پایان نامه ارشد درباره توسعه گردشگری، جامعه محلی، جامعه مقصد، جامعه روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

تخریب سواحل در زمره آثار منفی زیست محیطی گردشگری در نواحی روستایی است (رضوانی، 1387، ص 98 ).

شکل 2-3: تاثیر گردشگری بر محیط
منبع: لي، جان، گردشگري و توسعه در جهان سوم، ترجمه دكتر عبدالرضا ركن‌الدين افتخاري و امين‌الله صالحي، تهران، انتشارات چاپ و نشر بازرگاني، 1378، ص، 2.
2-9- نگرش وگرايش جامعه ميزبان به توسعه گردشگري
رویکرد گردشگری پایدار به عنوان شکلی از گردشگری جایگزین، در پی بهبود کیفیت زندگی ساکنین محلی، ارتقاء تجربیات گردشگران و حفظ محیط زیست مقصد میباشد. از آنجا که توسعه گردشگری به صورت چشمگیری به حسن نیت جامعه میزبان بستگی دارد و حمایت آن در توسعه و عملکرد موفقیت آمیز گردشگری، امری ضروری محسوب میشود. در این رویکرد، موفقيت هر پروژه گردشگري مستلزم شناخت و درک کیفیت حمایت جامعه میزبان میباشد. اساس گردشگری یک فعالیت منبع پایه است و به جاذبهها و خدمات وابسته است، اما در عین حال توسعه موفقیتآمیز آن مستلزم میهماننوازی و استقبال از طرف جامعه میزبان نیز میباشد. به طوری که بدرفتاری، بیعلاقگی و سوءظن جامعه محلی، نهایتا به گردشگران منتقل خواهد شد و احتمالا عدم تمایل گردشگران به بازدید مجدد از مقصدهای مذکور، را در پی خواهد داشت. بدینسان درک واکنش جامعه محلی و عواملی که بر روی این طرز تفکر تاثیر میگذارند، به منظور دستیابی به حمایت مطلوب جامعه روستایی از توسعه گردشگری امری ضروری بشمار میآید (علیقلی زاده فیروزجایی، قدمی، رمضان زاده لبسویی 1389، صص 48 – 35).
عواملي كه بر نظرات جامعه ميزبان راجع به گردشگري اثر ميگذارد غالباً به عنوان اثرات اجتماعي، اقتصادي و محيطي توصيف شدهاند كه اثرات مثبت به عنوان منافع و اثرات منفي به عنوان هزينه در نظر گرفته ميشوند. تحقيقات باتلر20 و ديگران حاكي از آن است كه سطح توسعه گردشگري بر نگرش و گرايش جامعه ميزبان، از اثرات مؤثر گردشگري است. به طور كلي نظريه پردازان و محققان عنوان كردهاند كه رابطه معكوسي بين سطح توسعه گردشگري و معيارهاي عيني و ذهني اثرات اقتصادي، اجتماعي و محيطي در جامعه ميزبان وجود دارد (علیقلی زاده فیروز جایی ناصر،1386، ص ).
براي نمونه نمتي21 در سال 1990 بيان كرده است كه گرايش ساكنين مراحل استقبال، توسعه، رنجش، مقابله و تخريب را طي ميكند. داكسي22 در مدل شاخص رنجش معتقد است كه همانگونه كه تعداد گردشگران افرايش مييابد، جمعيت ميزبان مخالفت فزآيندهاي را نسبت به گردشگران نشان ميدهد و گرايشهاي ساكنين ازطريق طيفي از مراحل موافقت يا استقبال به مرحله مخالفت ميرسند.
همچنين باتلر تأكيد ميكند كه بافت فيزيكي و محيط اجتماعي ناحيه در آغاز چرخه حيات گردشگري بدون تغيير خواهد بود اما جريان توسعه گردشگري در نواحي مقصد، به نقطهاي از آستانه ظرفيت تحمل ميرسد كه در آن نشانههايي از آثار منفي بروز ميكند. مارتين23 و يوسال24 از اين ايده حمايت ميكنند، كه رابطه معكوسي ميان توسعه مراحل چرخه حيات گردشگري و تأثيرات گردشگري بر جامعه ميزبان وجود دارد. بدين ترتيب كه در مراحل آغازين گردشگري، اشتياق فراواني از سوي جامعه ميزبان نسبت به گردشگران به خاطر مزاياي اقتصادي وجود دارد اما كاملاً طبيعي است كه با رخ دادن تغييرات نامطلوب در محيط زيست فيزيكي و نوع گردشگراني كه جذب ميشوند، اين احساسات به تدريج منفي و منفيتر ميشود .
به طور كلي چندين روش به عنوان چارچوبي براي درك واكنش مردم نسبت به گردشگري وجود دارد كه شامل تئوري مبادله اجتماعي، چرخه حيات گردشگري و روش تفكيكي يا بخشي ميباشد. در واقع اين سه روش متضاد هم نبوده بلكه مكمل هماند. تئوري مبادله اجتماعي يك چارچوب زيربنايي براي همه روشها و رويكردها محسوب ميشود كه بر اساس ارزيابي جامعه ميزبان از هزينه و منافع مورد انتظار گردشگري ميباشد. در تئوري چرخه حيات، توسعه گردشگري بر اساس ارزيابي در طول زمان مورد توجه است. بدین ترتیب نحوه نگرش جامعه میزبان تحت تاثیر روند تغییرات و روند توسعه قرار میگیرد. بر اساس این تئوری، نگرش مردم نسبت به گردشگری ممکن است تحت تاثیر روند تحول و توسعه گردشگری در مقصد قرار گیرد. زمانی که گردشگری در مقصد رو به رشد زیاد است، ظرفیت برد اجتماعی به حد نهایی خود میرسد، در نتیجه، آن برای ساکنان غیر قابل تحمل شود. لنفورد و هاروارد رویکرد تفکیکی را مطرح میکنند در این رويكرد هزينه و منافع براي بخشها يا گروههاي مختلف مورد ارزيابي قرار مي گيرد (علیقلی زاده فیروزجایی، قدمی، رمضان زاده لبسویی، 1389،صص 48 – 35). بنابراين بررسي و ارزيابي نگرش و گرايش جامعه ميزبان نسبت به گردشگري امري پيچيده است
نگرش و گرايش جامعه ميزبان به گردشگري به وسيله تعدادي از عوامل نظير وابستگي اقتصادي فرد به گردشگري، اهميت فعاليت گردشگري در سطح محلي، نوع و ميزان تعامل ساكنين با گردشگران، فاصله از ناحيه گردشگري و سطح كلي توسعه گردشگري در يك اجتماع مؤثر واقع مي شود (علیقلی زاده فیروزجایی ناصر ،1386، ص).
به طور كلي اصول پيشنهادي اسكيدمور25 حاكي از آن است كه ساكنيني كه گردشگري را به طور بالقوه و واقعي ارزشمند در نظر ميگيرند و در عين حال هزينههاي گردشگري را بيش از منافع آن نميدانند، از توسعه گردشگري حمايت خواهند كرد. در اين راستا تحقيقات پيزام، تيريل و اسپالينگ شواهدي را جهت تأييد اين نظر به دست مي دهد.
به طور كلي سه گروه تحت تأثير فعاليت گردشگري در يك اجتماع قرار ميگيرند: ساكنان، فعالان بخش تجاري و خدماتي و مسئولان بخش عمومي. تفاوتهاي قابل توجهي در نگرشهاي سه گروه در رابطه با گردشگري وجود دارد كه فعالان بخش تجاري نگرش مثبتتري به گردشگري نسبت به ساكنان و مسئولان بخش عمومي دارند. (پيزام در مطالعه كيپ كود در ماساچوست آمريكا به اين نتيجه رسيد كه ساكنيني كه در بخش گردشگري اشتغال دارند گرايش مثبتتري را در مقايسه با اشتغال خارج از بخش گردشگري دارند(.
ارزيابي روثمان26 از اثرات گردشگري فصلي از دو اجتماع ساحلي در دل آوير آمريكا حاكي از آن است كه ساكنيني كه به لحاظ اقتصادي وابسته به بخش گردشگري بودند بطور كلي از گردشگري رضايت خاطر داشته اند همچنين مك گيهي نيز در اين ارتباط آورده است كه صاحبان كسب و كار مرتبط با بخش گردشگري نسبت به ساير گروهها، گرايش مثبت تري به گردشگري دارند)يكي از عواملي كه مي تواند تصورات ساكنان يا جامعه ميزبان را نسبت به گردشگري تحت تأثير قرار دهد؛ نسبت گردشگران به ساكنان در ارتباط با ظرفيت تحمل حوزه است؛ به طوري كه هر چقدر نسبت گردشگران به جامعه ميزبان افزايش يابد تصورات و گرايش منفي شدن از طرف جامعه ميزبان نسبت به گردشگران افزايش پيدا مي كند و نياز به تقويت محيط فيزيكي درك ميشود. در اين راستا پيزام در مطالعه اي از كيپ كود27 در ماساچوست آمريكا دريافت كه تراكم بالاي گردشگران، نگرش منفي جامعه ميزبان را به گردشگري افزايش داد. همچنين لانگ و دافيلد معتقدند كه در مناطق حاشيه اي با نسبت كم گردشگران به ساكنين جامعه بومي، اكثريت ساكنين جامعه مقصد گردشگري را امري مثبت تلقي ميكنند.
از عوامل ديگر در توجيه نگرش و گرايش ساكنين از اثرات گردشگري و حمايت از اين فعاليت ميتوان فاصله ساكنين يا محل سكونت از جاذبه گردشگري را نام برد. براي نمونه مانس فيلد28 به اين نتيجه رسيد كه مردمي كه دورتر از نواحي گردشگري زندگي ميكنند گرايش منفيتري راجع به اثرات گردشگري دارند. مطالعات بليسل و هوي نيز حاكي از آن است كه همراه با افزايش فاصله از جاذبه گردشگري، نگرش به اثرات گردشگري منفي بوده و موافقت كمتري را نشان مي دهد .
شلدون و وار در سال 1984 نگرشهاي ساكنين را در ولز شمالي بررسي كردند به اين نتيجه رسيدند كه كه زندگي در نواحي متراكم گردشگري، منجر به گرايش مساعد و موافقت نسبت به گردشگري مي شود در اين زمينه روثمان به اين نتيجه رسيد كه ساكنيني كه تماس بيشتري را با گردشگران داشتند، از نگرش مثبت تري نسبت به گردشگري برخوردار بودند .
بررسي ديگر از 28 اجتماع روستايي كلرادو توسط لانگ و همكاران حاكي از آن است كه نگرشهاي اجتماع ميزبان از تأثيرات منفي گردشگري با افزايش سطوح وابستگي به گردشگري افزايش مييابد. اين مطالعه نشان مي دهد، هنگاميكه تا 30 درصد از كل خرده فروشيها در جامعه ميزبان از گردشگري نشأت گيرد، حمايت از گردشگري افزايش مييابد. اما فراتر از اين ميزان و آنچه كه به آن سطح ظرفيتتحمل اجتماع اطلاق ميشود، حمايت از گردشگري توسط جمعيت ميزبان به تدريج كاهش مييابد همچنين افزايش جرم و جنايت و بالا بودن قيمت املاك در اين ناحيه روستايي، از عمده ترين اثرات منفي اجتماعي است كه در روستاهاي با سطح بالاتر گردشگري مشاهده ميشود.(Long et al, 1990; 6)
مطالعه ديگر توسط آلن و همكاران (1993) گرايش ساكنين روستايي را به توسعه گردشگري بررسي كرده نتيجه گرفتهاند كه تصوير درستتر از اثرات گردشگري با محاسبه كل فعاليت اقتصادي و سطح توسعه گردشگري بدست ميآيد. ساكنين جوامع روستايي داراي فعاليت اقتصادي اندك و توسعه گردشگري پايين، اميد يا انتظارات بالايي به توسعه گردشگري در آينده دارند. ساكنين اجتماعات روستايي داراي فعاليت اقتصادي زياد و توسعه گردشگري بالا، به بعضي از مزاياي توسعه گردشگري پيبردهاند. بنابراين ساكنين اين نوع اجتماعات گرايش مثبتتري نسبت به توسعه گردشگري دارند. اگرچه اجتماعات داراي فعاليت اقتصادي بالا و توسعه گردشگري پايين، به لحاظ اقتصادي پايدار هستند و ساكنين آن نيازي به توسعه گردشگري نميبينند. همچنين اجتماعات داراي فعاليت اقتصادي پايين و توسعه گردشگري بالا، دلسرد ميشوند زيرا آنها به منافع اقتصادي ناشي از توسعه گردشگري دست نيافتهاند.
لانك فورد در سال 1994 حمايت و گرايش ساكنين، فعالان بخش گردشگري و مسئولان را نسبت به توسعه گردشگري در ناحيه روستايي ايالت واشينگنن و اورگن مورد بررسي قرار داد و به اين يافته رسيد كه تفاوت معناداري بين گروههاي فوق الذكر در جامعه مقصد در خصوص ميزان حمايت از توسعه گردشگري وجود دارد به طوري كه فعالان بخش گردشگري بيشترين حمايت را از توسعه گردشگري نسبت به دو گروه ديگر داشتند و ساكنين اين ناحيه تا حدودي در خصوص توسعه تسهيلات گردشگري اضافي و تشويق گردشگري در محدوده اين اجتماع مردد بودند. همچنين ساكنين معتقد بودند كه دولت محلي نمي تواند اثرات منفي گردشگري را كاهش دهد Lankford,1994; 42)).
مك گيهي و آندرك در سال 2004 در مقاله اي تحت عنوان عوامل پيشبينيكننده حمايت ساكنين روستايي از گردشگري در اجتماعات روستايي آريزونا در ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيدند كه ميان وابستگي اجتماع روستايي به گردشگري و گرايش منفي جامعه ميزبان به گردشگري رابطه وجود دارد به طوري كه با وابستگي بيش از پيش اجتماعات به گردشگري، ساكنين به طور روز افزوني از آثار منفي آن در اجتماع آگاه خواهند شد و نگرشهاي منفي به گردشگري برآثار مثبت آن سايه ميافكندMcGehee and Andereck; 2004, 131) ). در مورد گرايشهاي ساكنين نسبت به توسعه گردشگري دو مدل وجود دارد كه در زير به تشريح آن پرداخته ميشود:
2-10 – مدل داكسي
داکسی29 با ارائه شاخص رنجش معتقد است زمانی که تعداد گردشگران افزایش مییابد ساکنان نسبت به گردشگر واکنشهای مخالفتآمیزی نشان میدهند و جامعه مراحلی از شادی (رضایت) تا مخالفت را طی میکند (به نقل از(Rayn et al 1998 , 358. علاوه بر این نگرش ساکنین نسبت به گردشگر تحت تاثیر عواملی چون وضعیت اقتصادی حوزه(Johnson et al 1994, 629) )، یکپارچگی و انسجام اجتماعی جامعه(Mccool and Martin 1994 ,pp.29)، مجاورت و نزدیکی به حوزة توریستی(Morphy 8) ، ترس از بین رفتن هویت، وسعت حوزه، مدت زمان برقرای جریانات توریستی یا سطح بلوغ گردشگر در حوزه ( Liu et al 1987 ,36)، شدت تراکم توریست در حوزه (Pizam 1987 , 8)، مرحله توسعه گردشگر (Belise and hoy 1980 , 83)، شدت استفاده از منابع پایه و سطح علاقمندی میزبان (Gursoy et al 2002 ,pp.104) و سن، زبان، روابط شخصی ومحلی و طول اقامت ساکنین (Brougham and Butler

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره جوامع روستایی، اجتماعی و فرهنگی، زیست محیطی، نواحی روستایی Next Entries پایان نامه ارشد درباره توسعه گردشگری، اجتماع محلی، زیست محیطی، منابع طبیعی