پایان نامه ارشد درباره عوامل طبی، عوامل طبیعی، نمایشنامه

دانلود پایان نامه ارشد

بر علیه مردها حتی از این هم واضحتر نمایش داده شده است. همانطور که از اسطورۀ بابلی خلقت متذکر شدیم برتری زن بر مرد صرفاً مربوط به قدرت خلق کردن فرزند ئ یا باروری اوست و در این قصۀ گرگ را مورد استهزا قرار داده اند چون او هم سعی کرده است آبستنی زن را تقلید کرده، موجودات زنده ای را در شکم خود حمل کند. ولی کلاه قرمزی کوچولو با گذاشتن تعدادی سنگ – که سمبول عقم و سردی است – در شکم گرگ او را مجازات کرده باعث مرگ او می شود. در اینجا رفتار گرگ متناسب با شدت و اهمیت جرم مورد مجازات قرار گرفته است یعنی او که سعی کرده است خود را در جای یک زن حامله بگذارد با سنگ که علامتی از عقم و نازایی است کشته می شود.
شخصیتهای اصلی قصۀ کلاه قرمزی را سه نسل متوالی از زنان تشکیل می دهند که از تضاد و کشمکش زن و مرد سخن می گویند (شکارچی موجود در انتهای قصه یک نوع مظهر پدری متعارف است بدون اینکه ارزش و اهمیت زیادی داشته باشد). منتها در اینجا درست بر عکس ارسطورۀ اودیپ زنها بر مرد پیروز شده تنفر خود را از مرد بخوبی بارز می کنند.
(فروم –۱۳۷۸ – صفحه۲۶۲ تا ۲۶۷)
آدمی در زندگی واقعی بیشتر با حوادث رو به رو می شود. حوادثی واقع می شود و او که ناظری بیش نیست از علل این حوادث نا آگاه است و نسبت به آنها بیگانه است. مسا ئل را از دور می بیند و در نتیجه نمی تواند شناخت درستی از آنها داشته باشد؛ مگر آنکه به تحقیق و بررسی و تشریح وتبیین علل آن بپردازد وشرایطی را که منجر به وقوع چنان حوادثی شده است مورد بررسی قرار دهد. کشمکش در یک اثر دراماتیک چنین وظیفه ای را انجام می دهد؛ وظیفۀ تحقیق و بررسی و تشریح و تبیین علل وقایع را. چرا که، لحظه به لحظه تماشا کن را در جریان مسائلی که منجر به حادثه خواهد شد می گذارد و از این طریق او را از جمیع مللی که منجر به حادثه خواهد شد آگاه می کند و کیفیّتی فراهم می آورد تا تماشا کن بر اساس تجربیات قبلی خود آن واقعه را، آنچنان که گویی بر خودش می گذرد، احساس کند؛ یعنی تجربه ای بدست می آورد مکمل تجربیات گذشته. به این ترتیب، می بینیم که تماشا کن برای دیدن کشمکش به تئاتر می رود و نمایش در کل چیزی جز کشمکش نیست. هر پیام و فکر و روش و مسلکی هم که نویسنده قصد ابلاغش را داشته باشد، باید در لابه لای همین کشمکش ها گنجانده شود؛ و یا در واقع، جزئی از ساختمان آنها باشد؛ کشمکشهایی که بر اثر انگیزه ای معین و در جهت رسیدن به هدفی مشخص – از بین بردن آشفتگی – بین دو نیروی همسنگ در می گیرد، بحرانی می شود، به اوج می رسد، فاجعه می سازد و نتیجه ای به بار می آورد. همچنین در طول کشمکش اشخاص بازی بر اثر تحولاتی که روی می دهد و موجبات رشد و نموّ ایشان را فراهم می آورد و خود را می شناسانند و داستان را جلو می برند. هستۀ چنین کشمکشی را در همه چیز و همه جا می توان سراغ گرفت. هر شخصی دارای صفات و خصوصیاتی است که اگر با کمک عامل «هماهنگی» در جوار نیروی «متضادش» گذاشته شود، «آشفتگی»ای را که منجر به کشمکش خواهد شد، ایجاد می کند. این شخص و نیروی متضادش نیز که به ظاهر ساده می نمایند، هر یک به نوبۀ خود محصول شرایط و حوادثی پیچیده و درهم هستند که در طول زمان، به یاری عامل «کشمکش»، پس از گذشتن از پستی و بلندیهای فراوان و در گیری با نیروهای مخالف شکل گرفته، کامل می شوند. کشمکش با تمام اهمیتی که در ساختمان یک اثر دراماتیک دارد، به سادگی از فرمول: «نیروی مخالف +هدف + شخص بازی محوری + کشمکش»
به دست می آید و همچنان که از ظاهر این فرمول می توان دید، قدرت و استحکام کشمکش و در نتیجه جذابیت و کشش نمایشنامه وابسته به قدر ت و استحکام تک تک عوامل طرف دیگر معامله، یعنی نیروی اراده و شدّت و خواست شخص بازی محوری، ارزش و اهمیت هدف و سر سختی و مقاومت نیروی مخالف در دشمنی با شخص بازی محوری است. یک شخص بازی محوری ضعیف، یک هدف نا مشخص و یا یک نیروی مخالف متزلزل، به طور قطع، کشمکشی چشمگیر در پی نخواهد داشت. از طرفی، قدرت شخص بازی محوری و شدّت خواست و نیروی اراده او را نیز، که مبّین ارزش و اهمیت هدف است، سر سختی نیروی مخالف، در مخالفت کردن با او به منصّۀ ظهور می رساند.
در واقع اگر مسئله را با دقتی بیشتر مورد بررسی قرار دهیم باید بگوییم، از نظر فن نمایشنامه نویسی و آفرینش یک اثر دراماتیک، هیچ شخصی به خودی خود و فی النفسه ضعیف یا قوی نیست؛ ضعف وقدرت او را میزان وابستگی اش هدفی که در پیش دارد معین می کند. یعنی هر اندازه هدفی که برایش مشخص شده است جذبۀ بیشتری برای او داشته باشد نیروهای او را برای دست یافتن بر آن بیشتر بسیج کند و به کار بیندازد، آن شخص بازی، خواه پیر یا جوان، خواه زن یا مرد، خواه ضعیف الجثه و خواه قوی البنیه باشد، از نظر دراماتیک، نیروی بیشتری دارد.
همچنین می دانیم که هدف وارزشهای نهفته در آن نیز یک امر نسبی و اعتباری است. هدفی که برای یک شخص بازی جذبه و اعتبار چندانی ندارد، از نظر شخصی دیگر ممکن است حایز اهمیتی غیر قابل تصوّر باشد؛ به طوری که برای دست یافتن بر آن حاضر باشد حتی جانش را نیز فدا کند.
(مکّی – ۱۳۸۳ – صفحه ۱۸۸و۱۸۹)

الف . انواع کشمکش/ به عبارت بهتر ستیز به اعتباری ماهیت نیروی مخالف :
دربارۀ انواع کشمکش گفته شده است آدمی در جواب به محرکهایی متفاوت که او را به حرکت و کشمکش وا می دارد بازتابهایی گوناگون داشته، محرکی واحد نیز بر اشخاص مختلف، به اقتضای خلق و خوی ویژۀ ایشان، واکنشهایی متفاوت را موجب خواهد شد. بنابراین، نوع کشمکش که از طرف وابسته به محرک اولیه است – که شمار آن در عالم خارج نا محدوداست – و از طرفی دیگر تابع خلق و خوی افراد – که از نظر تنوع خصوصیات اخلاقی طیفی گستره را در بر می گیرد – بسیار زیاد و تنوع است؛ مع هذا، کشمکش را به اعتبار نحوۀ بروز و شکل تجلی اش و یا به عبارتی، بر اساس ماهیّت نیروی مخالفی که در مقابل شخص بازی محوری قد علم می کند، به شش نوع تقسیم کرده اند:
۱.آدمی بر ضد طبیعت1. در این نوع کشمکش، شخص بازی محوری در مقابل قدیمی ترین حریف خود، یعنی طبیعت قرار می گیرد. حریفی که از بدو پیدایی اش تاکنون، همواره در کشمکشی بی وقفه با آن بوده، به منظور تسلّط بر آن و یا مهار کردن عصیانش از دل وجان کوشیده و در صدد بوده است با کشف قوانین عملکرد آن و یا با دست یافتن بر مکانیزم تحوّلاتش، نه تنها خود را از چشم زخم آن درامان دارد، بلکه نیروی عظیم آن را نیز – که به صورت عادّی موجب خرابیهایی بی شمار می گردد – در مجرایی بگرداند، و به طریقی هدایت کند که در خدمت انجام یافتن مقاصد او در می آید. و این نوع کشمکش که از دورترین روزهای عمر آدمی شروع شده است، امروز نیز ادامه دارد. نهایت اینکه، بشر اوله با وسایلی ساده ابتدایی به جدال با چنین نیروی بر خاسته است و دامنۀ انتظاراتش نیز در مقایسه با توقعات بشر قرن بیستم محدود تر بوده است؛ حال آنکه، این روزها آدمی بر اثر دست یافتن بر رمز و راز تحوّلات بسیاری از عوامل طبیعی و همچنین به برکت بر خورداری از تکنولوژی پیشرفته، اولاًمجهز به وسایلی دقیق و پر قدرت برای انجام پذیرفتن خواسته هایش است؛ ثانیاً دامنۀ توقعاتشان نیز وسیع تر شده است. این نوع کشمکش، قدیمی ترین نوع کشمکش آدمی بوده است، شاید در آینده نیز بیش از هر نوعی دیگر از انواع کشمکشها فکر و ذهن بشر را به خود معطوف نگهدارد و حریفی پر نفس باشد برای مبارزه در عرصه هایی جدیدتر. عامل اصلی اختلاف در این نوع کشمکش، که عموماً گردِ دو محور اساسیِ به دست آوردن غذا و مصون نگهداشتن خود از چشم زخم عوامل طبیعت دور می زند، در زمینه های زیر متجلّی می شود:

الف – به دست آوردن غذا که شامل دو مرحله است:
۱.گرد آوری غذا همچون جمع کردن دانه و میوۀ درختان و یا شکار حیوانات.
۲.تولید غذا، همچون کشت و زرع و پرورش هنواع و اقسام جانوران.
ب – فرار از چشم زخم عصیانِ عوامل طبیعی همچون؛ سیل، زلزله، آتش سوزی در جنگل، آتش فشانی و ….
ج – مبارزه با بیماریهای گوناگون که در قدیم به وسیلۀ جادوگری و انجام دادن مراسمی آیینی صورت می گرفت2 و امروز با تحقق و تتبع، به روشهای علمی، در صدد ریشه کنی آنها هستند.
د – کشف سرزمینهای نا مکشوف و کوچ از سرزمینی به سرزمینی دیگر برای فرار از بی حاصلی، عصیان عوامل طبیعی ویا به منظور ارضای حس کنجکاوی و ماجراجوی. در گذشته تمام این اعمال در سطح زمین انجام می گرفت ولی امروزه آدمی کرات سماوی اعماق اقیانوسها را هم به قلمرو فعالیتهایش در این زمینه اضافه کرده است.
ھ – ایجاد تغییراتی در چهرۀ ظاهری طبیعت به منظور بهره گیری از امکاناتی که از این طریق فراهم ؛ می آید؛ همچون سدّ سازی و کندن تونلهای گوناگون به منظور آبیاری و یا بر قراری شبکه های ارتباطی همچون راههای زمینی، راههای آبی و ….
1.man against nature
2.مراسم« زار» در جنوب ایران و «شامان» یا «پری خوان» در ترکمن صحرا نمونه هایی جالب از چنین روشی است.

۲.آدمی بر ضد سرنوشت52. این نوع کشمکش که منبعث از تراژدیهای یونان باستان است، بر اساس این باور استوار است که سرنوشت آدمی از روز اول رقم خورده است و هیچکس، حتی خدایان را نیز، توان آن نیست که تغییری در مسیر آن ایجاد کنند. مشخص ترین اثری که در دوران باستان به طرح چنین مسئله ای پرداخته است، تراژدیِ ادیپ شهریار1 است وآن ماجرای عواقب نفرینی است که به علّت کشته شدن اژدهایی مقدس دامنگیر دودمان کادموس2 می شود و فرزندان او، نسل اندر نسل، بدون آنکه خود گناهی کرده باشند، کفارۀ گناهی را که از جدّ امجدشان سر زده است می پردازند. یعنی در واقع، محکوم به پذیرش سر نوشتی شده اند که از پیش برای ایشان مقدّر شده است و تلاش و کوشش ایشان نیز در جهت گریز از آن سر نوشت محتوم امری است عبث و بی حاصل. بنابر اساطیر یونان، زئوس3، خدای خدایان ، ایروپه4، دختر اگنور5، را می رباید. آگنور فرزندانش را به جست وجوی دختر می فرستد و فرمان می دهد که تا او را نیابد باز نگردند. کادموس، یکی از فرزندان آگنور، پس از جست وجوی بسیار، به هاتف معبد دلفی روی می آورد ودر می یابد که نمی تواند خواهرش را بیابد؛ و نیز آگاه می شود که مقدّر است در جایی خاص شهری بنا کند و شهر تب را پی می افکند.
سپس کادموس مردانش را به چشمۀ آرس می فرستد که آب بیاورند تا الهۀ حامی خود، آتنه را،نیایش کند. هیچ یک از ایشان باز نمی گردند. کادموس خود به سر چشمه می رود و می بیند که اژدهایی همۀ آنها را کشته است. به فرمان آتنه کادموس اژدهای مقدس را – که از فرزندان آرس خدای جنگ می باشد – می کشد، و گرچه هشت سال به کفّاره این گناه جملۀ خدایان را خدمت می کند و خدایان نیز او را می بخشند و به پادشاهی تب می رسانند؛ مع هذا، سرانجام سر نوشتی شوم او و تمامی دودمانش، و از آن جمله ادیپوس را، بسی دردناک، تباه می کند.
1.man against fate . 2.Oedipus Rex. 3.Kadmus. 4.Zeus. 5.Europa . 6.Agenor.

۳.آدمی بر ضد آدمی. این نوع کشمکش که از نمایشنامه های خوش ساخت یوجین اسکریپ 2 گرفتهتا بسیاری از شاهکارهای ویلیام شکسپیر را در بر می گیرد، رایج ترینِ انواع کشمکش در نمایشهای صحنه ای است. در این نوع کشمکش، اختلافِ بین دو طرف ماجرا بیشتر بر اساس یک امر خصوصی است و پایه و مبنای ایدئولوژیکی ندارد. چه بسا که نویسنده نیز اسا ساً خود را ملزم به روشن کردن علل اجتماعی و سیاسی آن نداند و با فرض وجود چنین امری ویا با محرز و بدیهی دانستن خصومت معینی بین طرفین دعوا، به بهره برداری از امکانات دراماتیک آن بپردازد. یعنی بیش از آنکه در بند علل اجتماعیِ مسئله باشد، عواقب اخلاقی آن برایش مهم است. و در واقع، موضوعی که در این نوع کشمکش جان کلام و پیام نویسنده را در بر دارد، نه یک مشکل اجتماعی که بیشتر امری است اخلاقی.
1.man against man. 2.Eugene Scribe
آدمی بر ضد خود1. این نوع کشمکش که بر اساس مبارزۀ آدمی با خودش استوار است، توانایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره روابط جنسی، قرون وسطی، نشانه شناسی Next Entries پایان نامه ارشد درباره جهان بینی