پایان نامه ارشد درباره سیر تکاملی، انسان کامل، کمال مطلق، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

به همان میزان سعید است و به هر میزانی از او بعید باشد به همان اندازه شقی و پلید است. میزان کمال با توزین امتثال از خدای سبحان است و اثبات آن توام با برهان است.
نکته دیگر این که چون کمال مطلق با نور مطلق متلازم است لذا اتصال به حق موجب نورانیت و انفصال از او باعث تباهی و ظلمت است. «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَة…»476 خدا نور آسمانها و زمین است و هر چه و هر جا که نور است از رشحات نور اوست، ظلمت نه امری وجودی بلکه عدم النور است که با دوری از حق حاصل میشود. تمام برکات و فیوضات از این طریق حاصل است؛ یعنی نورانیت فردی و اجتماعی در پرتو قرب به حق متجلی است.« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.»477
مطلب آخر این که بین تمام و کمال فرق است و تمام بودن چیزی لزوما به معنای کامل بودن آن نخواهد بود.
3-5-2. سیر تکاملی و کمال حقیقی انسان
در حیات انسان دو عنصر اساسی مطمح نظر فلاسفه و عرفا قرار گرفته است؛ نخست سیر تکاملی و دیگر کمال حقیقی انسان است، غالب حکما و عرفا سیر حرکت انحطاطی و قهقرایی را باطل دانسته و به سیر تکاملی معتقدند. علامه برمبنای حرکت جوهری ملا صدرا میفرماید: «حرکت به طور مطلق، اشتدادی و تکاملی است؛ یعنی خروج از قوه به فعل و سیر از نقص به سوی کمال است، این را حکمای الهی قائلند. بدیهی است که اگر در تکاملی بودن بعضی از اقسام حرکت تردید شود در این که حرکت تکاملی و اشتدادی ماده از طبایع به اجسام و نبات و حیوان سرانجام به انسان میرسد هیچ تردیدی وجود ندارد.»478
انسان موجودی است دارای ابعاد وجودی بیپایان و ذاتا طالب کمال است. هرگز ایستایی و جمود و بیحرکتی برای او معنا ندارد. او دائما در تحرک است و با دارا بودن قوای متعدد مادامی که حیات دارد و زنده است توقفی برای او نیست در هر مسیری، طریقی را انتخاب نماید پایانی برای او نمیباشد. در طریق سبحانی گوی سبقت را از فرشتگان میرباید و مسجود ملائکه قرار میگیرد و در مسیر حیوانی از هر حیوانی پستتر میگردد. او با تلاش خویش هر قوهای از قوای درونی را تقویت نماید در همان قوه به فعلیت رسیده و کمال ثانویه را برای خود کسب میکند و کمالات قوا در مباحث گذشته بیان شد. اما بدون تردید کمال حقیقی انسان در تعدیل قوا به واسطه قوه عاقله است که نتیجه آن آرام گرفتن در جوار رحمت حق است، تمام کدح عبد فتح ابواب رب است. « إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ» 479هیچ منتهایی برای انسان نیست مگر بازگشت به سوی او.« وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»480 و همه مخلوقات به سوی او باز میگردند. « وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ»481 علامه معتقد است که علم و عمل توامان انسان را به کمال واقعی میرساند. نه علم بدون عمل کارساز است و نه عمل بدون علم و معرفت.
انسان به حسب خلقت طورى آفريده شده كه صلاحيت دارد به رفيع اعلى عروج كند، و به حياتى خالد در جوار پروردگارش، و به سعادتى خالص از شقاوت نائل شود، و اين به خاطر آن است كه خدا او را به جهازی مجهز كرده كه مى‏تواند با آن علم نافع كسب كند، و نيز ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او داده، و فرموده:«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.» پس هر وقت بدانچه دانسته ايمان آورد، و ملازم اعمال صالح گرديد، خداى تعالى او را به سوى خود عروج مى‏دهد و بالا مى‏برد، هم چنان كه فرمود:« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ .»و نيز فرموده:« وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْكُمْ .» و نيز فرموده:« يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ.» و نيز فرموده:« فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏.» و آيات ديگر از اين قبيل، كه دلالت مى‏كند بر اينكه مقام انسان مقام بلندى است، و مدام مى‏تواند به وسيله ايمان و عمل صالح بالا رود، و اين از ناحيه خدا عطايى است قطع ناشدنى.482
این همان معنای کمال حقیقی است که علامه برای اثبات آن، اثر وزین و گرانسنگ «رسالۀ الولایه» را به رشته تحریر درآورد و فرمود: کمال حقیقی انسان در سایه پذیرش ولایت خدای سبحان قابل امکان است تا این که به فنای ذاتی برسد. و غرض اصلی از تشریع دین و شریعت حقه الهیه همین است که انسان را به این مقام برساند.483 مسیر تکامل که انسان سالک باید در آن سیر نماید یک مسیر بیش نیست و آن گام نهادن در بندگی و عبودیت خداست.
از تویی تا به خدا یک نفس است ای سالک بر سر خویش نه از شش جهت خود، گامی484
انسان از منظر قرآن و تعالیم آسمانی اسلام واجد تمام کمالات فرشتگان است و چون مجعول به خلافت خدای سبحان است مسجود فرشتگان نیز هست لذا علامه با توجه به نگاه عمیقش نسبت به تعالیم الهی و تدبرش نسبت به آیات قرآن معتقدند که کمال مطلق خداست و برای این کمال الهی در عرصه خاکی، مظهری لازم است که بارزترین مصداق آن وجود متعالی انسان است. اگرانسان به فضایل نفسانی آراسته گردد به اعظم کمالات دست مییابد.
3-5-3. انسان و امکان نیل به کمال
غایت خلقت عوالم امکان، وجود انسان و غایت خلقت انسان، نمایاندن قدرت خدای سبحان است. «يا بن آدم، خلقت الأشياء كلّها لأجلك، و خلقتك لأجلي، و أنت تفرّ منّي.»485خدای سبحان فرمود: ای فرزند آدم من همه اشیا را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم آفریدم آنگاه تو از من فرار میکنی؟تو را آفریدم که آینه تمام نمای من باشی و قدرتم را به نمایش گذاری.
از این بیان الهی فهم میشود که انسان و جهان به ظاهر محدود نیست بلکه برای هر ظاهری، باطنی وجود دارد. نسبت ميان اين عالم با عالم ماوراء، نسبت «عليت و معلوليت» و «كمال و نقص» است كه ما آن را نسبت «ظاهر و باطن» مى‏ناميم. علامه فصل اول رسالة الولایه را به این نکته اختصاص داده است که ظاهر عالم ضرورتاً مشهود ماست و شهود ظاهر، خالى از شهود باطن نيست، زيرا ظاهر از اطوار وجود باطن و عين ربط به آن است، پس هنگام شهود ظاهر، باطن نيز به طور بالفعل مشهود ما مى‏شود. و از آن‏جا كه ظاهر «حدّ و تعيُّن» باطن است، هر گاه انسان با كوشش و مجاهدت از اين حدّ درگذرد و از آن غفلت نورزد، ناگزير باطن را مشاهده خواهد كرد و همين مطلوب ماست.
توضيح مطلب اين است كه آنچه موجب مى‏شود «نفس»، خود را همان بدن و عين آن بداند، همانا تعلق و اتحاد و پيوندى است كه با بدن دارد و بدن هنگامى كه از طريق حواسّ خود نفس را مشاهده مى‏كند، خود را جدا و منفصل از او مى‏بيند و رسيدن به اين مرحله و مرتبه موجب مى‏شود، نفس آن مرتبه عالى خود را كه بالاتر از مرتبه جسميت و مادّيت است و فراتر از آن را كه مرتبه عقل است، فراموش كند. و با فراموشى هر مرتبه، خصوصيات آن مرتبه و موجودات آن عالم را نيز فراموش مى‏كند، ولى در عين حال، «إنيّت و حقيقت» خود را كه از آن، به «من» تعبير مى‏شود مشاهده مى‏كند، مشاهده‏اى ضرورى كه هرگز از او جدا نمى‏شود. او با انقطاع از بدن، هيچ حاجب و مانعى باقى نمى‏ماند و اگر انسان با علم نافع و عمل صالح به خود بازگردد و به حقيقت خود، توجه كند ناگزير حقيقت و باطن خود و مراتب و موجودات و اسرار آن عالم را مشاهده خواهد كرد.
شرط نیل به این مقام با سعادت، گام نهادن در قلمرو ولایت است. به این معنا که انسان سالک خود را در تحت تدبیر خدای سبحان قرار دهد. ذات و صفات و افعالش را ذات ربوبی تدبیر نماید هر چند نبوت و رسالت امری اختصاصی است اما ولایت امری عام و فراگیر است، درب ولایت برای همگان باز است. چرا که ولایت با تهذیب نفس و طهارت حاصل میگردد.486
انسان قادر است با تلاش و کوشش سیر صعودی را طی کند و از نقص به کمال رسد چرا که بشر با سیر نزولی از عالم اطلاق به تقیید سیر کرده و منازل و عوالمی را پیموده تا به عالم جسمانی که آخرین عالم است رسیده، بنابراین باید به سیر صعودی بپردازد تا انسان کامل شود و این است معنای انسان کامل در بیت شبستری:
به عکس سیر اول در منازل رود تا گردد او انسان کامل.487
3-5-4. اصناف سه گانه در نیل به کمالات عالیه
بدون تردید انسانها در مسیر تکامل و دستیابی به کمالات عالیه انسانی در مرتبه واحدی نیستند بلکه به جهت دارا بودن استعدادهای مختلف در صنوف متعددی قرار میگیرند. علامه با توجه به اختلاف استعداد و توانایی افراد انسانی که لازمه لاینفک بقای حیات اجتماعی است افراد را در سه صنف متمایز منقسم نموده و می فرماید: بايد دانست كه مردم از نظر درجه «انقطاع» به سوى خدا و اعراض از اين عالم مادى بر سه دسته‏اند:488
1. مقربان: آنان که حب الهی در قلبشان ساری است به دو قسم قابل انقسامند. گروهی محبتشان تام و تمام است که ایشان از مقربانند، عده ای که حبشان ناتمام است اینها از ابرارند، و اما آنان که حب به حق را در دل ندارند و باطن را با دنیا پیوند زدهاند در طایفه فجارند.
علامه در وصف این گروه از سالکان طریق کمال میفرماید: «انسان‏هاى تامّ الاستعدادى هستند كه مى‏توانند انقطاع قلبى از اين نشئه بيابند و با يقين تمام به معارف الهى روى آورند و به خداوند سبحان توجه كنند، اين‏چنين انسانى است كه مى‏تواند به مقام مشاهده ماوراى عالم ماده و شهود انوار الهى، نائل شود: مانند پيامبران عليهم السلام، اين طبقه، گروه «مقربان» هستند.»489
مقربين کساني هستند که از چشمه تسنيم اشراب مي‌شوند، چنان‌که خداوند در وصف ايشان فرموده است: «عَينًا يَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبون.»490 چشمه‌اي که مقربان از آن مي‌نوشند، شراب خالصي است که اختصاص به آن‌ها دارد. ايشان گروهي هستند که خداوند با تعبير سابقين از آن‌ها ياد نموده است؛ به اين معنا که در محبت گوي سبقت از ديگران ربوده‌اند: « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُون.»491
علامه این صنف از کمالیافتگان را رستگارانی میداند که در بهشت متنعم اند و نه از رحیق مختوم بلکه از تسنیم مینوشند.492 و در وصف مقربان میفرماید: « مفاد آيه اين است كه مقربين صرفا تسنيم را مى‏نوشند، هم چنان كه مفاد جمله« وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ» اين است كه: آن چه در قدح ابرار از رحيق مختوم هست با تسنيم مخلوط مى‏شود و اين معنا به دو نكته دلالت مى‏كند، اول اينكه تسنيم از رحيق مختوم گرانقدرتر است، چون رحيق مختوم با آميخته شدن با تسنيم لذت بخش‏تر مى‏شود. دوم اينكه مقربين در درجه بالاترى از ابرار قرار دارند.»493
2. محسنان: عدهای هدف را یافته و در مسیر کمال گام برداشته ولی از تعلقات دنیوی رهایی نیافتهاند. این گروه نیز تمام تلاش خود را در نیل به کمالات انسانی به کار گرفتهاند اما رشحاتی از تصورات ناصواب در ذهن ایشان حرکت را کند نموده است. علامه در توصیف این دسته میفرماید: انسان‏هاى تام الايقانى هستند كه كاملًا از عالم ماده و تعلّقات آن دل نبريده‏اند، زيرا آلودگى‏هاى مادى و برخى انديشه‏هاى نادرست، ايشان را از اعتراف به اين‏كه امكان دل بريدن از اين‏جا و رهايى و رسيدن به عالم ماوراى ماده وجود دارد، ناتوان و نوميد ساخته است.
اين دسته، خدا را آن‏گونه مى‏پرستند كه گويى او را مى‏بينند، اينان خدا را از روى صدق پرستش مى‏كنند، ولى از وراى حجاب و تنها از روى ايمان به غيب خدا را مى‏پرستند. اينان اهل «احسان» هستند و در عمل خويش محسنند. وقتى از رسول خدا( درباره «احسان» سؤال شد، فرمود: احسان، يعنى اين‏ كه خدا را طورى بپرستيد كه گويا او را مى‏بينيد، چه اگر شما او را نمى‏بينيد، او شما را مى‏بيند. و فرق بين اين دسته با دسته اول، فرق بين: همانا و گويا «انَّ و كَانَّ» است.494
3. عامه مردم: عموم مردم که دارای عقاید درست بوده و عناد و لجاجی ندارند در زندگی فردی و اجتماعی بر اساس عادت به حیات خویش ادامه میدهند. گاهی توجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ادراکات اعتباری، انسان شناسی، قرآن کریم، عالم ماده Next Entries پایان نامه ارشد درباره تعالیم اسلام، جامعه اسلامی، فضایل اخلاقی، صفات خداوند