پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، بعد شناختی، ابعاد سرمایه، ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

مورد دوم و در کشورهای دموکراتیک، این انجمن ها تحمل (تساهل و تسامح) را به شهروندان آموزش داده و مصالحه و سازش را بین آن ها تشویق می کنند از سوی دیگر، انجمن ها با تربیت و آموزش مدیران لایق و کارآمد، به استقرار یک دموکراسی سالم کمک می کنند. سرمایه اجتماعی با دو صورت به انتقال به دموکراسی کمک می کند : 1. فضایی را برای ایجاد و انتشار گفتمان انتقادی علیه حکومت فعلی فراهم می کند؛ 2. رشد اپوزیسیون فعال در رژیم را تسهیل می کند. نارضایتی شهروندان از دولت منجر به مباحثه و گفتگو میان آن ها می شود و منبع بالقوه ای از افکار و عقاید را ایجاد می کند که ممکن است از ایدئولوژی غالب دولت و گفتمان سلطه، نسبتاً متفاوت باشد و به چالش با آن برخیزد. افراد می توانند از انجمن هایشان و به تبع آن، از اعتمادشان برای بهره بری از ایده ها و گفتگو درباره بی میلی از رژیم حاضر استفاده کنند. انجمن ها می توانند به انتشار اطلاعات مربوط به فعالیت های اعتراضی کمک نموده و باعث رشد جنبش های اجتماعی مخالف شوند. (Paxton,2002,p.257)سرمایه اجتماعی در واقع توانایی گسترش کنش جمعی است. سطوح بالای سرمایه اجتماعی در مرحله آخر مقاومت در برابر رژیم ظالم، منابعی را برای سازمان و جنبش های اپوزیسیون فراهم می کنند و درجه بالایی از کنش جمعی را باعث می شوند. فعال بودن گروه های انتقادی برای سطوح بالای کنش جمعی ضروری است. سازمان های خودمختار و مستقل با سازمان دهی فعالیت های ضد دولتی، با کیفیت مقاومتی، کمک کرده و دموکراسی سازی را تشویق و تسهیل می کنند. Ibid,p.256-257) (
اگر چنان که آنتونی گیدنز و بسیاری دیگر از اندیشمندان علوم اجتماعی خاطرنشان می کنند، مبنای حرکت برای تحکیم و تثبیت ضریب دموکراسی و جامعه دموکرات را بر قواعد و روش های دموکراسی از پایین به بالا و تغییر یک به یک نهادها در جامعه نهاد، آن گاه سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از منابع مهم در در توسعه دموکراسی و تسریع روند دموکراتیزاسیون نقش بسیار حیاتی ایفا خواهد نمود. سرمایه اجتماعی از این منظر همچون مفاهیم سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی، به ویژگی های سازمان اجتماعی از قبیل شبکه ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد که هماهنگی و همکاری برای کسب سود متقابل و جمعی را تسهیل می کند. یکی از این مزایا را می توان در اثرات و برآیندهای مناسب سرمایه اجتماعی بر دموکراسی نشان داد. (احمدی: 243) همچنان که پوتنام (1993) خاطر نشان می کند: ذخیره های سرمایه اجتماعی آن چنان که در اعتماد، هنجارها، شبکه های افقی روابط مدنی و جامعه مدنی وجود دارند کلید مشکل دهی به کار دموکراسی هستند. (پوتنام ، 1993: 183، به نقل از احمدی : 243)
سرمایه اجتماعی در میان توده مردم یک عنصر مهم تغییر در همه وضعیت هاست. و این جزء از فرایند تغییر به احتمال فراوان، نقش نسبتاً زیادی را در دموکراسی های جدید ایفا می کندLee&Glasure,2007,p.101)) چگونه سرمایه اجتماعی بر دموکراسی تاثیرگذار است؟ سرمایه اجتماعی می تواند دموکراسی را در دو شیوه وسیع گسترش دهد. اول، آن می تواند تبدیل رژیم های غیردموکراتیک به دموکراتیک را تسهیل کند. دوم، آن همچنین می تواند دموکراسی های کنونی را تثبیت کند یا اجرای آن را ترقی دهد.(Lee,2008,p.583)تسهیل کردن تغییر رژیم به دموکراتیک، انجمن های قوی توانایی دولت را در اعمال فشار مستقیم بر شهروندان، کاهش می دهند و فضایی را برای رشد مقابله سازماندهی شده با یک رژیم غیردموکراتیک فراهم می کنند. در این مرحله، مردم می خواهند کشورشان دموکراتیک شود و شروع می کنند به حمایت از عقاید دموکراسی. شهروندان عادی از مخالفت با قوانین اقتدارگرا احساس رضایت می کنند. در مرحله دوم، مؤلفه های سرمایه اجتماعی، اغماض نسبت به عقاید و اعمال سایرین را تسهیل می بخشند، صلح دوستی را توسعه می دهند، احساس مشارکت سیاسی را برمی انگیزانند، انگیزه درگیری سیاسی را به وجود می آورند، اثرگذاری سیاسی را ترقی می دهند و به آموزش رهبران لایق و کارامد می پردازند. در واقع، نظریه دموکراسی شدن بر پایه سرمایه اجتماعی، روی این مسئله که چطور شهروندان دولت دموکراتیک به یکدیگر مربوط می گردند، تمرکز یافته است. اجزای ساختاری سرمایه اجتماعی از طریق شبکه ای از گروه ها و انجمن های داوطلبانه با تماس مستقیم در بین شهروندان توزیع می شوند. اجزای فرهنگی سرمایه اجتماعی نیز در میان مردم از طریق احساساتشان نسبت به دیگران که با آن ها مستقیماً کنش متقابل نداشتند، توزیع می گردندIbid,p.584) (
در تبیین بهتر رابطه سرمایه اجتماعی با دموکراسی، لازم است با تفکیک سرمایه اجتماعی در زمینه سطوح و ابعاد آن، ابتدا سطح موردنظر سرمایه اجتماعی را در تأثیر بر دموکراسی روشن کنیم و از سوی دیگر به این مسئله بپردازیم که ابعاد سرمایه اجتماعی به ویژه دو بعد اعتماد و مشارکت مدنی که مدنظر تحقیق حاضر است چگونه بر دموکراسی تأثیرگذار است.
10-2 سطوح سرمایه اجتماعی
پر واضح است واقعیت های اجتماعی در سه سطح خرد، میانی و کلان قابل تحلیل اند، به طوری که محقق با اختیار نمودن سطح تحلیل خرد با فرد و کنشگر سروکار دارد و با لحاظ واقعیت ها در سطح میانی و کلان، با فرایند ها و ساختارها درگیر خواهد شد.در این راستاست که محققان و اندیشمندان سرمایه اجتماعی در تبیین مسائل مختلف، این مفهوم را در سه سطح به کار گرفته اند:
سطح خرد)در سطح خرد، روابط فردی و شبکه های ارتباطی بین افراد و هنجارها و ارزش های غیر رسمی حاکم برآن ها و مسائلی چون شدت و کیفیت روابط و تعامل های میان افراد (خانواده ها، دوستان و همسایگان) و به طور کلی، مجموعه ارتباطات افقی را مورد بررسی قرار داده اند. (غفوری و جعفری، 1387: 213)
سطح میانی)سرمایه اجتماعی در سطح میانی که به سرمایه اجتماعی رابط 48 نیز معروف است، شامل پیوند ها و روابط عمودی است. به عنوان مثال به روابط بین گروه ها، سازمان ها و بنگاه ها با یکدیگر می پردازد.(علمی و شارع پور و حسینی، 1384: 253)
سطح کلان)آخرین و فراگیرترین جنبه سرمایه اجتماعی، جنبه کلان است که شامل رسمی ترین روابط و ساختارهای نهادی می شود. به همین لحاظ در برخی مطالعات، این سطح از سرمایه اجتماعی با عنوان نهادی 49، هم معرفی می شود. این بخش از سرمایه اجتماعی به محیط اجتماعی و سیاسی می پردازد که به ساختارهای اجتماعی شکل می دهد و هنجارها را قابل توسعه می کند. (علمی و شارع پور و حسینی ، 1384: 253). در واقع در این سطح علاوه بر روابط گسترده غیررسمی و افقی و عمودی که در دو پنداشت قبل مطرح بود، روابط و ساختارها و نهاد های رسمی چون حکومت، سیستم سیاسی، قوانین حاکم، قواعد حقوقی، سیستم قضایی و آزادی های مدنی نیز لحاظ شده است. (غفوری و جعفری، 1387: 213)
سطح میانی، برداشت گسترده تری از سطح خرد است که کلمن، پاتنام و پورتس ارائه کرده اند و شامل اتصالات افقی و روابط سلسله مراتبی، فرافردی چون مؤسسه ها و سازمان ها و روابط بینابین اعم از باشگاه ها، انجمن ها، شرکت ها و احزاب سیاسی می شود. به طور کلی ساختار اجتماعی که کنش های شخصی و گروهی را تسهیل می کند؛ پاتنام سرمایه اجتماعی را ویژگی های سازمان اجتماعی از قبیل، اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که می تواند راندمان جامعه را از طریق تسهیل کنش های هماهنگ بهبود بخشد یا به عبارت دیگر، شبکه های متشکل از سازمان های رسمی و غیر رسمی است. کلمن در تعریفی صریح و دقیق به سرمایه اجتماعی نگاه کارکردی و نتیجه مدار دارد؛ سرمایه اجتماعی دارایی ساختار اجتماعی و روابط اجتماعی است که به تسهیل کنش های اجتماعی کمک می کند. وی آن را لزوماً در ساختار روابط بین اشخاص می داند. پورتس سرمایه اجتماعی را توانایی کنشگران برای کسب منافع از طریق عضویت در شبکه های اجتماعی یا دیگر ساختار های اجتماعی تعریف می کند. (غفوری و جعفری، 1387: 213) مطابق با این تعریف، سطح تحلیل میانی در نزد اندیشمندان سرمایه اجتماعی به ویژه پاتنام که برجسته ترین محقق در این حیطه است، مورد توجه بیشتری می باشد.
11-2 ابعاد سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی علاوه بر سطوح مختلف از دو بعد شناختی50 و ساختاری51 تشکیل شده است .بعد شناختی، بخش انتزاعی و اغلب ذهنی، سوق دهنده و ایجاد کننده شرایط و بعد ساختاری، جنبه نسبتاً عینی و ملموس و تسهیل کننده کنش مشترک اجتماع های گوناگون برای نیل به فایده مشترک است.(غفوری و جعفری، 1387: 213) به طور کلی، ساختاری ناظر بر کمیت سرمایه اجتماعی است و شناختی ناظر بر کیفیت آن. سرمایه اجتماعی ساختاری، مربوط به امور به نسبت عینی تر و به طور خارجی قابل مشاهده است؛ مانند شبکه ها، تشکل ها، نهادها، قوانین و تشکیلات شکل گرفته توسط آن ها. ارتباط سرمایه اجتماعی ساختاری بیشتر با شبکه هاست که از طریق آن ها همکاری و به خصوص فعالیت های جمعی دارای منافع متقابل شکل می گیرد. گروه های ورزشی و موسیقی و همچنین گردهمایی همسایگان، مثال های سرمایه اجتماعی ساختاری هستند. (علمی و شارع پور و حسینی، 1384: 253). سرمایه اجتماعی شناختی، به ارزش ها، اعتماد، گرایش ها و عقاید مشترک، باز می شود. به همین خاطر، بیشتر امری ذهنی و مفهومی نامحسوس است. شناختی در واقع به شناخت افراد نسبت به دیگران مربوط می شود. به عنوان مثال ، اعتماد یک فرد نسبت به همکارانش، حاکی از شناخت او از ایشان است. سرمایه اجتماعی شناختی، از طریق همین امور، همکاری و فعالیت های جمعی دارای منافع متقابل را ترغیب میکند.(همان، 255-256)
لازم به یادآوری است که در تولید سرمایه اجتماعی هر دو بعد اهمیت دارند؛ زیرا برای نشان دادن پتانسیل اقدامات جمعی باید این دو جنبه را با یکدیگر ترکیب کرد.
سرمایه اجتماعی نه تنها به مثابه عنصری پیوند دهنده ( بعد شناختی ) عمل می کند که اعضای جامعه را برای کنش جمعی با هم پیوند می دهد، بلکه به عنوان عامل و موتور محرک عمل می کند که اعضاء را به مشارکت در دموکراسی سازی راهنمایی و هدایت می کند.
به منظور روشن کردن ارتباط میان سطوح سه گانه و ابعاد دوگانه سرمایه اجتماعی، شکل زیر قابل ترسیم است:
شکل شماره (3-2): ارتباط میان سطوح و ابعاد سرمایه اجتماعی

سطح کلان
فرهنگ نهاد
بعد شناختی شناخت میانی سازمانها بعد ساختاری
اطلاعات شبکه ها، عادات روزمره
سطح خرد
با توجه به چارچوب فوق، برآیند تحلیل سرمایه اجتماعی در سطح میانی با بعد ساختاری سازمان هاست، به طوری که به لحاظ تجربی اغلب پژوهشگران از قبیل کریشنا و آپوف (1999)، پاتنام (1993) و گرونووتر (1999)، در بحث سنجش سرمایه اجتماعی در سطح میانی، سازمان های داوطلبانه را مبنا قرار داده اند و بران و بریم (1996)، بر مشارکت اجتماعی تأکید کرده اند که عضویت و مشارکت فعال در گروه ها و انجمن ها بخشی از آن است. بر این اساس، سرمایه اجتماعی مباحثی چون «تعداد، نوع، میزان عضویت، وسعت، شدت ارتباطات و پیوند های موجود در شبکه، شکل، ساختار و شیوه عملکرد»را در بر می گیرد که همکاری درون گروه ها و برون گروه ها را برای کسب منافع متقابل و دستیابی به اهداف مشترک، به طرز مؤثر و کارامد تسهیل می کند.(غفوری و جعفری ، 1387: 214-215)
همبستگی های درون گروهی به گونه ای که هنجارهای اعتماد و معامله متقابل در سطح درون گروهی تا حد بسیار بالایی به چشم می خورد و این امر باعث تقویت و انسجام گروهی می گردد. ولکاک و نارایان در کنار این نوع از همبستگی به نوع دیگر همبستگی، یعنی همبستگی بین گروهی اشاره می کنند که این نوع همبستگی به ارتباط بین گروه ها بر می گردد. ( ازکیا و فیروز آبادی ، 1383: 55)
مایکل وولکوک،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، شبکه های اجتماعی، انجمن های داوطلبانه Next Entries پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، روابط اجتماعی، جامعه شناسی