پایان نامه ارشد درباره عوامل هیجانی، داستان پردازی، هیجانات منفی

دانلود پایان نامه ارشد

در سطح ناهشیار خود موفق می‌شود در برابر لذت گرایی نهاد و اخلاق گرایی افراطی فراخود مقاومت کند و بدین وسیله سطح اضطراب را در فرد کاهش دهد، ولی زمانی که دیگر این دفاعها کارایی خود را از دست بدهند یا شکست بخورند، ساختار شخصیت فرو می‌پاشد (کل شخصیت میدان جنگ نهاد و فراخود می‌شود و فرد کنترلی بر اعمال خود نخواهد داشت) و فرد با انواعی از بیماری‌های روانی از روان رنجور (Neuroic) تا روان پریش (Psychotuc) دچار می‌شود. برخی از این مکانیسم‌های دفاعی عبارتند از: سرکوبی (Repression) ، انکار (Denial) ، فرافکنی (Projection) ، جابجایی (Translocation) ، دلیل تراشی (Rationalization) ، بازگشت (Reversion) و …

نظر فروید در مورد تاثیر عوامل هیجانی بر فراموشی

فروید معتقد است بسیاری از تجارب و خاطرات و اطلاعات ما از گذشته وارد بخشی از ذهن می‌شوند که اصطلاحا ناهشیار خوانده می‌شود. فروید این نظریه را بیان می‌دارد که برخی هیجانی دوران کودکی چنان آسیب‌زا هستند که حتی وقتی پس از گذشت سالها به هشیاری وارد می‌شوند، فرد را به شدت دچار اضطراب می‌کنند. این شدت از اضطراب برای هشیاری فرد غیر قابل تحمل و بسیار تهدید کننده است.

به این ترتیب ذهن انسان تلاش می‌کند تا این تجارب و خاطرات اضطراب‌آور را در ناهشیاری نگه دارد و به عبارتی آنها را سرکوب می‌کند و در نتیجه فرد را از تحمل اضطراب و ناراحتی شدید نجات می‌دهد و به این صورت است که فراموشی خاطرات و اطلاعات ناراحت کننده اتفاق می‌افتد. این اطلاعات تنها زمانی قابل دسترس خواهند بود که مقداری از هیجان منفی خود را برای فرد از دست بدهند، این عمل فقط از طریق روشهای درمانی مثل تخلیه هیجانی در روانکاوی و … امکانپذیر است.

بطور کلی در این نظریه سرکوبی عامل فراموشی می‌شود که بازیابی اطلاعات را از حافظه مختل می‌سازد. البته عوامل هیجانی غیر از تاثیر منفی خود روی حافظه به صورت فراموشی ، خطاهای دیگری را نیز سبب می‌شود. مثل بازیابی نادرست که به صورت پاسخهای نامناسب به یک موقعیت دیده می‌شود.

شواهدی دیگر از تاثیر عوامل هیجانی بر فراموشی

هرچند وجود درجاتی از انواع هیجانها در افراد عادی کاملا طبیعی و حتی لازم نیز می‌باشد، با این حال در برخی افراد افزایش درجات انواعی از هیجانها را مشاهده می‌کنیم. این هیجانها که اغلب از نوع منفی نیز هستند، برای فرد مبتلا به این حالت ناراحت کننده و آزار دهنده هستند و جوانب مختلفی از زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهند که حافظه و عملکرد آن نیز از این دسته است.

افرادی که مبتلا به افسردگی (در انواع مختلف) هستند، معمولا از فراموشی و کاهش حافظه خود گله دارند و آزمونهای حافظه در این افراد نیز این مساله را در آنها تائید می‌کند. همچنین افراد مبتلا به اضطراب (در شکلهای مختلف) نیز اغلب چنین مشکلی را گزارش می‌کنند. در این افراد کاهش عملکرد حافظه در مقایسه با افراد عادی ، تاثیر هیجانات منفی را روی فراموشی آنها نشان می‌دهد. بطوری که بعد از طی دوره درمان در این افراد با شروع علائم بهبودی ، بهبود حافظه نیز معمولا مشهود است. رفع اضطراب و افسردگی در این بیماران توام با بهبود مشکل فراموشی آنهاست.

فصل سوّم:

برّرسی عوامل پژوهش در داستان پردازی

در این فصل، نمونه هایی از داستان پردازی برای کودکان را خواهیم آورد و چنانچه خواهیم دید، این نمونه ها در راستای به کار گیری عنصر تخیل و اضافه نمودن کاربردهای هیجانی برای رویا سازی و خلق جهان آرمانی بوده اند و برای پژوهش ما حاوی نکات ارزشمندی هستند.

اسطوره – بشر – درمان

انسان بدوی، آن جا که هنوز تاریخ آغاز نشده بود، به یاری اساطیر و مناسک آیینی، روابط خود و جهان اسرار آمیز پیرامونش را سامان می بخشید.رویدادهای ناگوار طبیعی هم چون سیل، زلزله و توفان و حوادثی از این دست او را تهدید کرده و به هراس می انداخت.از همین رو بود که با برپایی آیین های ویژه، به ستایش مظاهر طبیعت پرداخته و تصور میکرد مثلاٌ با برگزاری مراسم قربانی می تواند از خشم خدای توفان در امان بماند. پیش از شکار، با نقاشی بر دیواره های غارها و نیز بر گزاری مراسمی که طی آن جادوگر قبیله با نقاب و رنگ و رقص و موسیقی، نقش شکار و شکارچی را ایفا می کرد، ضمن کسب اجازه از الهه ی شکار و ارواح نیاکان خویش، با باز سازی حادثه ای که هنوز اتفاق نیفتاده بود، می توانست بر آن تأثیر مطلوب بگذارد و جریان شکار را به سود خود تضمین کند. اقوام بدوی درحقیقت پیش از شکار، روح حیوان را از طریق اعمال جادویی تحت تسلط و نفوذ خویش در می آوردند، تسلط بر پدیده های هستی یکی از مشخصه های آیین های اساطیری است. از این رهگذر جادوگر قبیله به درمانگری افراد می پرداخت، یعنی با انجام مناسک آیینی ارواح شریری را که در جسم و جان آنان لانه می کرد، به تسلط خویش در می آورده است. “
(محامدی – ۱۳۸۶ – صفحه ۲۱و ۲۲)

از آن جا که مناسک و آیین های رمزی بر پایه ی باورهای اساطیری استوارند لازم است تعریف همه جانبه ای از اسطوره داشته باشیم. ((اسطوره روایتی قدسی و حقیقی است که حکایت می کند در آغاز چگونه پدیده ای به وجود آمده و یار رفتار و عملی شکل گرفته است. ))
اساطیر نمونه و الگوی همه ی اندیشه ها و اعمال معنی دار آدمی به شمار می روند. بنابر این شناخت اساطیر به معنی شناخت اصل و اساس روابط و رفتارهاست. باورهای اساطیری هم چنان در لابه لای عقاید و اعمال انسان مدرن نیز به حیات خود ادامه داده اند، هر چند که این انسان زاده ی عصر روشنگری و افسون زدایی از طبیعت و عقاید کهنه باشد. قهرمانان
کارتونی ((میکی موس و سوپرمن)) به گونه ای ادامه دهنده ی تصویر هرکول در دوران باستان هستند.
البته اساطیر عصر جدید با چهره ای نو و به کمک رسانه های گروهی به حیات خود ادامه می دهند،
حال آنکه مراسم و آیین های اسطوره ای در خارج از حیطه ی تاریخ، در حدود پانصد سال قبل از میلاد به نمایش تحول یافته اند.”
(محامدی – ۱۳۸۶- صفحه ۲۲ و ۲۳)

“در ایران نیز هنوز بقایای آیین های نمایشی و درمان سنتی به اشکال مختلف دیده می شود. در ترکمن صحرا ((بر خوان)) ، در بلوچستان ((گوات)) و در جنوب به مراسم ((زار)) (بر گرفته از آفریقا) وجود دارند. در مراسم زار درمانگر که با عنوان (( بابا زار)) یا ((مامازار)) شناخته می شود، به همراه موسیقی و تکرار اوراد خاص، بیماری یا باد جن را از جسم و جان بیمار خارج می کند. مجالس ذکر و سماع، حالت خلسه و وجد، طریقت های عرفانی و یا آداب و مراسم مذهبی بعضی از جوامع، همانند مراسم شفا بخش است.”
اسطوره ها آن بخش از تخیل آدمی را در بر می گیرند که بیش از هر چیز دیگری از ارتباط با طبیعت جان گرفته است. خدایان متعدد باستانی در جهان غرب (یونان و روم باستان)همگی از جنبه های متفاوت طبیعت سرچشمه گرفته اند، در حقیقت به نوعی طبیعت و گرایش خود به عالم دیگری متفاوت از آنچه با آن ارتباط دارند را با تخیل خود آمیخته و به صورت اسطوره هایی در آورده اند.
اما در جهان شرق این گرایشات با تعصبات تک خدایی و روح واحت سرکوب شده و اجازه ی تخیل
کردن را از انسان گرفته است.
حتی اسطوره ها در شرق دیده شده از افسانه ها و اسطوره های غربی سرچشمه گرفته است.
تخیل در اسطوره های شرقی به بزرگ پنداشتن و جادویی بودن دشمن یا نیروی مخالف بیشتر گرایش
داشته است و موجودات افسانه ای چنانچه در شاهنامه نیز دیده میشود و همواره قوی بوده اند .
اما شخصیت اسطوره ای فراتر از انسان نمی رود و نیروی او نیز محدود و مشخص است.
در جایی که نیروی او اوج می گیرد به دلیل عنایتی از نیروی واحد و خداگونه است که به دلیل یک
نیکی با بخشش به او عطا شده است.
اما هر چه از همین عالم اسطوره جلوتر آمده ایم کم کم نیروهای مخالف نیز از شکل تخیلی و غیر رئال خود فاصله گرفته و به حقیقت شبیه تر می شوند.
دیگر افسانه ها و قصه ها خلق نمیشوند،تکرارشان دلزدگی می آورد و پس از نسل ها قهرمانها شبیه
خودمان میشوند،خدایان انکار میشوند. و نیروهای تخیلی جایشان را به نیروهای واقعی می دهند چرا که زندگی ماشینی و مادی و نیازهای روزانه انسان را در مقابل انسان قرار می دهد پس تا نیروی مخالف با فشار مساوی در مقابل چشم بشر هست چرا ذهنش به تخیل نیروهای غیر عینی بگردد؟
شاید اعجاب انگیز ترین صفتی که بتوان برای رؤیا ذکر کرد شباهت بین محصولات و مضامین فکر
خلاق ما در هنگام خواب با باستانی ترین آفرینشهای آدمی، یعنی «اساطیر» باشد.
معمولاً اساطیر حس اعجاب انگیز ما را بر نمی انگیزند چون اگر به علت تلفیق با مذهب قابل احترام
شده باشند آنها را چون جزئی از مراسم معمولی و محترم خویش به طور سطحی می پذیریم؛و اگر هم
اساطیر فاقد چنین اعتباری باشند آنها را به عنوان بیانی کودکانه از افکار انسان در دوارنی که هنوز علم و دانش ذهن او را روشن نکرده بود تلقی می کنیم. در هر حال، اساطیر را چه نادیده انگاریم، چه تحقیر کنیم و چه تکریم، احساس می کنیم به دنیای وابسته اند که از عالم تفکر معمولی ما کاملاً جدا وغریبه است. با هینهمه بسیاری از رؤیاهای ما، هم از نقطه نظر شکل و هم از نظر محتوی با اساطیر شباهت دارند و ما که در هنگام بیداری رؤیا خویشتن را دور از واقع و عجیب می یابیم می توانیم در هنگام خواب به خلق و ساختن چنین محصولات افسانه مانندی بپردازیم.
در اساطیر نیز مانند رؤیا وقایع تکان دهنده و اعجاب انگیزی روی می دهد که امکان بروز آن در دنیایی که تحت استیلای قوانین زمان و مکان است وجود ندارد. قهرمانی خانه و کشور خویش را ترک می کند تا دنیا را منجات دهد،یا مأموریت خود را رها کرده در شکم ماهی بزرگی فرو می رود؛ می میرد و مجدداً زنده می شود؛پرنده ای افسانه ای می سوزد و از خاکستر آن پرنده ای زیبا به وجود می آید، و غیره.
البته ملل گوناگون، اساطیر گوناگون ساخته اند، همان طور که افراد مختلف رؤیاهای مختلف دارند، ولی با همۀ تفاوتهای آشکاری که در رؤیا و اسطیر میبینیم وجه اشتراکی در همۀ آنها موجود است و آن اینکه همگی به زبان سمبولیک «نوشته » شده اند.
اساطیر بابلی، هندی، مصری، یهودی و یونانی به همان زبان اساطیر آشانتی3 و تروکی نوشته شده اند، همان طور که رؤیای یک نیویورکی یا پاریسی امروز با رؤیای چند هزار سال قبل مردمان اورشلیم یا یونان به هم شباهت کامل دارد. رؤیاهای انسان بدوی و انسان امروزی به همان زبان ابراز می شود که مؤلف اساطیر ابتدای تاریخ از آن استفاده می کرده است. زبان سمبولیک زبانی است که تجربیات درونی و احساسات و افکار را به شکل پدیده های حسی و وقایعی در دنیای خارج بیان می کند و منطق آن با منطق معمول و روزمرۀ ما فرق دارد، منطقی که از مقوله های زمان و مکان تبعیت نمی کند و به عکس تحت تسلط عواملی چون درجۀ شدت احساسات و تداعی معانی است. این زبان را می توان تنها زبان بین المللی و همگانی نژاد انسان تلقی کرد چون برای همۀ نژادها و فرهنگ ها گوناگون و در تمام طول تاریخ مفهوم یکسانی داشته است. دستور نحو این زبان اختصاصی است و برای درک و فهمیدن رؤیاها، اساطیر و قصه ها فرا گرفتن آن لازم است.

با اینهمه، انسان امروز زبان سمبولیک را از یاد برده است: البته نه هنگام خواب، بلکه به هنگام بیداری.
آیا درک این زبان به هنگام بیداری نیز اهمیت دارد؟
مردمان قدیم، کسانی که در تمدن عظیم شرق یا غرب زندگی می کرده اند نسبت به اهمیت فرا گرفتن
زبان سمبولیک هیچ گونه تردیدی نداشته اند. از نظر ایشان رؤیاها و اساطیر گویا ترین بیان ذهن بشر به شمار رفته و نفهمیدن این پدیده ها دلیلی بر بیسوادی بوده است. ولی از چند قرن به این طرف تمدن غرب در این مورد تغییر وضع داده و اساطیر را ترشحات ساده دلانۀ مغز انسان بدوی تلقی کرده است، لاطائلاتی که مدتها قبل از کشفیات بزرگ انسان در طبیعت و آموختن پاره ای از طرق مسلط شدن بر آن به هم بافته شده اند. عصر جدید روشنگری، رؤیا را حتی از اساطیر نیز بی ارزشتر تلقی کرده و آن را لایق ندانسته است که مورد توجه انسان بالغ امروز قرار

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد نقض حقوق، جبران خسارت، اعمال مجرمانه Next Entries منبع تحقیق درمورد قانون مجازات، جبران خسارت، جبران خسارات