پایان نامه ارشد درباره شهر سبزوار، توسعه شهر، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

1-شهرهايي كه بافت آنها تحت تأثير قدم‌هاي انساني است و رفت و آمدهاي روزانه مردم بدون وسايل ارتباطي عملي مي‌شود.
2-شهرهايي كه پس از ورود ماشين بخار در صنعت حمل و نقل و ايجاد وسايل ارتباطي تغيير بافت داده اند.
3-شهرهايي كه بافت آنها تحت تأثير تكنولوژي در عصر ما با استفاده از تكنولوژي بسيار پيشرفته تغيير شكل مي‌دهند (شكويي، 1355 : ص 120).
ـ فلامكي معتقد است يكي از راههاي مهم احياء و سامان‌دهي بافت‌هاي قديمي در روند توسعه فيزيكي شهر انطباق كاربردهاي خانه ها، بازارها، مدرسه‌ها و گرمابه‌هاي قديمي با شرايط امروزي است (فلامكي، 1369 : ص 111).
ـ فارابي در مورد بهسازي و نوسازي شهري و ايجاد شهر توسعه يافته معتقد به سعادت و خير جهان هستي است. سعادت و خير در مدينة فاضلة او از طريق همفكري و همكاري شهروندان فراهم مي‌شود بدون همفكري و همكاري عملي انسان قادر به رفع احتياجات روز افزون خود نيست و در واقع، اقدامات بهسازي و نوسازي در هر فضايي منوط به همكاري عملي انسان است (قلمي ،
1374، صص 23 -22).
ـ پوراحمد سال 1376 در كتاب خود تحت عنوان جغرافيا و كاركردهاي بازار كرمان در رابطه با بخش مركزي شهرها به ويژه عنصر بازار در بافت قديم شهري به كاركردهاي بازار و عناصر وابسته به آن در گذشته و حال پرداخته است. وي راههاي ساماندهي و احياء قلب بافت قديم يعني بازار و بطور كلي عناصر بافت قديم را با توجه به مكتب كاركردگرايي و تحول در كاركردهاي بازار دانسته است (پوراحمد، 1376 : ص 77).
ـ شيعه اسمعيل در روند توسعه فيزيكي شهرهاي امروزي معتقد است كه از الگوهاي شهرهاي سنتي در جهت بهسازي و بازسازي بافت قديم و بويژه توسعه فيزيكي بايد استفاده شود و ضمن هماهنگ سازي بخش‌هاي مختلف شهري و ايجاد رابطه و همبستگي بين بخش‌هاي مختلف شهري از مشكلات شهري كاسته شود (شماعي، 1380، ص : 22).
ـ رهنما محمدرحيم در پايان نامه دكتري خود به “روش‌هاي احياء بافت قديم و توسعه شهري نمونه بافت‌هاي مسكوني مركز مشهد با تأكيد بر محله سرشور” پرداخته و عامل احياء بافت قديم را در توسعه اجتماعي و اقتصادي ساكنان بافت قديم معرفي نموده است (رهنما، 1378، ص:73).
ـ راسكين1 نويسنده بزرگ انگليسي معتقد است كه در روند رشد و توسعه شهرها فضاهاي كالبدي قديمي شهرها را نبايد مورد بازسازي و تجديد بنا و حتي مرمت قرار داد وي ساماندهي يك بناي قديمي را بي احترامي به ارزشهاي گذشته مي‌دانست و معتقد بود در روند توسعه فيزيكي شهر، بافت‌هاي قديمي به عنوان سند بدون هيچگونه دخل و تصرف و حتي تعمير و مرمت نگهداري شوند (همان منبع : صص 18-16).
ـ هوسمان2 در دهة 1870 براي اولين بار تجربه احياء و ساماندهي نواحي تاريخي را كه در اثر رشد و گسترش شهر پاريس اتفاق افتاده بود مطرح نمود. وي به الگوي مرمت، به ويژه مرمت بزرگ مقياس يا ساماندهي شهري به جاي مرمت كوچك مقياس اهميت بيشتري مي‌داد. از طرفي تحولات پاريس از زماني كه هوسمان به سمت فرماندار شهر انتخاب شد به اوج خود رسيد. كارهاي آغازين هوسمان با ساخت بناهايي در محله‌هاي جديد حومه شهر پاريس و كشيدن خيابان‌هاي تازه در محلات قديمي و تجديد بناي عماراتي آغاز شد كه در اطراف خيابان‌هاي جديد قرار مي‌گرفتند او در بازسازي خيابان‌ها از قوانين جديد پيروي مي‌كرد براي مثال ارتفاع خانه‌هاي كنار خيابان بايد با عرض خيابان متناسب بود يا شيب بام بايد 45 درجه مي‌بود و محل‌هاي تازه بايد داراي ساختمان‌هاي عمومي مي‌بودند كه احداث آنها به عهدة فرمانداري بود. از اقدامات ديگر هوسمان احداث باغ‌ها و پارك‌هاي عمومي بود هوسمان براي انجام اين امور از وجود همكار بسيار ماهر خود به نام آلفان استفاده مي‌كرد. بخشي از اصلاحات هوسمان، نوسازي تأسيسات قديمي شهر پاريس بود كه اين كار با احداث شبكه ي جديدي براي فاضلاب امكانپذير شد (اميرباني، 1385، ص :50)
ـ ويوله لودو3 (1896-1814) معتقد است شهرها در روند توسعه فيزيكي خود موجب بي رونقي و ركود بافت‌هاي قديمي مي‌شوند. براي حفظ هويت فرهنگي، بخش‌هايي كه بعد از تاريخ اصلي ساخت بناهاي بافت قديم افزوده شده‌اند بايد حذف شوند و اگر قسمت‌هايي از بنا تخريب شده آن را بازسازي و تكميل نمود ضمن اينكه كميت فضاي كالبدي حاكم بر بنا حفظ شود (فلامكي، 1365 : صص : 16-13).
ـ كاميلوبويي تو4 (1914-1836) اين معمار و نويسنده ايتاليايي در تحقيقات خود معتقد است با روند توسعه فيزيكي شهرها بناهاي مركزي شهر و بناهاي تاريخي قديمي رو به تخريب و ويراني مي‌روند. ايشان مفاهيم معماري در امر باز زنده سازي را جايگزين تبعيت از
ويژگي‌هاي شكلي و سبكي بناهاي تاريخي نمود وي معتقد بود با جريان توسعه فيزيكي شهر بايد روح و حيات اجتماعي و اقتصادي به بناهاي تاريخي داده شود و بناهاي تاريخي مرزهاي زمان را پشت سر گذارد و هميشه نقش و كاركرد فعالي در زندگي مردم به عهده داشته باشد (شماعي، 1380، ص: 45).
ـ لوكابلترامي5 (1933-1854) معتقد بود شهرها در طول زمان رشد و توسعه مي‌يابند و بخش‌هاي هسته اوليه آنها به عنوان بافت‌هاي قديمي مورد بي توجهي و بي مهري قرار
مي‌گيرد لذا بايد در روند توسعه فيزيكي شهر جهت ساماندهي و احياء بافت‌هاي قديمي به تاريخ‌نگاري بنا پرداخته شود و متناسب با تاريخ و با استناد به مدارك موجود فرم قسمت‌هاي از دست رفته موجود را بازسازي كنيم (فلامكي، 1365 : صص 16-13).
ـ فلمن و دويس معتقد هستند با توجه به روند توسعه فيزيكي شهر هرگاه بافت قديم مورد بي توجهي به ويژه نارسايي‌هاي شبكه‌هاي حمل و نقل و امكانات خدماتي شهري قرار گيرد ركود و سير نزولي جمعيت رواج خواهد يافت و به دنبال آن پويايي در آن تنزل خواهد يافت.
ـ ريموند مورفي در رابطه توسعه شهري توجه خاصي به بخش مركزي شهر نموده است و معتقد است كه در بخش مركزي شهرها معمولاً دو منطقه در حال توسعه ديده مي‌شود كه عبارتست از : منطقه جذب و منطقه دفع.
1-منطقه جذب : در روند توسعه بخش مركزي شهرها بخشي محسوب مي‌شود كه به سمت واحدهاي مسكوني سالم‌تر و مناسب‌تر پيش مي‌رود و با جذب هتل ها، اداره‌ها و مغازه‌هاي لوكس ارزش و اعتبار خاصي پيدا مي‌كند.
2-منطقه دفع : اين بخش در مقابل منطقه جذب كه در آن فعاليت‌هاي چشمگيري انجام مي‌شود قرار دارد در اين منطقه شهري از بخش مركزي، رستوران‌هاي ارزان قيمت، بنگاه‌هاي رهني، سينماهاي ارزان قيمت و … ديده مي‌شود، يعني منطقه دفع از توسعه برخي از فعاليت‌هاي شهري كه وضع مناسب تري دارند، جلوگيري مي‌كند البته امروز بسياري از سازمان ها، اداره‌ها و فعاليت‌هاي خدماتي مثل هتل‌ها در بخش زيبا و روشن شهر و فضاهاي باز ايجاد مي‌شوند. همچنين بخش‌هاي تجاري در تقاطع راهها و دور از بخش مركزي شهرها تأسيس مي‌گردند تا هم فضاي كافي در اختيار داشته باشند و هم بتوانند كالاهاي لازم را به سهولت از مسيرهاي بيرون از شهر دريافت كنند. خلاصه اينكه عدم دسترسي‌هاي كافي و ارتباط ضعيف در بخش‌هاي مركزي از نظر مورفي موجب دفع جمعيت مي‌شود (شماعي، 1380، ص 25).
سازمان ملل متحد در سال 1974 در رهنمودهاي برنامه ريزي مسكن در كشورهاي در حال توسعه اعلام كرد در روند توسعه فيزيكي شهري و تصرف و اشغال زمين‌هاي اطراف شهرها، دولت‌ها بايد به جاي تخريب و نوسازي بافت‌هاي فرسوده شهر، به بازسازي آنها بپردازند و گروه‌هاي كم درآمدي كه به ناچار در اين بافتها سكني گزيده‌اند با كمك دولت شرايط زيستي بهتري پيدا كند چرا كه در غير اين صورت، دولت مجبور است تا زمين‌هاي پيرامون شهر را به آنها واگذار نمايد (سازمان ملل متحد، 1974 : صص 54 و 41).
كاميلوسيت6 (1903-1843) نخستين شخصي است كه از كاربرد هنر براي زيبايي شهر و اقدامات بهسازي و نوسازي شهري سخن گفته است. او معتقد بود بناي تاريخي به تنهايي ارزش چندان زيادي ندارد بلكه با هماهنگي و ارتباط فضايي با ساير بناها ارزش و هويت خود را باز مي‌يابد او بخش‌هايي را كه بعداً به ساختمان اضافه شده است موجب كاهش انعكاس هويت بنا مي‌دانست وي همچنين بر اين باور بود كه احياي محيط‌هاي قديمي بايد با توجه به نيازهاي امروزين جامعه صورت گيرد.7
لوكوربوزيه تخريب بناهاي قديمي و ساخت بناهاي جديد بر روي بناهاي قديمي و ورود وسايل نقليه به داخل بافت‌هاي قديمي را ضروري مي‌دانست وي در سال 1982 يكي از اعضاي اصلي چهارمين كنگرة سيام بود يكي از اصول مهم اين كنگره منطقه بندي بود از نظر آنان منطقه بندي چه در بخش‌هاي قديم و چه در بخش‌هاي مياني و جديد شهر لازم و ضروري بود اعضاي سيام هيچ توجهي به ساختمان‌هاي موجود شهر نداشتند و تمايلي به اصلاح بافت قديم از خود نشان نمي دادند بنابراين قرار دادن بافت جديد به جاي بافت قديم از خصوصيات بارز آنها بود (اعتضادي، 1371، ص 75). همچنين شهر توسعه يافته و آرماني از نظر لوكوربوزيه، شهر نوسازي و بازسازي شده به سبك آپارتماني و جايي سرسبز با بناهاي مرتفع است (بحريني، 1378، ص 15).
انديشه كوين لينچ8 به نظرية ادراك بصري و سيماي شهري معروف است. لينچ كلية ادارك شهر را به خوانايي آن و برقراري ارتباط منطقي و اصولي بين شهر و شهروند مي‌داند. خوانايي شهر تنها بر عناصر يا عملكردها تكيه ندارد بلكه شكل و محتوا را نيز شامل مي‌شود. به اعتقاد لينچ بايد در فرايند بهسازي و نوسازي شهري برنامه ريزي با مشاركت مردم و مشاوره با متخصصان و هماهنگي با مسئولان و مردم شهر صورت گيرد به نمايش گذاشتن ارزش‌هاي تاريخي – فرهنگي از هر دورة تاريخي در فضاها و مجموعه‌هاي شهري و حمايت از موزه‌هاي فضاي باز بايد مورد توجه باشد (مزيني، 1357، ص: 32).
نظرية بيكن9 معروف به نظرية ساماندهي استخوان بندي اصلي شهر است. او بهسازي و نوسازي شهر را در ساختار كالبدي شهر با برخورداري از انگاره‌اي روشن از استخوان بندي شهر مي‌داند. او معتقد است شبكه‌هاي حمل و نقل هر بخش از شهر قادر است در پيوند با استخوان بندي اصلي، در سطح وسيعي گسترش و تداوم يابد و قابليت تغيير و اصلاح داشته باشد (طاهري، 1376، ص : 22).
بيكن تطابق و هماهنگي سيستم حركت و تأسيسات شهر را با مختصات جغرافيايي به ويژه توپوگرافي و اقليم منطقه ضروري و اين اقدام را ابزاري مناسب براي تأكيد و افزايش جلوة بصري و مفهومي جديد به ساختمان‌هاي عمومي و يادمان‌هاي تاريخي شهر مي‌داند (حبيبي و حميدي و سليمي، 1376، ص: 31).

1-6- سؤالات و فرضيه‌هاي تحقيق

1-كم عرض بودن و ناكافي بودن معابر عمومي در محدوديت فيزيكي – كالبدي بافت قديم شهر سبزوار تأثير زيادي دارد.
2-در شرايط فعلي تعداد عناصر خدماتي در بافت قديم شهر سبزوار براي جمعيت ساكن در آن كافي نمي باشد.
3-سكونت گاههاي قديمي و فشرده موجود در بافت قديم شهر سبزوار در محدوديت‌هاي فيزيكي ـ كالبدي نقش دارد.
4-براي بهسازي بافت قديم شهر سبزوار برنامه ريزي منطبق بر فرهنگ گرايي مي‌تواند مناسب باشد.

1-7- روش تحقيق

نوع تحقيق كاربردي ـ توسعه اي10 و روش اصلي تحقيق توصيفي ـ تحليلي مي‌باشد.11 مراحل انجام پژوهش به اين صورت خواهد بود كه تنظيم پرسشنامه و كسب اطلاعات از طريق فرمول حجم نمونه ويك روش نمونه گيري علمي و رايج صورت مي‌گيرد و آمارهاي مورد نياز ديگر از طريق مراكز دولتي از قبيل فرمانداري، سازمان برنامه و بودجه، مركز آمار ايران، و شهرداري محل تهيه خواهد شد و نمايش داده‌ها نيز از طريق سيستم رايانه‌اي و نرم افزارهايي نظير Autocad , Excel , Spss صورت خواهد گرفت. البته لازم است كه جهت معرفي شهر سبزوار و وضعيت جغرافيايي كه اين شهر در آن واقع شده است تا حدودي جنبه‌هاي توصيفي
(Approach Discriptive) كه نوعي شيوه توصيفي ناميده مي‌شود مورد استفاده قرار گيرد. در جهت بررسي سير تكوين و تحول شهر و بيان تاريخچه آن نيز شيوة تاريخي (Historical) مورد نظر قرار گرفته است.
جامعة آماري مورد مطالعه شهر سبزوار با تأكيد بر بافت قديم مورد مطالعه قرار گرفت. بافت قديم سبزوار شامل اصلي ترين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون مجازات، دولت متخاصم، ترک فعل Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حقوق جزا، رسول اکرم (ص)، قانون مجازات