري عشق است. در مولانا تك مضموني به نحو شديدتر و مفروطتری وجود دارد. به عنوان مثال حافظ در غزل( دل میرود ز دستم) به واقعيت انقلابي به پا كرده است، و هر بيت مضموني جداگانه دارد، زيرا حافظ درمييابد كه اگر قرار باشد از نظر محتوا يك دو مضمون داشته باشد تكليفش روشن است. اگر عاشقانه است سعدي به اوج برده، اگر عارفانه است مولانا آن را به كمال رسانيده است؛ حافظ مي آيد سخنان تجربهآميز و تجربهآموز زندگي عادي يا اسرار حيات معنوي عالي و به طور كلي مضمو ن سازپرمعنا را وارد غزل ميكند، بهطوریکه اغلب ابياتش حكم كلمة قصار پيدا ميكند(دشتی قره بلاغی، 1390 :19 ).
رويكردهاي معنايي به شعر حافظ
ديوان حافظ كه حدود 500 غزل را شامل مي شود در طول تاريخ از ديدگاههاي متفاوت و حتي متناقض تفسير و تشريح شده است. با اذعان به خاصيت منشور وار بودن شعر حافظ مي توان سه ديدگاه عمده را تفكيك كرد :
الف- ديدگاه عرفانی: اين ديدگاه از آن كساني است كه حافظ را تا حد یك عارف تمام عيار بالا ميبرند و در افراطيترين برداشت حافظ را در هالهاي ازقداست میپیچند. البته اين رويكرد امروزه تا حدي با تحقيقات جديد رنگ باخته و معتدل شده است.
ب – رويكرد خيامی: اين طيف به صراحت بن مايههاي فكري خيامي را در شعر حافظ جست وجو ميكنند و در اين راستا وجه غالب اشعار حافظ را بیان کنندۀ اندیشۀ « دم غنیمت شمری » ميدانند. شخصيتهاي مطرحي چون صادق هدايت و احمد شاملو بر اين اعتقادند.
ج – رويكرد سياسي، تاريخی: اين رويكرد شأن نزول اشعار حافظ را به خاستگاه اجتماعي و تاريخي آن برميگرداند و در كنار مسائل عرفاني وهنري اشعار حافظ، بر مسائل سياسي و تاريخي تاكيد بيشتري دارد كه دكتر قاسم غني از برجسته ترين محققاني است كه اثر ارزشمندي درباره تاريخ عصر حافظ تاليف كرده است.

فصل دوم
واقعیات اجتماعی در غزلیات حافظ

ساخت اجتماعي
ساخت اجتماعي نظم اجتماعي در زندگی جامعه است، كه شامل يك رابطه متقابل بين وضعيت و درون مرزهای عناصر اجتماعی با اشاره به قاعده رفتار، برای فراهم كردن يك شكل از جامعه است. در ارتباط با نقش اجتماعي، نويسنده به عنوان يك عضو از جامعه است. در اين مورد نويسنده ديدگاهي درباره مسائل مهم اجتماعي و سياسي دارد، و هم چنين مسائل قابل توجه از توسعه زمان خود را پيگيري ميكند. بنابراين نويسنده به عنوان عضوي ازجامعه در بيان آرمانهای خود نمیتواند در كارش از ديدگاههای محيط پيرامونش جدا شود. كار ادبي در شرايط خلا بوجود نميآيد، بلكه كار ادبي به عنوان يك نتيجه از آفرينش نويسندهاي كه عضوي از يک گروه اجتماعي خاص است، براي بيان جهان بينی مرتبط با وضعيت اجتماعی كه پيرامونش اتفاق می افتد، بوجود می آيد(رضی، عمرانی دهکان،دارایی زاده، 1392ص933 ).
كار ادبي يك واكنش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره حافظ شیرازی، غزلیات حافظ، هویت فرهنگی، فارسی زبان Next Entries پایان نامه ارشد درباره آثار ادبی، جامعه شناسی، جامعه شناختی، تعامل اجتماعی