پایان نامه ارشد درباره روشنفکران، جامعه مدنی، طبقه حاکم، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

به بیان دیگر، دولت نوعی هژمونی است که نیروی اجبار آن را حمایت میکند. در اینجا اصطلاح «هژمونی» به چیزی اشاره دارد که به مفهوم اقتدار مشروع ماکس وبر بسیار نزدیک است: «نظامی از باورها و ارزشها که موید و حامی طبقه حاکم است و به درون کل جامعه رسوخ میکند». این نظام به واقع [حاصل] نوعی توافق ارزشی است و اغلب در قالب عرف عام تجلی مییابد، ولی در عین حال در جهت منافع طبقه حاکم شکل میگیرد (میلنر، براویت، 1390: 102).
تغییر کانون توجه از حوزه تولید (زیربنا) به قلمرو بازتولید (روبنا)، گرامشی را به این نکته رهنمون میسازد که در این قلمرو، سازوکارهایی وجود دارد که شکلگیری ذهنیت انقلابی در طبقه کارگر را مانع شده یا احتمالا میتواند تسهیل کند (ارمکی؛ رضایی، 1385: 134- 135). گرامشی بر خلاف اکثر مارکسیستها، پیبرد که حکمرانی طبقهای بر طبقه دیگر، فقط به قدرت اقتصادی یا فیزیکی بستگی ندارد ،بلکه به ترغیب و متقاعد کردن طبقه تحت حکومت به پذیرش نظام باورهای طبقه حاکم و سهیم شدن در ارزشهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی هم مبتنی باشد (جول، 1388: 10). او مفهوم سلطه را در چارچوب یک طبقه از قدرت ارائه کرد که طبق آن، طبقه سلطهگر، سایر طبقات را ترغیب میکند تا با نگریستن به جهان به نحوی که مناسب تفوق اوست، برتری خود را در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به دست آورد (مویر، 1379: 273- 274). او اعتقاد داشت به همراه افزایش قدرت دولت متمرکز و سازمانهای تودهای درون آن ایده انقلاب دائمی جای خود را به ایده دیگری داد که گرامشی آن را هژمونی مدنی نامید. استقرار این هژمونی برای موفقیت و بقای هر طبقه حاکم ضروری است. (جول، 1388: 109).
محبوبیت آنتونیو گرامشی (1937-1891) در بین چپ اروپائی و آنگلو-آمریکایی در سه دهه گذشته عمدتا بخاطر فرمولبندی مفهوم هژمونی است که گرامشی از این مفهوم به مثابه ابزار تحلیل اجتماعی و استراتژی سیاسی استفاده میکند. در این اصطلاح هژمونی بر استیلای ایدئولوژیکی یک گروه اجتماعی بر تمام گروههای دیگر دلالت میکند: یعنی هژمونی بر اعمال درجهای از رهبری فکری و اخلاقی بر زیردستان دلالت میکند که این به نوبه خود از نیاز به هدایت کردن و از مقیاسهای قهری برای بدستآوردن همنوایی میکاهد. بنابراین هژمونی به شکلی از کنترل اجتماعی اشاره میکند (مارتین9، 1997: 38). از نظر گرامشی، جامعه بورژوایی صرفا بر زور و اجبار آشکار مبتنی نیست، بلکه از طریق ایجاد اجماع و توافق نیز عمل میکند (جول، 1388: 10). بر اساس همین دیدگاه، گرامشی معتقد است: «در هر فرد، ویژگیها و مشخصههایی هست که جز از طریق در تناقض قرار گرفتن با مشخصههای دیگران آشکار نمیشود» (پگی، 1389: 34- 35).
عقاید گرامشی بیانگر برداشتی دیالکتیکی از انقلاب است. او اعتقاد داشت، جهان متشکل از نیروهایی است که به شیوه های مختلف عمل کرده و با یکدیگر مقابله میکنند. این نیروها فقط در موارد استثنایی در یک لحظه با هم به موازنه میرسند.پس از آن وضعیت آرامی را خواهیم داشت که کشمکش آنها پنهان میشود.اما فقط یکی از نیروها را تغییر دهیم فورا تناقضات درونی آشکار خواهند شد و موازنه از میان خواهد رفت و اگر بار دیگر موازنه جدیدی برقرار شود، شالوده جدیدی دارد… نتیجه این است که کشمکش ،تناقض و تخاصم نیروهایی که در جهت های مختلف عمل می کنند ؛ حرکت سیستم را تعیین میکنند (جول، 1388: 92).
در تحلیل گرامشی از انتقال از کمیت به کیفیت و رابطه میان زیر بنا و روبنا در فرایند دیالکتیکی به نوشته مارکس تاکید داشت که «هیچ نظم اجتماعی از بین نمی رود مگر آنکه همه نیروهای مولدی که مجالی برای شکفتن در آن دارند به حد کمال رسیده باشند» (جول، 1388: 95). او بر این باور بود که تغییرات مادی بر تغییرات آگاهی تاثیر می گذارند و همین تغییرات هم بر شرایط مادی تاثیر می گذارند. بدین ترتیب دیالکتیک چیزی بیش از تصادم کور نیروهای فیزیکی و در واقع حرکتی است که خود انسانها با تبدیل عامدانه خودش به نیرویی فیزیکی و در واقع حرکتی که خود انسانها با تبدیل عامدانه خودش به نیرویی در فرایند دیالکتیکی به آن کمک می کند و به محض این اتفاق لحظه جهش به نوع جدیدی از جامعه و نوع جدیدی از آگاهی فرا میرسد (جول، 1388: 94). در حقیقت از نظر او انقلاب و در واقع آمادگی برای آن مستلزم تغییر ژرف در آگاهی توده است و از این طریق است که تودهها دیگر به عنوان گیرندگان منفعل آگاهی در نظر گرفته نمیشوند، بلکه عناصری هستند که آگاهانه در تصمیم گیریها دخالت میکنند. همانگونه که او عنوان کرده فرایند استاندارد شدن احساسات عوام، دیگر مکانیکی و علتومعلولی نیست بلکه فرایندی آگاهانه و انتقادی است (جول، 1388: 90).

2-7-2-جامعه مدنی در اندیشه گرامشی
جامعه مدنی گرامشی شامل همه روبناهای معینی مانند اتحادیهها، احزاب، مدرسهها، رسانهها، کلیساها مطبوعات و…. میشود. لذا جامعه مدنی در نزد گرامشی مترادف با مفهوم فرهنگ است و فرد عنصر اصلی عمل کننده در آن است. از نظر او جامعه مدنی تشکیل شده از روبنا، نه فقط دارای کارکرد اقتصادی است، بلکه در یک رابطه ویژه با آن نیز قرار میگیرد و دارای کارکرد انسجامبخش است. این کارکرد با دستیابی به توافق و یا کسب رضایت حاصل میشود. این توافق نتیجه ابتکار عمل کلی یکایک افراد است و لذا به ماهیت اخلاقی و عرفی آنها وابسته نیست (سبزهای، 1386: 93).
در دیدگاه گرامشی، ایدئولوژی بورژوایی از طریق ابزارهای موجود در جامعه مدنی در ذهن تودهها رسوخ میکند و موجب جلب رضایت آنها و مشروعیت دولت میگردد. «هژمونی» بورژوایی به اعتقادات، هنجارها و خواستههای فرد فرد طبقه پرولتاریا شکل و قالب میبخشد و به این ترتیب بدون اعمال اجبار و زور، اجماعی ایدئولوژیک به دست میآورد. از نظر گرامشی، جایگاه هژمونی در جامعه مدنی است و جایگاه اجبار و زور دولت میباشد. جامعه مدنی از دید وی نه صرفا به روابط اقتصادی، بلکه به کل حوزه روبنا اطلاق میشود. به طور کلی جامعه مدنی از نظر وی دربرگیرنده سازمان و ابزارهایی است که «هژمونی» از طریق آنها در همه حوزهها پراکنده میشود (تسلطی، 1391: 103). او، هژمونی را متعلق به جامعه مدنی میداند و عاملین ایجاد آن را روشنفکران ارگانیک به حساب میآورد و ابزار آن را نه استفاده از خشونت و قهر، بلکه استفاده از روشهای مسالمتآمیز میداند (تسلطی، 1391: 100).

2-7-3-روشنفکران در دیدگاه گرامشی
گرامشی روشنفکران را ایفا کننده نقش اصلی در فرایند انقلابی تلقی کرد و این امر بدون تردید شور و اشتیاقی را که بسیاری از روشنفکران در اروپای غربی و هر کجای دیگر به نوشته های او نشان داده اند توضیح میدهد (جول، 1388: 10). او از مطالعات تاریخی اش که احتمالا از کاوشهای سایر بزرگان مارکسیست به جز خود مارکس عمیقتر بود. آموخته بود که نخبگان فکری در حفظ نظام اجتماعی و سیاسی نقش اساسی ایفا میکنند. به دلیل اهمیتی که او برای نقش گروه نخبه در حفظ ثبات نظام و نیز در ایجاد تغییرات انقلابی قائل بود. هم در نظریه و هم در عمل نقش حزب سیاسی به یکی از دلمشغولی های اصلی او تبدیل شد. دلمشغولی گرامشی، متوجه مشارکت توده ها در تصمیم گیریهای سیاسی حزب بود (جول، 1388: 10- 11).
او میان روشنفکران «سنتی» و «ارگانیک» تفاوت قائل است. درحالی که روشنفکران سنتی کسانی هستند که به طور طبیعی آنها را روشنفکر می دانیم ؛آنانی که وظایف رهبری روشنفکرانه ارگانیک به طبقه خودشان التزام و وابستگی بیشتری دارند. گرامشی روحانیون و رابطه آنها با طبقه حاکم فئودال در قرون وسطی را به عنوان نمونه ای از روشنفکران سنتی یاد کرد. در حقیقت نقش احزاب انقلابی و روشنفکران که آن را رهبری می کردند می بایست خیلی شبیه به نقشی باشد که کشیشان کلیسای کاتولیک در دوره اوج شکوفایی بر عهده داشتند وقتی که آنها قادر بودند وحدت ایدئولوژیک کل جبهه اجتماعی را حفظ کنند همان ایدئولوژی که یکپارچگی و اتحاد آن جبهه را تامین می کرد. تاریخ توسط نخبگان روشنفکری که از توده ها مجزایند ساخته نمی شود بلکه توسط روشنفکرانی ساخته میشود که می دانند باید ارگانیک خود را با توده های مردم در سطح ملی برقرار کرده و حفظ نمایند (جول، 1388: 102- 105). شهریار جدید نامی است که گرامشی بر اجتماع روشنفکران طبقه کارگر نهاده بود. این شهزاده (پرنس) نمیتواند شخصیتی واقعی یعنی فردی خاص باشد بلکه فقط میتواند سازوارهای باشد. مجموعهای اجتماعی که پس از آنکه خود را تحکیم کرده و از اعمال خود آگاهی یافته است، در آن اراده دسته جمعی مشغول شکل گرفتن است. چنین ارگانیزمی تا به حال در تاریخ سابقه نداشته است و آن حزب سیاسی است. اولین یاختهای که در آن تخم های اراده همگانی جمع می شود و می کوشد که عام و کلی گردد (گرامشی، 1386: 8- 9).
شهریار نوین باید خواستار و سازمان دهنده رفرم فکری و اخلاقی باشد و چارهای جز این ندارد ،یعنی باید زمینهای برای اکتشافات آتی اراده جمعی ملی -مردمی در جهت تحقق شکل والا و تام تمدن امروزی فراهم آورد. امیر نوین در حین توسعه خود ،نظام روابط معنوی و اخلاقی را تغییر دهد ،زیرا توسعه آن دقیقا در حکم این است که هر عمل فقط تا آن حد مفید یا مضر تلقی می شود ،خوب یا بد به حساب میآید که امیر نوین مرجع قضاوت بداند و بتواند قدرت آن را افزایش دهد یا به مقابله با آن برخیزد. امیر در وجدان انسانها جای الوهیت یا فرمان جبر را میگیرد و شالوده دنیویگری جدید، دنیویگردانی و تام و تمام سراپای زندگی و جایگزین تمام روابط متعارف میشود (گرامشی، 1386: 26- 27).
2-7-4-هژمونی در دیدگاه گرامشی
در اصل گرامشی مبدع مفهوم هژمونی نبود. اصطلاح هژمونی تاریخی درازمدت در جنبش سوسیالیستی روسیه دارد و لنین این اصطلاح را نظریهپردازی کرده بود. (جونز، 2006: 42). هژمونی نسبت به سلطه، اصطلاح انتقادی مفید و حساستری است، چون سلطه از تصدیق نقش فعال فرودستان در عملکرد قدرت درمیماند (جونز، 2006: 41).
گرامشی از اصطلاح «هژمونی» برای توصیف روابط سلطهای استفاده میشود که به عنوان روابط سلطه مشهود نیست، متضمن قهر نیست و همراه با رضایت [گروههای] تحت سلطه (یا زیردستان) است (دورینگ، 1382: 6). هدف گرامشی از طرح مفهوم هژمونی، تبیین این مساله بود که چرا با وجودی که فاشیسم آزادی اکثر ایتالیاییها را محدود میکند، فاشیسم موسولینی تا این حد از محبوبیت عمومی برخوردار است. به نظر او نیروهای هژمونیک با تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی پیوسته محتوای خود را تغییر میدهند. از آنجا که این شرایط ناگهان عوض میشوند و امکان اداره آنها وجود دارد، راهبردهای ضد هژمونیک نیز باید پیوسته مورد بازبینی قرار گیرند. به همین ترتیب، میتوان با ظرافت کمتری فرهنگ را مانند میشل فوکو به عنوان شکلی از حکومت دید. به عبارت دیگر، فرهنگ ابزاری است که از طریق نظام آموزشی شهروندانی سازگار یا «سر به راه» تولید میکند(دورینگ، 1382: 6- 7).
در فرهنگ لغت هژمونی به معنای سلطه و نفوذ یک دولت بر دولت دیگر است. آنتونیو گرامشی هژمونی را به مثابه رهبری فکری و اخلاقی بازتعریف کرده است (کارتز، 1996: 103). گرامشی هژمونی و کنترل قهرآمیز را از کلمه قنطور ماکیاولی گرفته است.کلمه قنطور معرب سنتورس (centaures) یونانی است. قنطور موجودی افسانه ای است در اساطیر یونان که سر او از انسان و تن او از اسب است. ماکیاول در امیر می گوید: «پی باید بدانید که برای مبارزه دو طریق وجود دارد: طریق قانونی و طریق قهرآمیز.راه اول مطابق با سرشت آدمیان است و طریق دوم با سرشت جانوران می خواند. اما چون غالب اوقات راه اول کافی به مقصود نیست، باید بالضروره به طریق دوم متوسل شد. به این لحاظ امیر باید بداند که چگونه از آن خصلت جانورانه به خوبی بهره گیرد. نویسندگان قدیم به کمک یک تمثیل این امر را به امیران می آموختند: این نویسندگان به وصف آن می پرداختند که آشیل و دیگر امیران دنیای باستان را نزد شیرون قنطور فرستادند تا وی طریق خود را به آن امیران بیاموزد. مقصود از این تمثیل آن است که معلم باید نیم انسان و نیم جانور باشد، آن بود که امیر باید بداند چگونه طبق این سرشت دوگانه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره ایدئولوژی، مطالعات فرهنگی، چند معنایی، جامعه مدنی Next Entries پایان نامه ارشد درباره زندگی روزمره، معنای ضمنی، منافع ملی، طبقه اجتماعی