پایان نامه ارشد درباره توسعه پایدار، گردشگری پایدار، توسعه پاید، نواحی روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

و تغییر زارع از روستایی فقیر به یک کشاورز مترقی و علمی و در همان حال تهیهء کیفیت بالای زندگی، تغذیهء بهتر و عرضهء منظم و بیشتر مواد غذای برای ساکنین شهرها با قیمت ارزانتر میباشد.این همان قول بهتر کردن شرایط زندگی آنها درمحیط روستا است (حسین آسایش،1383، ص 22).
توسعه بطور کلی فرآیندی پویاست که همراه با روندهای دگرگون ساز، به وضعیتی متعادل و قابل زیست میانجامد. بر همین اساس، توسعه یافتگی در جنبه نظری، بدین معناست که افراد و گروههای اجتماعی یک سرزمین قادر به تعیین سرنوشت خویش شوند و بتوانند اهداف ملی را با انتخابی آگاهانه، براساس شرایط و امکانات خویش، به پیش برند، بدون آنکه در مناسبات و روابط خود با مشکلاتی همچون بحران، استثمار، وابستگی و سلطه مواجه گردند (سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور،1387، ص392).
پس میتوان گفت که طبق قطعنامهء کنفرانس جهانی در مورد اصلاحات ارضی و توسعهء روستایی هدف عمدهء توسعهء روستایی«ریشه کن کردن فقر، گرسنگی و سوء تغذیه» در چهارچوب هدفهای زیر است:
– کاهش فقر روستایی؛
– رفع سوء تغذیه؛
– تأمین حداقل خدمات عمومی؛
– توسعهء فرصتهای شغلی ؛
– بهبود بهرهوری درآمد؛
– افزایش تولید کشاورزی و مواد غذایی؛
– افزایش خوداتکایی؛
– تأمین امنیت اجتماعی؛
– انتقال منابع به مناطق روستایی (رضواني علی اصغر، 1374، ص ).

2-4 – تعریف و مفهوم توسعه پایدار روستایی
اصولا ارائه یک تعریف جهانی دقیق و صریح از توسعه پایدار امکان پذیر نمیباشد. توسعه پایدار مفهومی چند بعدی است که از اصطلاح پیریجز19 تحت عنوان «معمای پایداری» اخذ شده است (بدری سید علی ، طاهرخانی مهدی، 1387،ص67).
به رغم انجام مباحث بسیار و برگزاری چندین اجلاس جهانی، از جمله اجلاس استکهلم (1972م)، برونتلند (1987م)، ریودوژانیرو (1992)، ژوهانسبورگ (2002م) و چندین کنفرانس و نشست ملی و بینالمللی دیگر، هنوز ابهامات در مورد مفهوم توسعه پایدار وجود دارد (دانشنامه مدیریت شهری و روستایی،1387، ص194).
توسعه پایدار براساس تعریف گزارش برانتلند، توسعهای است که نیاز های نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانایی نسلهای آینده در تأمین نیاز هایشان فرآهم میسازد. پایداری را میتوان درجه سازگاری نیازهای فعلی وآتی در یک اقتصاد دانست. بنا به تعریف تیتنبرگ (1984)، پایداری به این معنا است که نسلهای آتی لااقل در سطح رفاه نسل فعلی باشند. همچنین به اعتقاد کلولند و کافمن (1995)، معیار پایداری باید نتیجه یکپارچگی حسابهای اقتصادی و منابع طبیعی و غیر طبیعی باشد (بدری سید علی، طاهرخانی مهدی، 1387، ص86).
با این وجود، تعریف زیر جامعترین و قابل قبول ترین تعریف توسعه پایدار است که در بر گیرندهء کلیه ابعاد توسعه پایدار میباشد:
«توسعه پایدار به معنی مدیریت و حفاظت منابع پایه و جهت دادن به تحولات تکنولوژی و نهادی است، به ترتیبی که نیاز انسان و نسلهای کنونی و آیندهء بشریت به صورت مستمر و پایدار تأمین شود. در توسعه پایدار (کشاورزی) شیلات و آبزیپروری، منابع خاک و آب و منابع ژنتیکی گیاهی و حیوانی حفظ شده و محیط زیست تخریب نمیشود و از نظر فنی متناسب، از نظر اقتصادی قابل قبول و پا بر جا و از نظر اجتماعی قابل پذیرش است» (حسین آسایش،1383،ص19).
در این میان گردشگری نیز با ایجاد اشتغال، افزایش سطوح درآمد، متنوع سازی فعالیتهای اقتصادی، افزایش سطح آگاهیهای اجتماعی و ایجاد روابط اجتماعی گسترده بین جامعه میزبان و میهمان به حفاظت از میراث فرهنگی و محیط زیست طبیعی کمک کرده و با جلوگیری از مهاجرت بی رویه و بهینهسازی بهرهبرداری از زمین به توسعه پایدار روستایی کمک میکند (افتخاری، 1384، ص 24 ا رستمی یسرا، ص29).
2-5 – گردشگری و توسعه روستایی
در اوایل دههء 1980، مناطق روستایی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه ازتحولات زیر بنایی در اقتصاد ملی و ناحیهای تأثیر پذیرفتند، اما مناطق کمی توانستند از مشکلات کاهش جمعیت، پایین آمدن سطح اشتغالزایی و درآمد، خدمات دولتی کم و از دستدادن هویت روستایی و فرهنگی رهایی پیدا کنند. بنابراین باید پذیرفت اتخاذ سیاستهای جدید برای کمک به بهبود اقتصادی اجتماعی جوامع روستایی نیاز بود. بنابراین در شرایط کنونی نیز توجه به توسعهء فعالیتهای دیگر اقتصادی در جوامع روستایی نظیر؛ صنایعروستایی، صنایعتکمیلی و فرآوری محصولات کشاورزی و گردشگری روستایی ضروری است. این فعالیتها با وجود این که تمرکز کمتری بر منابع طبیعی تولید دارند، میتوانند بسیار به پایداری و رشد اقتصادی جوامع روستایی کمک کنند (شریف زاده و مراد نژاد، 1381، ص 57 در رضوانی،1387، ص81).
بنابراین گردشگری روستایی به عنوان یک کارکرد فراساختاری، از راه مشارکت با سایر بخشهای اقتصادی گسترش و تداوم مییابد و به تبع آن در رشد سایر بخشهای اقتصادی جامعه نیز نقش دارد. در این راستا اهمیت خاص صنعت گردشگری به دلیل افزایش تعاملات اقتصادی، رشد بخشهای مختلف اقتصادی و گسترش تعاملات اجتماعی بین جوامع روستایی و شهری و ملل مختلف است. تنوع سازی اقتصاد روستایی و تعیین راهبردهای جایگزین، مانند گردشگری، فرصتهای شغلی متعددی را در سکونتگاههای روستایی به وجود میآورد (قادری،1382، ص 149 در همان منبع). گردشگری روستایی از یک طرف میتواند نقش مهمی را در متنوعسازی اقتصاد جوامع روستایی در قالب صنعت گردشگری ایفا کند و از طرف دیگر میتواند وسیلهای برای تحریک رشد اقتصادی ملی (از راه غلبه بر انگارههای توسعه نیافتگی و بهبود استاندارد زندگی مردم محلی) باشد. هم چنین این صنعت میتواند نقش عمدهای را در توانمندسازی مردم محلی، توسعه منابع انسانی، تنوع و رشد اقتصادی و همچنین خلق فرصتهای شغلی جدید در ارتباط تنگاتنگ باسایر بخشهای اقتصادی و اجتماعی ایفا کند. آنچه مسلم است صنعت گردشگری به عنوان یک کارکرد اقتصادی مکمل در کنار سایر فعالیتهای تولیدی و خدماتی در سطح مناطق روستایی و محلی جریان دارد، و میتواند به عنوان ابزار توسعهء اقتصادی در جوامع محلی نقش ایفا کند (شریف زاده و مراد نژادی، 1381، ص 57 در همان منبع، ص 82).
به هر حال گردشگری بعنوان ابزاری برای توسعهء روستایی را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
– احیا و ساماندهی دوباره فعالتهای اقتصادی محلی و بهبود کیفیت زندگی؛
– درآمد مازاد در کنار بخشهای کشاورزی، صنعتی و خدماتی و همچنین کمکهای متنوع به درآمد ناشی از خرید و فروش محصولات کشاورزی؛
– احتمال برقراری ارتباطات اجتماعی جدید به ویژه با از میان بردن انزوای نواحی و گروههای اجتماعی دورافتادهتر؛
– فراهم کردن فرصتهایی برای ارزیابی دوبارهء میراث و نمادهای آن، منابع طبیعی سرزمین، دسترسی به فضاهای آزاد و هویت مکانهای روستایی؛
– یاری رساندن به پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی؛
– کمک به ارزشهای اقتصادی کیفیت تولیدات مواد غذایی حاضر، ساختمانهای بی استفاده و رها شده، مناظر و فرهنگ منحصر به فرد؛
– تجدید حیاط اقتصاد ملی و بهبود کیفیت زندگی؛
– درآمد تکمیلی برای کشاورزی، صنایعدستی و بخش خدمات (گر چه انواع مختلف گردشگری مشارکت به نسبت کمی درآمد مزارع دارند)؛
– امکان برقراری تماسهای اجتماعی، به ویژه در نواحی روستایی دور دست و بین گروههای اجتماعی منزوی؛
– کمک به سیاستهای پایداری زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی؛ و
– کمک به درک اقتصاد ویژه، تولید مبتنی بر کیفیت مواد غذایی، و ساختمانهای استفاده نشده و متروک، مناظر خاص، فضا ها و فرهنگ.
از طرف دیگر، در این زمینه باتلر و کلارک معتقداند گردشگری در نواحی روستایی لزوما راه حل جادویی برای توسعهء نواحی روستایی نیست. ملی با توجه به نشتهای درآمدی، ضریب های تکاثری در حال افول، دستمزد اندک، کار وارداتی و محافظهکاری سرمایهگذاران در بخش گردشگری، حداقل در شرایطی که اقتصاد روستایی ضعیف باشد، میتواند موجب تولید و توزیع درآمد و اشتغال شود. در این شراط قبل از اینکه گردشگری نقطه اتکای توسعهء روستایی شود، بهتر است زمینه ساز اقتصاد متنوع و تلفیقی گردد (رضوانی، 1387، صص 82 و83 ).
به هر حال دیدگاهها و نظریات مختلفی در مورد توسعهء گردشگری در نواحی روستایی و نحوهء ارتباط آن با توسعهء روستایی وجود دارد، به گونهای که بسیاری توسعهء گردشگری را راه حل بسیاری از مشکلات نواحی روستایی میدانند، و به همین دلیل گردشگری عنصری اساسی برای احیاء و بازسازی نواحی روستایی شناخته میشود. بعضی آن را به عنوان بخشی از بازار گردشگری روستایی میدانند و معتقدند میتوان آن را با اشکال دیگری مقایسه کرد. برخی نیز معتقدند که گردشگری روستایی را میتوان به عنوان فلسفهای برای توسعهء روستایی محسوب کرد.
2-6 – تعریف گردشگری پایدار
با توجه به ضرورت مشارکت مفاهیم توسعهء پایدار در توسعهء گردشگری، نویسندگان بسیاری برای تعریف یا توصیف گردشگری پایدار تلاش کردهاند اما یک تعریف پذیرفته شده جهانی وجود ندارد. سازمان جهانی گردشگری (1998) تعاریف پذیرفته شده را توسعه میدهد و اظهار میکند، «گردشگری پایدار به منظور تأمین نیازهای جاری افراد و گروههای دارای نفع توسعه یافت، ضمن اینکه این منابع را برای استفاده در آینده نیز حفظ میکند. این منابع شامل منابع زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی است».
براساس دیدگاه فدراسیون پارکهای ملی و طبیعی مجارستان، گردشگری پایدار در بر گیرنده تمامی فعالیتهای مربوط به مدیریت و گسترش صنعت گردشگری است، که موجب تداوم فرآیندهای مربوط با توجه به ساختها و کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی میشود. همچنین «بنیاد جهانی حیاط وحش» گردشگری پایدار را به عنوان نوعی گردشگری تعریف میکند که متناسب با ظرفیتهای طبیعی موجود و به منظور باز تولید و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی عمل میکند، مشارکت مردم محلی و تقسیم عادلانهء منافع حاصل از کارکردهای گردشگری در بین مردم و توجه به خواستههای مردم و گروههای محلی، مورد توجه اساسی است.
باتلر نیز در سال 1993، گردشگری پایدار را شکلی از گردشگری تعریف کرد که بتواند در یک محیط در زمان نامحدود ادامه یابد و از نظر انسانی و فزیکی به محیط زیست صدمه نزند و تا بدان حد فعال باشد که به توسعهء سایر فعالیتها و فرآیندهای اجتماعی لطمه وارد نیاورد. برمول و لن توسعه پایدار گردشگری را در گرو انجام طرحهایی میدانند که با اجرای آنها، احیای دراز مدت منابع طبیعی و انسانی در فعالیتهای گردشگری تحقق پیدا کن (رضوانی، 1387، ص 119و 120).

شکل 2-1 : ابعاد گردشگری پایدار و روابط متقابل بین آنها
منبع: (رضوانی، 1387، ص 120)
به هر حال حال گردشگری پایدار، سطح استانداردهای زندگی جوامع را بهبود بخشیده، در پی ارتقای کیفیت تجربهء گردشگران است و حفظ محیط زیست را که جامعهء میزبان و گردشگران به آن وابسته اند، به دنبال دارد. به طور خلاصه، رویکرد گردشگری پایدار، یکی از کار آمدترین رویکردهای جایگزین برای توسعه بوده، که توان بالقوهای در کاهش آثار منفی حاصل از گردشگری انبوه دارد (همان منبع ص 122).
2- 7- اصول گردشگری پایدار
همان طور که کسب کارهای گردشگری، توسعه پایدار را در برنامهریزی محصولات گردشگری و برنامهریزی بازاریابی و ارائه خدمات بکار گرفتند، اهداف و اصول متعددی درباره توسعه پایدار یافت. مشابه تعاریف متعدد گردشگری پایدار، این اصول بر اساس دیدگاه محققان مختلف، مطرح شد. آنها بر مدیریت منابع اجتماع محلی به منظور تأمین بهزیستی اقتصادی، حفظ منابع، برابری در توزیع هزینهها و منافع، خود بسندگی مطمئن، و تأمین نیازهای بازدید کنندگان متمرکز هستند. این اصول مشابه با مفاهیم و اهداف گردشگری مسئول در زمینه اجتماعی هستند که توسط مورفی بحث شدند. همهء این اصول برای گردشگری پایدار مهم هستند. بدین ترتیب اصول گردشگری پایدار عبارتند از:
– منابع طبیعی، تاریخی و فرهنگی باید جامعهء فعلی را بهره مند کنند، ضمن اینکه برای نسل آینده نیز حفظ شوند؛
– توسعه باید بگونهای باشد که اثرات منفی آن بر محیط زیست، اجتماع محلی و گردشگران در حداقل ممکن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره گردشگری روستایی، نواحی روستایی، مناطق روستایی، جاذبه های طبیعی Next Entries پایان نامه ارشد درباره ظرفیت پذیرش، بازاریابی، مقصد گردشگری، منابع طبیعی