پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، شورای امنیت، سازمان ملل، پروتکل الحاقی

دانلود پایان نامه ارشد

پذیرند. متاسفانه این مساله در داخل کشور به شکل صحیح درک نشده است. حقیقت این است که عدم به رسمیت شناختن حق غنی سازی ازجانب آمریکا تنها در خصوص ایران اعمال نمی شود و سیاست کلی و 40 ساله آمریکا است. آنچه که در توافق ژنو موسوم به برنامه اقدام مشترک رخ داده هم دقیقاً انعکاسی از همین سیاست امریکا است و به نظر می رسد آنچه در توافق نامه نهایی میان ایران و 1+5 در خصوص غنی سازی اورانیوم ممکن است رخ دهد هم بیش از این نخواهد بود. در این توافق و احتمالاً توافق نامه نهایی هم آمریکا در عمل و نه به اذعان رسمی و شفاهی، غنی سازی در خاک ایران را پذیرفته و خواهد پذیرفت. زمانی که آمریکا این حق را برای متحدان خود مانند آلمان و ژاپن به رسمیت نشناخته است، ما چگونه انتظار داریم که این حق را برای ما به رسمیت بشناسد؟ البته ایران نیازی به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی خود از سوی آمریکا یا سایر کشورها ندارد؛ چرا که بر اساس معاهده ان پی تی، حق غنی سازی ایران قانونی است. اما در ده سال گذشته علت مشاجره ما با 1+5 اصرار آنها بر این نکته بوده که ایران نباید در عمل غنی سازی اورانیوم را انجام دهد چرا که ما به ایران به عنوان کشوری که بتواند از این حق خود استفاده کند، اعتماد نداریم. امروز 1+5 پذیرفته است که ایران می تواند در عمل غنی سازی اورانیوم را در قبال اقدام های اعتماد سازی مانند شفافیت سازی، افزایش بازرسی ها و اعمال برخی محدودیت ها در درصد آن مانند ممنوعیت غنی سازی بیش از 5 درصد در خاک کشور خود انجام دهد. (همان)

در اینجا چند نکته لازم است مورد توجه قرار گیرد:
الف) باید اصل غنی سازی به توافق طرفین برسد و این بدان معناست که طرف ایرانی در گام های بعدی مذاکرات، می بایست غنی سازی را به پذیرش طرف مقابل برساند تا رسمیت باید؛ لذا بر اساس متن توافق آنچه که اکنون به عنوان پذیریش حق غنی سازی ایران یاد می شود، ادامه یافتن و صرفاً تداوم برنامه هستهای محدود است نه حق غنی سازی. به عبارت دیگر توافق ژنو به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران را به آینده و تحقیق شرایطی پیچیده، مشروط و موکول نموده است.
ب) ملاحظه اساسی دوم در متن به عبارت «منطبق بر نیازمندیهای عملی1» باز می گردد که بار حقوقی، مسئولیتها و حقوق برآمده از آن، محل چانهزنی و فشار طرف غربی در مذاکرات آتی خواهد بود. این عبارت در واقع تیم دیپلماسی کشورمان را وادار می سازد تا به جای دفاع از حقوق هستهای، در پی اثبات نیاز ایران به غنی سازی باشد. این عبارت مهندسی شده در متن توافق از یک طرف سازو کارهای پیچیده اعمال شده در توافق نامه برای اثبات عدم نیاز ایران به غنی سازی (محدود سازی و متوقف ساختن رآکتورهای مورد نظر) از طرف دیگر، ملاحظه اساسی دیگری است که می بایست به آن توجه داشت. (باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا روز شنبه 16 آذر 1392 (7 دسامبر 2013) با شرکت در کنفرانس سالانه مرکز سابان (در موسسه بروکینگز) می گوید: «ما
می دانیم که ایرانی ها به یک مرکز مستحکم زیرزمینی مثل فردو برای برنامه صلح آمیز هستهای نیازی ندارند. آنها قطعاً به یک رآکتور آب سنگین در اراک برای برنامه صلح آمیز هستهای نیازی ندارند. آنها به سانتریفیوژهای پیشرفته ای که الان دارند، برای یک برنامه محدود صلح آمیز هستهای نیاز ندارند. از این رو در نهایت سوال این است که آیا آنها حاضرند بخشی از پیشرفتهایشان را که در یک برنامه محدود و صلح آمیز هستهای قابل توجیه نیست و فقط نشانه تمایل آنها برای رفتن به سمت مرحله آستانه هستهای است، کنار بگذارند؛ و اگر ما بتوانیم این پیشرفتها را به طور قابل ملاحظه به عقب برانیم، صاحب پیروزی نهایی شده ایم.»
ج) عبارت اعمال محدودیتهای گسترده در متن توافق،سومیننکته ای است که باید مورد توجه قرار گیرد.اعمال محدودیتهای گسترده که ابعاد آن نیز با عباراتی همچون «اندازه»1 «ظرفیت»2، «حجم»3، «گستره» و «مکان آن»4 مورد تاکید قرار گرفته است، علاوه بر تحمیل بار حقوقی و معنایی آن به طرف ایران، وضعیت طرف غربی را در شرایط دست برتر قرار می دهد (در همین راستا جان کری وزیر خارجه آمریکا در تاریخ 10 دسامبر 2013 در مجلس نمایندگان آمریکا می گوید: «حداقل دوبار در این توافق اشاره شده است که درباره هیچ چیز توافق نشده است، مگر آنکه درباره تک تک مسائل توافق وجود داشته باشد و این در مسیر توافق نهایی ما نیزهست. علاوه بر این، درجایی که این توافق از غنی سازی احتمالی در آینده میگوید، حداقل چهار بار به «توافق دو جانبه درباره آن» اشاره می کند. در این خصوص باید توافق باشد و اگر ما توافق نکنیم، این اتفاق نمی افتد.»)
د) عدم اشاره صریح به محل انجام غنی سازی و ارجاع آن به مذاکرات آتی هم ملاحظه اساسی دیگری است که دست طرف غربی را برای چانه زنی و امتیازگیری پیرامون انجام غنی سازی در داخل کشور و یا محلی در خارج از ایران باز میگذارد.
هـ) نکته پنجم توافق ژنو، ملزم ساختن ایران به برطرف ساختن نگرانیهای شورای امنیت سازمان ملل و قطعنامه های آن بین گام اول و گام نهایی مذاکرات است. در متن آمده است «در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت.»
تاکید طرف مقابل بر این ملاحظه اساسی در واقع به معنای بازگذاشتن دست آنان جهت فشار به طرف ایرانی برای تعلیق غنی سازی «حتی 5 درصدی» می تواند باشد.
و) ارائه اطلاعات طبقه بندی شده فراتر از تعهدات و وظایف: بر اساس توافق، ایران متعهد می شود حجم انبوهی از اطلاعات طبقه بندی شده ای که هیچ کشور عضوNPT آن را در اختیار آژانس قرار نداده است را ارائه دهد. این اطلاعات شامل موارد ذیل است:
1. اطلاعات مربوط به طرح و نقشههای ایران برای تاسیسات هستهای به آژانس ارائه
میشود.
2. توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت های هستهای ارائه می شود.
3. توصیف و شرحی کامل از گستره عملیاتهای هر یک از تاسیساتی که به طور خاص به فعالیتهای هستهای مشغول هستند،ارائه می شود.
4. ارائه اطلاعات در مورد معادن
5. ارائه اطلاعات درباره انبارها
6. ارائه اطلاعات درباره منبع مواد
7. نهایی کردن توافق درباره پادمانها در اراک
8. دسترسی به بایگانی دوربینهای آفلاین
9. دسترسی به کارگاههای مونتاژ
10. دسترسی به تولید چرخندههای سانتریفیوژ 1
(جان کری در همین راستا در تاریخ 10 دسامبر 2013 در مجلس نمایندگان آمریکا میگوید: «یکی از بزرگترین نگرانیهای ما، تاسیسات رآکتور هستهای اراک بوده است. بر اساس توافق ژنو ، ایران نمیتواند آزمایشهای اضافه در زمینه سوخت این رآکتور داشته باشد؛ و باید اطلاعات طرح این مرکز را به ما بدهد. ما واقعاً به دنبال دریافت این طرح ها هستیم. از مدتها قبل به دنبال این اطلاعات بودیم و این طرح، اطلاعات حساسی درباره رآکتور به ما می دهد که تاکنون از طریق منابع دیگر در اختیار ما قرار نگرفته است.»)
در عین حال ذکر این نکته ضروری است که توافق ژنو در ضمن خود، حاوی فرصت های راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران نیزهست که در ادامه به بر شماری چند مورد از آن پرداخته
می شود:
الف) پذیرش تداوم برنامه هستهای محدود از سوی غربی ها، موید عقب نشینی از مواضع پیشین آنان است. طرف غربی که 10 سال پیش حتی یک دستگاه سانتریفیوژ را برای جمهوری اسلامی ایران ممنوع می دانست و به هیچ روی حاضر به پذیرش غنی سازی از سوی ایران نبود. اکنون در یک توافق موقت، غنی سازی تا 5 درصد و 19 هزار ماشین سانتریفیوژ را برای جمهوری اسلامی ایران پذیرفته است.
بنابراین طبیعی است که این دستاورد هر چند موقتی هم باشد، اما فرصتی را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد تا در آینده بتواند با استناد به آن حقوق ملت را در دسترسی به فناوری های پیشرفته استیفا نماید. در این رابطه باید اذعان داشت که این فرصت، نتیجه حرکت جمهوری اسلامی ایران در مسیر مقاومت بوده است که امروز یکی از ثمرات آن مشاهده می شود. در واقع عقب نشینی آمریکا و 3 کشور اروپایی از مواضع پیشین خود، مرهون مزیتهای رقابتیای بوده که طی 10 سال گذشته از مسیر مقاومت به دست آمد و ماحصل آن در اختیار تیم جدید مذاکره کننده کشورمان قرار گرفته و آنان نیز با بهره گیری از این مزیت ها به این فرصت دست یافتند.
ب) حفظ انسجام ملی در طی 10 سال گذشته پیرامون موضوع هستهای، به ویژه در طی مذاکرات اخیر نیز یکی از فرصت های راهبردی است که به منصه ظهور رسید. نوع مواجهه آحاد مردم ایران بویژه نخبگان و خواص در حمایت از تیم دیپلماسی کشورمان موید این فرصت است.
با توجه به نتایج پیش گفته و نیز تامل دقیق در متن توافق ژنو، آنچه می توان در این بخش به آن اشاره نمود، چالش هایی است که به صورت جدی و اساسی پیش روی ایران است.
مسئولین سیاسی با فهم دقیق این چالش ها می توانند در خصوص کاهش آسیب ها و تهدیدهای احتمالی آنها چاره اندیشی نمایند. این چالش ها عبارتند از:
الف: این ساختار به گونهای تنظیم گردیده که نهایتاً تحقق هدف اول راهبردی آمریکا مبنی بر متوقف سازی برنامه هستهای ایران را امکان پذیر سازد. در واقع متن توافق به گونهای مهندسی شده تا زمینه ساز و بسترساز اهداف دوم و سوم راهبردی آمریکا باشد. در این رابطه به نظر می رسد مطالعه مجدد بخش نکات مهم پیش گفته به خوبی این موضوع را اثبات می کند که به کاربردن واژگانی همچون «نیازمندی های عملی»، «اعمال محدودیت های گسترده»، «پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت» و … و از همه مهمتر واژه «تصویب و اجرای پروتکل الحاقی» تماماً نشان دهنده راهبرد آمریکا برای رسیدن به اهداف استراتژیک خود است.
ب: ایران برای احقاق حقوق خود با چالش دیگری در متن توافق روبه روست و آن عبارت «هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود تا زمانی که در مورد همه چیز توافق صورت گیرد» این جمله در کنار اجرای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، تصویب پروتکل الحاقی از سوی ایران، ایران را در صورت عدم انجام این موارد دچار چالشهای اساسی و جدی در زمینه های حقوقی و سیاسی خواهد نمود. بنابراین تیم دیپلماسی ایران در فرآیند مذاکرات بایستی بسیار دقیق و پیچیده عمل نماید.
ج: چالش دیگری که پیش روی تیم مذاکره کننده است، مزیت های رقابتی در میز مذاکرات است. بدین معنا که دستاوردهای علمی حاصل از راهبرد مقاومت در برابر فشارهای قبلی بایستی به عنوان یک برگ برنده از سوی ایران مطرح گردد. جملاتی از این قبیل که فشارهای قبلی نه تنها باعث کند شدن پیشرفتهای هستهای ایران نگردیده، بلکه دستاوردهای علمی بیشتری را نیز باعث گردیده. جهش کمی در تعداد سانتریفیوژها از ده ها به هزارها در طول یک دهه فشار به عنوان یک مزیت بایستی از آن سود برد.
از سوی دیگر تیم مذاکره کننده هستهای جدید نبایستی با بزرگ نمایی بیش از حد مذاکرات، نهایی قلمداد نمودن موضوع هستهای، کاربرد ابزاری از مذاکرات برای بیلان کاری و نگاه حزبی به موضوع هستهای و از همه مهمتر شرطی نمودن جامعه نسبت به مذاکرات، موضوع هستهای را از سطح ملی به سطح جناحی و حزبی تنزل داده، در نتیجه پشتوانه ملی خود را از دست بدهد.
د: چالش دیگری که در پیش روی تیم مذاکره کننده هستهای است؛ آن است که مذاکرات به گونهای رقم بخورد که ایران مجبور گردد با انتخاب ترک مذاکرات به طرف غربی این امکان را بدهد تا با احیای مجدد اجماع جهانی موجب تشدید تحریمها و تهدیدات گردد، و اینگونه تبلیغ نماید که ایران با انتخاب بدتر به جای بد موجب برهم خوردن مذاکرات گردیده است.
در پایان آنچه می توان به صورت کلی نتیجه گرفت آن است که رویکرد جمهوری اسلامی در یک فرآیند ده ساله از تقابل به تعامل دچار دگردیسی گردیده است، و در جریان این دگردیسی طبیعی است داده ها و ستانده هایی داشته است. داده ها در قالب از دست دادن بعضی از مزیت ها و امکانات و ستانده ها بدست آوردن برخی از امتیازات بوده است. این تحقیق با یک نظر کلی می تواند پس از بررسی ابعاد حقوق و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، ایالات متحده، ابعاد حقوقی، تاثیرپذیری Next Entries پایان نامه ارشد درباره حقوق بین الملل، سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، توافق ژنو