پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، مراتب هستی، روح انسانی، حقیقت هستی

دانلود پایان نامه ارشد

همانند کمال سایر موجودات ثابت و یکنواخت نیست بلکه دارای درجات و مراتب است و هر فرد از افراد انسانی بر حسب همت و تلاش خویش به مرتبهای از آن دست مییابد و دیگر این کمال انسان، امری اختیاری است. چرا که انسان چون مقصود اولی و غایت القصوای همه عوالم هستی است و اسرار الهیه و معارف حقه در او متجلی است. لذا مستعد برترین جایگاه برای خلافت الهی است. «ان کل انسان مستعد لقبول استعداد ما یکون به نبیاّ و رسولاّ و خلیفۀّو ولیاّ و مؤمناّ و هذه کلها مراتب یکون فیها کمال العبد ونقصه.»245
به همین جهت گفته شد که برای مؤمنین در بهشت بر اساس اعمالشان در دنیا درجاتی است. «أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ »246 « هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّه »247 این تعبیر از جانب خداوند متعال میرساند که نفوس انسانی حالت ثبات نداشته بلکه دارای مراتب تشکیکی و قابل ارتقا است و به مقدار عزم و اراده و اهتمام در امور مدارج قادر است مراتبی را طی مینماید. این که انسان چه مراتبی از کمال را باید طی نماید تا به غایت انسانیاش نائل شود یکی از مهمترین دغدغههای حکما و عرفا بوده است. لذا بسیاری از ایشان از این نکته غافل نبوده و آن را در آثار خویش بیان داشتهاند.
عرفا بر مبنای اعتقاد به حضرات خمس، انسان را موجودی میدانند که جامع جمیع عوالم وجود است و قوای وجودی او طوری است که اگر به فعلیت رسد به مقام خلافت بار یافته و تمام شوون مستخلف عنه جز احدیت در او تجلی مییابد. «چون انسان مجمع جمیع تعینات و تقیدات است محتجب به تمام حجب هفتگانه ظلمانیه و حجب هفتگانه نوریه که آن ارضین سبع و سموات سبع تاویل است میباشد.»248 اما برای ظهور این قوا لازم است هفت مرحله از مراحل و مراتب را سپری سازد که اصطلاحا آن را مراتب سبعه کمال نامند. در اینجا به اجمال بدان اشاره میشود.
2ـ 5ـ 5ـ 1. مرتبه جمادی
اولین صورتی که هیولای اولی را از حالت ابهام بیرون آورد حالت جمادی است. انسان که مرکب از جسم و روح است گرایش و محبت وی به دنیا امری بدیهی است.«وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا»249
او به جهت وجود مادیاش همت خود را به دنیا و طبیعت مصروف میدارد.«إِنَّ الرَّجُلَ خُلِقَ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا هِمَّتُهُ فِي الْأَرْض‏»250 انسان با غفلت از رهنمودهای الهی به سمت امور مادی تمایل داشته و اسیر مشتهیات نفسانی خویش است. ملک را بر ملکوت ترجیح میدهد، چرا که در نشئه مادی سکونت دارد و جز این از وی متوقع نمیباشد. از این جهت سیرت انسان در همان صورت جمادیاش ظهور و تجلی دارد و در سیر طبیعیاش اگر اهتمام نورزد جنبه ملکوتیاش به بار نمینشیند. چنین انسانی از نگاه قرآن همانند سنگ یا شدیدتر از آن است. « فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة» .251
و در اندیشه امام این انسان در دام شیطان است و تمام این آیات الهی بر او قابل انطباق است «أولئك كالأنعام بل هم أضلّ در شأن او وارد شده، فهى كالحجارة أو أشدّ قسوة درباره قلوب قاسيه بشر نازل گرديده است‏»252 فردای قیامت ندای چنین انسانی این است که ای کاش خاک بودم و روح انسانی در من دمیده نمیشد.« يا لَيْتَني‏ كُنْتُ تُرابا» 253 لازم است انسان در مسیر سلوک انسانی با راهنماییهای تعالیم الهی، این مرحله از حیات جمادی را اماته نماید و با موت آن به حیات نباتی دست یابد.« وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتا»254 امام در وجه تسمیه این مرحله چنین میفرمایند:
«مرحله جمادی را از این جهت اولین مرحله نامند که هیولای اولی در غایت ابهام بوده و پهنه عالم طبیعت را فرا گرفته است و صورت جسم مطلق به او مى‏رسد و چون با اين صورت نمى‏تواند جلوه‏گر شود مگر اينكه به صورت جسم خاصى درآيد؛ لذا هميشه با صورتى از صور جمادى‏ و نباتى و حيوانى و انسانى متحد مى‏شود كه صورت انسانى آخرين مرتبه‏ طبيعت بوده و سير عالم طبيعت به اين مرتبه ختم مى‏شود.»255
این مرتبه را نخستین گام سیر تکاملی انسان در مراتب هستی و کمال دانستهاند به این معنا که چون جماد نخستین مرتبه تحقق او در خلقتش بود پس باید تمام همتش را مصروف میل به آن نماید بلکه لازم است از این مرحله بگذرد و یک گام به پیش بگذارد. «پس بر انسان بيدار كه ايمان به عالم آخرت دارد، لازم است كه با هر حيله و رياضتى است، خود را علاج كند و از اين رذيله خبيثه قلب را پاك و پاكيزه كند.»256
2ـ 5ـ 5ـ 2. مرتبه نباتی
انسان در این مرحله تمام اهتمامش مصروف زینتهای لذت بخش دنیا و فریفته تنوعات متلون طبیعت است چون گستره طبیعت متفرش به رنگهای متعدد و مختلف است«وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُون»257 او به جای تذکر و تفکر در آن با زیباییهای دنیا خو کرده و از سیر کمال باز میماند، خدای سبحان با ایجاد چنین فضایی برای او زمینه رفع حاجاتش را فراهم نموده و در ضمن تمهیدات ابتلا و امتحان او را مهیا ساخته ولی انسان غافل از اغراض واقعیاش در همان مرتبه خود را منحصر میسازد. « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً .»258 از نگاه عرفا استفاده بهرهمندی از سراچه زیبای دنیا امری بسیار منطقی و بجاست ولیکن همین مظاهر زیبا، بزرگترین کمین گاهست. کسی که در طریق کمال است از این امر آگاه است که ظواهر دنیا بزرگترین دامگاه است و توجه به آن مطابق میل و هواست و موجب انحراف انسان از خداست. سخن موسای کلیم خطاب به خدای حکیم این است که خدایا تو به فرعون و پیروانش مال و زینت دادی و توجه به این تزیینات و اموال، آنان را از مسیر انسانی منحرف ساخت و اقدام به گمراهی دیگران نمودند پس اموال ایشان را نابود و قلوبشان را قسی گردان تا ایمان نیاورند و در طریق کمال قرار نگیرند و به عذاب دردناک مبتلا گردند .« وَ قالَ مُوسى‏ رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زينَةً وَ أَمْوالاً فِي الْحَياةِ الدُّنْيا رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَليم» 259 بر سالک لازم است که در طریق سلوک این وصف فرعونی را در نفس خویش زایل و ضمن استفاده از حیات نباتی باید خود را از اسارت آن آزاد سازد تا بتواند به مرحله بالاتری که حیات حیوانی است دست یابد چه این که بسیاری از افراد انسانی در این مرتبه از حیات متوقف شده و نتوانستهاند از آن فراتر روند؛ یعنی افرادی هستند که زندگی آنان در حد نبات و گیاه است و اوراق انسانی در کتاب حیاتشان سیاه است.
استدلال امام این است که شیئیت شی به صورت آن است به طوری که اگر بتوانیم صورت را از ماده جدا کرده و بدون ماده نگه داریم شی به شیئیت خود باقی است و شخصيت و حقيقت خود را از دست نخواهد داد. مثلا اگر اين صورت انسانى را نه اين هيكل بلكه آن فصل اخير و نفس ناطقه كه انسانيت متقوم به اوست و صورت انسان به آن قائم است از اين جسم و ماده جدا كرده و اين لباس را از تن اين ماده خلع نماييم و بر نبات بپوشانيم، همان نبات انسان خواهد بود، گرچه خود نبات ترقى کرده و صورت انسانى پيدا مى‏كند و فعلًا هم صورت انسانى متعلق به جسم نباتى است و لكن مراد ما اين است كه اگر فرضاً نباتى كه در مرتبه نباتيت واقف است مدرك كليات باشد و نفس ناطقه مدركه كليات پيدا كند، انسان خواهد بود و الّا آن نباتى كه در مرتبه‏ نباتى‏ وقوف نداشته و از اول در سير و طريق منزل انسانى است، همان نبات است كه صورت حيوانى و بعد صورت انسانى پيدا مى‏كند.260
2ـ 5 ـ 5 ـ 3. مرحله حیوانی
این مرحله از حیات، سختترین مرتبه وجودی انسان است زیرا که او گرفتار دو قوه غضب و شهوت است. این دو قوه که در وجودش خلجان دارد او را به بهیمیت و سبعیت میکشاند و در حیز حیوانات قرار میدهد.« مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَهُوَ فِي [مِنْ‏] حَيِّزِ الْبَهَائِم‏.»261 آدمی باید بداند که این قوا دشمن عقل اویند و اگر فرصت یابند بر عقلش غالب گشته و آدمیت را از سرش میرانند ولیکن او غالبا از این امر غافل است. در روایات وارد شده است که دشمنترین دشمن انسان غضب و شهوت او است. «أَعْدَى عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ.»262 هیچ عاملی چون هوای نفس و قوه غضب مانع کمال او نیست و به همین خاطر در روایات ماثوره هیچ فتنهای را بالاتر از آن ندانستهاند. « لَا فِتْنَةَ أَعْظَمُ مِنَ الشَّهْوَة»263 این مرتبه از حیات بالاتر از حیات جمادی و نباتی است و برای نیل به این مرحله نیاز به جهاد است اما به راستی این مرتبه هم همه حقیقت حیات نیست.
معنای آیه نیز همین است که میفرماید: « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي…» 264 توجه به حقیقت هستی انسان را به بالا سوق میدهد و غفلت از کمال مطلق او را به انحطاط میکشاند. صعوبت این مرحله در این است که تمام عشقهای کاذب در این مرحله ظهور و بروز پیدا میکند. اوج اشتهای شهوت و شهرت و شعلههای آتش غضب در میان ابنای بشر حاکی از همین امر است. بسیاری از انسانها در این مرحله از زندگی سرگرمند و شاید به مرتبه بالاتر نرسیده و با همین حالت از دنیا بروند. این طایفه در همه ادوار وجود دارند. خدای سبحان خطاب به رسول گرامی اسلام( در باره مواجهه با این طایفه میفرماید: ایشان را رها کن تا به حیات حیوانی خود سرگرم بوده و چون حیوانات بخورند و بیاشامند و به آرزوهای خود سرگرم باشند. «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُون» 265 امام در خصوص این مرحله از زندگی میفرمایند: «اگر انسان قدری تامل نماید میفهمد که مقصود از این بساط چیز دیگری است و این حیات حیوانی مقصود بالذات نیست، برای خلقت انسان مقصود دیگری در کار است.»266 توقف انسان در حیات حیوانی بزرگترین ظلم به نفس است که غالب افراد از این ستم در عذابند.
سید حیدر آملی معتقد است که وقتی قیامت فرا رسد از هر هزار نفر، نهصد و نود و نه نفر قتیلالعبارات و ذبیح سیوف الاشاراتند. «، فانّه إذا بعث ما في القبور و حضر البشر في عرصة الله تعالى يوم القيامة، لعلّ من كلّ ألف تسعمائة و تسعا و تسعين يبعثون من أجداثهم، و هم قتلي من العبارات، ذبائح بسيوف الإشارات.»267 انسان بواسطه انغمار در طبیعت از وجود روحانی خود محجوب است، لذا افکارش در همین بدن ملکی اش محدود است، چنین فردی از مقاصد انسانی غافل و برای آن قدمی برنمی دارد و در حیات حیوانی به مقصد حیوانی می اندیشد.268 انسان در این مرتبه از خصائص حیوانات بهره دارد و همانند آنان ادامه حیات می دهد .
2ـ 5 ـ 5 ـ 4. مرتبه انسانی
انسان با داشتن قوه عاقله قادر است که مرحله حیوانی را با غلبه عقل و خرد بر شهوت و غضب پشت سر گذاشته و به قلمرو انسانی گام نهد. دو قوه عقل و شهوت در نهاد انسان دائما در چالشند تا کدامین در میدان نبرد پیروز گردد ؛ اگر شهوت غالب آید به حیوانیت گراید و هرگاه عقل فاتح شود به انسانیت سوق داده شود. عرفا این مرحله را حد فاصل عالم حیوانی و روحانی خوانند که با فروغ عقل روشن است و چنین حیاتی را عاقلانه نامند. عقل اگر مشوب به هوا نباشد وتوجه به منادی تقوا داشته و عنایت به افق اعلی داشته باشد می تواند از مرتبه حیات حیوانی گذر نماید و خود را به عالم انسانی رساند.« الْعَاقِلُ مَنْ أَمَاتَ شَهْوَتَه‏» 269معنای حقیقی انسان انس با خدای سبحان است که این با استمداد از عقل قابل تحقق و امکان است.حداقل حیات انسانی حیاتی به دور از ظلم و تعدی و عصیان و دارا بودن امنیت و صلح توام با اطمینان است. حیات عقلانی حتی بدون اعتقاد به توحید و حیات اخروی می تواند با صلح و سازش و بدون نزاع و چالش همراه باشد ودنیای آرامی را برای افراد فراهم سازد لذا دعوت به عقل در تعالیم دینی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. بیان امام این است که:« سزاوار است انسان با پناه بردن به نام های الهی از شر و بدی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره تعالیم وحیانی، کمال مطلق، تعالیم اسلام، حسن و قبح افعال Next Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، اخلاق ناصری، کمال انسانی، سیر و سلوک