پایان نامه ارشد درباره ضمن عقد، شرط ضمن عقد

دانلود پایان نامه ارشد

قرارداد بيمه بدنه اتومبيل) و گاهي براي انتفاع شخصي خاص در طول عمرش مي باشد.

گفتار چهارم: شرط فاسخ، مفاهيم مشابه، مصاديق مشتبه

طرح موضوع: تميز شرط فاسخ از برخي نهادهاي حقوقي مشابه، مثل، حق معلّق فسخ، حق فسخ معلّق، خيار شرط، شرط نتيجه، شرط تعليقي، اقاله، اثر و نتيجه تلف مبيع قبل از قبض، شرط ضمن بيع شرط و … به دليل اشتراکاتي که با شرط فاسخ دارند ضروري مي‌باشد.
در ذيل شرط فاسخ با اين نهادها و عناوين مشابه مقايسه و بررسي مي گردد. همچنين، اشتراکات و تفاوت‌ هاي آنها با يکديگر بيان مي گردد.
1- شرط فاسخ و حق معلّق فسخ
ممکن است در عقد، طرفين پيدايش حق فسخ در زمان معين را معلّق بر تحقق امري ظرف مدت معيني در آينده سازند؛ مانند اين که شخصي باغ خود را براي مدت سه سال اجاره دهد که اگر فرزند او ظرف يک سال از دانشکد? کشاورزي فارغ التحصيل شود، موجر حق فسخ عقد را براي مدت دو روز پيدا کند.165
تفاوت حق معلّق فسخ با شرط فاسخ عقد در اين است که، در شرط فاسخ پس از حصول معلّق عليه، عقد خود به خود و بدون نياز به انشاء جداگانه منحل مي شود. در صورتي که در حق فسخ معلّق، عقد پس از حصول معلّق عليه با فسخ مشروط له منحل مي شود و در صورت خودداري مشروط له از فسخ عقد، انفساخي محقق نمي شود.
2- شرط فاسخ و حق فسخ معلّق
ممکن است طرفين در عقد مقرر کنند که يکي از دو طرف يا هر دو طرف، ظرف مدت معيني، حق داشته باشند که عقد را به صورت معلّق فسخ کنند. مانند اين که در عقد بيع خانه اي شرط شود که خريدار ظرف دو ماه حق داشته باشد، فسخ بيع را معلّق بر خريد قطعه زميني ظرف يک سال کند. در حق فسخ معلّق بر خلاف حق معلّق فسخ، پيدايش حق فسخ، معلّق نيست و مشروط له ظرف دو ماه حق دارد عقد را فسخ کند. يعني مي تواند فسخ معلّق بر خريد زميني را انشاء کند، طوري که انفساخ عقد پس از خريد زمين، ظرف يک سال تحقق پيدا کند نه پس از انشاء فسخ. همچنين، حق فسخ معلّق را نيز مي توان يکي از اقسام خيار شرط دانست که در آن پيدايش حق فسخ، معلّق نيست و به صورت منجّز پس از عقد محقق مي شود؛ منتهي تأثير اعمال خيار، موکول به تحقق امري در آينده است زيرا عقد با اعمال خيار يعني انشاء فسخ محقق مي گردد.166
تفاوت حق فسخ معلّق با شرط فاسخ در اين است که، در حق فسخ معلّق، انفساخ عقد نيازمند انشاء جداگانه پس از انشاء عقد ظرف مدت مقرر است؛ ولي پس از انشاء، تحقق انفساخ عقد موکول بر حصول امر ديگري است. در مثالي که ذکر شد، اگر معلّق عليه حاصل شود (خريد زمين توسط خريدار) عقد منفسخ مي گردد و اگر حاصل نشود، عقد منفسخ نخواهد شد. در حالي که پس از وقوع معلّق عليه در شرط فاسخ، عقد خود بخود و قهراً منحل مي شود.
3- شرط فاسخ و توقيت انحلال عقد
منظور از توقيت انحلال عقد، تعيين زماني براي انحلال عقد، بدون نياز به انشاء فسخ عقد است. در توقيت انحلال عقد، طر فين در زمان انشاء عقد، انحلال آن را در زمان معين آينده نيز اراده مي کنند؛ مانند اين که خانه اي فروخته شود که عقد پس از دو سال منحل گردد.167
تفاوت توقيت انحلال عقد با ماهيت شرط فاسخ در اين است که، هر چند در شرط فاسخ، ظرف زمان حصول معلّق عليه معين است؛ ولي تحقق آن در آينده متحمل است نه مسلّم و قطعي. در صورتي که در توقيت انحلال عقد، تحقق انحلال در زمان معين، قطعي و مسلّم است.
4- شرط فاسخ و خيار شرط
در تعريف خيار شرط گفته اند: “خيار شرط، حقي است که معلول تراضي و مقتضاي شرط ضمن عقد است و از زمان انعقاد عقد، با هدف متزلزل کردن عقد، براي مدتي معين به نفع کسي که شرط خيار به نفع او شده به وجود مي آيد.”168
“شرط خيار، شرطي است در عقود که به موجب آن، مشروطٌ له در مدتي معلوم و کوتاه حق دارد که آخرين تصميم خود را دربار? ابقاء و يا اضمحلال آن بگيرد (=حقِ نقض و ابرام عقد). اين حق را هر يک از عاقدين و يا هر دو مي توانند به نفع خود به وسيل? شخص خود يا ثالث برقرار کند. خيار ناشي از شرط مذکور را خيار شرط نام داده اند.”169
“خيار شرط، اختيار فسخي است که طرفين عقد در ضمن عقد مي توانند براي خود يا شخص ثالثي قرار دهند تا در مدت معيني عقد لازم را فسخ نمايد. (ماده 399 ق.م.) عقدي که خيار شرط در آن درج شده باشد، اصطلاحاً عقد خياري مي نامند. (ماده 188 ق.م.)”170
ماده 399 ق.م. مقرر مي دارد: “در عقد بيع ممكن است شرط شود كه در مدت معين براي ‌بايع يا مشتري يا هر دو يا شخص خارجي اختيار فسخ معامله باشد.”
با توجه به مفاده ماده 399 ق.م. و تعاريف ارائه شده از خيار شرط، خيار شرط در مقايسه با ساير خيارات داراي دو خصيص? اصلي مي باشد که يکي توافق و تراضي طرفين در ضمن عقد مي باشد و ديگر اينکه، خيار شرط به شخص ثالث هم تعلق مي گيرد. اين دو خصيصه يکي از تشابهات و تفاوت هاي خيار شرط با شرط فاسخ نيز مي باشد.
در ذيل به برخي از تشابهات و تفاوت هاي شرط فاسخ با خيار شرط اشاره مي کنيم.
الف) برخي از تشابهات شرط فاسخ و خيار شرط عبارتند از:
1- سبب شرط فاسخ و خيار شرط، تراضي و توافق طرفين طرفين به صورت شرط ضمن عقد است.
2- نتيجه شرط فاسخ و خيار شرط، اين است که هر دو سبب انحلال قرارداد و سقوط تعهدات مي‌شوند.
3- شرط فاسخ و خيار شرط در اکثر آثار و قلمرو مشترک هستند مثلاً در بيشتر عقود لازم راه دارند؛ ولي در نکاح و وقف راه ندارند.
4- عدم ذکر مدت، در شرط فاسخ و خيار شرط، به دليل وجود غرر، شرط و عقد را باطل مي کند.
5- وجود شرط فاسخ و خيار شرط در ضمن عقد، تا مدت معين عقد و قرارداد را متزلزل مي کند.
6- شرط اسقاط کاف? خيارات، شامل شرط فاسخ و خيار شرط نمي گردد.
7- پس از عقد، هم شرط فاسخ و هم خيار شرط را مي توان به وسيله تراضي (اقاله) ساقط کرد.
ب) بعضي از تفاوت هاي شرط فاسخ و خيار شرط نيز عبارتند از:
1- قانون گذار در ماده 399 ق.م. مقرر داشته، خيار شرط به شخص ثالث نيز تعلق مي گيرد و مي‌توان آن را براي ثالت هم شرط کرد. ولي چون شرط فاسخ قهراً اتفاق مي افتد نمي توان آن را براي ثالث شرط کرد.

2- يکي از تفاوت هاي ماهوي شرط فاسخ و خيار شرط، اين است که در شرط فاسخ، اثر شرط، انفساخ است نه حق فسخ، و انفساخ يک پديده و واقعه حقوقي است. يعني شرط فاسخ با تحقق معلّق عليه آن، باعث انحلال و انفساخ قهري و خود بخود عقد مي شود و نيازي به اراده انشائي هيچ يک از طرفين نيست. در حالي که در خيار شرط، اثر شرط ايجاد حق فسخ است. و حق فسخ يک عمل حقوقي (ايقاع) است.
3- تفاوت عمده ماهوي ديگري که بين شرط فاسخ و خيار شرط وجود دارد اين است که در شرط فاسخ انحلال احتمالي قرارداد منوط به وقوع رويدادي خاص و يا انجام يا عدم انجام تعهدات، که در قرارداد پيش بيني شده است مي باشد. تا زماني که به تعهدات قراردادي عمل شود و معلّق عليه واقع نگردد عقد منحل نخواهد شد. اگر به تعهدات عمل نشود و معلّق عليه واقع گردد عقد و قرارداد خود بخود منحل مي گردد. حتي ممکن است انحلال برخلاف ميل و تصميم دو طرف رخ دهد. در حالي که در خيار شرط، همه چيز منوط به اراده مشروط له مي باشد. يعني خيار شرط به مشروط له حق مي دهد که، بدون هيچ دليل خاصي در مدت تعيين شده عقد را بر هم بزند.
4- هدف ذوالخيار در خيار شرط، به کار بستن آخرين انديشه دربار? عقد است. يعني مشروطٌ له در مدتي معلوم و کوتاه حق دارد که تصميم نهايي خود را دربار? ابقاء يا اضمحلال عقد و قرارداد بگيرد. در صورتي که هدف از درج شرط فاسخ در ضمن قرارداد، ضمانت اجراي تعهدات مي باشد؛ که به جهت اطمينان از انجام تعهدات قراردادي و ضمانت اجراي عدم انجام تعهدات شرط فاسخ را در قرارداد درج مي نمايند تا پس از وقوع معلّق عليه عقد و قرارداد قهراً منحل گردد.
5- طبق ماده 401 ق.م. قيد مدت در خيار شرط لازم است و اگر نباشد عقد را باطل مي کند؛ ولي قانون در رابطه با شرط فاسخ ساکت است.171
6- در شرط فاسخ، انفساخ و انحلال احتمالي قرارداد در ضمن عقد انشاء مي شود و پس از وقوع معلّق عليه نياز به انشاي جداگانه ندارد ولي در خيار شرط، براي فسخ و انحلال قرارداد نياز به انشاي جداگانه فسخ مي باشد.
7- در شرط فاسخ، انفساخ و انحلال احتمالي به وسيله دو اراده در ضمن عقد انشاء شده است ولي خيار شرط بعد از عقد و به وسيله يک اراده انشاء مي شود. به عبارت ديگر شرط فاسخ مصداقي از اقاله معلّق است؛ ولي خيار شرط يک ايقاع است.
8- در خيار شرط، زماني براي مشروط له در نظر گرفته مي شود که بتواند بدون هيچ دليل خاصي عقد را فسخ کند. ولي در شرط فاسخ، تا زماني که به تعهدات عمل مي شود عقد منفسخ نمي شود. اين ويژگي شرط فاسخ در مقايسه با خيار شرط، با اصل لزوم سازگار تر است.
9- تزلزل عقد در شرط فاسخ تا پايان مدت تعيين شده مي باشد، و ممکن است تا پايان قرارداد هم به صورت مستمر ادامه داشته باشد؛ تا تعهدات قراردادي به صورت کامل اجرا شود. ولي تزلزل عقد در خيار شرط براي مدت کوتاه و تعيين شده مي باشد که مشروط له حق دارد بدون هيچ دليلي عقد را برهم بزند.
10- در شرط فاسخ، وقوع رويدادي که موجب انفساخ شده است، ممکن است بر خلاف ميل و اراده و تصميم دو طرف عقد باشد. همان گونه که ممکن است متأثر از اراد? يک طرف يا هر دو طرف باشد. ولي در خيار شرط، ميل و اراده مشروط له مؤثر در وقوع فسخ است.
11- خيار شرط، يک حق است که به ورثه منتقل مي گردد. ولي شرط فاسخ يک حق نيست بلکه يک ابزار و ضمانت اجرا براي انجام تعهدات و وقوع يک رويداد خاص مي باشد.
بنابراين، شرط فاسخ را نبايد با خيار شرط اشتباه کرد. چرا که خيار شرط در زمر? ايقاعات است و داراي ساختار و مباني متفاوتي از شرط فاسخ است. هر چند ماهيت شرط فاسخ متفاوت از خيار شرط مي باشد، اما با توجه به سکوت قانون گذار در رابطه با شرط فاسخ، برخي از احکام و آثار آن با استفاده از تفسير و وحدت ملاک احکام و آثار خيار شرط استنباط مي گردد.
اگر طرفين در قرارداد بنويسند اسقاط کافه خيارات به عمل آمد و شرطي درج نمايند که مفهوم و ماهيت آن تعليق انحلال قهري قرارداد باشد، به استناد جمله “اسقاط کافه خيارات”، شرط تعليق انحلال قرارداد يا همان شرط فاسخ، ساقط نمي شود. چرا که “شرط فاسخ”، خيار نيست که با استناد به جمله مذکور ساقط شود.172
در احکام صادر شده از سوي دادگاه هاي بدوي، تجديد نظر و ديوان عالي کشور، بعضاً مشاهده مي‌شود که شرط مندرج در قرارداد، به خيار شرط تفسير شده است؛ در حالي که ماهيتاً شرط فاسخ مي باشد. در برخي از دادنامه ها هم شرط مندرج در قرارداد، به درستي به شرط فاسخ تفسير شده است؛ و حتي بعضي از اشتراکات و تفاوت هاي اين دو شرط هم بيان شده است.173
5- شر ط فاسخ و اقاله
با توجه به وجود برخي از اشتراکات (در احکام، آثار و قلمرو) بين اقاله وشرط فاسخ در ذيل به صورت خلاصه اقاله را تعريف و شرايط آن را بيان مي نماييم و سپس اشتراکات و تفاوت هاي شرط فاسخ و اقاله را ذکر مي نماييم.
اقاله در لغت، به معني بازکردن و آزاد کردن، و در اصطلاح اقاله را اين گونه تعريف کرده اند: “در اقاله، همان دو اراده که پيماني را استوار کرده و سبب ايجاد عقد را فراهم آورده اند، دربار? انحلال آن نيز توافق مي کنند.”174
“اقاله فقط سبب سقوط تعهد و انحلال عقد نيست، بلکه ممکن است وسيله قطع آثار تعهد و قراردادي که ايفا و اجرا گرديده نيز باشد. در اين حالت اقاله لطمه اي به هستي حقوقي تعهد و قرارداد وارد نمي سازد و آن را ساقط نمي کند؛ زيرا، عقد و تعهد با اجرا و ايفا، از پيش ساقط مي‌گردد و ديگر وجودي براي آنها در عالم حقوق نمي توان تصور کرد تا بار ديگر به وسيله اقاله ساقط شود. بنابراين، اقاله در اين مورد فقط آثار ناشي از انجام تعهد را قطع مي کند و ادامه آن را متوقف مي سازد.”175
با توجه به تعاريف انجام شده، پس از اينکه عقد و قرارداد صحيح واقع شد. طرفين عقد، طبق اصل حاکميت اراده که مبناي اقاله هم هست، مي توانند همان گونه که قرارداد را ايجاد کرده اند در رابطه با سقوط تعهدات و قطع آثار ناشي از آن و همچنين انحلال آن تراضي نمايند که در حقوق ما به اين تراضي اقاله و در فقه به آن تفاسخ مي گويند. در صورت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره فورس ماژور، ضمن عقد، مواد مخدر Next Entries پایان نامه ارشد درباره ضمن عقد، شرط ضمن عقد، صحت معامله