پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، معنای ضمنی، منافع ملی، طبقه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

کردن، قدرت معنا بخشیدن به چیزها (میلنر، براویت، 1390: 76).

2-8-2-الگوی رمزگذاری/ رمزگشایی
هال به جای توجه به انعکاس ساده معانی به مخاطب، به چگونگی بازنمایی و سوء بازنمایی رسانهها علاقمند است. از نظر او اگرچه رمزگذاری و رمزگشایی فرایند مجزایی هستند، اما کاملا دلبخواهانه نیستند (مهدیزاده، 1391: 215- 216). هال از یک سو، از این نظریه فاصله میگیرد که متن واجد معنایی قطعی و تعیینشده است؛ معنایی که به طور همسان خود را بر همه مخاطبان تحمیل میکند. از سوی دیگر، این ایده را نیز رها میکند که متن به طور کامل به روی مخاطب «گشوده» است و مخاطب میتواند هرطور که خواست متن را تفسیر کند. مفهوم «خوانش مرجح» نزد هال به این معناست که مخاطبان فعالاند و در معنا بخشیدن به متن نقشی اساسی دارند، اما فعال بودن آنها تحت شرایط خاصی است. این شرایط خاص را خود متن، نهاد تولیدکننده متن و تاریخچه زندگی اجتماعی مخاطب به ویژه طبقه اجتماعی او تعیین میکند (مهدیزاده، 1391: 216- 217).
استوارت هال در مقاله رمزگذاری/ رمزگشایی گفتمان تلویزیونی (1973)، بر این نکته تاکید میکند که فرایند ارتباط -از لحظه تولید پیام تا لحظه دریافت پیام از سوی مخاطب باید به عنوان یک کلیت در نظر گرفته شود. هال استدلال میکند که امکان استنباط بیش از یک برداشت یا قرائت از متون رسانهای وجود دارد؛ یعنی میان پیامی که به وسیله فرستنده رمزگذاری میشود و آنچه از سوی مخاطب رمزگشایی میشود، لزوما انطباق یا همانندی وجود ندارد.
الگوی رمزگذاری/ رمزگشایی هال، برخلاف رویکرد رفتارگرایی در ارتباطات، تقارن مستقیم و سرراست بین معنای مورد نظر فرستنده و چگونگی تفسیر آن معنا به وسیله دریافت کننده را رد میکند. به عبارتی، رمزهای رمزگذار و رمزگشا الزاما همسان نیست (مهدیزاده، 1391: 214). الگوی هال بر کنش متقابل میان مخاطب و متن و همچنین چارچوب اجتماعیای که در آن چنین تعاملی صورت میگیرد، تاکید دارد. تاثیر تلاش فکری هال این بود که نشان داد از محتوای رسانهها میتوان برداشتهای مختلفی و حتی متضاد داشت. او برخلاف نظریه استفاده و رضامندی، فقط بر استفاده مخاطب از رسانه تمرکز نکرد، بلکه نشان داد که چگونه زمینههای متفاوت اجتماعی و پس زمینه و سابقه هر فرد میتواند به برداشت فردی متفاوتی منجر شود (مهدیزاده، 1391: 216- 217).
وی با استناد به پژوهشهای جامعهشناسی به نام فرَنک پارکین (1971)، سه جایگاهِ فرضی برای ساختن رمزگشاییهایی از یک گفتمان تلویزیونی» را مطرح میکند (استوری، 1389: 34). نخستین موضع فرضی، موضع مسلط- هژمونیک است. هنگامی که بیننده معنای ضمنی را به شکلی کامل و صریح مثلا از یک برنامه خبری در تلویزیون میگیرد و پیام را بر مبنای رمز مرجحی رمزگشایی میکند که در چارچوب آن رمزگذاری شده است (مهدیزاده، 1391: 215). رمزگشایی از گفتمانی تلویزیونی به این ترتیب یعنی هماهنگ شدن با »رمزگان حرفهایِ» تولیدگنندگان آن گفتمان (استوری، 1389: 34- 35). رمزگان مسلط همواره به واسطه رمزگان حرفهای ترکیب بندی میشود (استوری، 1389: 36).
دومین موضع مشخص، موضع یا رمز مورد توافق است. احتمالا اکثر مخاطبان آنچه را که به شکل مسلط تعریف میشود و به طور حرفهای معنا مییابد، به خوبی میفهمند، اما تعاریف مسلط دقیقا به این دلیل هژمونیک است که تعاریفی از وضعیتها و رویدادها را ارائه میکند که در «موضع مسلط» است. تعاریف مسلط به شکلی صریح یا ضمنی، مسائل را در چشماندازی وسیع قرار میدهد.
رمزگشایی در درون این گونه از رمز، متضمن آمیزهای از عناصر سازگار و مخالف است: مشروعیت تعاریف هژمونیک را برای ایجاد دلالتهای بزرگ (انتزاعی) به رسمیت میشناسد، اما در سطحی محدودتر. به بیان دیگر، با استثنائات بر قاعده عمل میکند. با وجودی که موقعیت ممتاز تعاریف مسلط از رویدادها را میپذیرد، این حق را برای خود حفظ میکند که آنها را در شرایطذمحلی و مواضع مادیتر خود به شکلی که بیشتر مورد توافق باشد به کار بندد. این گونه از ایدئولوژی مسلط مبتنی بر توافق، با تناقضهایی همراه است، اما این تناقضها تنها در برخی موارد خاص کاملا آشکار میگردند(مهدیزاده، 1391: 215).
به عبارت دیگر در این نوع رمزگشایی مشروعیتِ تعاریفِ برآمده از هژمونی را به رسمیت میشناسد تا دلالتمندیهای بزرگ را امکانپذیر سازد؛ اما در سطحی محدودتر و موقعیتمندتر (یا موقعیتیتر)، قواعد ملموس خود را ایجاد میکند، یعنی برای قاعده کلی استثناهایی قائل میشود. در این حالت، تعاریفِ مسلط از جایگاهی ممتاز برخوردار میگردند و در عین حال حق اِعمال کردن این تعاریف به «اوضاع محلی» (یعنی جایگاههای مشترک) به صورتی بیشتر جرح و تعدیل شده محفوظ باقی میماند (استوری، 1389: 36- 37).
سومین موضع این است که، ممکن است بینندهای زیر و بمهای ذصریح و ضمنی یک گفتمان را کاملا بفهمد اما رمز پیام را به شکلی عام اما متضاد بگشاید. او تمامیت پیام را در رمز مرجح میشکند تا بار دیگر در یک چارچوب بدیل ذهنی به آن تمامیت بخشد. مصداق آن بینندهای است که به مناظرهای درباره نیاز به تحدید دستمزدها گوش میدهد؛ او هر جا اشارهای به منافع ملی میشود، آن را به عنوان منافع طبقاتی قرائت میکند. او با آنچه میتوان رمزگشایی متضاد نامید، عمل میکند.
رمزگشایی تقابلی یا متضاد بیانگر تفسیر بدیل از یک چارچوب مخالف است که به طور جداگانهای جای هر معنای مسلط را با یک اعتبار جانشینی یک به یک منکر میشود تا بتواند آنچه را رمزگذار در پسزمینه قرار میدهد، به پیشزمینه براند (مهدیزاده، 1391: 215).
براساس الگوی رمزگذاری/ رمزگشایی هال سایمون دورینگ نیز سه موضع در قبال رمزگشایی یک گفتمان تلویزیونی دارد. نخستین موضع فرضی، موضع مسلط- هژمونیک است. هنگامی که بیننده معنای ضمنی را به شکلی کامل و سرراست، مثلا از یک برنامه اخبار یا رویدادهای جاری در تلویزیون میگیرد و پیام را بر مبنای رمز مرجعی رمزگشایی میکند که در چارچوب آن رمزگذاری شده است، میتوانیم بگوییم بیننده در درون رمز مسلط عمل میکند. در واقع، این نوع رمز در خدمت بازتولید تعاریف مسلط است(دورینگ، 1382: 131). دومین موضعی که مشخص میکنیم، موضع رمز مورد توافق است. احتمالا اکثر مخاطبان آنچه را که به شکل مسلط تعریف میشود و به طور حرفهای معنا مییابد، به خوبی میفهمند (دورینگ، 1382: 132). رمزگشایی در درون اینگونه رمز متضمن آمیزهای از عناصر سازگار و مخالف است. مشروعیت تعاریف هژمونیک را برای ایجاد دلالتهای بزرگ (انتزاعی) به رسمیت میشناسد اما در سطحی محدودتر و وضعیتی (یعنی در موقعیت خاص) قواعد زیرین خود را وضع میکند- به بیان دیگر، با استثنائات بر قاعده عمل میکند.
[در این موضع]، با وجودی که موقعیت ممتاز تعاریف مسلط از رویدادها را میپذیرد، این حق را برای خود حفظ میکند که آنها را در «شرایط محلی» و مواضع مادیتر خود به شکلی که بیشتر مورد توافق باشد، به کار بندد (دورینگ، 1382: 133).
سرانجام، ممکن است بینندهای زیر و بمهای صریح و ضمنی یک گفتمان را کاملا بفهمد اما رمز پیام را به شکلی عام اما متضاد بگشاید. او تمامیت پیام را در رمز مرجح میشکند تا بار دیگر به آن در درون یک چارچوب بدیل ذهنی تمامیت بخشد. نمونه آن بینندهای است که به مناظرهای در مورد نیاز به تحدید دستمزدها گوش میدهد اما هرجا اشارهای به «منافع ملی» میشود، آن را به عنوان «منافع طبقاتی» قرائت میکند (دورینگ، 1382: 133- 134).

2-9-میشل دوسرتو
هدف دوسرتودر مطالعه فرهنگ، تحقیق در باب شیوههایی بود که مردم در عمل به کار میگیرند، و از طریق آنها، زندگی روزمره را تجربه میکنند (کاظمی، 1388: 52). هنر دوسرتو توجه به مستعمره شدن زندگی روزمره و مقاومت در برابر این استعمار باشد. مقاومت، در کار دوسرتو غنی تر و پیچیدهتر از کار بنیامین بهنظر میرسد. در این جا مقاومت نوعی عمل نخبهگرایانه بهشمار نمیرود. بلکه این مقاومتی است که در نفس زندگی روزمره وجود دارد و، در متن کردارهای عادی زندگی قابل مشاهده است (کاظمی، 1388: 33).
دوسرتو مینویسد: اگرحقیقت داشته باشد که شبکه انظباتی همهجا آشکارتر و گستردهتر میشود،این نکته بایدآشکار شود که چگونه کلیت جامعه از اینکه در دام آن تقلیل نیابد مقاومت میکند؟ و چه رویههای عمومی (کوچک و روزمره) به دستکاری انظباط پرداخته و به دلیل طفره رفتن با آن کنار میآیند؟ و سرانجام چه شیوههای عملی وجود دارند که نقطه مقابل را شکل میدهند (کاظمی، 1388: 34).
دوسرتو برای رهایی از زبان تقلیل یافته به اندیشه دوقطبی، بر کاربرد یکسری از اصطلاحات دوتایی تاکید میکند. در نخستین جلد کردار زندگی روزمره، کاربرد این اصطلاح دوتایی را میبینیم: مصرف در برابر تولید، خواندن در برابر نوشتن، تاکتیک در برابر استراتژی، فضا در برابر مکان و سخن گفتن در برابر نوشتن. مراد وی از ازن اصطلاحات دوتایی، به چالش کشیدن ساختار اندیشه دوتایی است. آنها بهطور نظاممند با هم تداخل دارند. از منظر دوسرتو، این اصطلاحات گرچه از هم تمایز مییابند، اما با یکدیگر تضادی ندارند. وی آنها را به عنوان دوتاییهای غیر متضاد به کار میبرد. برای مثال، مصرف در نظر وی اساسا شکلی از تولید است. در عین حال، تولید خود میتواند به مثابه شکلی از مصرف گسترده درک شود. دوسرتو در استفاده از چنین اصطلاحاتی، زمینههایی را که موجب جدایی آنها میشود، از میان میبرد و، در عین حال، از این اصطلاحات تمایز زدایی نمیکند (کاظمی، 1388: 52- 53).
مفاهیمی که وی بهکار میبرد، نشاندهنده جنگ و گریز در زندگی روزمره است. به عقیده او، مقاومت در زندگی روزمره، کرداری ظریف و مزورانه است. البته مقاومتی که دوسرتو از آن سخن میگوید چندان در دسترس و آشکار نیست، بلکه فهم این مقاومت تنها از طریق تفسیری از کردارهای فرهنگی آدمیان ممکن میشود. دوسرتو امر را قلمرو «مقاومت مجازی و عملی» میبیند. اما در اینجا، مقاومت مترادف با مخالفت در نظر گرفته نمیشود. مفهوم مورد نظر وی، به استفادهای که از این اصطلاح در الکترونیک و روانکاوی میشود نزدیک است. چیزی که جریان انرژی مسلط را پراکنده میکند و به عقب میراند. در نظر او، مقاومت همانقدر فعالیتی برخاسته ار اینرسی، کرختی و سکون است که از اشکال جدید و نوآورانه برخاسته است. در این جا فاصلهی میشل دوسرتو از درک مارکسیستی مقاومت بیش از آنکه واژگونی قدرت باشد، عرضهی تبیین متکثر و متفاوتی از قدرتهاست (کاظمی، 1388: 33- 34). دوسرتو برای توضیح سازوکار مقاومت، از دو اصطلاح «تاکتیک» و « استراتژی» استفاده میکند (کاظمی، 1388: 36).

2-9-1-تاکتیکها و استراتژیها در نظر دوسرتو
استراتژی و تاکتیکها بدون شک شناختهشده ترین مفاهیم دوسرتو هستند (باچانان10، 2000: 86). استراتژی عملکردی در مکان است، نوعی خاص از تفکر استراتژیک یا عملیاتی که بالواقع مکانی را تولید میکند. برعکس استراتژِی، تاکتیکها محاسبهای هستند که غیاب یک مکان مناسب آنها را معین میگرداند. (باچانان، 2000، 87). به باور وی، استراتژِی تکنیک مکان است و تاکتیکها تکنیک فضا (باچانان، 2000، 89).
از نظر دوسرتو بسیاری از کردارهای زندگی روزمره، مانند صحبت کردن، قدم زدن، خریدکردن و آشپزی، تاکتیکها و شیوههای عملی هستند که به کارگیری آنها میتواند بدون ترک نظم اجتماعی مسلط، از دست آن رها شود. در حقیقتاین شیوهها؛ شیوههایی هستندکه نتیجه آن، غلبه ضعفا بر اقویا است. در اینجا دوسرتو از عزل قدرت سخن میگوید، عزلی که نه به معنای واژگونسازی، بلکه به این معناست که قدرت، دیگر از توان تحمیل اراده خود بر ضعفا برخوردار نیست. البته گسترش شبکه انظباطی قدرت در جامعه و طفرهرفتن امر روزمره از تقلیلیافتن از آن را باید همزمان دید. تعامل تاکتیک و استراتژی، همین امر را نشان میدهد. تاکتیکها، به جای تضاد مستقیم، از طریق کنار آمدن عمل میکنند. تاکتیک کنار آمدن، به نظر میرسد مفهوم مهمی برای ورود به بحث مقاومت در زندگی روزمره است (کاظمی، 1388: 37).
استراتژی، برخاسته از نوعی مناسبات قدرت است. دوسرتو استراتژیها را از یک سو با مفاهیمی چون مالکیت و مکان فهم میکند و از سوی دیگر، تاکتیک را برآورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، جامعه مدنی، طبقه حاکم، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، مصرف فرهنگی، مصرف کننده، نظم اجتماعی