پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل، حقوق بشر، سازمان ملل متحد، مجمع عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

به غائبان ابلاغ کنند.64
نیز ایشان در خطبه ای که در حجه الوداع خواندند بار دیگر این حقیقت را گوشزد کردند:
«ایها الناس! ان ربکم واحد و ان اباکم واحد. کلکم لآدم و آدم من تراب، ان اکرمکم عندالله اتقاکم، و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی … »
«… تمام شما از آدمید و آدم از خاک و در حقیقت گرامی ترین شما با تقواترین شماست …»65
در جای دیگر به نقل از مالک اشعری فرمودند: «ان الله لا ینظر الی احسابکم و لا الی انسابکم و لا الی اجسامکم و لا الی اموالکم و لکن ینظر الی قلوبکم، فمن کان له قلب صالح تحنن الله علیه، و انما انتم بنو آدم و احبکم الیه اتقاکم. »
بی گمان خداوند به نژادها، خانواده ها، بدن ها و دارایی های شما نظر ندارد، بلکه به قلب های شما می نگرد و آن کسی را که قلب صالحی دارد مورد مهر و رحمت خود قرار می دهد و شما همگی فرزندان آدمید و محبوب ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
یکی از نمونه های بارز مساوات اجتماعی در سیره ی پیامبر(ص) ازدواج جویبر و ذلفا است. جویبر از اهالی یمامه بود. وی که در زمره ی مسلمانان خالص در آمده بود، مردی کوتاه قامت، زشت رو و تنگدست بود؛ اما باطنی زیبا و روحی لطیف داشت. روزی پیامبر(ص) به او گفت: «چه خوب است که ازدواج کنی تا پاکدامنی خود را حفظ کنی.» جویبر گفت: ای رسول خدا چگونه؟ در حالی که من نه حسبی، نه مالی و نه جمالی دارم. چه کسی رغبت می کند با من ازدواج کند؟ پیامبر(ص) فرمود: «ای جویبر! خداوند به وسیله ی اسلام بسیاری از کسانی را که در جاهلیت محترم و شریف بودند پایین آورد و بسیاری از آنان که خوار و بی مقدار بودند را بالا آورد … بی گمان محبوب ترین مردم نزد خدا در روز قیامت، فرمانبردارترین آنان نسبت به خدا و با تقواترینشان است. »
سپس به او پیشنهاد داد تا با «ذلفا» دختر زیاد بن لبید (از بزرگان انصار ) ازدواج نماید. وقتی که زیاد با این ازدواج به دلیل هم شأن نبودن جویبر با آنها، مخالفت کرد، پیامبر(ص) به زیاد فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و مرد مؤمن شایسته و همتای زن مؤمن است. پس با این ازدواج موافقت کن و مخالفت نکن. »66
نیز روزی غلام سیاهی با «عبدالرحمن بن عوف» که از بزرگان عرب به شمار می رفت، نزاعشان گرفت. عبدالرحمن خشمگین شد و به غلام گفت: ای سیاه زاده! هنگامی که این سخن به گوش پیامبر(ص) رسید، برآشفت و فرمود: «هیچ سفید زاده ای بر سیاه زاده جز به حق (تقوا) برتری ندارد.
پیامبر(ص) همواره با افراد پاک و با ایمان مانند سلمان، ابوذر و بلال و … همنشین بود و برای وی تفاوتی نمی کرد که این افراد پاک از اشراف باشند یا از فقرا. برای وی، تنها تقوا و ایمان ملاک بود.
روزی گروهی از سران قریش نزد رسول الله آمده و گفتند: ای محمد! آیا به مصاحبت با این افراد خشنود گشته ای و توقع داری ما از آنها پیروی کنیم و در کنار آنها بنشینیم؟ اگر آنها را از خود دور سازی، شاید نزد تو بیاییم و از تو پیروی کنیم و به عنوان دوستانت در اطرافت باشیم. در این هنگام آیه 52 سوره مبارکه انعام نازل شد و خداوند به رسولش فرمود: «و لا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشیّ یریدون وجهه»
و کسانی که صبح و شام پروردگارشان را می خوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن.
راویان می گویند: زنی سیاه پوست، فقیر و تنگدست در مسجد به سر می برد. پیامبر(ص) مدتی او را ندید و جویای حالش شد. به آن حضرت گفتند: او از دنیا رفته است. پیامبر(ص) آزرده خاطر گشته و به یاران خویش فرمودند: «چرا به من خبر ندادید.»؟ آن گاه از یاران خود خواست که وی را به مزار او راهنمایی کنند.
همچنین درباره بلال حبشی هنگامی که حرف «شین» را «سین» تلفظ می کرد و برخی از منافقان این را دستاویزی برای مسخره کردن او قرار داده بودند، فرمود: «سین بلال نزد خدای متعال شین است. به راستی که سین بلال بهتر از شین شماست.»67
پس با توجه به موارد ذکر شده و نیز شواهد فراوان دیگری که این جا مجال پرداختن به آنها نیست، به این حقیقت خواهیم رسید که میزان ارزش انسانها قوم، قبیله، نژاد، ثروت و امثال اینها نیست بلکه بازگشت همه ارزش ها به ایمان و تقوای الهی است، آن چنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «صبغة الله و من احسن من الله صبغة» رنگ الهی (رنگ ایمان و توحید بپذیرید) و چه رنگی بهتر از رنگ خدایی است؟

● پیامبر (ص) در برابر نژادپرستان قریش
بزرگان قریش اصل مساوات را که پیامبر به رعایت آن همت گماشته بود، نمی‏پذیرفتند و به ایشان می‏گفتند: علت این‏که در مجلس‏های تو حضور نمی‏یابیم، این است که افرادی چون بلال حبشی، سلمان فارسی، صهیب رومی و غیر آنان از بردگان در آن مجلس‏ها حضور دارند. آنان را از کنارت بران تا با تو هم نشین شویم، ولی پیامبر این درخواست را نپذیرفت. آنان طرح دیگری را بیان کردند، چنان که گفتند روزی را برای آنان و روزی را برای ما اختصاص بده. آیه نازل شد: «آنانی را که صبح و شام خدا را می‏خوانند و قصدشان فقط خداست، از خود مران که نه چیزی از حساب آنان بر تو و نه چیزی از حساب تو بر آنان است. پس تو اگر آن خدا پرستان را از خود برانی، از ستم کاران خواهی بود.» با نزول این آیه، پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به این خواست آنان نیز تن نداد.

3-2-2- نژادپرستی از دیدگاه امام سجاد (ع)
مراد از نژادپرستی آن است که شخص، حزب، گروه و یا قبیله، معیار حق و باطل قرار بگیرد. دوستی با اقوام را نمی‏توان مصداق نژادپرستی دانست و کمک به آنان نیز از این محدود خارج است. از امام زین‏العابدین علیه‏السلام سؤال شد که مراد از تعصّب و نژادپرستی چیست؟ امام علیه‏السلام در جواب فرمودند: «اگر کسی بدی‏های قوم و ملت خویش را بهتر از خوبی‏های دیگران بداند، گرفتار تعصّب شده است؛ بنابراین، به جهت وجود این حالت، مسؤولیت دارد، اما محبّت به اقوام و خویشاوندان را عصبیّت نمی‏گویند، بلکه اگر آنان را در کارهای ظالمانه یاری کند، تعصّب ورزیده است.»

3-2-3- شیطان اولین نژادپرست
شیطان نخستین کس است که روحیه استکبار و تعصّب در او پدیدار شد و بر آدم علیه‏السلام فخر فروخت و تکبّر ورزید و بر اثر همین فخر و طغیان، در برابر امر خداوند سبحان نفرین شده و رانده شده از رحمت الهی گردید. «همه فرشتگان به امر خداوند در مقابل آدم علیه‏السلام سجده کردند، مگر ابلیس که تکبر نمود و از کافران شد» و گفت: «مرا از آتش نورانی و آدم را از خاک ظلمانی و کدر آفریدی.» چنان که حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «شیطان را غیرت جاهلیت عارض شد. پس افتخار کرد بر آدم، به خلقت خودش و تعصّب نشان داد، به جهت اصل و ریشه‏اش. پس این دشمن خدا پیشوای متعصّبان و پیشرو متکبران است.» شیطان اساس و بنیان عصبیت و برتری نژادی را بنا نهاد. بدین جهت، هر کس که به ریشه و نژاد خویش فخر بفروشد، از یاران شیطان و از پیروان اوست.

3-2-4- اختلافهای ظاهری در نظر اسلام
موضع اسلام در برابر اختلاف‏های ظاهری که در جامعه‏های انسانی به چشم می‏خورد، بسیار آموزنده است. اسلام این موضوع را همان گونه می‏نگرد که به سایر جلوه‏های متنوّع پدیده‏های طبیعی می‏نگرد. در قرآن مجید، دگرگونی و اختلاف در زبان و رنگ، دلیل بر هستی خدا یاد شده است؛ بی‏آن‏که به یک زبان و یا یک رنگ، ویژگی و امتیاز ببخشد، آن‏ها را از پدیده‏های بسیاری شمرده که می‏بایست در آن‏ها دقت و تأمل نمود. در قرآن مجید آمده است: «دیگر از نشانه‏های او آفرینش آسمان‏ها و زمین و دگرگونی زبان‏ها و رنگ‏هاست. در این همانا برای آنان که دانایند، نشانه‏هاست.» اسلام دنیای انسان‏ها را آن‏گونه می‏نگرد که گویا باغی بزرگ با گل‏هایی رنگارنگ است.

فصل چهارم
آپارتاید در حقوق بین الملل

اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 در مواد 2 و 7 به نفی تبعیض پرداخته است؛ و به برخورداري از برابري و آزادي همه افراد بشر تاکید دارد. در کنوانسیون هاي بین المللی حقوق بشر نیز به مسئله تبعیض و نفی آن پرداخته شده است؛ که از جمله آنها:
1 – کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966 است که در ماده 2 آن کشورهاي طرف آن بدون هیچ گونه تبعیضی حقوق شناخته شده در این کنوانسیون را براي کلیه افراد در قلمرو تحت صلاحیتشان، محترم شمرده و تضمین می کنند و در 226 حکم کلی رفع تبعیض را بیان می کند.
2- کنوانسیون بین المللی مبارزه با تبعیض در امر آموزش 1965 نیز در ماده 1 خود به تعریف تبعیض و هدف و اثر آن پرداخته و در ماده 43 دولت هاي عضو را براي رفع و جلوگیري از هرگونه تبعیض، متعهد به انجام اقداماتی نموده است. بعضی از کنوانسیون هاي بین المللی نیز به تبعیض نژادي به عنوان یکی از مصادیق تبعیض پرداخته وآن را نفی کرده اند؛ که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1- کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جنایت آپارتاید 1973 : به طور کلی ممنوعیت آپارتاید، جدایی نژادي و در واقع تبعیض نژادي که به یک معنی مشمول مفهوم تبعیض نژادي است هم در منشور ملل متحد و در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین مطرح شده و به طور خاص هم در کنوانسیون بین المللی محو و منع هر نوع تبعیض نژادي مورد تاکید قرار گرفته است. به این ترتیب ممنوعیت آپارتاید و هرگونه نژادپرستی و تبعیض نژادي به گونه اي کلی تحت اصل عدم تبعیض در نظام حقوق بشر امري مسلم و پذیرفته شده است. با وجود تمامی این تلاش ها در عرصه بین المللی باز هم نژاد پرستی در برخی نظام ها وجود داشته و دارد. لذا در پی ادامه تلاش هاي مداوم و مستمر سازمان ملل متحد براي از بین آپارتاید و سیاست نژاد پرستی و جدایی نژادي به ویژه آنچه در کشور آفریقاي جنوبی وجود داشت، مجمع عمومی سازمان ملل در 30 نوامبر 1973 طی قطعنامه شماره 3068 کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم نژاد پرستی (آپارتاید) را به تصویب رساند. 68
بر اساس ماده 2 این کنوانسیون، جنایت آپارتاید، سیاست و اعمالی مشابه تبعیض نژادي است که شامل یک سري اعمال غیر انسانی می شود که یک گروه نژادي با هدف سلطه و اعمال فشار نسبت به گروه هاي نژادي دیگر مرتکب می شود؛ از جمله این اعمال غیر انسانی که در متن این کنوانسیون آمده است عبارتند از:انکار حق حیات و آزادي، قتل،اعمال آزار بدنی و روحی، اعمال شکنجه، زندانی کردن، استثمار و بهره کشی یک گروه یا گروه هاي نژادي. بر اساس ماده 3 این کنوانسیون، ارتکاب آپارتاید و تشویق و توطئه و همکاري و شرکت براي انجام آن جرم شناخته شده است. ماده 5 آن نیز در خصوص محاکمه مرتکبین آپارتاید در دادگاه هاي صلاحیت دار دولت عضو یا دادگاه بین المللی کیفري به رسمیت شناخته از سوي دولت هاي عضو است.
کنوانسیون بین المللی رفع کلیه اشکال تبعیض نژادي 1965 : علاوه بر زیان ها وخطراتی که تبعیض نژادي براي جامعه در بر داشت، نفس ناحق بودن و نادرست بودن مبناي تبعیض نژادي، موجب شد که سازمان ملل متحد، محو تبعیض نژادي را هدف کار خویش قرار دهدو بدین ترتیب با بالا گرفتن نگرانی بین المللی از تبعیض نژادي، نخستین گام را مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1965 با تصویب اعلامیه محو تبعیض نژادي در این زمینه برداشت. اعلامیه به چهار نکته مهم اشاره داشت:
1- هرگونه دکترین و نظریه مبتنی بر اختلاف نژادي یا برتري نژادي، از نظر علمی، غلط، از لحاظ اخلاقی محکوم و از لحاظ اجتماعی غیر عادلانه وخطرناك است و هیچ گونه توجیه علمی و عملی ندارد.
2- تبعیض نژادي، حقوق اساسی بشر را نقض می کند، روابط دوستانه بین افراد، همکاري ملت ها و صلح جهانی را به خطر می اندازد.
3- تبعیض نژادي نه تنها به کسانی که مورد تبعیض قرار می گیرند صدمه می زند؛ بلکه براي مرتکبین تبعیض نیز زیان آور و خطرناك است.
4- هدف اساسی(مبنایی) سازمان ملل متحد، داشتن یک جامعه جهانی است که از جدایی و تبیض نژادي که عوامل دشمنی و تفرقه هستند آزاد باشد. 69
کنوانسیون بین المللی حذف تمام اشکال نژادي در 21 دسامبر 1965 میلادي توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شده است این کنوانسیون داراي یک مقدمه و 25 ماده می باشد که در دو قسمت تهیه شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق، دوران جاهلیت، علامه طباطبایی، امام علی علیه السلام Next Entries پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، فرهنگ و زبان