پایان نامه ارشد درباره تنظیم هیجان، سبک دلبستگی، نشخوار فکری، وظیفه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

و معنادار و با راهبرد پذیرش شرایط رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همانند برون گرایی، توافق پذیری مقدمتاً بعدی از تمایلات بین فردی است و با ویژگی هایی چون نوع دوستی، اعتماد، همراهی، تواضع، دل رحم بودن و رک گویی مشخص می شود. با توجه به این توصیفات منطقی است که افراد توافق پذیر در مواجهه با وقایع تنیدگی زا و رویدادهای تلخ از راهبردهای مثبت تنظیم هیجان استفاده کنند.
اما در مورد رابطه منفی توافق پذیری با راهبرد پذیرش شرایط می توان چنین تبیین نمود که پذیرش شرایط دلالت دارد بر پذیرش رویداد و تجربه تلخ و کنارآمدن با آنچه روی داده است، ولی با این وجود باید توجه داشت که اگر چه خود فرآیند پذیرش خوب است اما برای بسیاری از وقایع، سطوح خیلی بالای پذیرش می تواند نشانگر نوعی از کناره گیری حسی شود و به احساس عدم توانایی در تأثیر گذاری روی وقایع منجر گردد. شاید به این دلیل رابطه این صفت با راهبرد پذیرش شرایط در این پژوهش منفی شده است.
بین صفت وظیفه شناسی با راهبردهای تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. افراد مسئولیت پذیر( وظیفه شناس)، اهداف و خواسته های قوی و از پیش تعیین شده ای دارند و افرادی دقیق، وقت شناس، بااراده و با وجدان هستند. این افراد به اصول اخلاقی خود پایبند بوده و تعهدات اخلاقی شان را به گونه ای دقیق انجام داده و سخت کوش و پرانرژی می باشند و در برابر مشکلات استقامت می کنند. هم چنین این افراد، قدرت کنترل تکانه هایشان را به نحوی جامعه پسند دارند. بنابراین روشن است که این افراد هم در رویارویی با ناگواری ها از راهبردهای مثبت تنظیم هیجان سود می برند.
5-2-2- فرضیه دوم :
برای بررسی فرضیه دوم پژوهش با عنوان« بین صفات شخصیت و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد.» نتایج نشان داد که :
بین صفت روان رنجوری با راهبردهای سرزنش خود، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز، سرزنش دیگران و نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته چنین می توان بیان کرد که افراد با نمره روان رنجوری بالا به دلیل ارزیابی های شناختی غلط، به خود فرصت فکر کردن و مرور مسئله را نمی دهند و موقعیت را درست ادراک نمی کنند در نتیجه از راهبردهای منفی و ناسازگارانه تنظیم هیجان چون سرزنش خود، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز و سرزنش دیگران استفاده می کنند و به دلیل همین ارزیابی های اشتباه، این افراد غالب اوقات مضطرب، نگران، پرخاشگر، افسرده، شتاب زده و آسیب پذیر هستند. در واقع روان رنجوری، افراد را متمایل به تجربه هیجانات و ناراحتی های منفی، صرف نظر از عامل تنیدگی زا می کند. این یافته با نتیجه حسنی و همکاران(1387) همسو است.
بین صفت برون گرایی با راهبردهای تلقی فاجعه آمیز، سرزنش دیگران و نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همانطور که در تبیین فرضیه های قبل هم بیان گردید در تبیین احتمالی این یافته هم می توان گفت که هیجان خواهی، هیجانات مثبت، فعالیت، گرمی، اجتماعی بودن و قاطعیت، صفات تشکیل دهنده برون گرایی هستند. هم چنین این افراد فعال بوده و نسبتاً سطوح بالایی از شادی، شعف، انرژی، علاقه و خستگی ناپذیری را از خود نشان می دهند و خوش بین می باشند. در حالی که راهبردهای منفی تنظیم هیجان نقطه مقابل این صفات می باشد و افراد برون گرا تمایل کمتری به استفاده از راهبردهای منفی چون تلقی فاجعه آمیز و سرزنش دیگران دارند.
بین صفت تجربه پذیری با راهبرد سرزنش خود و نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته می توان گفت که اگرچه سرزنش خود از راهبردهای منفی تنظیم هیجان به شمار می رود و تجربه پذیری از صفات مثبت شخصیت
می باشد، اما باید این نکته را در نظر داشت که سرزنش خود در سطح رفتاری با بازده مثبت در عملکرد همراه می شود. بنابراین شاید به این علت رابطه صفت تجربه پذیری با راهبرد سرزنش خود در این پژوهش مثبت گردیده است.
بین صفت توافق پذیری با راهبردهای سرزنش خود، تلقی فاجعه آمیز، سرزنش دیگران و نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. در تبیین احتمالی این یافته می توان چنین عنوان کرد که صفات تشکیل دهنده توافق پذیری، نوع دوستی، اعتماد، همراهی، تواضع، دل رحم بودن و رک گویی می باشد. بنابراین با توجه به این ویژگی ها افراد توافق پذیر، تمایل کمتری به استفاده از راهبردهای منفی و ناسازگارانه تنظیم هیجان چون سرزنش خود، تلقی فاجعه آمیز و سرزنش دیگران دارند.
بین صفت وظیفه شناسی با راهبرد سرزنش دیگران رابطه منفی و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته هم می توان به این موارد اشاره نمود که وظیفه شناسی با صفاتی چون کفایت، نظم و ترتیب، تلاش برای موفقیت، منضبط بودن، وظیفه مداری و محتاط بودن در تصمیم گیری مشخص می شود. در واقع افراد وظیفه شناس، افرادی باوجدان می باشند و تعهدات اخلاقی شان را به گونه ای دقیق انجام می دهند. بنابراین از این افراد با این ویژگی ها انتظار نمی رود که در مواجهه با رویدادهای ناگوار، دیگران را مسئول و مقصر آن بدانند و به سرزنش آنها بپردازند و بیشتر ممکن است خود را مسبب اتفاق بدی که برایشان پیش آمده است تصور نمایند. با این توصیفات منطقی است که بین وظیفه شناسی و راهبرد منفی چون سرزنش دیگران رابطه منفی و معنادار وجود داشته باشد.

5-2-3- فرضیه سوم :
برای بررسی فرضیه سوم پژوهش با عنوان« بین سبک های دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد. » نتایج نشان داد که :
بین سبک نزدیکی دانش آموزان با راهبردهای تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته می توان چنین بیان کرد که براساس نظریه ی بالبی، سبک های دلبستگی ایمن(نزدیکی) و ناایمن در شکل گیری الگوهای هیجانی و نظم جویی هیجانی در بزرگسالی نقش اساسی دارند. کودکان ایمن، پاسخدهی بهینه و منسجم را از مراقب اولیه تجربه می کنند و می آموزند که ابراز و تنظیم متعادل هیجان، پیامد مثبت دارد. افراد دلبسته ایمن، تجسمی مثبت و حمایت گر از موضوع دلبستگی دارند. این موضوع احساس خودارزشمندی و تسلط در این افراد را افزایش داده و آن ها را قادر می سازد که عواطف منفی خود را به شیوه ای سازنده تعدیل نمایند. افراد ایمن، تنش های پیرامونی را به خوبی تحمل کرده و قدرت بیان هیجان های خود را دارند و زمانی که در تکالیفی که به کنترل هیجان های خودکار نیاز دارد، شرکت می کنند از راهبردهای مؤثرتری استفاده می کنند.
بین سبک دلبستگی وابستگی دانش آموزان با راهبردهای تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مجدد مثبت و نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته چنین می توان عنوان کرد که سبک وابستگی، عکس سبک دلبستگی اجتنابی که یکی از سبک های ناایمن دلبستگی می باشد و با الگو فعال سازی دیگران در روابط مرتبط است، قرار می گیرد. بنابراین دور از انتظار نیست که بین این سبک یعنی وابسته و راهبردهای ذکر شده رابطه مثبت و معنادار وجود داشته باشد.
بین سبک دلبستگی اضطراب دانش آموزان با راهبرد ارزیابی مجدد مثبت رابطه منفی و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته می توان گفت که سبک اضطرابی یکی از سبک های منفی و ناایمن دلبستگی به شمار می رود و با الگوهای فعال سازی خود در روابط مرتبط است. یعنی افراد دارای این سبک گرایش دارند که الگوی ضعیفی از خود در روابط نشان دهند. از طرف دیگر راهبرد ارزیابی مجدد مثبت یکی از راهبردهای مثبت و سازگارانه تنظیم هیجان می باشد که، به معنای مثبت بخشیدن به وقایع و اتفاقات دوران رشد و جستجوی جنبه های مثبت یک اتفاق اشاره دارد. بنابراین با توجه به این توضیحات منطقی است که بین سبک اضطراب با راهبرد ارزیابی مجدد مثبت رابطه منفی و معنادار وجود داشته باشد.

5-2-4- فرضیه چهارم :
برای بررسی فرضیه چهارم پژوهش با عنوان« بین سبک های دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد. » نتایج نشان داد که :
بین سبک دلبستگی وابستگی دانش آموزان با راهبرد تلقی فاجعه آمیز رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همانطور که در تبیین فرضیه های قبل هم بیان گردید در تبیین این فرضیه هم می توان گفت سبک وابسته عکس دلبستگی اجتنابی می باشد و با ویژگی های آن در تضاد می باشد. از طرف دیگر تلقی فاجعه آمیز یکی از راهبردهای منفی و ناسازگارانه تنظیم هیجان به شمار می رود و براساس آن فرد شرایط ایجاد شده را شدیدتر و وحشتناک تر از واقعیت آن ادراک و ابراز می کند. بنابراین منطقی است که بین سبک وابسته با این راهبرد، رابطه منفی و معنادار وجود داشته باشد.
بین سبک دلبستگی اضطراب دانش آموزان با راهبردهای سرزنش خود، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز و نمره کل راهبردهای منفی تنظیم هیجان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته می توان گفت که سبک اضطرابی یکی از سبک ها و مدل های درونکاری ناایمن دلبستگی به شمار می رود و با الگوهای فعال سازی خود در روابط مرتبط است. یعنی افراد دارای این سبک گرایش دارند که الگوی ضعیفی از خود در روابط نشان دهند. هم چنین این افراد نگرانند که دوست داشته نشوند یا ترک گردند و در جستجوی اطمینان آفرینی مجدد و تجربه عاطفه منفی هستند. از طرف دیگر سه راهبرد یاد شده از راهبردهای منفی و ناسازگارانه تنظیم هیجان می باشند. بنابراین منطقی به نظر می رسد که بین این سبک و راهبردهای منفی تنظیم هیجان چون سرزنش خود، نشخوار فکری و تلقی فاجعه آمیز رابطه مثبت و معنادار وجود داشته باشد.
5-2-5- فرضیه پنجم :
برای بررسی فرضیه پنجم پژوهش با عنوان« بین ابعاد دلبستگی و راهبردهای مثبت تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد. » نتایج نشان داد که :
بین بعد دلبستگی اجتنابی دانش آموزان با راهبردهای تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و نمره کل راهبردهای مثبت تنظیم هیجان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. در تبیین این یافته چنین می توان عنوان کرد که سبک اجتنابی یکی از سبک های منفی و ناایمن دلبستگی به شمار می رود و با الگو فعال سازی دیگران در روابط مرتبط است. از طرف دیگر تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و ارزیابی مجدد مثبت از راهبردهای مثبت و سازگارانه تنظیم هیجان به شمارمی روند. بنابراین دور از انتظار نیست که بین سبک اجتنابی با این سه راهبرد سازگارانه رابطه منفی و معنادار وجود داشته باشد.
بین بعد دلبستگی اضطراب دانش آموزان با راهبرد ارزیابی مجدد مثبت رابطه منفی و معنادار وجود دارد. تبیین این یافته در فرضیه سوم مطرح گردید.
5-2-6- فرضیه ششم:
برای بررسی فرضیه ششم پژوهش با عنوان« بین ابعاد دلبستگی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه وجود دارد. » نتایج نشان داد که :
بین بعد دلبستگی اجتنابی دانش آموزان با راهبرد تلقی فاجعه آمیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همانطور که در تبیین فرضیه های قبل هم بیان گردید در تبیین این فرضیه هم می توان گفت که سبک اجتنابی یکی از سبک های منفی و ناایمن دلبستگی به شمار می رود و با الگو فعال سازی دیگران در روابط مرتبط است. تلقی فاجعه آمیز هم یکی از راهبردهای منفی و ناسازگارانه تنظیم هیجان به شمار می رود و براساس آن فرد شرایط ایجاد شده را شدیدتر و وحشتناک تر از واقعیت آن ادراک و ابراز می کند. بنابراین دور از انتظار نیست که بین سبک اجتنابی با این راهبرد، رابطه مثبت و معنادار وجود داشته باشد.
بین بعد دلبستگی اضطراب دانش آموزان با راهبردهای سرزنش خود، نشخوار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره برون گرایی، روان رنجوری، سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی Next Entries پایان نامه ارشد درباره روان شناسی، کارشناسی ارشد، سبک های دلبستگی، دانشگاه آزاد اسلامی