پایان نامه ارشد درباره شورای امنیت، ایالات متحده، حقوق بشر، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

چه معناست؟ در بخشی از متن به صراحت گفته شده که ایران در مرحلهی ما بین گام اول و گام نهایی، نگرانی های شورای امنیت سازمان ملل دربارهی برنامه هستهای ایران را از طریق پرداختن1 به قطعنامه های شورای امنیت برطرف کند. معنی این جمله چیست؟ اگر به معنای عدم اجرای آنهاست (که از نظر جمهوری اسلامی قطعاً هست)، پس «پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت چه معنایی دارد؟ (رضازاده، 1393)
در واقع هدف جمهوری اسلامی از نشستن دور میز مذاکره و معامله بر روی فرآیند غنی سازی 20 درصد خود، همان طور که در مذاکرات آلماتی نیز مطرح شده بود، لغو کلیه تحریم های یک جانبه ایالات متحده، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل بوده است. اما بر اساس آنچه در این بیانیه تصریح گردیده، حتی با رسیدن به گام آخر مذاکرات و حصول توافقی جامع و نهایی، متاسفانه قرار نیست همه تحریم های موضوعه علیه جمهوری اسلامی لغو گردند. در واقع با دقت در ادبیات استفاده شده در متن توافق، این نتیجه حاصل می شود که حتی بعد از اجرای کامل توافق جامع، اگر غرب به تعهدات خود عمل نماید، ما صرفاً شاهد لغو آن دسته از تحریم هایی خواهیم بود که با برنامه هستهای ما مرتبط بوده است و البته اجرای این تعهد به این معنا نیست که غرب نمی تواند همان تحریم ها را در قالبی دیگر و به بهانه ای دیگر، مانند موضوع صنعت موشکی با موضوعات مرتبط با پرونده حقوق بشری ایران، وضع نماید. در نتیجه اگر در طی همین شش ماهه گام اول، شورای امنیت یا اروپا یا ایالات متحده تحریم جدید درباره صنایع موشکی ایران یا به بهانه آن وضع نماید، به هیچ عنوان خلاف تعهدات خویش، مندرج در توافق ژنو، عمل نکرده است.1
تجدیدپذیر بودن دورهی شش ماههی توافق:
در پاراگراف اول بخش مربوط به گام اول آمده است: «گام اول دارای دورهی زمانی شش ماهه خواهد بود و با توافق متقابل قابل تمدید می باشد.» سؤال اینجاست که اگر گام اول اعتمادسازی است، چرا زمان آن قابل تجدید است؟ در واقع با این عبارت، طرف غربی گفته که ممکن است شش ماه محدودیت، برای اعتماد به ایران کافی نباشد. در ضمن طرف مقابل این حق را یافته است که با پایان شش ماه دوباره بر تجدید آن اصرار ورزد. اگرچه ایران حق دارد نپذیرد، اما همین مسئله می تواند روند مذاکرات را دچار چالش کند.
از دست رفتن ابزار اصلی چانه زنی در مذاکرات جامع:
اصلی ترین ابزار چانه زنی ایران در مذاکرات، «ذخایر اورانیوم بیست درصدی» بوده است. بر اساس توافق شش ماهه، در همین دوره، نیمی از ذخایر بیست درصدی به میلهی سوخت تبدیل شده و نیمهی دیگر ترقیق می گردد. جان کری وزیر خارجه ایالات متحده هم به صراحت ابراز داشته که ذخایر بیست درصدی ایران پس از این دورهی شش ماهه به صفر می رسد. در چنین شرایطی، ابهام اینجانب که برای امتیاز گرفتن از طرف غربی در مذاکرات جامع کدام ابزار باقی مانده است؟ شاید طرف غربی برای دادن امتیازات هستهای در مذاکرات جامع بتواندبه مسائل غیر هستهای ورود کند، به عنوان مثال می توان به درخواست «دست کشیدن جمهوری اسلامی از حمایت حزب ا… لبنان» و یا مسئله «امتناع از اعمال هر گونه حمایت از دولت بشار اسد» اشاره کرد.
باقی ماندن معماری اصلی تحریم ها:
در شرایطی که ایران اصلی ترین ابزار چانه زنی را ظرف شش ماه از دست می دهد، تحریم های اصلی بر جای خود باقی می مانند و طرف غربی از ابزار قدرتمندی برای چانه زنی برخوردار خواهد بود. در واقع با این توافق، تحریم های اصلی باقی مانده است و ظاهراً آزادسازی اموال بلوکه شدهی ایران تنها در سطح 2/4 میلیارد دلار است. در واقع اگر چه به هر حال نفس رخنه به تحریم ها، ممدوح و قابل تقدیر است، اما بدیهی است که ساختار و معماری تحریم ها، یعنی تحریم های اصلی نفتی و مالی بر جای خود است، و این می تواند در آینده برای ایران مشکل ساز باشد.
روسیه و چین و تحریم های یک جانبهی غرب:
روسیه و چین در مواضع رسمی خود، با تحریم های یک جانبه علیه ایران مخالف بودهاند. نکتهی جالب در این توافق شش ماهه آن است که برای اولین بار روس ها و چینی ها امضای خود را بر روی سندی گذاشتهاند که عملاً تحریم های یک جانبه را به رسمیت می شناسد و آنها را محل معامله و چانه زنی قرار داده است. این یعنی آنکه شاید دور زدن این تحریم ها یا عدم پذیرش آنها از این پس برای مسکو و پکن کار سادهای نباشد و دست کم برای آنها هزینهی دیپلماتیک داشته باشد.
منطق «همه یا هیچ»
در بخشی از این توافق به صراحت آمده است: «در خصوص گام نهایی و هر یک از گام های میانی، این اصل اساسی که تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است، اعمال می شود.»
در واقع در دو جای بیانیه 24 نوامبر عبارت «یا همه یا هیچ» در مورد مفاد دستاوردهای احتمالی هر دور مذاکرات گنجانده شده است. بند مذکور را وقتی در کنار بند اول از قسمت چهارم بیانیه1
می گذاریم؛ از ترکیب این دو عبارت در حالی که ایران غنی سازی خود را به صورت داوطلبانه و غیر قابل بازگشت تعلیق نموده است، چه نتیجهای حاصل می شود؟ جواب این است که گذرر هر دقیقه زمان به ضرر جمهوری اسلامی است. در واقع، در ادوار قبلی مذاکرات، در عین جریان داشتن امر مذاکره، گذر زمان برگ برندهای برای ایران بود؛ چون به فعالیت های هستهای خود ادامه داده و
می توانست به برگ های برنده خود بیفزاید، اما در دور اخیر با توقف روند غنی سازی بیش از 5 درصد، گذر زمان به ضرر ایران بوده و به همان میزان به سود طرف غربی است. بنابراین، و همان طور که اشاره شد، نباید انتظار داشت که طرف غربی در مدت زمان کوتاهی اجازه وصول به راه حل جامع1 را بدهد چرا که دیگر زمان برای او فرصت است و نه تهدید.
عبارت مبهم «اجرای موفقیت آمیز»
«به دنبال اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع و با سپری شدن کامل دورهی زمانی گام نهایی، با برنامهی هستهای ایران مانند برنامهی هر کشور غیر هستهای دیگر عضو NPT رفتار خواهد شد.» سؤال اینجاست که موفق بودن اجرا چه مبنایی دارد و چه کسی آن را تعیین خواهد کرد؟ بر اساس کدام مدالیته می توان تشخیص داد که ایران به شکل موفقیت آمیز گام طولانی مدت نهایی را با موفقیت پشت سر گذاشته است؟ و در واقع معیار تشخیص کیست و چیست؟
مشکل عدم توازن طرفین اقتصادی ـ سیاسی در مذاکرات:
در مذاکرات بین المللی آنچه بین طرفین توازن در منافع را ایجاد می کند، قدرت اقتصادی ـ سیاسی است که با آمیختهای از هنر دیپلماسی می تواند نتیجه مذاکرات را شکل دهد. بر این اساس، با نگاهی به آنچه که نتیجه مذاکرات دو جانبه یا چند جانبه بین المللی است، می توان به جایگاهی که طرفین مذاکره خود را در آن می دیدهاند و ادراک طرف مقابل از این جایگاه پی برد. در واقع توازن موجود بین عوضین در این بده و بستان سیاسی حکایت از برابری جایگاه دو طرف دارد، و بالتبع عدم توازن موجود بین عوضین در توافق مورد نظر، نشان دهنده دست برتر یک طرف مذاکره است. بیانیه 24 نوامبر ژنو هم از این دریچه قابل ارزیابی است.
بر این اساس، نگاهی عمیق به متن مورد نظر، عدم وجود توازن در تعهدات طرفین را منعکس می کند. آنچه طرف ایرانی در مورد ذخایر اورانیوم 20 درصد موجود خود، که مهم ترین دارایی او در این مذاکرات بوده است به آن ملتزم شده، همان طور که در متن بیانیه نیز مندرج گردیده، فرآیندی کاملاً قطعی و برگشت ناپذیر1 چه در مورد ترقیق نیمی از ذخایر موجود و چه در مورد تبدیل نیم دیگر به سوخت هستهای (UOZ). اما از سوی مقابل، مهمترین تعهدی که طرف دیگر به عهده گرفته، فرآیندی کاملاً موقت و قابل بازگشت است. در بند اول قسمت دوم بیانیه، طرف غربی تعهد می کند که تلاش های خود را برای ممانعت از صدور نفت ایران متوقف ( Pause) کند، توافقی که اولاً شاخصی برای سنجش آن وجود ندارد و ثانیاً به صورت آنی قابلیت از سرگیری تلاش های مذکور را در خود نهفته دارد.
مشکل ناظر حُسن اجرای تعهدات:
مطابق آنچه در مقدمه بیانیه به رشته تحریر درآمده، نظارت بر حُسن اجرای اقدامات طرفین، بر عهده کمیسیونی مرکب از نمایندگان 1+5 و ایران است که تایید انجام اقدامات تخصصی مربوط به حوزه تخصصی هستهای نیز با مسئولیت آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام می شود. ترکیب هیئت قضاوت کننده، همان ترکیب هیئت مذاکره کننده با سطحی متفاوت است و با فقدان تعریف رویهای مشخص برای این هیئت ناظر، طبیعتاًهر یک از اعضا دارای یک رأی خواهند بود؛ مضافاً اینکه آژانس نقش کلیدی را در رابطه بازی می کند. در واقع در این جدال، آنکه مدعی و شاکی است، خود به مقام قضاوت نشسته و بر حُسن اجرای اقدامات نظارت خواهد کرد؛ حال آیا ممکن است چنین ناظری به محکومیت خود رأی بدهد؟ و یا از سوء نیت خود در اجرای بیانیه مورد نظر دم بزند؟
مشکل عدم توازن کمی و کیفی در تعهدات طرفین:
غالب تعهدات ایرانی در این بیانیه از نوع کمی و قابل اندازهگیری است؛ یعنی می توان شاخصی را برای اندازه گیری ارائه کرد و میزان ایفاء تعهدات طرف ایرانی را سنجید؛ اما طرف غربی با تعهداتی سروکار دارد که بیشتر جنبه کیفی داشته و شاخص ملموس برای اندازه گیری آن وجود ندارد. در چنین حالتی بار اثبات دعوای عدم اجرای تعهدات طرف غربی به عهده ایران خواهد بود.
ب) ابعاد سیاسی توافق ژنو:
با پیروزی انقلاب اسلامی و به دلیل تعارض منافع آمریکا با ایران و نیز عکس العمل هایی که در پاسخ به فشار آمریکا از سوی مردم و دولت ایران مانند تسخیر سفارت آمریکا در سال 1979 صورت گرفت، تحریم هایی از سوی آمریکایی ها در سطوح مختلف علیه ایران صورت گرفت (علیخانی، 1384، 27).
اما تحریم های چند ساله اخیر غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، مجموعهای از تحریم های شورای امنیت و اتحادیه اروپا و تحریم های یک جانبه آمریکا را شامل می شود که تخطی از آن برای کشورها و شرکت های بین المللی عواقب و تنبیهات مالی و حقوقی قابل توجهی را به ارمغان
می آورد. اکثر تحریم های اخیر، علی رغم اینکه در مواردی به بحث حقوق بشر، حمایت از تروریسم و پیشرفت های موشکی ایران نیز اشاره دارد؛ بر موضوع هستهای ایران متمرکزاند و هدف اعلامی تحریم ها را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای عنوان نمودهاند. (محمدی، 1391، 71)
اما در مقابل، در طول این سالها ایران بیشترین بیتوجهی را به تحریم ها نموده و از گره زدن آنها به پرونده هستهای خودداری می کرد. این راهبرد ایران، با هدف بی تاثیر جلوه دادن تحریم ها و به رسمیت نشناختن این اقدام به ظاهر دیپلماتیک غرب علیه جمهوری اسلامی صورت می گرفت و هر از چند گاهی عکس العمل فعال1 (تلاش برای افزایش یا موثر نمودن تحریم ها) یا انفعالی2 (اظهار ناامیدی از تاثیر تحریم ها) نخبگان آمریکایی و اروپایی را برمی انگیخت.
با سرکار آمدن دولت یازدهم، همچون گذشته تغییراتی در سیستم اجرایی کشور همچون دوره های پیشین انتخابات ریاست جمهوری به اجرا درآمد که در آن اقبال مردم به جریانی که بیشترین تفاوت را با دولت هشت سال گذشته دارد 3بیش از سایر جریان ها بود. به طوری که غربی ها و خصوصاً آمریکا سرکار آمدن این دولت را نتیجه تاثیر تحریم ها دانستند.
دولت یازدهم با هدف پایان دادن دیپلماتیک و سریع پرونده هستهای، وارد میدان دیپلماسی و مذاکره شد؛ به طوری که بسیاری از حساسیت های تیم قبلی (مبنی بر محل مذاکره، نحوه تعامل با کشورهای غربی خصوصاً آمریکا و ….) را تغییر داد. اما به نظر یکی از مهمترین تغییرات در سیاست مذاکره کنندگان ایرانی، گره زدن مذاکرات هستهای به تحریم های اقتصادی بود. گرچه چنین رویکردی از اواخر دولت دهم شروع شده بود.
بعضی معتقدند، معمولاً سیاستمداران و مدیران (چه دولت تحریم شونده و چه دولت یا گروه تحریم کننده) علاقه دارند تحریم ها را خیلی بزرگ تر از آنچه هستند، نشان دهند. در واقع زمانی که دولت به تاثیرگذاری تحریم ها و ارتباط آن با پرونده هستهای اعتراف نمود، زمینه برای توجیه تمام سوء مدیریت ها در موضوع اقتصاد ملی و همچنین موضوع دیپلماسی خارجی فراهم می شود. و در واقع تمام مشکلات اقتصادی به دوش تحریم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره محدودیت ها، شورای امنیت، توافق ژنو، سازمان ملل متحد Next Entries پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، قدرت یابی، نظام بین الملل، سیاست جهانی