پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی، مشارکت مدنی، انجمن های داوطلبانه

دانلود پایان نامه ارشد

عقیده دارند که چنین انجمن هایی با القای عادت به همکاری و تعامل در اعضایشان، تعهد مدنی را بوجود می آورند. آنها خاطرنشان می کنند که درگیری در سازمان های اجتماعی به عنوان یکی از منابع اصلی شهروندی دموکراتیک، یک سیمای قاطع فرهنگ مدنی است. (Park&shin,2003,p.8)
4-12-2 تالکوت پارسونز
نظریه پارسونز با عنوان مفهوم اجتماع جامعه ای 79 مبنایی فراهم می کند تا نقش دموکراسی را به عنوان راهی برای اداره امور خویش از راه مشارکت همگانی تا حدودی در یابیم. براین اساس، ایجاد دموکراسی به عنوان شکلی از حکومت که کارکرد آن تصمیم سازی برای جامعه و بسیج منابع برای اجرای این تصمیمات است، تحت تأثیر اجتماع جامعه ای که کارکرد آن ایجاد انسجام و یکپارچگی اجتماعی است، می باشد.(روشه، 1376: 104-106) اجتماع جامعه ای به واسطه عضویت شهروندان، همبستگی بین آنان و انسجام بین عناصر ساختاری تجلی می یابد. بنابراین لازم است برای شکل گیری دموکراسی در یک جامعه چگونگی عضویت شهروندان و یکپارچگی اجتماعی آن ها حل شده باشد. کوهن معتقد است شهروندی تنها با عضویت کامل در اجتماع به دست می آید. (عبداللهی و حسین بر ، 1385: 7) پارسونز هم بر این باور است که شهروندی نقشی بسیار مهم در ایجاد وحدت ملی دارد و در جوامع دموکراتیک به معیار اصلی همبستگی اجتماعی تبدیل می شود. از سوی دیگر، پارسونز در یادداشت مفصلی که برای شورای دموکراسی آماده گردید، عواملی را که ممکن بود دموکراسی را در جامعه امریکا تهدید کند به دقت بررسی کرد. دلایلی را که پارسونز آورد اساساً مربوط به ارزش های فرهنگی ریشه داری بود که به تقویت نهادهای دموکراتیک کمک می کرد. ازجمله مهمترین این ارزش ها، ارزش های زیر بود: الف) روح عقلانی انتقادی،که دانش علمی و فن آورانه را آسان می کرد. ب) احترام به قانون،که همچون ترمزی دربرابر هرگونه کوشش رهبران برای این که خود را مافوق قانون قرار دهند عمل می کرد. ج) بهره مندی از آزادی های مدنی پیش بینی شده در قانون اساسی، که مقامات سیاسی را از عمل به شیوه خودسرانه که به حقوق افراد تجاوز می کرد باز می داشت. د) درک همه جانبه مفهوم شهروند بودن (کیویستو،1386: 98).
5-12-2 یورگن هابرماس
هابرماس، شهروندی را در رابطه با اجتماع سیاسی، جامعه مدنی و حوزه عمومی چه با یک دولت ملی هم مرز باشد و چه نباشد، تحلیل می کند و نسبت به حوزه های عمومی حتی در گستره اروپا از طریق شبکه های ارتباطی بسیار خوش بین است. به نظر هابرماس، این شبکه ها شرایط مناسب دموکراسی خواهد بود، زیرا اعضای جامعه صرفاً در حوزه عمومی و جامعه مدنی از نقش شهروندی برخوردار خواهند شد. از رهگذر جامعه مدنی در حوزه عمومی که حد واسط نظام سیاسی و و بخش های خصوصی است، مسائل مختلف حل خواهد شد. در این حوزه ها، افراد مسئولیت ها و حقوق خود به عنوان شهروند را پذیرفته و قادر به بیان نظرها و عقایدشان می شوند. نظریه این جامعه شناس بر شرایط دسترسی برابر به مشارکت در « گفتمان عقلانی80 » تمرکز یافته که به صورت اجتماعات مختلف پیشنهاد می شود. به نظر او، جامعه مدنی نظامی از اجتماعات است که گفتمان ناظر بر مسائل عمومی را نهادینه می کند و بستری را برای تحقق شهروندی ایجاد می نماید.(کارتر، 2000 ، به نقل از هاشمیان فر و گنجی، 1388: 30) مطابق با دیگاه هابرماس، وجود حوزه عمومی و نهادهای جامعه مدنی به گروه های مختلف جامعه اجازه می دهد ضمن برقراری تعاملات و روابط با سایر گروه ها ، پیگیر حقوق و خواسته های خود باشند. وجود آزادی لازم و داشتن حقوق برابر با سایر گروه ها به آن ها اجازه و پشتوانه لازم را برای مشارکت در امور جامعه می دهد. (عبداللهی و حسین بر، 1385: 7)
همانگونه که در رابطه سرمایه اجتماعی با دموکراسی اشاره گردید، سرمایه اجتماعی دو بعد ساختاری و شناختی را در بر می گیرد که شامل مؤلفه های مشارکت مدنی و اعتماد اجتماعی می باشد – که در بخش قبلی به تشریح هریک از این ابعاد پرداخته شد -که در واقع به عنوان دو بعد عینی و ذهنی سرمایه اجتماعی تأثیرگذار می باشند. با توجه به این مسئله، در رابطه سرمایه اجتماعی با شهروندی دموکراتیک نیز دو بعد اعتماد و مشارکت مدنی هریک تأثیر بسزایی در توسعه شهروندی دموکراتیک ایفا می کنند.
به عقیده توکویل ( 1968) و میل ( 1910)، شبکه های فعالیت داوطلبانه اعتماد و تعاون را به وجود می آورند. میل، انجمن های داوطلبانه را به عنوان وسیله «آموزش ذهنی» در نظر می گرفت و توکویل بدان به عنوان «مدرسه آزاد و بزرگ» دموکراسی امریکایی اعتقاد داشت. (نیوتن، 1387: 69) در مدل توکویلی، کنش متقابل رودررو، سازمان های داوطلبانه را که برای ایجاد هنجارهای دموکراتیک در بین شهروندان ضروری است به طور رسمی سازماندهی می کند. آن ها به شهروندان فضیلت شهروندی، اعتماد، مدارا، توافق ، بده – بستان ،مهارت های دموکراتیک، بحث و سازماندهی را یاد می دهند.(همان، 71).در جایی دیگر، دوتوکویل و جان استوارت میل، مشارکت در انجمن های مدنی را به عنوان «مدارسی» برای «آموزش» شهروندان دموکراتیک، تلقی می کنند.(تاجبخش، 1384: 33) در واقع، این انجمن ها افراد منزوی را گردهم می آورند. یک انجمن باعث می شود افراد متفرق به هم نزدیک شده و به سوی یک هدف واحد حرکت کنند. بدین ترتیب انجمن ها به زندگی عمومی انسجام بخشیده، فضایل مدنی را تحکیم و ارزش های دموکراتیک را تثبیت می کنند.(غفوری و جعفری، 1387: 225)
پاتنام معتقد است، اگر جامعه مدنی شکل گرفته باشد انتظار می رود افراد در شبکه های مشارکت مدنی گسترده ای فعالیت داشته باشند و در اثر آن، آن ها احساس رضایت بیشتری از زندگی خود داشته باشند، به کارآمدی قانون ایمان داشته باشند، هنجار معامله متقابل به میزان زیادی در آن جا یافت شود و شهروندان پیگیر اخبار جامعه باشند.در حالی که در غیاب شبکه های مشارکت مدنی، شهروندان مناطق غیر مدنی در امور سیاسی خود احساس ضعف، بیگانگی و استثمار شدگی می کنند. (شارع پور، 1388: 227-228) وی بر این نظر است که انجمن های داوطلبانه به دو طریق بر کارکرد دموکراسی تأثیر
می گذارند؛ یعنی آثار درونی انجمن ها بر مشارکت کنندگان و آثار بیرونی شان بر نظام سیاسی است. آثار بیرونی انجمن ها به عنوان کانال های جایگزین مؤثر عمل کرده و پیوند نهادی را بین اعضاء و نظام سیاسی فراهم می کنند. آثار درونی انجمن ها به دقت به تشکیل سرمایه اجتماعی در سطح خرد ارتباط پیدا می کند. انجمن ها به اعضاء عادت همکاری، همبستگی و شور عمومی القاء می کنند و از طرف دیگر تأثیر اجتماعی شدن دارند و مشارکت کنندگان عادت قلبی را می آموزند، از طرف دیگر تأثیر آموزشی دارند. مشارکت کنندگان (اعضای فعال) مهارت ها، صلاحیت ها و قابلیت هایی را به دست می آورند که برای دموکراسی مهم است و این دانش ممکن است در مورد موضوعات سیاسی خاص یا چگونگی کارکرد نهادهای سیاسی، چگونگی اداره سازمان ها یا چگونگی مباحثه و حل مسائل، از طریق مدنی در موضوعات مختلف باشد. بنابراین اغلب از انجمن ها به عنوان «مدرسه های درونی دموکراسی» یاد شده است. انجمن های مدنی روابط عاطفی را که برای نهادهای دموکراتیک باثبات و کارآمد ضروری هستند، تقویت می کنند. (غفوری و جعفری، 1387: 226) مشارکت در این انجمن ها ممکن است سطوحی از دموکراسی را تقویت کنند؛ زیرا شهروندان می آموزند که فرایندهای دموکراتیک چگونه کار می کنند، مردمی که فعالانه در انجمن ها دخالت می کنند، می توانند به سوی فعالیت در احزاب سیاسی حرکت کنند. (همان ، 227)
از سوی دیگر، اعتماد، شرط ضروری برای جامعه مدنی و دموکراسی است.(زتومکا، 1386: 249) دموکراسی نیازمند مشارکت است. دموکراسی به شهروندانی فعال و آماده برای فعالیت در نهادها و نیز انجمن ها و سازمان های دموکراتیک جامعه مدنی نیاز دارد.مشارکت شهروندان مانند شرکت در انتخابات، خودگردانی، وجود انجمن ها و غیره نیاز به میزانی از اعتماد به نظام سیاسی، منصف بودن حاکمان و اثربخشی بالقوه تلاش های آن ها دارد. علاوه بر این، به وجود حداقلی از اعتماد شهروندان نسبت به همدیگر، نیاز است. مردم برای نیل به اهدافی که با تلاش شخصی شان قادر به دستیابی به آن ها نیستند، باید به همدیگر بپیوندند که برای این نیازمند اعتماد کردن نسبت به یکدیگر است. (همان: 265).
در یک نگاه کلی، سرمایه اجتماعی مفهومی است که بیشتر به ویژگی های جمعی شهروندان اشاره دارد تا به ویژگی های فردی آن. در توسعه شهروندی دموکراتیک، تمرکز بر سطح خرد سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی به این قضیه دلالت دارد که قرار گرفتن در شبکه های اجتماعی که با هنجارهای اعتماد القاء شده،به پشتوانه ای برای دموکراسی و فعالیت سیاسی منجر می شود(park&shin,2003,p.8) همانگونه که رابرت پاتنام در تحلیلش از عملکرد دولت های محلی در ایتالیا به وضوح، جامعه مدنی را از طریق مفهوم سرمایه اجتماعی با دولت دموکراتیک پیوند می دهد. وی می گوید، انبوهی از شبکه های انجمن های داوطلبی سرمایه اجتماعی را همراه با هنجار تعامل و اعتماد به وجود می آورند و شبکه هایی از ارتباطات اجتماعی را برای فعالیت مدنی فراهم می آورند که در نهایت به تأثیر بر عملکرد نهادهای دموکراتیک منجر می شود. این انجمن ها نه تنها برای فراگیری مهارت ها و منابع مشارکتی به اعضایشان کمک می کنند بلکه هنجارها و ارزش های دموکراتیک را نیز به آن ها آموزش می دهند. ظاهراً انجمن ها، چارچوب و چگونگی علایق شهروندان را برای دموکراتیک شدن تسهیل می کنند. (Ibid.p.4)
در واقع،مکتب سرمایه اجتماعی مدعی است که شبکه انبوهی از انجمن ها و اعتماد اجتماعی کاملاً گسترده به صورت توأمان،نقش برجسته ای را در تحکیم دموکراسی ایفا می کند. (Ibid.p.4) علقه های اجتماعی، اعتماد و سرمایه اجتماعی از طریق تأثیرگذاری بر کمیت و کیفیت مشارکت سیاسی شهروندان، به حفظ دموکراسی کمک می کنند؛ یعنی از یک طرف، عضویت های رسمی در انجمن های داوطلبانه از طریق افزایش میزان مشارکت سیاسی به کمیت آن کمک می کند به طوری که مشارکت افراد در «انجمن های مدنی» احساس وظیفه و وابستگی متقابل را افزایش داده و عادت مشارکت را در شهروندان تقویت می کند، از طرف دیگر، قیود و الزام های سرمایه اجتماعی می تواند بر ماهیت مشارکت – کیفیت تأثیر بگذارد.(غفوری و جعفری، 1387 : 229)
مکاتب سرمایه اجتماعی عقیده دارند که مشارکت مدنی در انجمن های داوطلبانه پایه و اساس اجتماعی دموکراسی را می سازند. فرض بر این که انجمن های داوطلبانه در تشکیل و گسترش اجتماعی مختار عمل می کنند، وجود چندین انجمن های داوطلبانه به تحریک رفتار سیاسی و بالا بردن مهارت های شهروندان دموکراتیک کمک می کند. به علاوه، توافق به عمل آمده که، مشارکت مدنی در انجمن های داوطلبانه به توسعه ارزش ها و محسنات دموکراتیک منجر می شود. مثل: اغماض نسبت به عقاید و اعمال سایرین، مسئولیت پذیری، صلح دوستی، احترام برای نظرات مخالف، از طریق آموزش و تربیتLee,2008,p.584)(در سطح جمعی، سازمان های داوطلبانه به عنوان کارگزاری عمل می کنند که افکار گوناگون اعضاء را خلاصه و نمایندگی کرده و به عنوان حلقه اتصالی عمل می کنند که حکومت شوندگان را به حکومت کنندگان مرتبط می سازند و مشارکت اجتماعی فعال شهروندان را تسهیل می کنند.(غفوری و جعفری، 1387: 220) بعدها این بحث مطرح شد که آیا این مسئله در مورد همه انجمن ها صدق می کند یا تنها انجمن های خاصی این اثرگذاری را دارا هستند؟ این پوتنام بود که درگیری انجمنی را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم سرمایه اجتماعی مطرح کرد. با این وجود، او تصریح نکرد که آیا درگیری در همه انواع گروه های اجتماعی یک تأثیر را روی افراد دارد یا مشارکت در تنها انواع خاص از گروه های اجتماعی؟ در پاسخ باید گفت، این مسئله کاملاً موجه است که برخی انواع انجمن ها ممکن است در شکل گیری مشارکت مدنی و توسعه دموکراسی های واقعی بهتر عمل کنند. که این امر نه تنها به واسطه منابع ساختاری خاص این انجمن هاست بلکه به دلیل نوع نگرش و ارزش های حاکم بر این انجمن هاست.Lee&Glasure,2007,p.104))
جمع بندی
با توجه به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، جامعه مدنی، اعتماد متقابل Next Entries پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، جامعه مدنی، مشارکت سیاسی