پایان نامه ارشد درباره علوم اجتماعی، دانشگاهها، روابط معنایی، پییر بوردیو

دانلود پایان نامه ارشد

تولید برنامههای جذاب برای تعداد زیادی از مخاطبان و متعاقبا کسب درآمد از طریق آگهیهای تجاری مبتنی است (مهدیزاده، 1391: 243).. به عبارت دیگر اقتصاد مالی عمدتا معطوف به ارزش مبادله است(استوری، 1389: 73). در مقابل، اقتصاد فرهنگی تلویزیون بر مصرف برنامههای مناسب و درخور عامه مبتنی است. در اقتصاد فرهنگی، مخاطب یک کالای صرف نیست، بلکه مولد معنا و لذت از خلال اشکال مقاومت نشانهشناختی و گریز است. اقتصاد فرهنگی، مولد نهایی فرهنگ عامه و نقطه اتکای روابط گفتمانی بین صنایع رسانهای و مخاطبان رسانهای است. فیسک اذعان میکند که اقتصاد تجاری، تعیین کننده نتایج اقتصاد فرهنگی نیست. تولیدکنندگان در اقتصاد تجاری میتوانند از نمایش یک برنامه تلویزیونی ناموفق با تعداد بینندگان پایین انصراف دهند یا مجموعههای تلویزیونی پربیننده را سفارش بدهند، اما نمیتوانند خلقوخو و وجوه دائما در حال تغییر و نیز ترجیحات مخاطبان در اقتصاد فرهنگی را پیشبینی کنند (مهدیزاده، 1391: 243). فیسک برای نمونه به یک سریال تلویزیونی اشاره میکند که شرکت «ان بی. سی» فروخت و این شبکه هم قراردادی برای برخورداری از حمایت مالی با کارخانه اتومبیلسازی مرسدس بنز منعقد کرد و بدین وسیله مخاطبان آن برنامه را در دسترس این شرکت قرار داد. تمام این رویدادها در حوزه اقتصاد مالی رخ دادند. در حوزه اقتصاد فرهنگی، این سریالاز یک کالای فرهنگی (که به شبکه تلویزیونی «ان. بی. سی» فروخته شده بود) تبدیل گردید به عرصه تولید معنا و لذتهای مختلف برای مخاطبانش. به طریق اولی، مخاطبان این برنامه هم از کالا (کالایی که قرار بود به کارخانه مرسدس بنز فروخته شوند) به تولیدکننده معناها و لذتهای مختلف تبدیل شدند(استوری، 1389: 72- 73).
هر یک از دو حوزهای که فیسک در اقتصاد مشخص کرده است [اقتصاد مالی و اقتصاد فرهنگی] به طرفداری از منافع یک طرفِ تخاصم در این نبرد وارد عمل میشوند: اقتصاد مالی بیشتر مدافع ادغام و همگونسازی فرهنگی است، حال آنکه اقتصاد فرهنگی از نیروهای مقاومتجو و تفادتگرا حمایت میکند. مقاومت نشانهشناختی -که در آن، معانیِ مسلط توسط نیروهای تحت سلطه به چالش گرفته میشوند- کوشش نظام سرمایهداری برای همگونسازی ایدئولوژیک را تضعیف میکند. به گفته فیسک، بدین ترتیب «رهبری فکری و اخلاقی» طبقه مسلط مورد چالش قرار میگیرد(استوری، 1389، ص75- 76).
به عقیده فیسک، در اقتصاد فرهنگی، قدرت مخاطبان در مقام تولیدکنندگان قابل توجه است. این قدرت ناشی از این واقعیت است که معانی و لذت در اقتصاد فرهنگی به شیوهای مشابه ثروت در اقتصاد مالی گردش نمیکند (ارمکی؛ رضایی، 1385: 149). به نظر فیسک میتوان صاحب ثروت شد، اما تصاحب معنا و لذت کاری بسیار دشوار است. در اقتصاد فرهنگی، برخلاف اقتصاد مالی، کالاها در یک خط سیر طولی از تولید به سمت مصرف حرکت نمیکنند؛ انواع لذت و معنا بدون هیچگونه تمایز واقعی بین تولید و مصرف، بین آحاد جامعه گردش پیدا میکنند. علاوه بر این، قدرت مصرفکنندگان خودش را در عجز تولیدکنندگان از پیشبینی اینکه چه کالایی خریدار خواهد داشت، نشان میدهد (استوری، 1389، ص75- 76).

2-11-گادامر
هانس گئورگ گادامر در کتاب عمده خود با عنوان حقیقت و روش استدلال میکند که فهمشدن هر متن فرهنگی، همواره از منظر کسی صورت میگیرد که آن متن را فهم میکند. نویسندگان هنگام خلق اثر ممکن است نیات خاصی داشته باشند و بیتردید هر متنی واجد ساختاری عینی است، لیکن معنا در زمره اجزاء ذاتی متن نیست (به عبارت دیگر، معنا ماهیتی تغییر ناپذیر ندارد). درواقع، معنا چیزی است که هر شخصی با خواندن متن آن را ایجاد میکند. گادامر همچنین تاکید میکند که متن و خواننده همواره در موقعیتی تاریخی و اجتماعی با یکدیگر مواجه میشوند و موقعیتمند بودن این مواجهه همیشه در تعامل بین خواننده و متن تاثیر میگذارد. وی معتقد است که به همین سبب، هر متنی همواره با پیشپنداشت یا پیشداوری قرائت میشود. به سخن دیگر، متن هنگام قرائت شدن کیفیتی اصیل و دستنخورده ندارد، بلکه آگاهی خواننده -یا زمینه قرائت- در [معنای استنباط شده از] متن تاثیر میگذارد (استوری، 1389، ص88).
از نظر او پیشپنداشتها و پیشداوریهای ما رهیافتمان به متن را سازمان میدهند (استوری، 1389، ص88). در حقیقت پیشپنداشتها یا پیشداوریهای ما حکم «قضاوت نادرست» را ندارند. علاوه بر این، گرچه خواننده با اندیشههایی پیشپنداشته به متن روی میآورد، اما همواره با عینیت متن مواجه میشود (یعنی با کلماتی خاص که به نحوی خاص نظم داده شدهاند و لذا خواننده میتواند بین غزل شماره 138 شکسپیر و شعر «سفر دریایی به بیزانس» سروده و. ب. ییتس تمایز بگذارد). البته کاملا ممکن است که در این مواجهه، اندیشههای پیشپنداشته خواننده تعدیل شوند. لذا فهم متن (معنای متن) همواره فرایندی است که طی آن، عینیت متن با اندیشههای پیشپنداشته خواننده رویاروی میشود (و چه بسا آنها را تعدیل میکند). گادامر نحوه عمل این فرایند را -که «دور تاویل» مینامد- به گفتوگویی متشکل از پرسش و پاسخ تشبیه میکند، گفتوگویی که طی آن ما متن را مورد پرسش قرار میدهیم ولی به منظور فهم متن به شکلی رضایتبخش همیشه باید پذیرای پاسخهای متن به پرسشهایمان باشیم. در مواجهه خواننده و متن، هر دو سوی این گفتوگودخیل هستند. بدینسان، «معنای متن را نمیتوان به شکلی دلبخواهانه فهمید. خواننده نمیتواند متعصبانه فقط به پیشمعناهای خود پایبند بماند. بلکه باید آماده پذیرش معنای متن باشد. لیکن این آمادگی همواره بدین مفهوم است که خواننده باید آن معنای دیگر [معنای متن] را با تمام معناهای خویش پیوند دهد. (استوری، 1389، ص89- 90).
گادامر تاکید میکند که «معنای متن، نه فقط گهگاه بلکه همیشه فراتر از آن چیزی است که نویسنده خواسته بود. به همین سبب، فهم متن صرفا….تلاشی برای بازتولید معنا نیست [به بیان دیگر، فهمیدن معنای متن صرفا حکم فعال ساختن “معنای” درون متن را ندارد] بلکه همواره …. تلاشی است برای تولید معنا [به بیان دیگر، در تعامل خواننده با متن، “معنایی” تولید میشود]». گادامر این فرایند گفتوگو بین خواننده و متن را که منجر به تولید معنا میشود، «ادغام افقها» مینامد. «افق فهمِ» خواننده (چارچوب ادراک یا مفروضات او) با «افق فهمِ» متن مواجه میشود. در فضای به وجود آمده بین این دو افق است که معنا بر اثر «ادغام افقهای فهم» ایجاد میگردد. بدین ترتیب، فهمیدن متن حکم فرایندی از «بازآفرینی» را دارد که «هم به صورت مقید صورت میگیرد و هم به صورت مخیر». بنا به توضیح گادامر، «کشف معنای راستین یک متن یا اثر هنری هرگز به پایان نمیرسد؛ این کشف در واقع فرایندی نامتناهی است. [در این فرایند] نه فقط مبادی تازه خطا دائما حذف میگردند تا همه موجیات نامشخص ماندن معنای راستین متن زدوده شوند، بلکه همچنین دائما سرچشمههای جدیدی برای فهمیدن معنای متن پدیدار میشوند که عناصر نامنتظری از معنای آن را آشکار میسازند«. به سخن دیگر، متن و خواننده هردو در موقعیتی تاریخی قرار دارند و لذا مواجهه بین آنها همیشه باعث ادغام افقهای تاریخیِ متفاوت میشود (استوری، 1389: 90- 91).

2-12-بوردیو
2-12-1-زندگی و آثار
پییر بوردیو، متولد 1930 در جنوب فرانسه، فارغالتحصیل اکول نرمال سوپریور در رشته فلسفه است. تجربیات او از سلطه فرانسه بر الجزایر او را به مطالعات قومشناسی در این کشور سوق داد و پس از آن تحقیقات جامعهشناسی در جامعه فرانسه او را به خود جلب کرد. تالیفات او با کتابهایی چون جامعهشناسی الجزایر، کار و کارگران در الجزایر در دهه شصت شروع شد و با کتابهایی چون طرحی از یک نظریه عمل بازتولید و تمایز در دهه هفتاد به اوج خود رسید. این اوج در قالب تالیفاتی چون درک عملی حرفه جامعهشناسی، پرسشهای جامعهشناختی، اشرافیت دولتی در دهه هشتاد و قواعد هنر مبادله آزاد و سلطه مردانه در دهه نود ادامه یافت. بوردیو از سال 1960 در سوربن به تدریس فلسفه پرداخت و از سال 1964 رئیس پژوهشهای مدرسه مطالعات عالی علوم اجتماعی شد و در سال 1982 به عنوان استاد صاحب کرسی جامعهشناسی در کلژ دوفرانس برگزیده شد و به موازات آن در دانشگاههای آمریکا و دانشگاههای آلمان تدریس کرد. او که موسس و مدیر نشریه پژوهش نامه علوم اجتماعی نیز هست، در اوایل دهه نود موفق شد مدال طلای آکادمی علوم فرانسه (CNRS) را به خاطر «مجموعه آثارش که به درخشش بینالمللی جامعهشناسی فرانسه کمک کرده است»، از آن خود کند (بوردیو، 1389: 9- 10).
پیر بوردیو که در سال 1930 پا به عرصه وجود گذاشته بود. در بیست و پنجم ژانویه سال 2002، در سن 71 سالگی بدرود حیات گفت (توسلی، 1383: 2).

2-12-2-تفکرات
پیر بوردیو (1930- 2003م)، اندیشمند پساساختارگرای فرانسوی است که با استفاده از آموزههای زبانشناسی، برداشتی نو از مفهوم “سرمایه” مارکس خلق کرد (انصاری؛ طاهرخانی، 1389: 52). بوردیو به عنوان جامعهشناس، جامعهشناسی را کانون علوم اجتماعی قرار میدهد و بین دقت تجربی و تحلیلهای نظری پیوند نزدیکی برقرار میکند؛ از یکسو در واقعگرایی پیروِ دورکیم است که عینیت گرایی را سرلوحه پژوهشهای خود قرار میدهد و از سوی دیگر، ذهنگرا است و از متدولوژِ وبری متاثر است. بوردیو از وبر این اصل را فرا میگیرد که مجموعه مناسبات اجتماعی روابط معنایی است که دارای بعد نمادین است و به علاوه از عقلانیت وبر نیز تاثیر پذیرفته است (توسلی، 1383: 4).
بوردیو از جمله جامعهشناسانی است که به تلفیق دو رهیافت کنش و ساختار معتقد است و جهتگیری نظری خود را «ساختارگرایی تکوینی» مینامد. بنا به باور وی، باید بر تقابل دو دیدگاه نظری عینیتگرایی و ذهنیتگرایی فائق آمد چرا که عینیتگرایی واقعیت اجتماعی را مجموعهاي از روابط و نیروها میداند که بدون در نظر گرفتن خواست و آگاهی کنشگر، خود را بر او تحمیل میکند و ذهنیتگرایی نیز رفتار و بازنمودهاي فردی را شالوده و بنیان کارهاي خود قرار میدهد (توحیدفام؛ حسینیان امیری، 1388: 86).
[بوردیو بر این باور است که] تشخص و تضاهر، فرهنگ والا و فرهنگ میانمایه فقط به کمک یکدیگر و در مقابل یکدیگر معنا و موجودیت پیدا میکنند، و همین نسبت و رابطه یا همکاری عینی میان دم و دستگاههای تولید و مشتریان آنهاست که ارزش فرهنگ و نیاز به تصاحب آن را ایجاد میکند. در همین مبارزههای میان حریفان و رقیبانی که در واقع و به لحاظ عینی همدست و شریک یکدیگرند، ارزش فرهنگ ایجاد میشود، یا به عبارتی دیگر، ایمان به ارزش فرهنگ و علاقه به فرهنگ و فایده فرهنگ شکل میگیرد (بوردیو، 1390: 342). از نظر او آنچه معمولا تمایز خوانده میشود، یعنی مجموعهای از کیفیات، که غالبا مادرزاد تلقی میشود (گاه از «تمایز طبیعی» سخن میرود)، راجع به منش و شیوههای رفتاری، در واقع چیزی جز تفاوت، فاصله، علامت ممیز و خلاصه چیزی جز یک خصیصه رابطهای نیست که موجودیت آن صرفا از طریق رابطه با دیگر اوصاف محقق میشود (بوردیو، 1389: 32- 33).
بوردیو بر این باور است که طبقههای فرودست در مبارزههای نمادین برای تصاحب ویژگیهای تشخصآوری که سیمای سبک زندگیهای ممتاز و تشخصآور را به وجود میآورند و خصوصا در مبارزه برای تعریف ویژگیهای مشروع و شیوههای مشروع تصاحب آنها، فقط به مثابه نقطه مرجع انفعالی یا نوعی محک و معیار، مداخله میکنند. طبیعتی که فذهنگ دربرابر آن برساخته میشود، چیزی نیست جز آنچه «عامیانه»، «نازل»، «کوچهبازاری» و «همگانی» است (بوردیو، 1390: 343). مبارزه برای به چنگ آوردن هرچیزی که در دنیای اجتماعی، از جنس عقیده و اعتبار، ادراک و ارزیابی، شناخت و پذیرش است -نام، آوازه و شهرت، شان، افتخار، شوکت، اقتدار یا هرچیزی که قدرت نمادین را به قدرت پذیرفتهشدهای تبدیل میکند -همیشه به صاحبان ممتاز و متشخص این قدرت و چالشگران متظاهر و خودنما مربوط میشود (بوردیو، 1390: 343- 344).
[بر اساس دیدگاه بوردیو] انسانها براساس موقعیتها و براساس اینکه در کجای سلسلهمراتب ساختاری قرار دارند؛ درک و برداشت متفاوتی از جهان و پدیدههای آن دارند. به همین ترتیب برداشت مخاطبان از پیامهای و همچنین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، مصرف فرهنگی، مصرف کننده، نظم اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، طبقه اجتماعی