پایان نامه ارشد درباره علامه مجلسی، ناسازگاری، علوم عقلی

دانلود پایان نامه ارشد

میدهند، زیاد نباشند و نمیتوان هرکدام از مسائل خاص حدیثی را به عنوان علم حدیثی مستقل به حساب آورد. از این روی، علوم حدیثی را به پنج علم میتوان تقسیم کرد:
1- تاریخ حدیث 2- روایة الحدیث 3- درایة الحدیث (مصطلح الحدیث)4- رجال الحدیث 5- فقه الحدیث: این علم شامل چهار موضوع میباشد: الف) علل الحدیث ب) غریب الحدیث ج) ناسخ الحدیث د) مختلف الحدیث (علاج الحدیث) (دلبری،1390: 28)
در اینجا، نیازی به توضیح دربارهی انواع علوم حدیث نیست، بلکه به طور مختصر به توضیحاتی دربارهی علم مختلف الحدیث (موضوع مورد بحث) بسنده میکنیم.
2-1-1-2- 1- مختلف الحدیث (علاج الحدیث)
علمی است که از تنافی و ناسازگاری میان دو یا چند حدیث و نیز چگونگی رفع این تنافی و تعارض، بحث میکند. صبحی صالح در تعریف آن مینویسد: «و هو علمُ یَبحث عن الاحادیث التی ظاهرّها التناقض من حیث إمکان الجمع بینها، … قد یّطلَق علیه علمُ تلفیق الحدیث؛ علمی است که از احادیث تناقضنما از آن جهت که قابل جمع باشد، بحث میکند … و گاه بر این علم، «تلفیق الحدیث» نیز گفته میشود» (صالح، 1363: 109). این علم نامهای متعدد دیگری چون: «تأویل الحدیث»، «تلفیق الحدیث»، «مشکل الحدیث»، «علاج الحدیث» و «اختلاف الحدیث» را داراست.
عناصر و ارکان لازم برای این علم عبارت است از:
1. وجود حداقل دو حدیث: تنافی و ناسازگاری یک حدیث، معنا ندارد؛ بنابراین، باید حداقل دو حدیث باشد. گاهی امکان تعارض میان بیش از دو حدیث وجود دارد.
2. وجود اختلاف و تناقض: اختلاف اخبار یعنی تنافی و ناسازگاری در مفاد و مدلول دو خبر.
2-1-1-2- 2- اهمیت مختلف الحدیث
تسلّط و آگاهی کامل بر این علم بر هر فقیه و مفتی، لازم و ضروری است؛ چرا که روایات متعارض در تمام فقه پراکنده است؛ و فقیه به کمتر بابی از ابواب فقه برمیخورد که در آن احادیث مختلف نرسیده باشد (طوسی،1365،ج1: 2). از سوی دیگر، بسیاری از آراء و فتواهای مختلف، ریشه در اختلاف احادیث دارد (الخن،1972: 105) که دانستن اسباب اختلاف و راههای رفع آن، در وحدت آراء و نزدیک شدن به صواب و حقیقت، بسیار موثراست.شاطبیتبحّر در این علم را نشانهی اجتهاد دانسته و گفته است:«من لم یَعرف مواضعَ الاختلاف لم یبلغ درجهَ الاجتهاد؛ آنکه موارد اختلاف را نشناسد، به درجهی اجتهاد نرسیده است» (شاطبی،بیتا،ج4:95). بیگمان، یکی از عوامل و اسباب مهم اختلافهای فقهی، وجود همین روایات متعارض در هر باب از ابواب فقهی است تا آنجا که گفتهاند: «لا ینبغی لمن لایعرِف الاختلافَ أن یّفتِی؛ سزاوار نیست آنکه اختلاف را نمیداند فتوا دهد» (زلمی،1375: 365). برخی از فقیهان شیعی بر این باورند كه مهمترین بحث تعارض ادلّه، مسئلهی اسباب اختلاف حدیث است؛ چراكه اگر فقیه بر این اسباب احاطه پیدا كند، خواهد توانست میان اخبار مختلف، جمع عرفی برقرار كند و نیازمند مراجعه به روایات علاجیه1 نخواهد بود (حسینی،1414،ج1: 25).
2-1-1-2- 3- هدف مهم در نگارش مختلف الحدیث
وجود اختلاف دراحادیث، یکی از شبهات کلامی و مشکلات فرهنگی جهان اسلام بود که از همان دوران آغازین، نگرانی محدّثان، متکلّمان و فقیهان را موجب میگشت و اینان برای حلّ این معضل فرهنگی و دفع هرگونه طعن از مذهب خویش و ردّ مخالفان فرقهی خود، دست به تألیف و نگارش در این باره زدهاند. ابن قتیبه، اختلاف اخبار و تعارض آنها را با ارائهی نمونههایی، از اسباب طعن نحلهها و فرقههای مذهبی به ویژه متکلّمان بر یکدیگر برشمرده است و دیگر سکوت را روا ندانسته و با توصیهی دیگران، دست به تحریر کتابی در تأویل روایات متعارض زده است و آن را «تأویل مختلف الحدیث» نامید (ابن قتیبه،بیتا: 11و19). نیز از مقدمهی کتاب کافی، چنین برمیآید که روایات متعارض، دغدغهی ذهنی مخاطبِ مرحوم کلینی بوده است، و از کمبود متخصصان معتمد در این فن، نگران است (کلینی،1407،ج1: 8).
بحث اختلاف حدیث و تعارض اخبار از مباحث قدیمی حدیث پژوهی است که ریشه در روایات ائمهی معصومین (علیهم السلام) دارد. در روایات متعدد از چگونگی عوامل وقوع تعارض و چگونگی علاج آن و رفع اختلاف سخن به میان آمده است. نگاهی به کتب شیعه و توجه به عناوین ابواب و تعداد روایات مذکور در آن ها، این مطلب را تأیید میکند.مرحوم کلینی در کتاب ارزشمند کافی در ضمن باب «اختلاف الاحدیث» ده حدیث، و با عنوان «باب الأخذ بالسنّه و شواهد الکتاب» دوازده حدیث را آورده است (همان،ج1: 62-73). در کتاب «وسائل الشیعه» در باب «وجوب الجمع بین الاحادیث المختلفه و کیفیّه العمل بها» چهل و هشت حدیث (حرّعاملی،1409،ج27: 106-124) و در «مستدرک وسائل الشیعه» دوازده حدیث آمده است (نوری،1408،ج17: 303- 307). نیز علامه مجلسی در کتاب «بحارالانوار» در پایان کتاب العلم، ابوابی را در این زمینه مطرح میکند، بخصوص در باب «علل اختلاف الأخبار و کیفیّه الجمع بینها»، هفتاد و دو حدیث ذکر نمودهاند (مجلسی،1403،ج2: 219-255). در کتاب «جامع احادیث الشیعه»، در باب «ما یعالج به تعارض الروایات من الجمع و الترجیح و غیرهما» چهل و هشت روایت آمده است (بروجردی،1386،ج1: 308). وجود این همه روایات در این موضوع، نشان دهندهی مطرح بودن جدّی مسألهی اختلاف و تعارض اخبار در صدر اسلام و توجّه اهل بیت (علیهم السلام) به آن است.
2-1-1-2- 4- تدوین مختلف الحدیث
عصر آغاز تدوین دانش مختلف الحدیث، همچون دانشهای دیگر حدیثی، قرن سوم هجری است. در اوّلین مدوّن این علم، اختلاف نظر وجود دارد. برخی از حدیث پژوهان تصریح کردهاند، اوّلین مؤلّف و مدوِّن در علم مختلف الحدیث، محمد بن ادریس شافعی نگارندهی کتاب «اختلاف الحدیث» است. شهید ثانی مینویسد: اهل سنت در این علم زیاد کتاب نگاشتهاند که اولین مؤلّف، شافعی است سپس ابن قتیبه و از میان شیعیان، اوّلین مؤلّف، شیخ طوسی است (شهید ثانی،1408: 126). به نظر علامه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشیعه»، یونس بن عبدالرحمن مقدم بر شافعی است و او اوّلین مؤلف در اختلاف الحدیث است (صدر،1375: 311).
با توجه به اهمیت موضوع، عالمان شیعی، از همان زمان، دست به تحریر نوشتههایی در این زمینه بردهاند:
1ـ یونس بن عبدالرحمان (تهرانی، بیتا،ج1: 374)کتاب «اختلاف الحدیث و مسائله».
2ـ محمد بن ابی عمیر (نجاشی،1365: 326)
3ـ و احمد بن محمد بن خالد برقی،كه هر یك كتبی با عنوان «كتاب اختلاف الحدیث» تألیف كردهاند.
4ـ عبداللّه بن جعفر حمیری (همان: 219)
5 ـ و محمد بن احمد بن داود (همان: 384) كه هر یك با عنوان «كتاب الحدیثین المختلفین» دست به نگارش زدهاند.
6- شیخ مفید، کتاب «الکلام فی فنون الخبر المختلف».
7ـ سید رضی (همان: 398) كتاب «جواب المسائل فی اختلاف الأخبار» را تحریر كرده است.
8ـ احمد بن عبدالواحد بن احمد البزاز نیز كتاب «الحدیثین المختلفین» تألیف كرده است (همان: 87).
9 ـ گستردهترین تألیف محدّثان شیعی، «الاستبصار فی ما اختلف من الأخبار» نوشتهی شیخ طوسی است.
10ـ وحید بهبهانی كتاب «الجمع بین الأخبار المتعارضه» را تألیف كرده است(مدرسی طباطبایی،1368: 241 و 302). با تأسف فراوان، به جز «استبصار»، نشانی از سایر نوشتهها در دست نیست.
عالمان اهل سنت نیز از اوایل قرن سوم، دست به نگارش در این موضوع زدهاند:
1ـ ابن ادریس شافعیكتاب «اختلاف الحدیث» را تألیف كرد.
2ـ ابن قتیبه دینوری «تأویل مختلف الحدیث» را نوشت.
3ـ ابن جریر طبری «تهذیب الآثار» را به قلم آورد.
4و5 ـ ابو جعفر الطحاوی دو كتاب «شرح معانی الآثار»و «مشكل الآثار»را نگاشت.
6ـ ابن بشرآمدی «المؤتلف و المختلف» را نوشت.
7ـ ابن فورك «مشكل الحدیث و بیانه» را نوشت.
8 ـ خطیب بغدادی «غنیه الملتمس و ایضاح الملتبس»را تألیف نمود.
9ـ ابن جوزی «التحقیق فی اختلاف الحدیث» را سامان داد.
10ـ عبداللّه بن علی النجدی كتاب «مشكلات الأحادیث و بیانها» را تحریر كرد.
به جز اینها تحقیقات دیگری نیز در سالهای اخیر انجام یافته است (عطیه،بیتا،ج1: 99 – 96).
2-1-2- تعارض
«تعارض» در لغت از ریشهی «ع رض» به معنای آشکار کردن است. واژهی «تعارض» مصدر باب تَفاعُل، به معنای: متعرض يكديگر شدن، منع از نفوذ(فيومى،1414،ج2: 402)،تصادف، مخالفت و در برابر هم ايستادگى نمودن استعمال شده است(الیاس،1384: 433).در اصطلاح، به تنافی و ناسازگاری عرفی در مفاد و مدلول دو یا چند خبر، تعارض اخبار گویند (سبحانی،1415،ج4: 439). شهید صدر تعارض را به واقعی (مستقر) و ظاهری (غیر مستقر و بدوی) تقسیم بندی میکند (صدر،1417،ج7: 42). در بخش اول در فصل سوم، به طور مفصل به واژهی تعارض و روشهای حلّ آن میپردازیم.

فصل دوم

بخش دوم: زندگینامهی علامه مجلسی(ره)

2-1-4-بخش دوم: زندگینامهی علامه مجلسی(ره)

2-1-4-1- تولد
علّامهمحمدباقرمجلسىبهسال 1037 هجرىمساوىباعددابجدىجملهی «جامعكتاببحارالانوار» در زمان شاه عباس اول چشمبهجهانگشود(مدرس تبريزي،1369،ج5: 196).
2-1-4-2- خاندان
محمد باقر کوچکترین پسر2 محمد تقی مجلسی، عالم بزرگ روزگار صفویان و نوهی ملا محمد مقصود علی اصفهانی است. خاندان مجلسى چه از طرف اجداد و نياكان پدرى و مادرى و چه از سوى فرزندان و نوادگان پسرى و دخترى از پرشمارترين، مشهورترين و تأثيرگذارترين خاندانهاى ايرانى است. از اين خاندان مردان و زنانى برخاسته‏اند كه تاريخِ‏اسلام و تشيّع در هيچيك از دودمانهاى بزرگ مسلمان سراغ ندارد. كسانى كه با تأليفها و آثار ارزندهی خويش يا با حركتهايى كه آفريده‏اند، تأثير بسيارى در گسترش علوم عقلى، نقلى و ادبى به فارسى و عربى داشته‏اند يا منشأ خدماتى سياسى، اجتماعى و فرهنگى به جهان اسلام و نيز مذهب شيعه بوده‏اند.مشهورترين جدّ اعلاى مجلسى، حافظ ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهانى، مشهور به «حافظ ابونعيم» يا «حافظ اصفهانى» از علماى مشهور قرن چهارم است كه اغلب او را از دانشمندان اهل سنت مى‏دانند اما تحقيق نشان مى‏دهد كه شيعه بوده ولى اين را اظهار نمى‏كرده است.3

2-1-4-3- استادان
طارمی احتمال میدهد مجلسی برخی از مقدمات علوم را نزد شماری از اساتید آموخته و سپس در مراتب بالای علمی، بیشتر از محضر پدر خود، بهره برده باشد (طارمی،1375: 14)؛چرا که علامه در آثار خود صرفا از پدرش(استادش در علوم عقلی) به عنوان استاد یاد کرده است. با این همه، علامه مجلسی از گروهی پرشمار از مشایخ حدیث، اجازهی روایت کتاب و حدیث گرفته است، که برخی از آنان، از مشایخ معاصر پدرش و برخی دیگر از معاصران خود او بودهاند؛ از جمله: مرحوم آقا حسین خوانساری (استادش در علوم عقلی)، علامه حسن علي شوشتري، امير محمد مؤمن استرآبادي، ميرزاي جزايري، شيخ حرّ عاملي، ملا محسن استرآبادي، ملا محسن فيضكاشاني، ملاصالح مازندراني، که در محضر آنان زانوي ادب زد و از خرمن علم و معرفت هر يك خوشه‌ها چيد و در اين كوشش خستگي ناپذير پاي درس بيش از بيست و يك استاد نشست (مهریزی،1379: 5). علامه در مسير احياي علوم اهل بيت(علیهم السلام) راه استادش فيض را در پيش گرفت و با رها كردن علوم عقلي با كوله‌باري از تعبّد به سوي نوري كه از قلّهی بلند روايات و احاديث مي‌تابيد شتافت و در اولين قدم «كتب اربعه» را به صحنهی درس و بحث كشاند(همان: 26).
2-1-4-4- شاگردان
از جهت دیگر، مقام بلند علمی، فروتنی و رفتار دوستانهی مجلسی با شاگردان خود موجب رونق کلاسهای درس وی میشد و شاگردان پرشماری را از بلاد گوناگون، به حوزهی تدریس او میکشاند. بيش از يكهزار نفر از طلاب و دانش پژوهان از محضر پر فيض علامه مجلسى استفاده نمودهاندکه جمعی از شاگردان مجلسی از بقیّه نامدارترند که از مشهورترین آنان میتوان از عالمان زیر نام برد:
1- سيد نعمت اللّه جزایرى (م 1112ق)، مؤلّف کتاب «الانوار النعمانیّه» و آثار دیگری در حدیث، ادبیات، تفسیر و فقه.
2- میر محمد صالح خاتون آبادی (م 1126 ق)، داماد مجلسی و صاحب تألیفاتی در حدیث، تفسیر، فقه و کلام.
3- ملا ابو الحسن شریف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره علامه مجلسی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه فردوسی Next Entries پایان نامه ارشد درباره علامه مجلسی، علوم عقلی، فقه الحدیث