پایان نامه ارشد درباره غزلیات حافظ، آداب و رسوم، دیوان حافظ، حافظ شیرازی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد از اینکه به” آب چشمه خورشید دامن تر” کند.”
از نظر ایشان حافظ شاعر ومتفکری است که زبان فاخرش مولود قریحه وذوق بیهمتای اوست شهرت غزلیات حافظ نه تنها ایران بلکه سرتاسر گیتی را درنوردیده، وهمه ادب دوستانی که او را میشناسند به دیده احترام بدو مینگرند و دانشمندان ملل گوناگون جهان، بلندی همت زبان وبیان او را میستایند»(دشتی، 1364 ).
دکتر دینانی غزلیات حافظ را اینگونه توصیف میکند:« شاید اغراق و گزافه گویی نباشد اگر ادعا کنیم که غزلیات حافظ، یکی از انتقادی ترین آثاری است که نابسامانیهای جامعه بشری را زیر ذره بین برده ، آنها را برای همیشه مورد نکوهش قرار داده است. دیوان حافظ روزنامهای است که نه تنها هر روز، بلکه هر ساعت به گونهای تازه و روزآمد انتشار پیدا میکند و هرگزکهنه و فرسوده نمیگردد.
به عبارت دیگر میتوان گفت:« دیوان حافظ » به همان اندازه که تازه و روزآمد و معاصر است، همیشگی و جاودانه نیز به شمار میآید. شگفتی غزلیات حافظ در این است که از جایگاه خود در میان آثار عتیقه از یک موزه در میآید و با صدای بلند و آهنگی دلنواز، تازهترین آگهیهای روز را به گوش مردم میرساند. نکته شگفتانگیزتر در غزلیات حافظ این است که واژهها و حروف آن در گوش اشخاص بیگانه نیست و هر فردی، اعم از این که عارف باشد یا عامی، با تک تک این واژه ها احساس انس و الفت میکند.
جناب حافظ به گستره سخن خود آگاهی داشته و به درستی میدانسته است که دریافت کنندگان پیام او، همیشه و در همه جا حضور دارند .او در ارسال پیام خود به محدوده جغرافیایی این جهان بسنده نمیکند، بلکه در فراسوی زمان و مکان، مخاطبهایی را میشناسد که همواره گوش به پیام او سپردهاند و آن پیام را نیز پیوسته با خودشان حفظ و نگهداری میکنند. حافظ در مقطع یکی از غزلیاتش به این امر اشاره کرده، با صراحت تمام میگوید:
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند
حافظ وقتی ادعا میکند فرشتگان ملأ اعلی و قدسیان آسمانی به حفظ کردن شعر او اشتغال دارند، سخنی گزاف نمیگوید و از روی هرزه درآیی، لاف بیهوده نمی زند، بلکه معتقد است عنایت پروردگار شامل حالش گشته، پاداشی که در اثر صبر و بردباری انتظارش را داشته است، از خزانه غیب حق به او رسیده است (دینانی،1389 :35ـ 36 ). اوخود برای رفع هرگونه شبهه به این مسئله اشاره کرده، چنین میگوید:
این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند»
آقای سعید نیاز کرمانی در کتاب حافظ شناسی خویش مینویسد:« درباره شعر و زندگی حافظ غزل سرای بزرگ ایران سخن بسیار رفته و کتابها و رسالات متعدد برشته تحریر درآمده است ولی گفتگو درباره این بلند آوازه ترین شاعر ایران را از هر زبان که میشنوی نا مکرر است. بیت به بیت سخن او بحث انگیز است، گویی که از جهان دیگر و زبانی دیگر با ما سخن گفته است و هر کس از دریچه فهم ادراک خویش او را دیده و پسندیده است، یکی صوفیاش میداند و دیگری حیرت زدهای در عالم امکان و گروهی او را بیسوادی میدانند که در یک شب مورد لطف خداوند قرار گرفته است، برخی او را مسلمان و برخی کافرش میپندارند. براستی این حافظ کیست؟»(نیازکرمانی،1368 :21 ).
استاد دکتر باستانی پاریزی طی یک مقاله مستند و مفصل ذیل عنوان ( حافظ چندین هنر) اظهار میکند که :« حافظ غیر از هنر شاعری در خوانندگی و نوازندگی نیز دست داشته است و مینویسد که: ( شهرت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی بر ( حافظ ) بیشتر از آنکه مربوط به ( قرآن خوانی ) و ( حفظ قرآن ) باشد، مربوط به ( خوانندگی وموسیقی دانی او بوده است . ) البته در اینکه حافظ، حافظ قرآنی بوده است شک نیست اما اینکه تخلّص او تنها به مناسبت (قرآنی که اندر سینه داشته است )انتخاب شده باشد، جای گفتگو دارد، هر چد اجتهاد در برابر این نص است که گوید هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم ) »(باستانی پاریزی، 1345 :18 ).
تقی پور نامداریان در کتاب گمگشته لب دریا : درمقدمه کتاب ویژگیهای برای شعر حافظ برشمرده که نشان دهنده رویکردی جدید و قابل تأمل در شعر حافظ است. یکی از این ویژگیها این است که شعر حافظ ذهن خواننده را درگیر حادثهای میکند که بسیار پیچیده ومتنوع است . به نظر نویسنده، در شعر حافظ کشف فکر و عقیدهای خاص، کاری بیهوده است بنابراین « در شعر حافظ برای به دست آوردن یک نظام فکری و فلسفی و اخلاقی معین که با منطق عقلانی و یک بعدی مستقیم زمان آگاهی ما بتواند توجیه پذیر باشد، در شعر حافظ ناممکن است و شعرا و بیان هیچ تعلیم اخلاقی یا ضد اخلاقی را از طریق زبان به عهده نمیگیرد؛ چون اصلاً خود بیان اندیشه یا مضمونی از پیش سنجیده و پرداخته نیست»( پورنامداریان، 1382 :مقدمه )
«خواجه اندیشهای بلند و گسترده دارد و با نظری تیزبین و موشکافانه و درون نگر، رویدادهای زمان خود را نگریسته و بررسی کرده است. هرچند به خواجه، لقب حکیم یا فیلسوف یا معلم ندادهاند، ولی او در احوال زمان خود تأملی عالمانه و سوفیانه دارد. اشعار او، چکیده ایست از ژرفترین اندیشههای یک دانشمند و عارف وارسته، و در عین حال، آشنا به علوم و دانش زمان خود.
اشعار خواجه یکی از پایههای استوار فرهنگ ایرانی است که همه ایرانیان و فارسی زبانان، قرنهاست با آنها همبستگی روحی دارند. اشعار خواجه اصیلترین منبع برای پیبردن به افکار اوست. این اشعار را نباید سرسری خواند و تنها از زیبایی و لطافت لفظی و ظاهری آن برخوردار شد؛ بلکه باید در هر بیتی، دقّت کافی کرد تا از درون مایهی اندیشهای که درپردهی زیبا از سخنی دلنشین پیچیده شده ، آگاه شد و به ارزش عرفانی و اجتماعی و فلسفی آن پی برد» (شیبانی،1376 :4 ).
شاعران دو گروهند : گروهی فقط شاعرند وبه شعر شناخته میشوند و گروهی دیگر علاوه بر شاعری و شعر گفتن دارای فلسفۀ خاص و صاحب مکتب و مشربند. رودکی و فرخی و منوچهری و انوری و عنصری و خاقانی از گروه اول و فردوسی و سعدی و مولانا و حافظ و عطار از گروه دومند. حافظ از آنهاست که هم مکتب و مشرب خاص دارند و هم شعر لطیف و سخن بلند، و سرّ عظمت و محبوبیت و مقبولیت و اشتهار اشعارش در همین است. امّا ایهام بزرگترین هنر حافظ و نمک دائم اشعار او و آن افیون هوشربائی است که بادۀ غزل حافظ را چنین مستی بخش و دلکش و مرد افکن کرده است. شاعر به کمک ایهام رشتهای بر گردن مشتاقان شعر خود افکنده و میکشد هر جا که خاطر خواه اوست و فقط با آشنائی با این هنر خواجه و دریافتن ایهامات شعر اوست که می توان عروس نهان نشین حرمخانۀ طبع و ذوق آسمانی حافظ را از پشت هفت پرده ببازار کشید و از هر هفت توی معانی و بطون سبعۀ ابیات دلکش او که همچو قرآن کو بمعنی هفت توست خاص را و عام را مطعم در اوست(مرتضوی 1370 ، ص 6 ).
گوته، شاعر بزرگ كلاسيك آلمان به همان اندازه كه به فرهنگ و هنر يونان باستان عشق می ورزيد به حافظ شيرازی نيز ارادت داشت و خود را وامدار او میدانست. او هم چون غواصی ماهر در اعماق دريایِ اشعار حافظ، مرواريد معرفت صيد میکرد و او را شاعری فرازمانی می شناخت و معتقد بود اشعار حافظ در عين حال كه همچون آيينهای هنجارها، خوشيها و ناخوشيها و فراز و فرودهای حوادث سياسي و اجتماعي عصرش را مينماياند با حضور گسترده اش در ادوار مختلف، روح فرا زماني و مكاني را در خود گنجانده و جهاني و جاودانه شده است. گوته، عشق و همدلي خود را با حافظ در اشعارش بيان كرده است؛ چنانكه در ديوان غربی، شرقي ضمن ستايش حافظ، آورده كه خويش را در آيينه اشعار حافظ ديده و يافته و زماني در وجود او زيسته است. در شعر و شاعري، او را مرشد و مراد خود ميخواند و آورد شوق شورانگيز زندگي را در اشعار حافظ شگفت آور میداند وآن را در دوران سالخوردگي، انگيزه و غنابخش سروده هايش به شمار ميآورد. و در منظومۀ مشهور خود که « دیوان شعر به زمین و مشرق زمین » عنوان دارد خطاب به « لسان الغیب سیراز » چنین ، فرموده است:« ای حافظ خود را با تو مقایسه کردن عجیب جنونی است ! تو دریایی و در قبال تو ما قطراتی بیش نیستیم » (زرین کوب،1374 ).
سرهنگ ویلبرفورس کلارک در مقدّمه اش بر ترجمه و تفسیر دیوان حافظ میگوید:« در ادبیات فارسی هیچ اثری به اندازۀ کار حافظ سزاوار توجّه نیست. جدا از زیبایی ادبی، مبیّن آداب مردمی بزرگوار و هوشمند، در عصری بسیارمنزّه و مهذّب است. هنگامی که در غرب به ادبیات اعتنایی نمی شد، هنگامی که اجداد ما مشغول جنگهای ابلهانۀ صلیبی بودند، هنگامی که اعیان و اشراف ما نم توانستند اسم خودشان را امضاء کنند، در شرق دانش و نبوغ را ارج می گذاشتند و فردوسی حماسه میسرود»(کیانوش، 1989 ).

فصل چهارم
فرهنگ در غزلیات حافظ

فرهنگ
تعریف لغوي فرهنگ
همانطوری که زبان دچار تغییر وتحوّل میشود، در زبان فارسی نیز واژه« فرهنگ » دستخوش تغیرات گوناگون بوده است. در لغت نامه دهخدا «فرهنگ » از «فر» و «هنگ» از ریشه ثنگ اوستایی به معنی کشیدن و فرو هختن آورده شده است. بنابر این فرهنگ یعنی «بالا کشیدن »و «اعتلا بخشیدن »(لغت نامۀ دهخدا، ذیل واژۀ فرهنگ ).
فرهنگ فارسی معین نیز واژۀ «فرهنگ » را مرکب از دو واژۀ «فر» و «هنگ » به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده است(فرهنگ، معین، ذیل واژۀ فرهنگ ).
تعریف اصطلاحی فرهنگ
این واژه در نزد اندیشمندان مسلمان و ایرانی با برداشتهای متفاوت ترکیب یافته وتعریف اصطلاحی فرهنگ دامنه گستردهای یافته است:
وجه معنوی تمدّن را فرهنگ میگویند. پدیدههای معنوی، پدیدههاییاند که نیازهای غیر حیاتی آدم ر ا برآورده میکنند. لباس پوشیدن، مادّی است؛ ومّد ورنگ لباس، جزء پدیدههای معنوی است.
فرهنگ، مجموعه پيچيدهای است كه در برگيرنده دانستنيها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي ديگري است كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است(آشوری، 1380 :47 ).
فرهنگ به طور عام، يكي از گستردهترين، پر سابقهترین و در عين حال از پيچيدهترین مقولات تاريخ زندگي بشري است.” سرادوارد برنت تايلور در 1871ميلادی فرهنگ را”كليت درهم بافته ای متشكل از دانش، دين، هنر، قانون، اخلاقيات، آداب و رسوم و هرگونه توانايي و عادتي كه آدمي چون عنصري ازجامعه به دست میآورد تعريف كرده است”(نوذرپور و موسوي نژاد،1382 ).
بنابراین هیچ یک از این تعریفها با هم معارض نیستند. بلکه از جهاتی نیزبرهم تأکید ورزیدهاند. فرهنگ ازجمله واژههای است که هنوز تعریف اجماعی برای آن بهدست نیامده است؛ بیشك هر جامعهای فرهنگ خاص خود را دارد كه در طول تاریخ تحتتأثیر عوامل گوناگون شکل میگیرد فرهنگ رسمی هرکشوری برگرفته از فرهنگ شفاهی و عامۀ آن سرزمین است. آنچه امروزه به عنوان شاهکارهای هنری و ادبی در دسترس ماست روزگاری به صورت پراکنده بر زبان نیاکان ما جاری بوده است، آنها بدون اینکه بدانند خالق این آثار چه کسانی بودهاند آنها را نسل به نسل به صورت شفاهی از یکدیگر فرا گرفته و به دیگران منتقل کردهاند درواقع شخصیتهای ادبی ایران و سایر کشورهای جهان مانند فردوسی، هومر، حافظ و شکسپیر با بهرهگیری از فرهنگ مردم توانستهاند، این مجموعه فرهنگ انسانی را گرد آوری کنند و با ذوق و اندیشۀ ظریف خود شاه کارهای ادبی کلاسیک را به جامعۀ بشری اهدا کنند.
فرهنگ حاصل برخورد انسان با طبيعت است و انديشة اجتماعي نيز نتيجة اين برخورد تكوين يافته است .بررسي و شناخت فرهنگهايي كه آداب و رسوم و سنتهاي آنان به واسطة افسانهها، ترانهها ، ضربالمثلها و ساير عوامل فرهنگ عاميانه و فولکلور سينه به سينه و شفاهي به نسلهاي بعدي ميرسد، كاري بس دشوار است. فرهنگ عامه از منابع با ارزش و، بكري است كه انسان را با روح حيات و فلسفة زندگي آشنا ميسازد. او را به سرزمين هاي نامكشوف برده، هر لحظه غبار از چهرة واقعيت پنهان ميزدايد. (علی پورسعدانی، شیخ زاده ، 1388).
گفتن و نوشتن درباره فرهنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره دیوان حافظ، زبان فارسی، شفیعی کدکنی، غزلیات حافظ Next Entries پایان نامه ارشد درباره زبان عامیانه، ضرب المثل، سبک عراقی، فرهنگ عامه