پایان نامه ارشد درباره روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند) است، چرا که اگر در جامعه هرکسی فقط به فکر خود باشد و به دیگران توجهی نکند، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
بهترین مبنا برای این فراز، سخن حضرت شعیب به قومش میباشد که باید الگوی تمامی انسانها در روابط اجتماعی شان باشد.
﴿…ما أُريدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‏ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُريدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ…؛ …من هرگز نمى‏خواهم چيزى كه شما را از آن باز مى‏دارم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح (تا آنجا كه توانايى دارم) نمى‏خواهم…﴾(هود/ 88).
در تفسیر کوثر چنین آمده است: «شايد اين جمله براى اين بوده كه وقتى شعيب آنها را از كم فروشى نهى كرد، آنان گمان بردند كه شعيب مى‏خواهد آنها از اين روش استفاده نكنند ولى خود شعيب در معاملات خود از آن استفاده كند، در نتيجه آنها سود نبرند و شعيب سود برد. شعيب آنها را روشن مى‏كند كه چنين نيست و من نيز مانند شما بايد از اين كار پرهيز كنم و مى‏كنم. شعيب اضافه كرد كه هدف من از اين سخنان اصلاح جامعه است و تا آنجا كه بتوانم مى‏خواهم جامعه را اصلاح كنم»(جعفری،1376،ج5، صص284-283).
پس از این آیه و تفاسیر آن چنین میفهمیم که چون پیامبران که الگوی همیشگی ما هستند، اینگونه رفتار میکنند و هرچه میگویند خودشان نیز انجام میدهند و به فکر نفع شخصی خود نیستند؛ پس کارگزاران جامعه‏ی‏اسلامی نیز باید اینچنین باشند.
3-1-9-پرهیز از کفران نعمت:
مولای موحدان حضرت علی(ع) نیز در بخشی از نامهی خود به حارثهمدانی به این نکته اشاره فرمودهاند که انسان علاوه بر شکرگزاری باید از ضایع کردن نعمتهای الهی بپرهیزد. و اینچنین میفرماید: «و لا تضيّعنّ نعمة من نعم اللّه عندك: هیچ نعمتی را که خدا به تو ارزانی داشته است، بیهوده از دست مده و تباه مکن».
در قرآنكريم، خداوند متعال در برابر نعمت‏هاى فراوانى كه در اختيار انسان قرار داده، شكر آن‏ها را خواستار شده است و اسراف و تبذير، از گناهان بزرگ شمردهشده و كفران نعمت تلقى گرديدهاست: (لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد؛ اگر شكرگزار نعمت‏ها باشيد آن را بر شما مى‏افزاييم و اگر كفران كنيد عذابى دردناك در انتظارتان است((ابراهیم/8-7).
یکی از راههای شکرگزاری نعمتهای الهی این است که این نعمتها را ضایع و تباه نسازیم و با اسراف و تبذیر و… آنها را کفران نکنیم. ضایع کردن نعمت یعنی قدر نعمت را ندانستن. در واقع یعنی کفران نعمت.
کفران نعمت عبارت است از «نشناختن نعمت کسی و شاد نبودن به آن و صرف نکردن آن در مصرفی که منعم به آن راضی است و کفران نعمتالهی از صفات مهلکه است که آدمی را در آخرت به شقاوت سرمدی میرساند و در دنیا باعث عقوبت و حرمان و سلب نعمت میگردد»(نراقی، بیتا،ص623).
ابنمیثم این کلام امام(ع) را چنین تفسیر کردهاست: «هيچ نعمتى از نعمتهاى خداوند متعال را تباه نسازد. يعنى با كوتاهى ازشكرگزارى وغفلت از آن»(بحرانی،1388،ج5،373).
در شرح نواب لاهیجی آمدهاست: «ضايع و باطل مگردان به تقريب كفران كردن تو نعمتى از نعمتهاى خدا كه در نزد تو است»(نواب لاهیجی،بیتا،288).
مکارمشیرازی در پیام امام(ع)، مصادیقی برای ضایع و تباه کردن نعمت، ذکر کرده است: مانند «ناشکری، اسراف و تبذیر، بخل و تنگ نظری و…»(مکارمشیرازی، 1389،ج11،ص344).
اسراف نوعی از کفران نعمت و ضایع کردن نعمت است؛ درباره آن چنین گفتهشدهاست: «یکی از محرمات وچیزهایی که موجب فقر است، یکی اسراف و تبذیر است. اسراف علاوه بر این که مستلزم عذاب آخرت است، موجب فقر در دنیا هم می‏گردد»(دستغیب،1388،ص285).
البته اسراف، نوعی از ضایع کردن نعمت است. به طورکلی میتوان گفت: که اگر نعمتهای خداوند در راهی غیر از راهی که مورد رضایت خداوند است، مصرف شود، به معنای ضایع شدن نعمت میباشد و بالعکس، استفاده درست و شایسته از نعمتهای الهی به معنای قدردانی از نعمت است. بنابراین ضایع کردن نعمت، قدرنشناسی و ناسپاسی خداوند است. در واقع اگر کسی بخواهد قدرشناس و شاكر باشد بايد قدر نعمتهاى خدا را بداند، يعنى هر نعمتى را بداند، براى چه هدف و منظورى است و در همان مورد مصرف كند تا موجبات ضایع شدن نعمت را ایجاد نکند. آیات در این زمینه بسیارند. اینجا به نمونهای اشاره میشود:
﴿وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ؛ خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى‏كنند) مثلى زدهاست: منطقهی آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد. امّا به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد!﴾(نحل/ 112).
«معناى آيه اين است كه خداىمتعال، مَثَلى زده است و آن مَثَلِ قريه‏اى است كه اهلش از هر شرى كه جان و عرض و مالش آنرا تهديد كند، در امنيت بودند و براى روزى، حاجت به پيمودن كوه و دشتى نداشتند. رزق پاك و بسيارى از هرسو به طرف ايشان سرازير بود. اهل اين قريه به اين نعمتهاى الهى كفران كردند و شكر آنرا بهجا نياوردند، خدا هم به اندكى از نقمت و عذاب خود گرفتارشان كرد و آن نقمت اندك، گرسنگى و ترس بود كه چون لباس بر آنان احاطه كرد، و اين در قبال كفرانى بود كه به طور استمرار به نعمت‏هاى خدا مى‏ورزيدند»(طباطبایی،1374،ج12،ص523).
انسان، وقتی نعمتهای الهی را قدر نداند و نه تنها شکر آن را به جا نیاورد، بلکه به کفران آنها و ضایع کردن این نعمتها بپردازد؛ خداوند نیز به سبب این عمل انسان، علاوه بر اینکه نعمت را سلب میکند، گاهی انسان را به بلا و گرفتاری مثل ترس و گرسنگی مبتلا میکند، این جزای انسان ناسپاس است.14
3-1-10-شکر گذاری، افزایش نعمت:
«وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ؛ نعمت‏هايى كه خدا به تو بخشيده نيكودار»
«شکرگزاری، عبارت از شناختن نعمت از منعم و آن را از آن او دانستن و به آن شاد و خرم بودن و به مقتضای آن شادی، عمل کردن؛ به این معنی که خیرِ منعم را در دل گرفتن و حمد او را کردن و نعمت را به مصرفی که او راضی باشد، رسانیدن. پس شکر منعم حقیقی حضرت آفریدگار آن است که همه نعمتها را از او دانی و او را منعم و ولی خود شناسی»(نراقی، بیتا،صص625-623).
شکرگزاری یکی از راههای جلب رضایت کردگار و توشهای برای مسافرین سفر آخرت است. شکرگزاری نعمتهای الهی، سبب رفع بلا و باعث زیادی نعمتها میشود.
یکی از نشانههای شکر، طریقه مصرفکردن نعمت است. از طریق شناخت این راهها میتوان شکر نعمتهای بیکران الهی را بجا آورد.
برای شناخت طریقه صحیح و شایسته مصرف نعمت، دو راه وجود دارد. یکی عقل و دیگری شرع است. ولیکن عقل اگرچه میتواند بعضی از این راهها را بشناسد، اما باید راه دیگری باشد تا بتوان تمام راههای جلبرضایت حق و دوری از اموری که خلاف رضای او در طریق مصرف نعمتها است، را شناخت؛ شرع جمیع راههای شکر را در غالب امور واجب و مستحب و دوری از کفر را در غالب امور حرام و مکروه بیان کرده است.
«شکر نعمت مراحلی دارد:
الف) شکر قلبی،که انسان همه نعمتها را از خداوند بداند.
ب) شکر زبانی، نظیر گفتن «الحمدلله رب العالمین».
ج) شکر عملی، که با انجام عبادات و صرفکردن عمر و اموال در مسیر رضایخدا و خدمت به مردم به دست میآید»(قرائتی،1390،ص324).
حضرت علی (ع) نیز به این موضوع در نامهی خویش به حارث، اشاره کرده است و میفرماید: (وَ اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ؛ نعمت‏هايى كه خدا به تو بخشيده نيكو دار). با استناد دادن آیات قرآن به سخن امام (ع) میتوان به ارزش و اهمیت این سفارش پیبرد. در این زمینه آیات فراوان است. اینجا به دو مورد اشاره میشود:
3-1-10-1-شکرگزای و افزایش نعمت
﴿وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٌ وَ قالَ مُوسى‏ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَميعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَميدٌ؛ و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است! و موسى (به بنىاسرائيل) گفت: «اگر شما و همه مردم روى زمين كافر شويد، (به خدا زيانى نمى‏رسد) چرا كه خداوند، بى‏نياز و شايسته ستايش است!﴾(ابراهیم/8-7).
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ: اين جمله از گفته‏هاى موسى (ع) است به قومش؛ يعنى به يادآور وقتى را كه پروردگارتان با بيانى رسا، كه تمام شكها را برطرف مى‏سازد، اعلان كرد و به شما خبر داد، كه: اگر در برابر نعمتهايى كه به شما بخشوده شده، شكر كنيد بدون ترديد نعمتم را بر شما مى‏افزايم و اگر ناسپاسى كنيد و نعمتهايم را كه به شما داده‏ام، كوچك شماريد عذاب من بر آنان كه كفر ورزند سخت و شديد است؛ اگر شما و همه مردم كفران ورزيد، زيان اين ناسپاسى به شما برمى‏گردد و خداوند احتياجى به سپاسگزارى شما ندارد و او خود به دليل نعمتهاى فراوانش شايسته حمد و ثنا است، اگر چه ستايشگرى او را نستايد(طبرسی،1377،ج3،صص298-297).
همانطور که میبینیم در این آیه خداوند، سود و منفعت شکرگزاری را به خود انسان نسبت میدهد. همچنان که ضرر و زیان کفران نعمت را به او نسبت میدهد و در آخر میفرماید: خداوند بینیاز از شکر سپاس بندگان خویش است بلکه آنها نیازمندند.خداوند در این آیه اعلام میدارد که نفع شكر، و ضرر كفر به خود انسانهاى شاكر و كافر بر مى‏گردد.
3-1-10-2-توصیه به شکر
﴿فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لي‏ وَ لا تَكْفُرُونِ؛ پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد﴾(بقره/152).
«ياد خداوند، زمينه‏ساز شكر است و لذا بر شكر مقدّم شده است. اين آيه، نشانگر نهايت لطف خداوند به بنده است. انسانى كه جهل، فقر، فنا و حقارت، از ويژگى‏هاى او است، چقدر مورد لطف قرارگرفته كه خداوندِ عليم، غنى، باقى و عزيز به او مى‏گويد: مرا ياد كن تا تو را ياد كنم. مگر ياد كردن ما چه ارزشى دارد؟ مگر نه اين است كه يادكردن ما نيز خود توفيقى از سوى او میباشد؟ ياد كردن خدا تنها با زبان نيست، با دل و جان بايد خدا را ياد كرد. ياد خدا هنگام گناه و دست كشيدن از آن، ياد واقعى است. بهترين نوع ياد كردن خداوند، نماز است كه فرمود: ﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي﴾(طه/14). با اينكه شكر، يكى از مصاديق ذكر خدا میباشد، ولى نام آن جداگانه در كنار ذكر آمده و اين نشانه‏ى اهميّت شكر، به عنوان مصداق بارز ذكر است»(قرائتی،1383،ص235).
پس از این آیه، میتوان چنین نتیجه گرفت که یاد و ذکرخدا زمینهساز شکر و سپاس خداوند است و همچنین غفلت و عدمذکر خداوند موجبات کفراننعمت است.
«بديهى است جملهی “مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم” اشاره به يك معنى عاطفى ميان خدا و بندگان نيست، آن‏گونه كه در ميان انسانها است، كه به هم مى‏گويند: به ياد ما باشيد تا به ياد شما باشيم. بلكه اشاره به يك اصل تربيتى و تكوينى است، يعنى به ياد من باشيد، به ياد ذات پاكى كه سرچشمهی تمام خوبيها و نيكيها است و به اين وسيله روح و جان خود را پاك و روشن سازيد و آماده پذيرش رحمتپروردگار، توجه شما به اين ذات پاك شما را در فعاليتها مخلصتر، مصممتر، نيرومندتر و متحدتر مى‏سازد. همانگونه كه منظور از “شكرگزارى و عدم كفران” تنها يك مسأله تشريفاتى و گفتن با زبان نيست، بلكه منظور آن است كه هر نعمتى را درست به جاى خود مصرف كنيد و در راه همان هدفى كه براى آن آفريده شده به كار گيريد تا مايهی فزونى رحمت و نعمت خدا گردد»(مکارمشیرازی،1374،ج1،صص514-513).
خداوند در جای جای قرآن به مسأله شکر پرداخته است. گاهی به صورت توصیه به شکر و گاهی به صورت نهی از کفر و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره مبدأ و معاد، امام علی (ع)، ظاهر و باطن، کرامت نفس Next Entries پایان نامه ارشد درباره کمال مطلق، امام علی (ع)، نهج البلاغه، رسول خدا (ص)