پایان نامه ارشد درباره ضمن عقد، عقد اجاره، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

نحوي که با تحقق معلّق عيله، قرارداد خود بخود منحل و منفسخ گردد؟
با توجه به کلياتي که در فصل اول بيان شد، و سکوت قانون گذار در رابطه با شرط فاسخ، در اين فصل ضمن بيان مفهوم شرط فاسخ، مباني و ادله صحت آن و همچنين ماهيت هاي يکسان با شرط فاسخ، در سه گفتار مورد بررسي قرار مي گيرد.

گفتار اول: مفهوم و تعريف شرط فاسخ

طرح موضوع: در اين گفتار ابتدا معناي لغوي و اصطلاحي شرط فاسخ را بيان مي نماييم؛ سپس اصطلاح شرط فاسخ در کشورهاي اروپايي و عربي را بررسي مي نماييم.
1- مفهوم لغوي و اصطلاحي شرط فاسخ
شرط فاسخ به صورت لغوي در جايي معنا نشده است؛ پس با توجه به يکسان بودن ماهيت شرط انفساخ با شرط فاسخ، با استفاده از معناي لغوي انفساخ، معناي لغوي شرط فاسخ را بيان مي نماييم. تعريف اصطلاحي شرط فاسخ هم با اصطلاحات مختلف در برخي از کتب حقوقي آمده است که در ذيل به آنها اشاره مي نماييم.
1-1- مفهوم لغوي شرط فاسخ:
واژه “فاسخ” به معناي برانداختن، متلاشي شدن، گسيختن، منفسخ شدن، فسخ کننده.49 يا “عاقدي را گويند که به استناد حقّ خيار، عقد را فسخ کند.” 50
1-2- مفهوم و تعريف اصطلاحي شرط فاسخ:
در برخي از کتب حقوقي،51 شرط فاسخ با الفاظ متفاوت و مترادف، تحت عناوين مختلف همچون، شرط انفساخ، انحلال قهري، انفساخ قهري، تعليق در انحلال عقد، شرط معلّق، تعليق زوال عقد، تعليق انفساخ، شرط انتفاي حق، شرط انحلال عقد، تعليق فاسخ و شرط فاسخ، تعريف شده است. هر چند الفاظ و تعاريف ارائه شده متفاوت مي باشد، اما مفهوم همه آنها يکي مي باشد؛ که مشابه و يا مترادف با ماهيت شرط فاسخ هستند.
در ذيل به برخي از تعاريف ارائه شده از شرط فاسخ و واژه هاي مشابه آن، اشاره مي نماييم؛ سپس تعريف نسبتاً کاملي از آن ارائه مي نماييم.
“شرط فاسخ، تراضي است که دو طرف دربار? انفساخ احتمالي عقد در آينده مي کنند و بدين وسيله تعهد هاي ناشي از عقد را محدود به زمان معين يا عدم وقوع شرايط خاص مي سازند.”52
شرط فاسخ، يعني طرفين مي تواند در ضمن عقد شرط نمايند در صورت تحقق يک امر خاص، عقد منحل باشد. مثلاً فروشنده بگويد: “اگر ثمن را در مدت معيني دريافت نکردم، بيع منفسخ باشد”.53
شرط انحلال عقد ( که ماهيتاً شرط فاسخ است)، شرطي است که عقد را در معرض انحلال و اضمحلال در آينده قراردهد؛ مثلاً اگر در عقد بيع شرط شود که خريدار نسيه تا موعد معين، ثمن را ندهد بيع خود بخود منحل شده باشد؛ که اين شرط صحيح است.54
با توجه به تعاريف مختلفي که ارائه شد، در ذيل تعريف نسبتاً کاملي از شرط فاسخ ارائه مي شود؛
تعريف اصطلاحي: “شرط فاسخ”، از جمله شروط ضمن عقد است که طرفين با تراضي و توافق يکديگر انحلال و انفساخ احتمالي عقد را در مدت معين معلّق بر تحقق اسباب و حوادث خاص، رويداد ويژه، واقعه معين، انجام يا عدم انجام فعلي يا تعهدي که مورد نظر آنها بوده مي نمايند؛ تا در صورت وقوع آن امر محتمل الوقوع، عقد قهراً و خود بخود بدون نياز به اعمال اراده يا انشاي جداگانه منحل گردد.
1-2-1- مثالهايي از شرط فاسخ:
امروزه اکثر قراردادهايي که بين اشخاص حقيقي و حقوقي و سازمان ها و نهادها منعقد مي گردد، ثمن به صورت نقد و اقساط و يا مؤجل مي باشد. درج شرط فاسخ در ضمن اين گونه قرارداد ها که ثمن به صورت اقساط مي باشد، جهت تحکيم قرارداد و ضمانت اجراي تعهدات قراردادي رواج پيدا کرده است.
در ذيل مثالهايي از شرط فاسخ، در قالب عقد بيع، اجاره و ساير عقود بيان مي نماييم تا مفهوم شرط فاسخ مشخص گردد.
شخصي در قالب عقد بيع اتومبيل، خانه، مزرعه يا زمين خود را مي فروشد و بخشي از ثمن معامله را به صورت مؤجل و طي چند فقره چک با تاريخ هاي معين دريافت مي کند. طرفين در ضمن عقد با تراضي و توافق يکديگر شرط مي نمايند، در صورتي که يکي از چک ها منجر به صدور گواهي عدم پرداخت از ناحيه بانک محال عليه گردد، قرارداد منحل و منفسخ گردد.
طرفين عقد اجاره، در ضمن عقد اجاره به شرط تمليک يک خانه يا يک اتومبيل، با توافق يکديگر شرط مي نمايند، در صورتي که مستأجر در تاريخ هاي معين، چند قسط از اقساط اجاره بها را به صورت متوالي يا متناوب پرداخت ننمايد، عقد خود به خود منحل و منفسخ گردد.
در قراردادهاي اجاره اراضي دولتي يا فروش آنها (به صورت اقساط) شرط مي شود، در صورت واگذاري به غير يا بلاکشت گذاشتن زمين يا عدم پرداخت به موقع اقساط، قرارداد منفسخ باشد.
براي فروش سهام شرکت هاي بزرگ از طريق بورس اوراق بهادار شرط مي شود، در صورت عدم پرداخت يک سوم از ثمن معامله به صورت نقد در مدت 10 الي 30 روز پس از معامله، معامله منفسخ باشد.
قراردادهايي که ناشي از مزايده کالا مي باشد، در ضمن آنها شرط مي شود تا مدت معين مي بايست مبلغ کالا و هزينه ها نقداً پرداخت گردد و در غير اين صورت معامله منفسخ مي گردد.
بانک ها و موسسه هاي مالي، در قراردادهاي فروش اقساطي، قرض الحسنه و جعاله، شرط مي نمايند که در صورت تأخير در پرداخت هر قسط بيش از ده روز يا عدم انجام تعهدات مندرج در قرارداد موجب حال شدن کليه مطالبات و منفسخ شدن قرارداد مي گردد.
در شرايط عمومي مربوط به بيمه بدنه اتومبيل، آئين نامه شمار? 53 مصوب? شوراي عالي بيمه، قسمت الف از ماده 19 و تبصره هاي آن آمده است؛ موضوع بيمه موقعي به کلي از بين رفته تلقي خواهد شد که حداکثر 60 روز پس از سرقت پيدا نشود يا به علت حوادث مشمول بيمه به نحوي آسيب ببيند که مجموع هزينه هاي نجات از 75 درصد قيمت آن در روز حادثه بيشتر باشد. اگر بيمه گر خسارت کلي پرداخت کرد قرارداد بيمه خاتمه مي يابد و چنانچه مدت قرارداد بيمه بيش از يک سال باشد حق بيمه سالهاي بعد به بيمه گذار مسترد مي شود. در اينجا بيمه گر در قرارداد بيمه متعهد شده که در صورت بروز حادثه، خسارات وارده را جبران نمايد. و شرط مي کند که اگر خسارت کلي پرداخت کرد قرارداد بيمه خاتمه و منحل مي گردد.
مثالهاي فراواني از درج شرط فاسخ در ضمن قراردادها وجود دارد؛ مثل، قراردادهاي واگذاري زمين يا خانه دولتي به شرط نداشتن زمين يا خانه، فروش اقساطي کالا، اجاره عادي، قراردادهاي متنوع بيع کالا، ليزينگ خودرو و … .
2- اصطلاح شرط فاسخ در حقوق کشورهاي اروپايي و عربي
شرط فاسخ، با واژه هاي مختلف و احکام متفاوت يا يکسان در حقوق برخي کشورهاي اروپائي و عربي وجود دارد. واژه شرط فاسخ در برخي از اين کشورها به شرح ذيل مي باشد؛
در حقوق فرانسه، شرط فاسخ معادل “condition resolutoire” و به معناي شرط باطل کننده، شرط مبطل و شرط فسخ کننده مي باشد. 55
در آثار برخي از حقوقدانان نيز، شرط فاسخ معادل “condition resolutoire” به کار رفته است؛ که به معناي تعليق فاسخ و تعليق انحلال عقد مي باشد.56
شرط فاسخ در حقوق انگليس، معادل واژه هاي، “Condition subsequent”57 يعني شرط متأخر و
“resolutory condition”58 به معناي شرط فاسخ و “dissolving condition”59 يعني شرط انحلال.
شرط فاسخ در حقوقي برخي از کشورهاي عربي معادل واژه هايي همچون، “الشرط الفاسخ”، “الأجل الفاسخ”، “الشرط الغاء” و “فسخ اتفاقي” مي باشد.60

گفتار دوم: مباني و ادله صحت شرط فاسخ

طرح موضوع: در اين گفتار، مباني و ادله صحت شرط فاسخ در، قرآن، فقه، احاديث و روايات، حقوق موضوعه، دکترين حقوقي، رويه قضايي، عرف، حقوق کشورهاي خارجي و استفتاء از علما و مراجع، به صورت جداگانه بررسي خواهد شد.
1- مباني و ادله صحت شرط فاسخ در قرآن
قرآن، کتاب آسماني و معجزه پيامبر گرامي اسلام (ص)، سرشار از قوانين، پندها، و تمام مسائلي که انسان به آن احتياج دارد مي باشد. در حقوق ايران بسياري از قوانين موضوعه از جمله، قوانين جزائي و مدني، از قرآن کريم گرفته شده است.
در قرآن کريم برخي از آيات، پايبند بودن به عهد و پيمان منعقد شده را بيان کرده اند و تراضي و توافق را بالاتر از الزامات ديگر معرفي مي نمايند. همچنين، برخي از آيات شکستن عهد و پيمان را مورد نکوهش قرار داده و ضمانت اجراي شديدي براي آن بيان کرده است. با استفاده از مفهوم اين آيات، مي توان صحت شرط فاسخ را استنباط کرد.61
آيات ذيل، نمونه اي از آياتي هستند که به عهد و پيمان و تراضي اشاره کرده اند و به عنوان مباني اصل آزادي قراردادها در حقوق اسلامي از آنها نام برده مي شود.
1-1- “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ”62
“اى كسانى كه ايمان آورده ايد به پيمان ها و قراردادها[ى خود] وفا كنيد.”
واژه هاي “أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ” در اين آيه بسيار مهم هستند و تفسير و فهم دقيق آيه وابسته به آنهاست و در بسياري از آيات قرآن اين واژه هاي تکرار شده اند.
اين آيه از دلايل مهم و مورد استناد فقها و حقوقدانان است. و مبناي برخي از قواعد فقهي و حقوقي، از جمله، “اصل حاکميت اراده و آزادي قراردادها” مي باشد.
اهميت وفاي به عهد و پيمان و قراردادها آنقدر مهم است که، يکي از اهداف اصلي سوره مائده دعوت به وفاي به عهد و پيمان هاي درست مي باشد. بر همين اساس، سور? مائده با توصيه به عهد و پيمان آغاز مي شود.
در خصوص آيه يک از سوره مائده، مفسران اين نکته را ذکر کرده اند که منظور از پيمان ها و قراردادها، هم? پيمان هايي است که انسان مي تواند ببندد؛ اعم از پيمان با خداوند، پيمان مردم با پيامبر يا امامشان، پيمان انسان با خودش و پيمان هاي بين مردم مانند قراردادهاي مالي، قرداد ازدواج و … . با دقت در اجتماع انسان ها در مي يابيم که اساس يک جامعه بر قراردادها و پيمان ها استوار است؛ از کوچک ترين جامعه يعني خانواده گرفته تا جوامع بزرگي مثل کشور. به همين جهت، قرآن به شدت بر وفاي به عهد و پيمان تأکيد کرده است. حتي پس از فتح مکه که قدرت به دست مسلمانان افتاد و قرآن حکم کرد که مرکان، يا مسلمان شوند يا خونشان ريخته شود، قيد فرمود که با مشرکاني که با آنها عهد بسته ايد، کاري نداشته باشيد تا هنگامي که مدت عهدشان تمام شود(آيات ابتدايي سور? توبهآيآيي). البته روشن است که وفاي به عهد تا زماني درست است که طرف مقابل به آن وفا کند. پيشوايان معصوم (ع) نيز تأکيد فراواني بر وفاي به عهد کرده اند. از پيامبر اکرم (ص) روايت شده است: “کسي که به پيمان خود وفادار نيست، دين ندارد”. در روايت ديگر از امام صادق (ع) آمده است: “سه چيز است که خداوند به هيچ کس اجاز? مخالفت با آن را ندارد است: 1- اداي امانت در مورد هر کس؛ نيکوکار باشد يا بدکار 2- وفاي به عهد دربار? هر کس؛ نيکوکار باشد يا بدکار 3- نيکي به پدر و مادر؛ نيکوکار باشد يا بدکار.”63
بنابراين، شرط فاسخ هم که با تراضي طرفين در ضمن عقد درج مي گردد، عهد و پيماني است که طرفين خود را ملزم به اجراي آن کرده اند و براي آن ضمانت اجرا نيز تعيين نموده اند.
1-2- “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ…”64
“اى كسانى كه ايمان آورده ايد اموال همديگر را به ناروا مخوريد مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر از شما [انجام گرفته] باشد …”
در اين آيه، ضمن منع تصرف در اموال ديگران از راههاي باطل، تجارتِ ناشي از تراضي صحيح شناخته شده و استثنا گرديده است. به عبارت ديگر تصرف و تملک اموال ديگران در صورتي که با تراضي و توافق آنها باشد، از مصاديق تجارت با تراضي و صحيح خواهد بود.
همان گونه که تراضي بنياد معاوضات مي باشد،65 اين آيه هم مي تواند مبناي بسياري از اصول و قواعد مربوط به معاملات در فقه و حقوق باشد. يکي از مباني اصلي شرط فاسخ در حقوق، “اصل حاکميت اراده و آزادي قراردادها” مي ‌باشد، که مبناي آن همين آيه است.
بنابراين، آياتي که بيان شد و ساير آيات مشابه در قرآن کريم، در رابطه با معاملات، عمل به عهد و پيمان، سئوال از پيمان، ضمانت اجراي نقض پيمان و پاداش عمل به عهد و پيمان، نشان دهنده توجّه عميقي است که قرآن به امور اقتصادي مسلمانان و نظم کار آنها دارد و به همين خاطر احکام دقيقي از معاملات و عهد و پيمان را با ذکر جزئيات در آيات فرآوان بيان فرموده است.
همچنين، آيات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ضمن عقد، شرط ضمن عقد، عقد نکاح Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، ضمن عقد، مذاهب خمسه