پایان نامه ارشد درباره خودآگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

گذشته اش بریده و به آینده هم چندان نظری ندارد.

5-16 احمد مرشدلو، بدون عنوان، مداد روی مقوا، 120×90 سانتی متر، 1386

چیزی که در ترسیم پیکرها جلب نظر می کند، اصرار نقاش در درست و کامل کشیدن فیگورهاست. طوری که هیچ گاه بخشی از بدن ها شفاف نمی شود که زیرش پیدا باشد یا در ایماژ دیگری محو یا گم شود، همه معین و صلب اند، گویی بر سرشته از شخصیتی معلوم و سرنوشتی محتوم؛ و انگار رویکرد نقاش هم مثل این سرنوشت، محتوم و صلب و نفوذناپذیر است. (دارابی، 1386، ص35)

شکل 5-17 احمد مرشدلو، بدون عنوان، مداد روی مقوا،دو لت، هر لت 90×120 سانتی متر، 1386

ساختار ترکیب بندی دوم، شخصیت های را تکی، دو یا سه تایی بر زمینه ای تک رنگ و ساده نشان می دهد. این جا شخصیت ها فضایی برای نفس کشیدن دارند، اما فضایی چنان وهم آلود و غیر واقعی که باز هم بر اسارت شان تاکید می کند. اسارت شخصیت ها در وضعیت فعلی شان و ناتوانی آن ها در تغییر سرنوشت شان را می توان نا نوجوانی خالی و بی بارشان پی گرفت. نو جوانی تهی از اسطورۀ نمی تواند به بلوغ بینجامد، پس انسان ها بزرگ می شوند و واجد بدنی بالغ، اما خودآگاهی آن ها مرحلۀ بلوغ را تجربه نمی کند. این نابالغی را در ژست های ناپخته و بچگانۀ بسیاری شخصیت ها، مانند دختر رژ لب به دست یا انگشت به دهان، یا زن ایستاده در پشت مادر به خوبی می توان دید. این ها «بچه های اعماق»86 اند- هم سن و سال نقاش- که اکنون بزرگ شده اند، اما نه حنجره ای خونین دارند و نه رفشی بلند به کف؛ این ها نه کاوه های اعماق به ارث برندگان همان سرنوشت محتوم پدران و مادرانشان اند. (دارابی، 1386، ص35)

شکل 5-18 احمد مرشدلو، بدون عنوان، مداد و اکریلیک روی مقوا، 90×120 سانتی متر، 1386

یک شخصیت تکرار شونده هم در کارهای نقاش هست که انگار نقشی متفاوت را به عهده می گیرد. شخصیت جوان برهنه یا شلوار یا شورت دست دوز، که اغلب با ژستی پیامبروار بر عصایی تکیه کرده و غرق در تفکر است. مرشدلو بسیاری از حرف هایش را با این شخصیت می زند، که در این نمایشگاه حضوری بارز دارد. یک بار به گونه ای شیزوفرنیک دوپاره شده که هر یک به سویی می نگرد، یک بار کل کادر را پر کرده و تنها عنصر چشمگیرش مارک شلوارش است، و یک بار در رابطه ای بسیار نزدیک با عروسک برهنۀ وسوسه انگیز قرار گرفته اما به آن نمی نگرد، و لذتی توام با درد در چشمانش دیده می شود. این یکی تابلویی عجیب است، به خصوص که سایۀ عروسک هم با بدنش فرق کرده، انگار پارچه ای به آن کشیده اند. (دارابی، 1386، ص35)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره نظریه پردازی، کارشناسی ارشد، دختران دانش آموز، واقع گرایی Next Entries پایان نامه با موضوع دختران دانش آموز، نقاشی دیواری، منابع فارسی، صادق هدایت