پایان نامه ارشد درباره عوامل درونی، ناسخ و منسوخ، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

دلیل بر وجه تناقض یا تضادّ (سبحانی،1387: 220). که به اعتقاد بسیاری از بزرگان شیعه، وجود چنین تعارضی در احادیث غیرممکن است، که در ابتدای بخش دوم فصل حاضر، به توضیح آن پرداخته شده است.
در مقابل، تعارض بدوی به علل مختلف در روایات ما وجود داشته است؛ چراکه از همان روزهای آغازین شکل گیری حیات دینی مسلمانان، بحث اختلاف و تعارض اخبار مطرح بوده است. این بحث از جمله مباحث بسیار اساسی و کارآمد علم فقه و حدیث پژوهی است؛ زیرا گستردهترین منابع فقه که روایات است در موارد زیادی مشتمل بر تعارض و تنافی است. اینجاست که فقیه دچار مشکل و حیرت میشود و تنها علم مختلف الحدیث و در راستای آن مباحث انتزاعی تعارض ادلّه در علم اصول است که میتواند راهنما و مددکار او در عبور از راههای پرپیچ و خم و سنگلاخ تعارض و هموار کردن مشکلات اختلاف اخبار باشد، که دانستن اسباباختلاف و راه علاج آن، در وحدت آراء و نزدیک شدن به صواب و حقیقت، بسی مؤثر است وپیشینیان، تبحّر در آن را نشانهی رسیدن به مرتبت اجتهاد و جواز نشستن بر مسند فتوامیدانستند(دلبری،1390: 149).
3-1-2- عوامل پیدایش تعارض:
شایان ذکر است که علمای علم اصول، در مقام ریشهیابی علل و عوامل پیدایش و ظهور ادلّهی متعارض، به ویژه احادیث متعارض، به اسباب و علل گوناگون اشاره کردهاند که با ملاحظهی ویژگیهایشان میتوان آنها را در دو بخش کلّی تقسیم بندی کرد:
3-1-2-1- عوامل بیرونی
منظور اسباب و عللی هستند که با اصل کلام پیشوایان دینی، ربط و نسبت مستقیمی ندارند؛ بلکه خارج از آن عارض گشته و موجب ظهور ناسازگاری و ناهماهنگی محتوایی دستهای از روایات شدهاند. این نوع عوامل عبارتند از: بدفهمی راویان از سخن معصوم (ع)، نقل به معنا، جعل حدیث، متفاوت بودن مخاطبان و اختلاف سطح درک و بینش راویان، دخالتهای عمدی یا سهوی راویان و ناسخان، تقطیع حدیث در برخی منابع حدیثی و ضعف علمی و کم آشنایی گروهی از راویان با دقایق زبان عربی (صدر،1417،ج4: 29- 41).
3-1-2-2- عوامل درونی
منظور وجود ویژگیها و خصائصی در متن اخبار در پیوند با جهت و کیفیت صدور آنهاست که به تبع، میان دستهای از آنها، ناهماهنگی مضمونی رخ داده و تضاد و تناقض را سبب شده است. این عوامل عبارتند از: صدور برخی احادیث از باب تقیّه، تدریجی بودن بیان برخی از احکام شرعی، اختصاص داشتن بعضی از آنها به موضوع یا زمان خاص، تفاوت میان احکام حکومتی و اولیه، وجود تشابه در برخی از احادیث و سرانجام نسخ پارهای از آنها توسط دستهای دیگر (همان).

3-1-3- عوامل تعارض و اختلاف در بیان امام علی (ع):
امیرمؤمنان (ع) در پاسخ شخصی که از او دربارهی اسباب اختلاف و تعارضِ روایات پرسید به سه عامل عمده تصریح نمود، گرچه از عوامل دیگری نیز از کلام حضرت استفاده میشود. آن سه عامل عبارت است از:
1- جعل و وضع منافقان، اخباری دروغین و باطل در کنار اخبار راستین و حق.
2- جهالت و سوء فهم راویان.
3- نسخ.
درخطبهی 210 «نهجالبلاغه» چنینآمدهاست: شخصی از حضرت علی (ع) دربارهی احادیث و اخباری که در دست مردم است و با یکدیگر اختلاف دارد پرسید، امام فرمود:
«آنچه در دست مردم است، حقّ و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محكم و متشابه، به هم آمیخته است؛ گاه احاديثى است كه به دقّت حفظ و نقل شده، گاه رواياتى است كه با ظنّ و گمان روايت شده است؛ و بدانيد در زمان حيات رسول خدا(ص) آنقدر دروغ بر آن حضرت بسته شد كه حضرت به پا خاست و خطبهاى خواند و فرمود: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْمَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ؛ هر كس عمداً به من دروغى ببندد بايد جايگاه خويش را در آتش دوزخ مهيّا سازد» (مجلسی،1403،ج20: 345).حديث را چهار كس نقل مىكنند و پنجمى ندارند:
1. مردی منافق كه اظهارايمان مىكند و خود را مسلمان مىنماياند، ولى از ارتكاب هيچ گناه وجرمى باك ندارد و بر رسول الله(ص) به عمد دروغ مىبندد.اگر مردم مىدانستند كه منافق و دروغگوست، سخنش را نمىپذيرفتند و تصديق نمىكردند، ولى مىگويند: يار رسول الله(ص) است، او را ديده و از او شنيده و ضبط كرده است. پس مردمگفتارش را مىپذيرند و خداوند در قرآن از منافقان خبر داده و بدان صفات كهدارند براى تو وصفشان كرده است. اينان بعد از پيامبر(ص) ماندند و بر آستان پيشوايان ضلالت و داعيانى كه به باطل وبهتان مردم را به آتش فرا مىخواندند، تقرّب يافتند، حتى بهحكومتشان هم گماشتند و بدين نام بر گردن مردم سوارشان كردند و در پناه نامآنها به جهانخوارى، پرداختند؛ زيرا مردم غالباً با پادشاهان ودنياداران هستند، مگر كسىكه خداوندش از اين خطر نگه داشته باشد. و اينيكى از آن چهار دسته است.
2. مردى است كه از رسول خدا (ص) خبرى شنيده، امادرستش را به خاطر نسپرده و قصد آن ندارد كه دروغ بگويد. او چيزىرا كه آموخته، اينك، روايت مىكند و خود نيز به كارش مىبندد و همه جامىگويد كه اين سخن را ازرسول خدا(ص) شنيدهام. اگر مسلمانان مىدانستند كهاو اشتباه دريافته از او نمىپذيرفتند و خود نيز اگر مىدانست تركشمىگفت.
3. مردى است كه از رسول خدا(ص) چيزى شنيده كهبدان فرمان داده، سپس، از آن نهى كرده است، بى آنكه، او آگاهشده باشد. يا شنيده است كه از كارى نهى كرده، سپس، به آن فرمان داد،بى آنكه او خبردار شده باشد؛ بنابراين ، منسوخ را شنيده ولى ناسخ را نشنيده است. اين مرد اگر مىدانستآنچه مىگويد نسخ شده، هرگز نمىگفت. و اگر مسلمانان هنگامىكه آنرا از او شنيدند مىدانستند كه نسخ شده، آن را ترك مىگفتند.
4. مردى است كه هرگز به خدا و پيامبر او دروغ نمىبندد و به سبب ترسىكه از خدا دارد و نيز به خاطر بزرگداشت پيامبر او دروغ رادشمن است، به اشتباه هم نيفتاده است، بلكه هر سخنى را چنانكه از پيامبر (ص) شنيده است به خاطر سپرده و اينك روايتش مىكند، نه بر آن مىافزايد و نه از آن میكاهد. ناسخ را به خاطر سپرده و به كارمىبندد و منسوخ را به خاطر سپرده و از آن دورى مىجويد.خاص را از عام تميز مىدهد و متشابه را به جاى محكم نمىنشاند و هر چيز را به جاى خود مىنهد.گاه اتفاق مىافتاد كه سخن رسول الله(ص) را دو جنبهبود: جنبهاى روى در خاص داشت و جنبهاى روى در عام. چنين سخن راكسىكه از قصد خداوند و پيامبر او آگاهىنداشت، مىشنيد، آنگاه بى آنكه به معنى آن معرفتى يافته و منظورگوينده را از بيان آن شناخته باشد، به صورتى توجيه مىكرد و چنان نبود كههمهی اصحابرسول خدا(ص) از او چيزى پرسيده و فهم آن سخن را خواسته باشند. تا آنجاكه، برخى آرزو مىكردند كه عربى باديه نشين يا غريبى بيايدو از او چيزى بپرسد تا آنها گوش بدان فرا دهند. حال آنكه، هيچ مشكلى براىمن پيش نمىآمد مگر آنكه از او مىپرسيدم و درست، به خاطر مىسپردم. آرى، علل اختلاف مردم در روايت اينهاست.
از سخن حضرت علی (ع) در اسباب اختلاف اخبار، چنین بر میآید که علّت اختلاف در احادیث، عوامل درونی و بیرونی است، یعنی بخشی از آن مربوط به خود کلام معصوم (ع) است، مانند: ناسخ و منسوخ و عام و خاص، و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی، که بر متن و سند حدیث عارض میشود، مانند: شرایط و اوضاع سیاسی، انحرافات فکری، جهالت و سهو راوی.
3-1-4- عوامل تعارض اخبار از دیدگاه محققان
این مسأله از دیرباز در پژوهشهای حدیثی ـ فقهی در نظر بوده است. برخی از عالمان که به این بحث پرداخته‌اند،عبارتند از:
الف) محمد بن ادریس شافعی (م ۲۰۴ ق)، وی در کتاب«الرسالة» به چندین عامل تعارض اشاره می‌کند که از آن جمله است: نسخ، تقطیع خبر، از بین رفتن قراین حالی و مقالی، بویژه سبب صدور خبر، تفاوت حالات مکلّفان، اختلافات راویان در دریافت خبر و برداشت نادرست راویان(شافعی،بیتا: 213- 214).
ب) شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)، در کتاب «الاعتقادات»، باب «الاعتقاد فی الحدیثین المختلفین»، تخییر و تقیه را از اسباب تعارض دانسته است و در ادامه، خطبـهی حضرت امیر (ع) را در بیان اسباب اختلاف اخبار، نقل می‌کند(صدوق،1414: 117). همچنین از وجوهی که برای روایات طبّی بیان کرده است، استفاده می‌شود که وی عوامل تعارض در این اخبار را دخالت زمان و مکان، اختلاف حالات مردم، وضع و جعل، سهو راوی و تقطیع خبر می‌داند(همان: 89).
ج) فخر رازی (م ۶۰۶ ق)، عوامل تعارض را چنین برشمرده است: نقل به معنا، نسیان راوی، توهّم در اسناد به معصوم (ع)، از میان رفتن قراین حالی و مقالی، وضع و جعل(فخررازی،1412،ج۴: ۳۰۲).
د)شهید اوّل (م ۷۸۶ ق)، در مقدمهی«الذکری»، تقیه و استتار، از بین رفتن قراین حالی و مقالی، بویژه سبب صدور خبر و اشتباه برخی راویان را از اسباب تعارض برشمرده است(عاملی،1217: 6).
ه) پدر شیخ بهایی (م ۹۸۴ ق)، با تکیه بر برخی روایات، از چهار عامل: نسخ، جعل، برداشت نادرست راوی و تقیه نام برده است(عاملی،1401: 169).
و) شیخ انصاری (م ۱۲۸۱ ق)، در رسائل «تقطیع اخبار»، نقل به معنا، از میان رفتن قراین حالی و مقالی و تقیه را از جمله عوامل اختلاف اخبار می‌داند(انصاری،بیتا،ج۲: ۸۱۰).
ز) شهید صدر اسباب و علل زیر را ذکر می‌کند: برداشت نادرست راوی، تغییر احکام با نسخ، از میان رفتن قراین، تصرّف راویان و نقل به معنی، تشریع تدریجی، تقیه، رعایت شرایط و حالات راوی و جعل و وضع(صدر،1417،ج۷: ۲۹ ـ ۳۹).
ح) آیت الله سیستانی، از معدود فقیهانی است که به طور مفّصل به صورت نظری ـ تطبیقی در درس خارج اصول، با اهتمام زیاد بدان پرداخته است. اسباب اختلاف از دیدگاه ایشان عبارت است از: نسخ، احکام قانونی و ولایی، تقیه و کتمان، وضع و جعل، نقل به معنی، احادیث مدرَج، تقطیع احادیث، تصحیف و تشابه خطوط، تصحیح قیاسی، خلط بین کلام امام و کلام دیگر افراد از سوی راویان(حسینی،1414: ۲۶ ـ ۲۹).
ط) آیتالله سبحانی: وی تقطیع روایات، رعایت شرایط و احوال راوی، فتوای به خلاف بر حسب مصلحت راوی، جعل و وضع، نقل به معنی، کم سوادی راوی و تقیه را از عوامل تعارض برشمرده است(سبحانی، 1415،ج۴: ۴۲۹ ـ ۴۳۵).
با توجه به روایات پیشین و سخنان اندیشوران در این باره، می‌توان علل و عوامل تعارض را چنین برشمرد:
برداشت نادرست و جهل به احادیث؛ تقیه و کتمان؛ وضع، جعل و تزویر؛ نقل به معنی و تصرّف راویان در حدیث؛ احکام حکومتی، تبلیغی و قضایی معصومان (علیهم اسلام)؛ اختلاف مراتب راویان از نظر جهل، نسیان و سهو؛ رعایت شرایط و اوضاع گوناگون مکلّفان؛ اختلاف حوادث و شرایط زمانی و مکانی؛ از میان رفتن پاره‌ای از قراین حالی و مقالی، به ویژه سبب صدور خبر؛ نحوهی کتابت و تصحیف روایات؛ تقطیع احادیث؛ احادیث مدرَج؛ تخییر در حکم؛ از بین رفتن پاره‌‌ای از احادیث؛ تفویض و واگذاری احکام به اهل بیت (علیهم السلام)؛ رعایت ظرفیت راوی؛ تغییر احکام با نسخ؛ القای اختلاف از سوی ائمه (علیهم اسلام)برای مصلحت شیعیان؛ تشریع تدریجی؛ تبعیض در بیان احکام؛ خلط راوی بین کلام امام (روایت) و کلام دیگر افراد؛ منع تدوین حدیث.
3-1-5- عوامل تحقّق تعارض:
دو دلیل متعارض، ممکن است با یکدیگر متناقض باشند (مانند وجوب و عدم وجوب چیزی) یا متضاد (مانند وجوب و حرمت چیزی). همچنین در تعارض لازم نیست تنافی دو دلیل ذاتی باشد؛ بلکه تنافی عرضی هم کافی است؛ مثلاً هرگاه حدیثی بر وجوب نماز جمعه و حدیث دیگر بر وجوب نماز ظهر در روز جمعه دلالت داشته باشد، این دو دلیل هرچند ذاتاً با هم تعارض ندارند، ولی چون از ادلّهی دیگر به دست میآید که در ظهر جمعه، فقط یک نماز واجب است؛ بنابراین میان آن دو در حقیقت، تعارض وجود دارد. نکتهی دیگر اینکه نباید به صرف ملاحظهی هرگونه ناهماهنگی جزئی میان مفاد چند دلیل؛ یا رؤیت اختلاف میان چند دلیل یا امارهی شرعی، به تعارض آنها حکم داد و وجود اختلاف بین آنها را قطعی دانست و در همهی موارد، نیاز به حلّ تعارض را احساس کرد، بلکه برای تحقّق چنین تعارضی شروطی وجود دارد که قول به تعارض، منوط به احراز آنهاست.
در منابع اصولی برای تحقق تعارض عواملی بیان شده که مهمترین آنها عبارتند از4 (برزنجی،1417،ج1: 153ـ162):
3-1-5-1- یقینی نبودن ادلّهی تعارض
نخستین شرط، تحقّق تعارض آن است که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره علامه مجلسی، علوم عقلی، فقه الحدیث Next Entries پایان نامه ارشد درباره اخبار علاجیه، علامه مجلسی، استنباط حکم