پایان نامه ارشد درباره حدیث قدسی، تعالیم اسلام، جامعیت انسان، حکمت متعالیه

دانلود پایان نامه ارشد

انسان به روح اوست نه به جسم، روح انسان به منزله ریشه درخت است که باید به خوبی از آن مراقبت وآن را آبیاری نمود. «انسان داراى روحى است و جسمى. آنكه انسان به او انسان است، روح انسان است نه جسم انسان.»185 اگر روح سالم باشد انسان، انسان است اگرچه دست و پایش معلول باشد، با نقص جسمانی بر انسانیت انسان نقصی وارد نمیشود چنان چه نوابغی بودند که جسمشان علیل بوده است. دست و پاى انسان مناط انسانيت نيست. زیرا که اين قشر است؛ لُبِ‏ انسان روح انسان است، نفس ناطقه انسان است. وقتى نفس ناطقه انسان قوى شد، باكى از اين نيست كه جسمش عليل باشد. ما در نوابغ عالم داشتيم اشخاصى كه نابينا بودند ولى نابغه بودند. اشخاصى كه معلول بودند ولى از علما و نوابغ بودند، از فلاسفه بودند.186 وقتی میزان و ملاک روح باشد آنگاه قرب و بعد روح نسبت به ذات ربوبی ارزش انسانی را تعیین مینماید و میزان انسانیت به میزان قرب به ربوبیت خواهد بود. در کلام نورانی علی( آمده است. «فالصوره صوره الانسان و القلب قلب الحیوان .»187 امام در نامهای عرفانی که به یکی از شاگردان خود به نام میرزا جواد همدانی نوشته است چنین مرقوم میفرماید: «و إيّاك ثمّ إيّاك أيّها الأخ الروحاني و الصديق العقلاني و هذه الأشباح المنكوسة المُدَّعون للتمدُّن و التجدُّد، وهم الحُمُر المُسْتَنْفَرة و السِّباع المفترسة و الشياطين في صورة الإنسان‏، و هم أضلّ من الحيوان، و أرذل من الشيطان ..»188 ای برادر روحانی و ای دوست عقلانی زنهار از این اشباح مدعی تمدن و تجدد که آنان چارپایی رمیده و گرگهایی درنده و شیاطینی انساننما هستند که از حیوان گمراهتر و از شیاطین پستترند.
از نگاه امام، علومی که به ظاهر انسان مینگرند و تمام حقیقت انسان را در شاکله و هیات ظاهری او میبینند نمیتوانند معیار درستی درباره انسانیت انسان ارائه کنند چرا که این دسته از علوم به تک ساحتی بودن وجود انسان معتقد بوده و به حقیقت انسانی نرسیدهاند. انسان دارای دو جنبه وجودی است که ظاهر او را از باطنش جدا میسازد و انسان بودن او همان انسانیت است. در حیوان قوه و فعل معنا ندارد اما انسان، حیوانی است که دارای قوای بالقوه انسانی است و به میزان تحقق و تجلی قوای انسانی مراتب انسانی را طی میکند و به مقام انسانیت بار مییابد پس ملاک انسان بودن در ظهور و تجلی قوای باطنی او نهفته است نه در امور ظاهری که با سایرحیوانات مشترک است.
2-4-3.صیرورت و صعوبت معرفت انسان
انسان اعجوبهای است که شناخت او صعب و دشوار است و به سادگی نمیتوان پیچیدگی او را ادراک نمود سیالیت او ابعاد وجودیاش را در هالهای از ابهام قرار داده است، اندیشمندانی که مدتی از عمر خود را صرف شناخت انسان نموده اند بیشتر به عجز خود در معرفت انسان پی بردهاند. الکسیس کارل میگوید من مدت بیست سال درباره انسان مطالعه و تحقیق کردهام تا او را بشناسم اما نتوانستم به پیچیدگی او پی ببرم، لذا کتابی که در این زمینه نوشته عنوان آن را «انسان موجود ناشناخته» قرار داده است. بر همین اساس پیروان حکمت متعالیه معتقدند که شناخت نفس ممتنع میباشد چرا که بر مبنای حرکت جوهریه ملاصدرا نفس انسان سیال بوده و هیچگونه ثباتی ندارد. در حرکت صعودی و نزولی حدی برای او تعیین نشده است و با این نگاه برخی داعیه عدم ماهیت برای انسان را نمودهاند.189 چرا که سیالیت او مانع از معرفت به او شده و هرگونه تعریفی از او تعریف واقعی نخواهد بود.
امام با توجه به سیالیت و جامعیت انسان معتقد است که «انسان يك موجود پيچيده‏اى است كه حتى خودش از خودش اطلاع ندارد.»190 به همین جهت عرفان به نفس تعلیق به محال است. آنان که مدعیاند که ما انسان را شناختیم و نفس خود را شناختیم آنان یک شبحی از انسان آن هم نه از انسان بلکه شبحی از حیوانیت انسان را شناختند و گمان کردند که انسان همین است.191 نیل به این مرتبه از معرفت برای هر کسی مقدور نیست.
ملاصدرا گوید پی بردن به حقیقت و ماهیت نفس جز عارفان را نصیب نباشد.192 زیرا که عرفان نفس به غایت کاری بس دشوار است. ای بسا آدمیان که به نفس حیوانی زندهاند و به مقام انسان بار نیافتهاند.193 مستحیل بودن عرفان نفس در اندیشه امام برای غیر عارفان و کاملان است که درگرداب هوای نفس غرقند اما آنان که بکوشند و به تجرد عقل برسند قابل امکان است.

گفتار پنجم
کمال انسان
2-5-1. مقدور بودن کمال انسان
با توجه به تبیین عارفان از غایت نهایی خلقت انسان این نکته متبادر در اذهان است که دستیابی به چنین غایتی خارج از قدرت و توان آدمی است و این هدف بلند فقط در فضای اذهان قابل تصور است. چگونه میتوان در دار دنیا که مشوب به معصیت و گناه است و این همه موانع و روادع بر سر راه سالک الی الله است به مقام خلافت و جانشینی خدا بار یافت. صعوبت و سختی طریق و قدرت و توان محدود انسان عدهای را به این تصور واداشت که بگویند شاید این وصف تعلیق به محال باشد. چگونه انسان میتواند به قرب الهی برسد در حالیکه فاقد چنین ظرفیت و گنجایشی میباشد. اما این نگاه اندیشه عالمان دین و امام را بر نمیتابد چرا که ایشان معتقدند انسان با توجه به توانایی و قدرتی که دارد میتواند به بالاترین مقام انسانی که همان مقام خلافت الهی است دست یابد. ایشان برای نیل به این مقام دو عامل را به عنوان عوامل اصلی و برخی از عوامل عملی را شرط این طریق میداند. و آن دو عامل عبارتند از تفکر و اراده، انسان با علم و آگاهی و اراده و عزم قادر است تمام این مراحل را طی نموده و در نشئه ملکیه مادیه به غایت خلقت و اهداف عالیه خویش دست یابد. انسان میتواند با این دو شرط هم در دنیا و هم در آخرت به کمالات خود نائل آید، کمال مقدمی و آلی را در دنیا و کمال نهایی و عالی را در آخرت تحصیل کند. با توجه به تعالیم اسلام انسان با قدرت معنوی که دارد از سایر حیوانات ممتاز میگردد. او با پرورش قوای درونی قادر است که رفع حجب ظلمانی نموده و به کمال مطلق نزدیک گردد. مطابق آیات و روایات قدرت انسان نامحدود است و او در هر دو طرف هیچ حدی را نمیشناسد. اگرچه قادر مطلق خداست و انسان از حیث وجودی فقیر و ضعیف است.« خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعيفاً »194 و یا این که میفرماید«يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ »195 اما خدای سبحان بنا بر حکمت و مصلحت بخشی از قدرت را به او عطا کرده است با این قدرت میتواند در جهت تعالی به بی نهایت و در جهت حیوانی به سبعیت رسد. هرگونه تصرف در طبیعت و خوی و خصلت حیوانیت و دست زدن به انواع حیل برای کسب قدرت همه حاکی از همین نکته است، انسان همانند حیوان نیست که قدرتش محدود بوده و توانایی افزودن آن را نداشته باشد.
«انسان هم سرّ و سرِّ سرّ است. ما يك ظاهرى از انسان مى‏بينيم عبارت است از همين حيوانى كه هست. همين حيوان است و هيچ چيزى غير از حيوان نيست؛ حيوانى بدتر از ساير حيوانات؛ لكن حيوانى است كه اين خاصيت را دارد، مى‏شود برسد به انسانيّت، و به مراتب كمال و كمال‏ مطلق‏؛ تا آنچه كه در وهم ما نيايد آن شود.»196
در حدیث قدسی وارد شده که آسمان و زمین گنجایش مرا ندارند اما قلب مؤمن از چنین ظرفیت برخوردار است. «يا موسى، لايسعنى‏ أرضى و لا سمائى ولكن يسعنى قلب عبدى المؤمن‏.»197 امام بر مبنای این حدیث معتقدند که قلوب مؤمنین مظهر تجلیات حق است که قلب‏ها از حيث بروز تجليات الهى در آن‏ها متفاوت‏اند؛ يعنى گاه، قلب قلبِ عشقى و ذوقى است كه پروردگار در آن به جمال و حسن و بهاء تجلى مى‏كند و گاه، قلب خوفى است كه پروردگار به جلال و عظمت و كبريا و هيبت در آن تجلى و گاه، قلب عشقى خوفى است كه پروردگار به جمال و جلال و صفات متقابل يا به اسم جامع اعظم در آن تجلى مى‏فرمايد كه البته مقام اخير به پيامبر خاتم( و اوصياى ايشان( اختصاص دارد. از اينرو، محى‏الدينعربى‏ حكمت آن حضرت را به فرديّت اختصاص داده است، زيرا مقام جمعيت الهيه بر خلاف ديگر اولياء منحصر به آن حضرت بوده است.198
رب واقعی و مطلق، خداست و غیر از او هیچ موجودی از خود استقلال ندارد، نسبت ربوبیت ذاتی برای غیر حق جایز نیست، اما انسان کامل که مجموعه عالم جسمانی و مثالی است میتواند مثال عالم ربوبیت باشد، او میتواند مظهر اسم الهی و ربوبیت حق تعالی قرار گیرد و به میزان تلاش در عبودیت به مقام ربوبیت بار یابد.
نظیر همین اندیشه در بیان میرداماد آمده است که او گوید:«مرتبه جاعلیت و ربوبیت اولین منزل و تجلی ذات حق است و به همین جهت اسم رب به دنبال اسم ذات الله آمده است.«الحمدلله رب العالمین»199
جالب این است که دیدگاه بعضی از حکما و اتفاق عرفا این است که انسان میتواند مثال خدا شود و مظهری از مظاهر او گردد چنان که در حدیث قدسی وارده شده است «عبدي أطعني أجعلك مثلي»200 اما مثل او نمیشود چرا که برای ذات حق مثلی نیست.201 « ِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ء»202
امام معتقدند که انسان از چنین قدرتی برخوردار است و قادر است مثال و مظهر برخی از اوصاف حق قرار گیرد و راه نیل بدان را نیز تعیین نموده است. که آن دو عنصر تفکر و ارادهاند. نسبت این دو چنین است که مفتاح عزم و اراده تفکر است و با تفکر عزم او تقویت میگردد؛ یعنی انسان برای وصول به این مقام هم به تامل و تفکر نیاز دارد و هم به اراده و عمل محتاج است. «تفکر، مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است و مقدمه لازمه حتمیه سلوک انسانیت است.»203 امام در تشریح مقامات کمالیه میفرماید که انسان در این نشئه دنیویه است که انوار غیبیه بر او تابیده و به او زندگانی ظاهریه بخشیده است، میدان جنگ او همین بدن اوست، قوای منتشره در اقالیم سبعه ملکیه یعنی گوش و چشم و زبان و شکم و فرج و دست و پا تحت تصرف نفس اوست جهاد نفس که بزرگترین جهاد است عبارتاست از غلبه کردن انسان بر قوای ظاهره و به فرمان در آوردن آن برای خالق. و اولین شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حقتعالی تفکر است. به این معنا که لااقل هر شب و روز مقداری تامل کند که آیا مولایی که او را به این دنیا آورده است و تمام اسباب آسایش را به راحتی برای او فراهم نموده است آیا همه این بساط برای حیات حیوانی است یا مقصود دیگری در کار است؟ اگر انسان لحظهای فکر کند میفهمد که مقصود از این بساط چیز دیگر است و این حیات حیوانی مقصود بالذات نیست بلکه مقصود اصلی سعادت دائمی است که با تلاش بدست میآید.204
منزل دیگر عزم است که عزم را جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان دانسته و تفاوت درجات انسان را به تفاوت درجات عزم دانستهاند. عزم مناسب با مقام را بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی و انجام اعمال عبادی و تاسی از سیره نبوی دانستهاند.205 از نگاه امام نیل به کمالات واقعی انسانی برای هر فردی که اهل علم و عمل باشد مقدور و ممکن است البته با حرف و سخن و شعار بدست نمیآید. باید در راستای تقویت عقل نظر و عمل کوشید؛ هم تفکر و تامل را ارتقا بخشید و هم عمل را تقویت نمود چرا که ایشان پس از تاکید بر عنصر اراده و تفکر بلافاصله بر عناصر سهگانه مشارطه و مراقبه و محاسبه اصرار میورزد.
عصاره کلام این که امام تعابیر متعددی از کمال را در آثار خویش به کار میگیرند که راهیابی به آنها با شرایطی که بیان شد ممکن میباشد تعابیری چون، قرب الی الله،206 لقاءالله،207 مقام عندیت،208 خلافت،209 ولایت،210 صیرورت،211 وصول الی الله،212 صبغۀالله،213 توحید،214 تخلق به اخلاق الهی،215 نظر به وجه الله،216 جوار رب العزه،217 دنوّ،218 رؤیت الهی،219 جنب الله،220 فتح،221 قاب قوسین،222 او ادنی،223 اسم الله 224و عبودیت،225 اصطلاحاتی هستند که امام برای غایت و کمال انسان از آنها استفاده مینمایند. پس تعلیق به محال بودن کمال انسانی برای فرار از مسئولیت و جایگاهی است که ابنای بشری برای آن خلق شده است.
2-5-2. طریق نیل به کمال
این که چگونه میتوان به کمالات عالی انسانی دست یافت و جایگاه واقعی را ادراک نمود آراء مختلفی وجود دارد. غالب حکما و فلاسفه بر تقویت قوه عاقله تاکید

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره انسان کامل، عالم ماده، قرآن کریم، حکمای یونان Next Entries پایان نامه ارشد درباره تعالیم وحیانی، کمال مطلق، تعالیم اسلام، حسن و قبح افعال