پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، فارسی زبان، طبقه اجتماعی، رضایتمندی

دانلود پایان نامه ارشد

زمانی، (7) اجتماعی شدن از راه تماشا به همراه دیگران و (8) تماشای انتقادی شامل تماشای مجدد و مطالعه نوارها. بیشتر این انگیزهها شامل استفاده ابزاری از ویدئو برای مقاصد خاص است، نه اینکه تماشا از روی عادت و یا برای پرکردن وقت باشد. این نتایج نشان میدهد استفاده کنندگان از ویدئو، از دستگاههای خود برای مقاصد متنوع و خاص به طور سنجیده استفاده میکنند، نتیجهای که به طور منطقی از رویکرد استفاده و خشنودی پیروی میکند (سورین، تانکارد، 1390: 435-436).
الیوت و روزنبرگ در تکرار مطالعه کلاسیک برلسون در مورد اعتصاب روزنامهها، مشخص کردند خوانندگانی که از روزنامه خود محروم شدهاند برای تامین خدماتی که ممکن است از دست داده باشند، چندان به رسانههای دیگر روی نمیآورند. الیوت و روزنبرگ نتیجه گرفتند که بخش زیادی از استفاده از رسانهها ممکن است صرفا از روی عادت باشد. مطالعه استون و استون نیز حاکی از اهمیت عادت در توضیح استفاده از رسانههاست (سورین، تانکارد، 1390: 437).

2-13-2-پژوهشهای خارجی (رویکرد مطالعات فرهنگی)
در پژوهشی که جوک هرمس (1995) درباره استفادهی روزمره از رسانهها از جمله مجلات زنان انجام داد، به این نتیجه رسید که مردم به این دلیل مجلات زنان را میخوانند که این مجلات برای زندگی روزمرهی معمولیشان مناسب است. هرمس اظهار میدارد اگر مجلات درصدد شکستن و گسستن زندگی روزمرهی معمولی و آرامش خوانندگان از طریق جهان تخیلی باشند، ارزش و جایگاه پایینی در نزد مخاطبان خواهند داشت (مهدیزاده، 1391؛ 260).
جنیس ردوی در اثرش ((قرائت داستانهای عاشقانه)) در پی آن است که پیوندها و همسازیهای بین یک سبک روایی خاص و توانشهای فرهنگی گروه خاصی از خوانشگران را تبیین کند.. بنا به استدلال او زنانی که داستانهای عاشقانه را یخوانند در واقع میکوشند از این طریق فضایی برای خود درون محدودههای زندگی روزمره در مقام مادر و همسر خلق کنند. خواندن داستانهای عاشقانه در حکم راه فراری است از تکالیف و خواستههایی که در مقام پرورش دهندهی بچه بر آنها تحمیل میشود. به بیان کلیتر؟، خواندن داستانهای عاشقانه اعتراضی است بر ضد قید و بندهای زندگی روزمره در جامعهای مرد سالار (ارمکی و محمدی، 1385).
در پژوهشی که ماری گیلسپی درباره جوانان پنجابی ساکن محله ساوت هال لندن انجام داد، پی برد که دختران بیش از پسران علاقه دارند تا دربارهی سریالها حرف بزنند. همچنین نتایج نشان داد که هم پسران و هم دختران هنگام صحبت کردن درباره سریالها مسائل و زندگی خصوصی خویش را نیز مطرح میکردند. در این گفتگوها، مخاطبان جوان موضوعاتی را که در فرهنگ مادر تابو هستند، مطرح میکنند اما همیشه به تفاوتهای خود با شخصیتهای داستان آگاه هستند و همواره بر این تفاوتها تاکید میکنند. نتایج همچنین نشان داد که مجموعه همسایهها برای دختران اهمیت بیشتری دارد، زیرا همسایهها زنان جوانی را معرفی میکندکه آزاد بودنشان آرزوی بسیاری از دختران آسیایی تبار (بریتانیایی) است. بدین ترتیب این برنامه با نمایش زنانی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند، نوعی لذت در بینندگان ایجاد میکرد و مباحث زیادی را درباره هویتهای جنسیتی برمیانگیزد. بدین ترتیب اگر چه هم پسران و هم دختران جوان از یک گروه قومی هستند ولی دختران به واسطه هویت جنسیشان به نحو دیگری با سریال ارتباط برقرار میکنند (بهرامی، 1387؛ ص 66).
یکی دیگر از کسانی که در زمینه نحوه قرائت مخاطبان از برنامههای تلویزیونی به تحقیق پرداخت، مُرلی بود. مُرلی در پژوهش خود، اشخاصی را در بیستونه گروه مختلف تقسیم کرد تا برنامه خبری –مروریِ «نیشنواید» را که عصرها از شبکه بیبیسی پخش میشود، به مدت یک سال (از 1976 تا 1977) تماشا کنند. اولین قسمت این برنامه به هجده گروه نشان داده شد و دومین قسمتِ آن به یازده گروه. اعضای گروهها به نحوی انتخاب شده بودند که رمزگشاییهایشان متفاوت باشد و طیفی از انواع رمزگان «مسلط» و «جرحوتعدیل شده» و «تقابلجو» را شامل شود.
مرلی سپس قرائتهای مختلف هر گروه را تحلیل کرد. بخش بزرگی از یافتههای او ظاهرا بر الگوی پیشنهادی هال صحه میگذاشت. برای مثال گروهی از دانشجویان رشتههای هنر و نیز گروهی از دانشجویان مراکز تربیت معلم قرائتهایی ارائه دادند که بین رمزگشاییهای «جرح و تعدیلشده« و «مسلط» در نوسان بود، حال آنکه گروه متشکل از نمایندگان اتحادیههای کارگری از همان برنامه «قرائتی تقابلجو» داشتند. اما وقتی که هم مدیران بانک که از طبقه متوسط بودند و هم کارگرانی که دورههای کارآموزی را طی میکردند قرائتهایی منطبق با رمزگان مسلط ارائه دادند، ارتباط متقابل بین طبقه اجتماعی و جایگاه قرائت آنقدرها قطعی به نظر نمیرسید و لذا مُرلی به ناچار پذیرفت که رمزگشایی «مستقیما بر حسب جایگاه طبقه اجتماعی» تعیین نمیشود؛ بلکه، آنگونه که وی این رابطه متقابل را تبیین میکند، «قرائت همواره برآیندِ جایگاه اجتماعی به علاوه جایگاههای گفتمانی خاص است. قرائت واجد ساختار است زیرا ساختار دسترسی به گفتمانهای متفاوت را جایگاه اجتماعی تعیین میکند» (استوری، 1389: 39- 41).
پژوهش دیگر در این زمینه، مربوط به بینندگان سریال «چهارراه» در انگلستان است که توسط دوروتی هابسون انجام گرفته است. هابسون با تماشای سریال چهارراه در کنار مخاطبان این برنامه، به این نتیجه رسید که «تماشای تلویزیون جزئی از زندگی روزمره بینندگان است. برخلاف آنچه برخی اوقات گفته میشود، دیدن برنامههای تلویزیون فعالیت جداگانهای نیست که در آرامش کامل و در محیطی آسوده و راحت صورت بگیرد.
هابسون همچنین دریافت، معنا چیزی نیست که فقط یکبار حادث بشود؛ یعنی در اولین لحظهای که دربرابر صفحه تلویزیون مینشینیم و شروع به مصرف فرهنگی آن میکنیم. خلق معنا فرایندی تکوینی است که چه بسا از نخستین لحظههای مصرف به مراتب فراتر میرود. زمینههای جدید، موجب مطرح شدن دلالتهای جدید میگردد؛ روایتی که ظاهرا کنار گذاشته شده بود، ناگهان دوباره مرتبط و سودمند به نظر میآید.
به زعم هابسون، بینندگان «متن را بررسی میکنند و تجربهها و عقایدشان را به داستانهای برنامه میافزایند». مردم نمینشینند تا بدون هرگونه خلاقیت یا فعالیت ذهنی، برنامه را در تمامیتاش منفعلانه هضم کنند… آنها میخواهند در تولید آنچه تماشا میکنند سهیم شوند و از دانش خود به منظور افزودن بر دلالتها یا معانی متن بهره بگیرند» (مهدیزاده، 1391: 232- 234). هابسون (1982) بر این باور است که زنان تماشای سریالهای تلویزیونی را راهی برای صحبت کردن غیر مستقیم راجع به نگرشها و رفتارهایشان میدانند. تردیدی نیست که تماشای سریال و حرف زدن با اعضای خانواده و دوستان در زمینه اتفاقات آن، تجربهای لذتبخش برای بسیاری از زنان محسوب میشود (ریاحی و همکاران، 1389).

2-13-3-پژوهشهای داخلی (نظریه استفاده و رضامندی)
در پژوهشی که ریاحی، وردینیا و حقگویی (1389) با عنوان زنان و سریالهای تلویزیونی: انگیزههای تماشا و میزان رضامندی انجام دادند؛ به این نتیجه رسیدند که قویترین انگیزه زنان برای تماشای سریالهای تلویزیونی، کسب هویت شخصی است، در حالی که رضایتمندی حاصل از برقراری کنش متقابل اجتماعی، عنوان قویترین میزان رضایتمندی کسب شده از تماشا را به خود اختصاص داده است. نتایج همچنین نشان داد که زنان تمایل دارند که از طریق تماشای سریالها به تقویت ارزشهای فرهنگی و مذهبی، کسب ارزشهای مورد پسند جامعه، شناسایی و ارتقای جایگاه خود در عرصههای اجتماعی و خانوادگی و کشف واقعیتها بپردازند. گرچه قویترین انگیزه زنان برای تماشای سریالها کسب هویت شخصی است، اما آنها رضایتمندی اندکی از این بابت دارند (ریاحی و همکاران، 1389: 53).
پژوهشی که میرانی (1376) انجام داد به این نتیجه رسید که در واقع، جنبه تفریح و سرگرمکنندگی و نمایش فیلم نزد دختران از اولویت بیشتری برخوردار است، در حالی که پسران بیشتر به جنبههای آموزشی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و مذهبی برنامههای تلویزیون توجه نشان میدهند (ریاحی و همکاران، 1389: 56).

2-13-4-پژوهشهای داخلی (مکتب مطالعات فرهنگی)
در پژوهشی که ارمکی و محمدی (1385) با عنوان زنان و سریالهای تلویزیونی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که زنان در اغلب موارد با قرائت مسلط یا گفتمان حاکم بر متن (سریال) وارد گفتگو میشوند و ایدهها و ارزشها و معناهای مرجح آن را به شیوهی دیگری، یا حتی به شکلی وارونه رمزگشایی میکنند (ارمکی و محمدی، 1385).
در پژوهشی که محمدی و کریمی (1390) با عنوان تحلیل قرائتهای زنان از مجموعههای تلویزیونی اتجام دادند به این نتیجه رسیدند که تفاوتهای زیادی در واکنش مخاطبان، نسبت به این سریال وجود دارد و افراد دریافتکنندگان منفعل پیامهای موجود در سریال نیستند. همچنین نتایج پژوهش حاکی از این بود که زنان با توجه به طبقه اجتماعی و شرایط اجتماعیای که در آن زندگی میکنند، دسترسی متمایزی به گفتمانهای متفاوت دارند و بنابراین از سوبژکتیویتهی ناهمسانی برخوردارند. به همین دلیل در مواجهه با گفتمانهای مسلط سریال، آن را به گونههای متفاوتی رمزگشایی میکنند (محمدی و کریمی، 1390).
در پژوهشی که رضایی و کلانتری (1390) با عنوان خوانش مخاطبان سریالهای شبکه ماهوارهای فارسیوان: مورد تماشای ویکتوریا انجام دادند به این نتیجه رسیدند که همذات پنداری مکانیسم قدرتمندی در فرآیند تماشای این سریال است. همچنین نتایج نشان داد که وضعیت واقعی زندگی زنان تماشاگر با متن تصویری، مقایسه و موضوع مجادله تماشاگزان است. این فرایند سبب شده تا خوانشی فعالانه حول قضاوتها و انتظارات از نقش زنانه بر اساس نمایش ویکتوریا در این سریال شکل گیرد. تاهل، اشتغال و رشته تحصیلی متغیرهایی هستند که در نوع چنین خوانشهایی موثر است (رضایی، کلانتری، 1390).

فصل سوم

روششناسی پژوهش
3-1-روش پژوهش
تحقیقات علمی را با توجه به هدف آنها به سه نوع «بنیادی»،«کاربردی» و «تحقیق و توسعه » تقسیم می کنند (سرمد،بازرگان،حجازی،1382). تحقیقات دانشگاهی معمولا با دو نوع اول تحقیقات (بنیادی و کاربردی) سروکار دارند. انگیزشهای اقدام به پژوهش با نوع پژوهش در ارتباط هستند، یعنی اینکه آیا پژوهش از نوع بنیادی یا نظری است، یا پژوهش کاربردی و معطوف به سیاستهای اجرایی. پژوهش بنیادی با تولید دانش برای درک بیشتر سروکار دارد و پژوهش کاربردی با تولید دانش برای اقدام به عمل (بلیکی، 1392: 73).
پژوهش حاضر از تلفیق روش کمی و کیفی به منظور بررسی مسئله پیشرو استفاده کرده است. به این صورت که در این پژوهش هم از داده های توصیفی استفاده شده است، و هم از اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه.
طرح تحقیق پژوهش حاضر برحسب نحوه گردآوري داده ها، توصيفي(غيرآزمايشي) و از نوع همبستگی است و بر حسب هدف، مي توان آنرا در زمره تحقيقات کاربردي قرارداد. با توجه به آنچه در فصل دوم بیان شد؛ میتوان فرضیهها و سوالات زیر را برای پژوهش در نظر گرفت.

3-2-سوالها یا فرضیههای اصلی تحقیق
3-2-1-فرضیه اصلی
– به نظر میرسد بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی تماشاگران سریالهای شبکه ماهوارهای (GEM TV) با نوع انگیزه آنان روابط معناداری وجود دارد.

3-2-2-سوال اصلی
– قرائت زنان از سریالهای شبکه ماهوارهای فارسی زبان جم (GEM TV) چگونه است؟

3-2-3-فرضیههای فرعی
– میان سن تماشاگران با انگیزه آنان برای تماشای سریالهای شبکه ماهوارهای (GEM TV) رابطه معناداری وجود دارد.
– میان انگیزههای تماشای سریالهای شبکه ماهوارهای فارسی زبان جم (GEM TV) با وضعیت تاهل رابطه معناداری وجود دارد.
– به نظر میرسد زنان طبقات اقتصادی بالا گرایش بیشتری به تماشای سریالهای شبکه ماهوارهای فارسی زبان جم (GEM TV) با انگیزه آموزشی داشته باشند.
– به نظر میرسد زنان طبقات اقتصادی پایین گرایش بیشتری به تماشای سریالهای شبکه ماهوارهای فارسی زبان جم (GEM TV) با انگیزه فرار از واقعیات روزمره داشته باشند.
– به نظر میرسد زنان طبقات اقتصادی پایین گرایش بیشتری به تماشای سریالهای شبکه ماهوارهای فارسی زبان جم (GEM TV) با انگیزه تسهیل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره خودمختاری، ایدئولوژی، ساختار اجتماعی، سبک زندگی Next Entries پایان نامه ارشد درباره انحراف معیار، تحلیل داده، همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس